تبليغاتX
حمايت از كارگران
٢٢ نفر از کارگران فرش نخشين سنندج اخراج شدند!
کارخانه گونى بافى سما در آستانه تعطيلى است!
کارگران سازمان هميارى تهديد به اعتصاب کردند!


قبلا به اطلاع رسانديم که کارفرماى فرش نخشين در ١٢ تيرماه به کارگران گفته بود که روز ٢٩ تیر ماه به کارخانه بیایند. قرار بود در اینروز لیستی ٣٠ نفره از کارگران اعلام شود که اخراج و به اداره بیمه معرفی شوند. کارفرما دلیل اخراج و بیکارسازی را تاثیرات تحریم اقتصادی بر بازار و عدم فروش کالاها ذکر کرده که همین وضعیت سیاست اخراج و بیکارسازی را الزامی کرده است! بالاخره روز ٣٠ تيرماه ٨٧ ٬ کارفرماى فرش نخشين سنندج ٢٢ نفر از کارگران اين کارخانه را اخراج کرد. او اعلام کرده که "به اين ليست اضافه خواهد شد"!

امروز سه شنبه ١ مرداد ماه و بدنبال اين موضوع کارگران در کارخانه تجمع کردند و مشغول مذاکره و جر و بحث با کارفرما هستند. کارگران اعلام کردند که چنانچه به سر کار بازگردانده نشوند و با زندگى آنها و خانواده شان بازى شود٬ همراه خانواده هايشان طى روزهاى آتى در مقابل اداره کار و ديگر ادارات دولتى دست به تحصن و تجمع و اعتراض خواهند زد. تصميم به تجمع همراه خانواده ها را کارگران در مجمع عمومى اى که در يکى از محلات فقير نشين سنندج بنام قشلاق داشتند گرفتند. بيش از نيمى از اين کارگران دراين محله زندگى ميکنند. همين تصميم مجمع عمومى را امروز در مذاکره با کارفرما اعلام کردند و منتظر نتيجه مذاکرات هستند تا اقدامات بعدى را در دستور بگذارند. این کارخانه ۶۴ کارگر دارد که ٢٠ نفر آنها دارای قرارداد یکساله و مابقی رسمی هستند. همزمان کارفرما به کارگران فشار آورده که خود را بازخرید کنند.

تشکيل مجمع عمومى همراه با خانواده ها و آمادگى براى مقابله با معضلات ناشى از سياست بيکارسازى اقدامى اصولى است که بدرست کارگران فرش نخشين به آن دست زده اند. کارگران فرش نخشين همراه با خانواده ها و ديگر مراکز کارگرى بايد فشار مستمرى را روى نهادهاى ذيربط بگذارند و از حق کارگران براى کار و زندگى و معاش و بيمه و آموزش و بهداشت و درمان دفاع کنند. نه تحريم اقتصادى به ما ربط دارد و نه سود و زيان کارفرما. همانطور که از رونق و سودهاى سرشار و صلح سرمايه داران چيزى نصيب ما نميشود. ما کارگران منافع مستقل خود را داريم و بعنوان کارگر و انسان حق زندگى داريم. هيچ احدى و به هيچ بهانه اى نميتواند زندگى و معاش را از ما سلب کند. هر گونه کرنش در مقابل اين وضعيت تنها نتيجه اش آوارگى و فقر شديدتر کارگران در منجلابى است که سرمايه دارى درست کرده است.
 
کارخانه گونى بافى سما در آستانه تعطيلى است

کارفرماى کارخانه گونى بافى سما با يک شرکت پيمانى براى دوخت و پرس محصولات توليد شده اين کارخانه قرارداد داشت. کارفرماى کارخانه سما ١٠ روز پيش قرارداداش را با اين شرکت پيمانى٬ که مدير آن فردى بنام کمال مبتدى است٬ فسخ ميکند. اين شرکت پيمانى که ۴٠ نفر کارگر روزمزد داشته و همراه با کارگران کارخانه سما کار ميکردند٬ با فسخ قرارداد همگى اخراج شدند. از ١٠ روز پيش که اين اتفاق افتاده٬ کارخانه سما هيچ توليدى ندارد و دستگاهها خاموش است. اما کارگران در سرکار حاضر ميشوند. همانطور که قبلا اعلام شد٬ کارفرما دليل اخراج و تعطيل کارخانه را تحريم اقتصادى اعلام کرده است. در حال حاضر کارگران خود کارخانه سما مشغول بکار هستند. اين کارگران مشغول انجام کارهاى باقى مانده شرکت پيمانى يعنى دوخت و پرس محصولات توليدى را انجام ميدهند. تاکنون کارگران کارخانه سما اخراج نشدند. اما يکى از مسئولين ادارى اين کارخانه به کارگران گفته که کارفرما اعلام کرده که پس از اتمام قراردادهاى کارگران٬ قراردادى را تمديد نخواهد کرد و براى مدت نامعلومى کارخانه را تعطيل خواهد کرد. اين کارخانه ۶٠ کارگر دارد که اکثرا قراردادهاى ٢ و ٣ ماهه دارند. بنا به آخرين اخبارى که در ميان کارگران هست٬ حدودا تا ١٠ روز ديگر مشخص خواهد شد که کارخانه بسته ميشود يا نه و آيا کارگران دسته جمعى اخراج ميشوند يا کارشان را ادامه ميدهند. ترديد و نگرانى صف کارگران فعلا شاغل اين کارخانه را فراگرفته است. اين سوال که چگونه بايد با سياست اخراج مقابله کرد همه جا سوال روز کارگران است. 

کارگران سازمان هميارى تهديد به اعتصاب کردند!

اين سازمان که تحت نظر معاونت عمران استاندارى ميباشد تعداد ١۵٠ کارگر رسمى و ٢٠ کارگر قراردادى دارد. تخصص اکثر اين کارگران مکانيک ماشين است و کار تعميرات ماشين آلات ادارات ديگر را بعهده دارند. اين کارگران ٣ ماه است که حقوق دريافت نکردند و همينطور ٣ ماه اضافه کارى هم ازاين سازمان طلب دارند. کارگران در وضعيت وخيم مالى قرار دارند و تاکيد کردند در صورت عدم دريافت حقوق هايشان دست به اعتراض و اعتصاب خواهند زد.

اتکا به سنت مجمع عمومى٬ چه در محل کار و چه در محلات کارگرى٬ دخالت خانواده ها در تلاش و مبارزه کارگران براى دفاع از امنيت شغلى و بيمه بيکارى و خواستهاى رفاهى٬ اقدامات فورى و عاجلى است که کارگران گونى بافى سما٬ کارگران سازمان هميارى و ... همراه با کارگران ديگر مراکز صنعتى سنندج بايد در دست بگيرند. همينطور بايد در مقابل فشار کارفرماها براى بازخريد تلاش کرد سياست واحدى را پيش برد. کارفرماها با سياست بازخريد کارگران تلاش دارند صف اعتراض در هر مرکز کارگرى را درهم بشکنند. تلاش دارند حاصل طولانى کار کارگر را با شندرغازى بدهند که تازه همان هم فردا با موانع و دزديهاى ديگر ادارات روبروست. کارگران قراردادى در اين اوضاع بدترين شرايط را دارند و کارفرماها تلاش ميکنند با بازخريد کارگران قديمى هر زمان دلشان خواست کارگران را اخراج کنند و هر نرخى که دلشان خواست براى دستمزد کارگر تعيين کنند. تن دادن به بازخريد مجموعا به ضرر مبارزه کارگران است. ميتوان در مقابل بازخريد سياست بازنشستگى با مزاياى کامل را طرح کرد. کارگران بايد منافع فورى و درازمدت خود و خانواده شان را بعنوان يک طبقه در نظر بگيرند. ضرورى است در مقابل توحش کارفرماها صف محکمى از اراده کارگران را به ميدان آورد.

حزب٬ کارگران مراکز صنعتى سنندج را به تشکيل مجمع عمومى و بررسى وضعيت و مطالبات خود فراميخواند. تعيين خواستها و انتخاب نمايندگان کارگران قدم مهم و اوليه است. حزب٬ کارگران سنندج را به ايجاد هماهنگى و اعمال فشار به دولت و ادارات ذيربط در دفاع از حقوق حقه کارگران دعوت ميکند. خواست بيمه بيکارى مکفى را در سرلوحه خواستهاى برحق خود قرار دهيد. از کارگران ديگر کارخانه هاى کردستان و مردم شهر سنندج و هم طبقه اى هايتان حمايت بخواهيد. کارفرما را تنها با قدرت متشکل و واحد ميتوان عقب راند. راه ديگرى وجود ندارد.

زنده باد اتحاد کارگران عليه سرمايه داران!
مرگ بر حکومت اسلامى سرمايه!
آزادى٬ برابرى٬ حکومت کارگرى!

حزب اتحاد کمونيسم کارگرى
١ مرداد ١٣٨٧ – ٢٢ جولاى ٢٠٠٨

+
کارگران نساجى کردستان مجمع عمومى خود را برگزار کردند!

امروز دوشنبه ٣١ تيرماه٬ کارگران کارخانه نساجى کردستان٬ مجمع عمومى دوم خود را برگزار کردند. مجمع عمومى ساعت ٨ و ٣٠ دقيقه با حضور ١٣٢ نفر از کارگران اين کارخانه شروع شد. دستور کار اين مجمع عمومى بررسى حقوقهاى معوقه کارگران و امنيت شغلى و ادامه کار کارخانه بود. يک اقدام ديگر مجمع عمومى انتخاب نمايندگان کارگران براى پيگيرى خواست هايشان بود. مجمع عمومى بعد از بحث و تنظيم خواستهاى کارگران٬ ۵ نفر را بعنوان نمايندگان کارگران انتخاب کرد. اسامى نمايندگان به قرار زير است: فرشيد بهشتى زاد٬ احمد قمرى٬ صديق صبحانى٬ محمد ملائى٬ و فردين سعادت. همچنين هادى رمضانى٬ کورش شيرزادى و يک نفر ديگر از کارگران بعنوان اعضاى على البدل نمايندگان کارگران انتخاب شدند.
 
کارگران روز قبل از مجمع عمومى به روزنامه اعتماد٬ سيروان٬ و ديگر روزنامه هاى محلى مراجعه کردند و کتبا از اداره کار و استاندارى خواسته بودند که مسئولانشان در مجمع عمومى امروز حضور داشته باشند. کارگران پس از پايان مجمع عمومى ۵ نماينده خود را به ادار کار فرستادند تا در مورد خواستهاى کارگران مذاکره کنند. طى مذاکرات کارگران که با رامين اسدى مسئول اين اداره داشتند٬ او گفته "ما مشکلى نداريم٬ دارائى نميگذارد وام به کارخانه شما بدهند. دارائى همينطور نميگذارد که کارفرما دفتر مرکزى کارخانه را در تهران بفروشند و مبلغ يک ميليون و پانصد هزار تومان که کارخانه بدهکار است را بدهد". کارگران روز يکشنبه همين هفته قرار است مجمع عمومى بعدى را برگزار کنند که در آن زمان هم مدير کارخانه به سنندج برگشته و قرار است در مجمع عمومى شرکت کند و گفته که؛ "به سوالات کارگران جواب خواهد داد"! 

کارگران درد مشترک دارند و درد مشترک را تنها با نيروى اتحاد ميتوان درمان کرد. مجمع عمومى بهترين ابزار اين کار و ضامن شرکت مستقيم و مستمر همه کارگران در مسئله روزشان است. کارگران نساجى کردستان آگاه اند که کارفرما بخاطر منافعش همه جور مانورى ميدهد. کارگران نساجى بايد صريحا خواستهاى خود را دنبال کنند و موانع بورکراتيکى که در مقابلشان ميگذارند و دعواى کارفرما و اداره دارائى و غيره را مسئله خود نکنند. فشار را بايد روى مجموعه مسببين فقر و بيکارى و بى تامينى کارگران آورد٬ نيروى کافى براى آن بسيج کرد٬ و اتحاد کارگران را هر روز قدرتمند تر کرد تا بتوان گوشه اى از حقوق پايمال شده را از گلويشان بيرون کشيد. 

حزب براى تلاش کارگران نساجى آرزوى موفقيت ميکند. حزب٬ کارگران کردستان و مردم سنندج را به حمايت از تلاش کارگران کارخانه نساجى کردستان فرا ميخواند.

مرگ بر حکومت اسلامى سرمايه!
آزادى٬ برابرى٬ حکومت کارگرى!

حزب اتحاد کمونيسم کارگرى
٣١ تيرماه ١٣٨٧ – ٢١ جولاى ٢٠٠٨
 
+
آینده کارگران نیشکر هفت تپه در گرو چه مبارزه ای است؟

کارگران کنترل تولید و توزیع را در نیشکر هفت تپه در دست بگیرید!

سه هزار کارگر نیشکر هفت تپه گرسنه اند. بچه ها و خانواده شان گرسنه اند. فریاد میزنند؛ "کارگر هفت تپه ایم، گرسنه ایم، گرسنه ایم"! "این بچه گرسنه وعده سرش نمیشه"! "زندگی شایسته حق مسلم ماست"! تاکنون چندین بار٬ و هر بار هفته ها و ماهها٬ کارگران اين مجتمع برای دریافت مطالبات خود دست به اعتصاب و اعتراض و راهپیمایی زده اند. اما هر بار یا با سرکوب وحشیانه دولت اسلامی و یا با وعده و وعیدهای مزورانه کارفرما مواجه شده اند و یا تنها موفق به دریافت بخشی از دستمزدهاى معوقه خود شده اند. بعلاوه امنيت شغلى کارگران و آينده هزاران خانواده کارگرى در ابهام کامل قرار دارد. اين وضعيتى است که سرمايه و نظام اسلامی براى طبقه کارگر بويژه در صنايعى مانند نيشکر هفت تپه ايجاد کرده است. اکنون این سئوال در مقابل کارگران قرار گرفته است که برای تامین معاش و زندگی خود، برای سیر کردن شکم فرزندان گرسنه و خانواده های خود چه باید بکنند؟ راه حل ها کدامند؟ آینده کارگران نیشکر هفت تپه در گرو چه مبارزه ای است؟

کارفرمایان و عاملین دولت مدعی اند که مجتمع نیشکر هفت تپه واحدی سود ده نیست. قدرت رقابت با محصولات تولید شده در بازار جهانی را ندارند. از این رو سیاستشان اخراج تدریجی کارگران  و تعطیلی کارخانه و فروش وسایل و ابزار آلات و زمینهای اين مجتمع است. در دو سال گذشته نیز نزدیک به دو هزار تن از کارگران را اخراج و بیکار کرده اند. ادامه این وضعیت یعنی ادامه بیکاری و اخراج سایر کارگران! نتیجه بلافصل چنین سیاستی محکوم کردن کارگران به فقر و فلاکت و بی خانمانی است.

این تنها راه حل در طبقه سرمایه دار نیست. گرایشات ارتجاعی دیگری در همین صف "وارادات بی رویه" شکر را معضل اصلى و جلوگیری از آن را "درمان مشکلات کارگران" میدانند. این جریانات  کارگران را به حمایت از یک جناح سرمایه در مقابل جناح دیگر و اتخاذ سیاستهای دولتگرایی اقتصادی و پروتکشنیستی از جمله بالا بردن تعرفه گمرکی بر واردات شکر میدانند.

این ها راه حل و آلترناتیو کارگران نیست. راه حل گرایشات و جناح های طبقه و نظام حاکم در تداوم وضعیت موجود و تبدیل کارگران به دنبالچه و نیروی ذخیره سرمایه است. در این نظام کارگران تنها زمانی میتوانند زندگی کنند که کاری بدست آورند و فقط هنگامی میتوانند کاری بدست آورند که کارشان بر سرمایه بیافزاید. در این نظام کارگر گویا تنها برای آن زنده است که بر سرمایه بیفزاید و تا زمانی باید زنده باشد که مصالح اقتصادی طبقه سرمایه دار ایجاب میکند!

راه حل استراتژيک و کوتاه مدت کارگران
اما راه حل دیگری وجود دارد. راه حل کمونیستی طبقه کارگر! راه حلى که افقهاى وسيع تری در مقابل کارگران قرار میدهد. کارگران نباید به راه حل های ارتجاعی و سازشکارانه طبقه حاکم تسلیم شوند. برای از بین بردن فقر و فلاکت و بیکاری و گرانی باید نظام سرمایه داری و حکومت اسلامی را نابود کرد. محور اقتصادی چنین انقلابی نابودی نظام مزدبگیری و لغو مالکیت خصوصی بر وسایل تولید و کار و تبدیل آن به دارایی جمعی کل جامعه است. این راه حل پایه ای طبقه ما است. نظام سرمایه داری مسبب و عامل بقاء کلیه مصائب گریبانگیر انسان امروز است. منشاء فقر و گرسنگی، بیکاری و بی مسکنی و ناامنی در این دوران، نظام اقتصادی حاکم بر جامعه است. انقلاب کارگری تنها راه حل ریشه ای برای پایان دادن به این وضعیت ضد انسانی و برقراری نظامی متضمن آزادی، برابری و رفاه همگان است. اما مادام که نظام سرمایه داری پابرجاست ما محکوم به فنا و نابودی و یا تن دادن به راه حل های ارتجاعی و سازشکارانه جناحهای مختلف طبقه حاکم نیستیم. راه حل های کوتاه مدت و دیگری هم وجود دارد. راه حل هایی که متضمن تحمیل حداکثر آسایش و رفاه ممکن برای کارگران به دولت و کارفرمایان است.  

بيمه بيکارى مکفى
باید برای پرداخت بیمه بیکاری مکفی مبارزه کرد. این یک خواست و مطالبه بر حق کارگری است. یا کار با دستمزدهای مکفی یا بیمه بیکاری! هیچ کارگری مسئول عدم سود دهی کارخانه نیست. چه کسی به سرمایه داران و دولتشان اجازه داده است، زمانی که کارخانه سود ده نیست، میتوانند از بکار انداختن وسایل تولید نیازهای مردم خودداری و کارگران را اخراج کنند؟ مطالبه بیمه بیکاری مکفی برای همه افراد آماده به کار، و يا دستکم وادار کردن دولت و کارفرما به پرداخت کامل آخرین حقوق دریافتی کارگرانی که بنگاه تولیدی آنها تعطیل میشود، حق مسلم کارگران است. این یک راه حل فوری و عمومی کارگران در چنین شرایطی است. برخورداری از معاش، مسکن، آموزش، درمان و رفاه مناسب حق هر انسانی است که چشم به این جهان میگشاید.  

کنترل کارگرى
اما در کنار پیشبرد مبارزه براى گرفتن بيمه بيکارى٬ راه حل مشخص ديگرى هم وجود دارد که ميتواند مبارزات کارگران را گامها بجلو ببرد. شما کارگران میتوانید کنترل تولید و توزیع محصولات کارخانه را در دست بگیرید. سیاست کارفرما و دولت تعطیلی تدریجی این واحدهای تولیدی و اخراج تدریجی کارگران است. شما میتوانید کار و تولید را بدون کارفرما و مدیریت سازمان دهید و کنترل تولید و توزیع را خود در دست بگیرید. میتوان تولید و توزیع را بدون چپاول و دزدیهای کارفرمایان و سرمایه داران سازمان داد. میتوان نیروی کار انسانی و تخصص موجود را در خدمت رفع نیازهای زندگی کارگران و مردم بکار انداخت. شما میتوانید با تشکیل مجامع عمومی خودتان در زمینه اعمال و پیاده کردن کنترل کارگری بر کارخانه و چند و چون دامنه اعمال این سیاست کارگری تصمیم بگیرید!

کارگران
فقر و فلاکت از هر سو گریبان جامعه را گرفته است. فرزاندان ما گرسنه اند. هیچکس به نجات ما نخواهد آمد. طبقه کارگر تنها به نیروی خود آزاد میشود. باید خواست بیمه بیکاری مکفی را به رژیم اسلامی و سرمایه داران تحمیل کرد. این یک مطالبه عمومی و سراسری است. در عین حال میتوانیم و باید کنترل شرایط کار و زندگی مان را راسا در دست بگیریم. باید به هر میزان که توان طبقه ما اجازه ميدهد٬ دست سرمایه و نظام اسلامی را از زندگی کارگر و مردم کوتاه کرد. پیشقدم شوید! کنترل کارگری بر کارخانه یک راه حل فوری در وضعیت بحرانی کنونی است. اجازه ندهید کارفرما با اخراج و بیکار سازی و عدم پرداخت دستمزدها و تعطیلی کارخانه زندگی شما را به نابودی بکشاند. سياستها و تلاشهاى تاکنونى هم معلوم شده که پاسخگوى نيازها و خواستهاى برحق شما نيستند. بايد گامى فراتر رفت. شما ميتوانيد با اتکا به نیروی اتحاد و همبستگی خود و خانواده هايتان آينده را در مسير ديگرى رقم بزنید. آینده تیره و تار، زندگی نکبت بار سرنوشت محتوم طبقه ما نیست. باید دست به کارهای بزرگ زد!

زنده باد کنترل کارگری!
مرگ بر جمهوری اسلامی! مرگ بر سرمایه داری!
آزادی، برابری، حکومت کارگری!
زنده باد جمهوری سوسیالیستی!

حزب اتحاد کمونیسم کارگری
۲۵ تیر ۱۳۸۷ – ۱۵ ژوئیه ۲۰۰۸


+
اعتراض و درگيرى يکهزار دانشجو در کرمانشاه

بنا به خبر دريافتى٬ دوشنبه ١۴ژوئيه برابر با ٢۴ تيرماه٬ در دانشکده علوم اجتماعى وابسته به دانشگاه رازى کرمانشاه٬ بيش از هزار دانشجو دست به اعتراض زدند. اين دانشجويان که از شهرهاى اطراف کرمانشاه٬ همدان و سنندج براى ثبت نام در ترم تابستانى به اين دانشگده رفته بودند٬ بدليل بدرفتارى مسئولين اين دانشکده و حراست دانشگاه٬ شروع به اعتراض کردند. اين اعتراض اوليه خيلى سريع شدت گرفت و دانشجويان معترض تمام شيشه هاى اين دانشکده را با سنگ پائين آوردند. بلافاصله يگان ضد شورش رژيم در محل حاضر شد و به مقابله با دانشجويان پرداخت. با شروع درگيرى و زد و خورد بين دانشجويان و نيروى انتظامى٬ تدريجا دانشجويان درگيرى و اعتراض را به داخل خيابان کشاندند. بلافاصله رئيس واحدهاى گارد ويژه خودش را به ميان دانشجويان رساند و علنا گفت که "غلط کرديم". ما نبايد هيچگونه بى احترامى به شما دانشجويان عزيز بکنيم! و بلافاصله اعلام کرد که هر کدام از مامورين به دانشجوئى آسيب برسانند او را بازداشت خواهم کرد! اعتراض دانشجويان با عذرخواهى مسئولين و رئيس نيروهاى سرکوبگر خاتمه يافت.  

حقوق معوقه کارگران اداره هميارى

کارگران اداره هميارى سنندج ٣ ماه است حقوق نگرفتند. اين اداره آنطور که ميگويند با بحران بودجه روبرو است. قبلتر تعدادى از کارکنانش را اخراج کرده است. دراين شرکت ٢١٠ کارگر کار ميکنند که ١١٠ نفر آنها رسمى و مابقى قراردادى هستند.

اعتصاب کارگران چاپ وزارت ارشاد

بنا به خبر روزنامه مردمسالارى و سايت حکومتى تابناک٬ "چاپخانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، واقع در ابتداى جاده مخصوص کرج، از حدود سه هفته پيش در اعتصاب است. گفته مى شود، کارگران حتى رئيس اين چاپخانه را به داخل راه نمي دهند".

 اين خبر افزوده است که " مشخص نيست علت اين اعتصاب چيست"! اگر کارگران بدلائل معيشتى و دفاع از حقوق شان در مرکز انتشار خرافه اعتصاب نکردند٬ لابد بزعم آقايان ديوانه شدند!


مرگ بر حکومت اسلامى سرمايه!
آزادى٬ برابرى٬ حکومت کارگرى!

حزب اتحاد کمونيسم کارگرى
٢٧ تيرماه ١٣٨٧ – ١٧ جولاى ٢٠٠٨

+
تظاهرات در لندن

اعتراض به احکام اعدام فرزاد کمانگر ، فرهاد وکیلی و علی حیدریان در ایران

 

جمهوری اسلامی ایران ، حکومت صدهزار اعدام ، حکومت جنایت علیه بشریت و نماینده ارتجاع و توحش قرون وسطایی ، احکام اعدام سه معلم فعال حقوق بشر در کردستان را صادر و به تائید دیوان عالی کشور رسانده است . باید به این توحش اسلامی اعتراض کرد و از اجرای احکام اعدام این فعالین حقوق بشر جلوگیری کرد.

ما ، همگان را به شرکت در تظاهرات اعتراض به این احکام غیر انسانی بیدادگاه های رژیم اسلامی ایران دعوت میکنیم.

زمان : سه شنبه 22.07.2008
ساعت : 14.00 تا 16.00
مکان : مقابل سفارت رژیم اسلامی در لندن
16 Princes Gate
London, SW7 1PT
نزدیک ترین ایستگاه های قطار
High street Kensington or Nights Bridge

اعدام ، قتل عمد دولتی است و باید سریعا متوقف گردد!
حکم اعدام فرزاد کمانگر ، فرهاد وکیلی و علی حیدریان لغو اید گردد!
مرگ بر جمهوری اسلامی!

حزب اتحاد کمونیسم کارگری – واحد انگلستان
18.07.2008

جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره تلفنهای زیر ارتباط بگیرید
07765431276   و   07881726475
uk.wupi@gmail.com
 
+
تجاوز جنسی به مهتاب، کارگر 15 ساله را نباید بی پاسخ گذاشت.


خبر چنین گزارش شده بود.
"دختری کارگر به نام مهتاب احمدزاده، سن 15 سال، اهل پیرانشهر که همراه خانواده اش در یک کارگاه پرورش مرغ ( مرغداری ) در شهر نقده کار می کرد، توسط کارفرمایش مورد تجاوز جنسی قرار گرفت. او رنج و آزارهای روحی ناشی از این جنایت را تحمل نکرد و دست به خود سوزی زد. مهتاب در محل کارش جان سپرد".
متاسفانه این خبر توجه بسیاری از خبرگزاریها و سایتهای اینترنتی را بخود جلب نکرد. در صورتیکه مورد مهتاب تنها نمونه ائی از هزاران جنایت این چنینی است که هر روز در محیط های کار و جامعه مصیب زده ایران و کردستان اتفاق می افتد.
این خبر را در محیط کارم مطالعه کردم. محیط کاری که بیش از 30 درصد کارگرانش را زنان تشکیل می دهند و مطابق قانون و مقررات حاکم تجاوز جنسی که سهل است، هرگونه آزار لفظی جنسی از جانب هر مقامی "گرچه به ندرت اتفاق می افتد"، و در صورت عدم هوشیاری تشکلهای کارگری در محیط کار می تواند افزایش یابد، اما ممنوع و جرم است و کمترین پیامدش می تواند از دست دادن کار باشد.
تجاوز جنسی به مهتاب، کارگر 15 ساله، نوجوان محنت کشیده ائی که آن سرمایه دار حیوان صفت حتی به تن رنجدیده و استثمار شده اش رحم نکرد و با این وحشیگری او را وادار کرد که پیکر رنجور و مورد تجاوز جنسی قرار گرفته اش را به شعله های آتش بسپارد را هنوز هم نتوانسته ام از ذهن دور کنم. مهتابی که نه در پی زرق و برق، بلکه در نتیجه فقر و فلاکت و در پی لقمه نانی، خود و خانواده اش تن به مهاجرت می دهد، این چنین طعمه درنده ائی حیوان صفت شد و دردهای ناگفته و آرزوهای در دل مانده اش را با خود به گور برد. مهتاب نمونه ائی از هزاران رویداد مشابهی است که در جامعه بلا زده ایران و گرفتار آمده در دام مصائب سرمایه داری هر روز تکرار می شود و قربانی می گیرد.
مرگ دلخراش مهتاب را تنها با پاسخی در خور به بانی این جنایت می توان تسکین داد، و این پاسخ می تواند چنین باشد.
اعتراض و بروز خشم و نفرت از وادار کردن مهتاب به خودسوزی برای تشکلها و فعالین جنبش کارگری از چند زاویه مهم است.
اول اینکه مهتاب یک کارگر کم سن و سال بود که اصولا" بکارگیری نیروی کارش در این سن و سال باید جرم محسوب شود.
دوم اینکه مهتاب نوجوان زیر 18 سالی بود که مورد تجاوز قرار گرفت. تجاوز اگر جرم است که هست. تجاوز به دختری پانزده ساله به طریق اولی و باید جرم سنگینی باشد.
و سوم اینکه مهتاب کارگرِ در محیط کارش، (مکانی که کارگر در آن باید از امنیت کامل برخوردار باشد) نه تنها مورد تجاوز قرار می گیرد، بلکه در نتیجه این تعرض سرمایه دار صاحب کارگاهش دست به خود سوزی می زند و در محیط کارش جان می سپارد. مرگ او یک سانحه محیط کار است، سانحه ائی عمدی که مسبب اصلی آن کارفرماست. کارفرما اگر در مقابل هر سانحه دیگری در محیط کار اتوماتیک مسئول و مجرم است، در این مورد معین خود در این سانحه محیط کار که به مرگ یک کارگر دختر 15 ساله منجر شده است، مستقیما" مسئول و بدون تردید متهم ردیف اول است.
از اینرو برای حفظ امنیت کارگران اعم زن و مرد در محیط کار، برای جلوگیری از تکرار چنین فجایعی در جامعه و بویژه در محیط های کار، اعتراض جمعی و گسترده کارگران، فعالین کارگری و تشکلهایشان به مرگ مهتاب توسط کارفرما را باید به بستری برای مبارزه وحدت همه فعالین کارگری علیه سرمایه داران و جنایتهایشان تبدیل کنیم.
در این اعتراضات باید خواستار محاکمه صاحب این کارگاه بجرم تجاوز جنسی به دختری زیر 18 سال، تجاوز به کارگری کم سن و سال که به عاملی برای دست زدن او به خودکشی و مرگ در محیط کار گریده و بعنوان سانحه ائی عمدی در محل کار بحساب می آید، شد. این صاحب کار را باید و بدون ترید به اتهامات فوق مورد محاکمه قرار داد بطوریکه تا پایان عمر ننگینش در زندان بماند.
ایکاش تاکنون شاهد صدور دهها و صدها اطلاعیه و بیانیه در محکومیت تجاوز به مهتاب می بودیم. دفاع از امنیت کارگران بخصوص در محیط کار وظیفه فعالین و تشکلهای کارگری و مبنائی برای وحدت است.
غم و اندوه مرگ دلخراش مهتاب و همه قربانیان چنین جنایتهائی را که توسط سرمایه داران و حامیانشان هر روز
صورت می گیرد را به نیروئی برای تداوم مبارزه طبقه مان علیه این جنایت پیشگان تبدیل کنیم. 

+
کارگران و روبوت ها
 
 


٢٣٠ کارگر ایران خودرو اخراج ميشود
 
بنا به تصمیم و اقدام مدیران و کارفرمایان مجتمع ايران خودرو٬ اخیرا تعداد 38 دستگاه روبوت  خریداری شده از کشور آلمان را در سایتهای يک و دو ایتکوپرس بکار گرفته اند. کار این ربوت ها در زمینه برش و بسته بندی است. استفاده از روبوت ها در جهت کاهش استفاده از نیروی انسانی در پروسه توليد است. بلافاصله و بدنبال اين تغييرات تکنولوژيگ در ايران خودرو٬ حکم اخراج بخشى از کارگران ابلاغ شد.
 
بلوری مدیر تولید سایت دو ایتکوپرس به کارگران اعلام نموده که تا پایان شهریور ماه 230 نفر از کارگران قراردادی را اخراج خواهند کرد! مابقى کارگران سایت دو ایتکوپرس را در سایت یک ایتکوپرس واقع در اتوبان کرج قزوین ادغام نموده اند. آنها اعلام داشته اند که روش کار تاکنونى برای شرکت سوددهی نداشته و پول اضافی هم برای پرداخت به کارگران ندارند! اقدام بعدى و در همین راستا٬ تمديد نکردن قراردادها و تغيير قرادادهاى فى الحال منعقد شده است. شرکت از تمديد قراردادها  با کارگران امتناع کرد٬ و همينطور کارگرانی را که با شرکت قرارداد یکساله داشته اند٬ قراردادشان را به 3 ماهه تبدیل کرد. با این اقدام کارفرما٬ موج بیشتری از ابهام و اضطراب و فقر و بیکاری بر زندگی کارگران و خانواده های محرومشان سایه افکند. کارگران سایت دو ایتکوپرس از هم اکنون بشدت نگران بیکاری خود و چگونگی تحمیل هر چه بیشتر فقر و فشار به خانواده هایشان هستند.
 
آنچه که در ايران خودرو صورت گرفته است٬ يک حرکت اجبارى عمومى و متناقض سرمايه دارى در همه جاى جهان و بويژه در مراکز مهم صنعتى است. سرمايه ها در روند رقابت در بازار و جنگ بقا٬ ناچارند مرتبا تکنولوژى و توان توليدى را بالا ببرند. يعنى بر حجم سرمايه گذاشته شده براى ماشين آلات و دانش تکنولوژيک بيافزايند و حجم کمترى از سرمايه را به نيروى انسانى اختصاص دهند. نتيجه بلافصل اين تحولات در پروسه توليد٬ کاهش نيروى انسانى و بيکارسازيها و پرتاب بخشى ديگر از کارگران به ارتش بيکارى است. هدف سرمايه داران بالا بردن ميزان سود و بقا در جنگل بازار و رقابت است. رقابتى که امروز جهانى است و از فاکتورهاى اقتصادى در بازار جهانى تبعيت ميکند. ايران خودرو هم در چند سال گذشته وارد اين عرصه شده و کالاهايش در بازارهاى کشورهاى مختلف  از جمله؛ روسيه٬ اوکراين٬ ترکيه٬ الجزاير٬ عراق٬ مصر٬ ارمنستان و ونزوئلا بفروش ميرسد. ايران خودرو دراين بازارها بايد با شرکتهائى مانند پژو و تويوتا و رنو رقابت کند. معنى اين امر يعنى بالا بردن استانداردها مطابق با نيازها و استانداردهاى امروز بازار اتومبيل٬ ارزان بودن و مقرون به صرفه بودن اقتصادى براى خريداران است. يک وجه تناقض اين روند٬ برخلاف هدف سرمايه داران براى کسب سود بيشتر٬ گرايش نزولى نرخ سود سرمايه است. و اين بهائى است که سرمايه ها در رشته هاى مختلف بايد براى بقا خود در جنگ رقابت بپردازند.
 
وجه ديگر تناقض اين روند٬ معنى اجتماعى و انسانى آن براى کارگر و خانواده کارگرى است. توان تکنولوژيک و علمى بشر و قدرت عظيم بارآورى کار٬ به جاى اينکه در خدمت رفاه و آسايش طبقه کارگر و خالقان ثروت اجتماعى قرار گيرد٬ به اهرمى در جهت به فلاکت کشيدن هرچه وسيع تر طبقه کارگر بدل شده است. خداى جبار سرمايه٬ که توسط خود کارگران هر روز فربه شده٬ بيش از پيش بر فلاکت شان حکم ميراند! اين تناقض بنيادى تر سرمايه دارى با نفس وجود اجتماعى و انسانى کارگر است. سرمايه بدون اردوى کار منکوب شده و له شده و حکومت و قوانينى که اين وضع را نگهدارد نميتواند بماند٬ و ارتش بردگان مزدى با وجود سرمايه و نظام مبتنى بر بردگى وضع شان تغييرى نخواهد کرد. کارگران مخالف تکنولوژى و پيشرفت نيستند. چرا که کل پيشرفت جامعه بشرى و ظرفيت نجومى بارآورى کار نتيجه فعاليت و کار اجتماعى آنهاست. توان فعلى بشر امروز و پتانسيل بسيار بيشتر آن در رفع نيازهاى جامعه و رشد و تعالى فيزيکى و معنوى٬ تنها بر حقانيت و ممکن بودن و مبرميت سوسياليسم تاکيد دارد. انتقاد کارگران کمونيست و سوسياليست به اين نظام اينست که چرا سد راه رهائى و آزادى بشر شده است؟ چرا اين توان توليدى و تکنولوژيک و علمى بشر در خدمت خود او نيست و به چماقى براى عقب راندنش به عهد فرعونها تبديل شده است؟ اين چه نظام کثيفى است که رشد علم و تکنولوژى در آن به فقر و بيکارى و گرسنگى و تن فروشى و بيمارى کارگر منجر ميشود؟
 
کارگران٬ هم زنجيران!
سرمايه دارى به راستى نظامى گنديده و دشمن بچه ها و زندگى و عواطف و همه وجوه انسانى و اجتماعى طبقه ماست. اگر قرار است آينده اى براى ما و کل مردم محروم قابل تصور باشد٬ دراين آينده سرمايه دارى جائى ندارد. نه فقط بايد اين نظام را بزير بکشيم٬ بلکه بقاى تاکنونى آن براى طبقه ما  بسيار گران تمام شده است. طبقه ما براى رهائى راهى جز انقلاب عليه سرمايه و نظام منحط و ضد کارگر سرمايه دارى ندارد. هيچ راه سومى براى ما وجود ندارد. امروز بايد در جبهه ها و سنگرهاى مختلفى حاضر شويم. درعين حال که نيرويمان را براى آوردن توده هاى طبقه کارگر و جامعه پشت آلترناتيو کارگرى بسيج ميکنيم٬ همزمان بايد در مقابل مصائب عملکرد سرمايه دارى سنگربندى کنيم. بيکارى مخلوق ما نيست و مسئوليتش هم بعهده ما نيست. ما آماده بکاريم و تاکنون چرخهاى جامعه روى دوش کار ما چرخيده است. اگر کار ندارند بايد بيمه بيکارى بدهند. نه کار نه بيمه بيکارى را قبول نداريم. اگر اين را هم نميتوانند بدهند بايد گورشان را گم کنند. هم طبقه ايهايمان در نيشکر هفت تپه به شيواترين بيان اعلام کردند که؛ "اين بچه گرسنه وعده سرش نميشه"! ما بشريم و حق زندگى داريم. هيچ احدى و هيچ خدائى نميتواند زندگى و معاش و سلامتى و سواد و بهداشت را از ما سلب کند. اگر ما کار نکنيم کثافت سرپاى وجودشان را ميگيرد. تمام شوکت و جلال اين حيوانات درنده و نظامشان محصول کار ماست. اينها که هر روز و هر ثانيه کارگر را تحقير ميکنند٬ بدون ما و کار ما هيچى نيستند. مشتى انگل و مفتخور و سفته باز و دزد و مافيائى و پدوفيل مخرب بيش هستند.
 
کارگران بايد قدرتشان را عليه بيکارسازى و اخراج و روند فلاکت عمومى طبقه کارگر بميدان بکشند. بيکارى امر بيکار شده ها نيست٬ امر طبقه کارگر است. يک موضوع مهم و بنيادى جامعه است. مسئولش سرمايه دارى است و بايد وادارش کرد که هزينه تامين معيشت بيکار شده ها را بپردازد. حتى همين هزينه از جيب سرمايه دار خارج نميشود بلکه بخشى از کار طبقه کارگر است. ما گدائى نميکنيم بلکه حق مسلم و بديهى مان را طلب ميکنيم. يا کار يا بيمه بيکارى مکفى! هيچ تغيير تکنولوژيک نميتواند به "اضافه بودن" و دور انداختن بخشى از جامعه ترجمه شود. آموزش کارگر٬ جايگزينى در بازار کار٬ پرداخت بيمه بيکارى٬ کاهش ساعت کار٬ بالابردن دستمزدها و بيمه ها٬ و غيره بايد نتيجه طبيعى چنين روندى باشد. اما اگر سرمايه دارى و منطق سودآورى با نفس موجوديت طبقه ما بعنوان انسان در تناقض است٬ بايد به قدرتمند شدن اراده و تصميم ما براى جارو کردن اين نظام فاجعه بار و جنايتکار و استثمارگر سرمايه دارى منجر شود. بردگى را نميتوان اصلاح کرد٬ آزادى بردگان تنها ميتواند در الغاى نظام بردگى متحقق شود. آنچه را که سرمايه دارى نميتواند تامين کند٬ طبقه کارگر و حکومت کارگرى به وسيعترين شکلى براى همگان تضمين ميکند.
 
اگر دنيا دست ما باشد؛ کودکى از گرسنگى و بى داروئى تلف نخواهد شد! اگر دنيا دست ما باشد؛ تبعيض و استثمار را الغا ميکنيم! اگر دنيا دست ما باشد؛ مليت و نژاد و مذهب بشريت را قصابى نخواهند کرد٬ همه شهروندان محترم و برابر جامعه اند! اگر دنيا دست ما باشد؛ زندانها و سلاحها و شکنجه گاهها را نابود خواهيم کرد. بجاى سرکوب و انقياد سياسى و اقتصادى، شرايط مادى شکوفائى فرد و جامعه را تامين خواهيم کرد! اگر دنيا دست ما باشد؛ جامعه اردوى کار اجبارى براى تامين سود سرمايه نخواهد بود بلکه کار آگاهانه و نقشه مند براى رفع نيازهاى همگان را سازمان خواهيم داد! اگر دنيا دست ما باشد؛ ژنرالها و سرکوبگران و خيل آخوندها و کاردينال ها و خاخام ها و واعظين بردگى بشر را مرخص خواهيم کرد. بجاى توليد جهالت و سم در جامعه علم و پيشرفت انسان را هدف قرار خواهيم داد! اگر دنيا دست ما باشد؛ آن را زير و رو خواهيم کرد!
 
حزب٬ طبقه کارگر ايران را به سنگربندى در مقابل بيکارى و فقر و فلاکت و گرسنگى فراميخواند. موج بيکارسازيها و ماشين جهنمى و خونين فقر و گرسنگى خود بخود متوقف نميشود٬ بايد آنرا متوقف کرد و بايد آنرا درهم شکست. حزب توجه کارگران سوسياليست و کمونيست و رهبران کارگرى را به تلاشى گسترده و نقشه مند براى مقابله با اين روند جلب ميکند.
 
يا کار يا بيمه بيکارى مکفى!
مرگ بر حکومت اسلامى سرمايه!
آزادى٬ برابرى٬ حکومت کارگرى!
 
حزب اتحاد کمونيسم کارگرى
٢٠ تير ماه ١٣٨٧ – ١١ جولاى ٢٠٠٨
 
+
اعتصاب ایران خودرو پایان یافت
عقب نشینی موقت و زمزمه اخراج وسیع

اعتصاب کارگران ایران خودرو در تمام بخشها به پایان رسید. اعتصاب بیش از 8500 کارگر که روز دهم تیر ماه بیشترین کارگران سالنهای مختلف را دربرمیگرفت، در روزهای بعد به صورت کم کاری و اعتصاب جسته گریخته علیرغم فشار شدید نیروهای اطلاعاتی و امنیتی ادامه داشت. از جمله روز شنبه پانزدهم تير ماه 3500 کارگر قراردادی کارگاه اطاق سازی ایران خودرو و کارگاه بخش عمران و نوسازی در جاده مخصوص کرج٬ همچنان اعتصاب قدرتمند خود را ادامه دادند. از روز یکشنبه 16 تیرماه اعتصاب در تمام بخشها با عقب نشینی تلویحی مدیریت ایران خودرو و اعلام وعده هائی به پایان رسید.

مدیریت ایران خودرو در برابر اعتصاب کارگران در تمام بخشها و زیر مجموعه های ایران خودرو، مدیران مسئول هر قسمت به کارگران اعلام نموده اند که به خواستهای کارگران از جمله افزایش حقوق، اضافه کاری، پرداخت مجدد حق آکورد (پاداش تولید) که از آغاز سال جدید قطع شده بود، در نظر گرفتن شرایط مناسب سنوات کاری تا پایان این ماه رسیدگی و اقدام خواهد شد. بطور کلی این یک عقب نشینی کارفرماها و یک پیروزی برای کارگران است. چرا که در صورت عمل کردن مدیریت به وعده ها بخشی از مطالبات اعتصاب تامین میشود. اما کارگران به حق با بدبینی شدید به این وعده ها می نگرند. دلیل بدبینی کارگران روشن است: با توجه به سوابق منفی و ماهیت ضد کارگری مدیریت ایران خودرو این وعده ها عمدتا ترفندی برای کنترل اعتصاب، وقت خریدن برای شناسایی فعالین و رهبران کارگری، اخراج فوری آنها از محیط کار و تلاشی انسجام و اتحاد کارگران است که در اعتصاب خود را نشان داده است.

درکنار این عقب نشینی و وعده ها شایعاتی نیز در سطح شرکت به گوش میرسد. از جمله بر اساس خبری که فعلا بصورت زمزمه و شایعه در بین کارگران ایران خودرو بخصوص کارگاه شاتل (سازنده اطاق خودرو سمند ) پیچیده است، مدیریت ایران خود رو قصد اخراج 3500 نفر از کارگران را پس از اتمام تعطیلات تابستانی دارد. تعطیلات تابستانی ایران خودرو از 25 مرداد ماه تا پنجم شهریور خواهد بود. لازم به یاد آوری است وعده ای را که مدیریت کارگزاران سرمایه در ماه پیش به کارگران بخش ایتکو پرس مبنی بر افزایش فقط 3500 تومان ناچیز به دستمزد کارگران را داده بود حتی اجرا نشده است !

حزب اتحاد کمونیسم کارگری عقب نشینی کنونی کارفرماها و مدیریت را نتیجه درجه اتحاد کارگران میداند. اگر کارگران متحدتر بودند و در اعتصاب تمام تولید را میخواباندند، اگر 32000 کارگر ایران خودرو همه یکصدا مطالباتشان را اعلام میکردند و یا به اعتصاب میپیوستند، پیروزی عمیق تر و در دسترس تر میبود. همین درجه پیروزی امروز نیز باید تضمین شود. در اعتصاب روز شنبه 7 نفر از کارگران اعتصابی توسط مزدوران اطلاعات دستگیر شده اند. هنوز خبر دقیقی از آزادی این کارگران نیست. اعتصاب ایران خودرو در شرایط سخت و زیر فشار سنگین و سرکوب پلیسی شروع و ادامه یافت. تجارب این اعتصاب برای کارگران این مرکز بزرگ صنعتی و دیگر بخشهای جنبش کارگری باقی میماند. اما تاثیرات این اعتصاب پایدارتر است. بار دیگر مدیران و عالیجنابان مفت خور که در رسانه ها درجه استثمار کارگر و صدور محصولات ایران خودرو را به بازار جهانی با "افتخارات ملی" مزین میکنند، بی گدار به آب نخواهند زد. مجبورشان میکنیم حقوق کارگر را سروقت بدهند و زیادی تند نروند.

کارگران ایران خودرو حق دارند به این موجودات انسان نما بدبین باشند. اما بدبینی صرف کافی نیست. اعمال فشار برای تحقق وعده ها، آزادی فوری دستگیر شدگان، ایجاد اتحاد در مقابل سیاست پرونده سازی و اخراج، ایجاد آمادگی کافی برای تعرض متقابل و وسیعتر در صورت تعرض کارفرماها، اتکا منظم کارگران به مجمع عمومی، بایکوت مطلق حراستیها و همکاران آنها و تلاش برای بیرون انداختن جاسوسها از سالنهای تولید، از جمله تلاشهائی است که در فردای اعتصاب در دستور همه بخشها است.

حزب به کارگران اعتصابی و اتحاد و همدلی آنها درود میفرستد. حزب این پیروزی نسبی و عقب نشینی کارفرماها را به کارگران تبریک میگوید. حزب کارگران ایران خودرو و رهبران و فعالین کارگری این مجموعه را به بررسی و ارزیابی دقیق این اعتصاب دعوت میکند. حزب از کارگران این مجموعه صنعتی میخواهد تلاشهایشان را به مجمع عمومی کارگری متکی کنند و برای ایجاد اتحاد گسترده تر در میان کارگران بکوشند. تنها این اتحاد است که میتواند حمله متقابل کارفرماها را خنثی کند. ما نیاز به امید و خوش بینی داریم. ما سر سوزنی اشتراک منافع و اعتماد به کارفرما جماعت و مزدورانشان نداریم. منشا امید و خوش بینی و اعتماد هم در آسمانها نیست، بلکه روی زمین سفت و در اراده متحد کارگران و قدرت آنها نهفته است.

زنده باد کارگران ایران خودرو!
مرگ بر حکومت اسلامى سرمايه!
آزادى٬ برابرى٬ حکومت کارگرى!

+
برای دفاع از مبارزات انقلابی کارگران نیشکرهفت تپه متحد شویم!


بیش از یک سال است که کارگران نیشکر هفت تپه برای دستیابی به خواست های خود، دست از کار می کشند، تجمع اعتراضی راه می اندازند و برای رساندن صدای اعتراضشان حتی اقدام به تظاهرات می کنند. رفقای ما در نیشکر هفت تپه اکنون به خوبی دریافته اند تنها راه رسیدن به خواست هایشان راه اعتراض، راه اعتصاب و راه مبارزه است. آنان مشعلی را برافروخته اند که شعله فروزان آن فرا راه همه کارگران ایران می باشد. همچنانکه پیش از این نیز فروغ آذرخش مبارزۀ انقلابی کارگران در برخی کارخانه ها و مراکز کارگـری نمایان گشته است.
کارگران انقلابی پروژه های پارس جنوبی نیز با الهام از این مبارزه و براساس برادری طبقاتی کارگران، در دفاع و حمایت از مبارزات انقلابی کارگران نیشکر هفت تپه از هیچ تلاشی فرو گذاری نمی کنند.
اما خواست های کارگران نیشکر هفت تپه چیست که مدیران و سرمایه داران حاکم این گونه به هراس افتاده اند و دیوانه وار به هر شیوۀ ضد کارگری و ضد انسانی متوسـل می شوند تا آ نان را سرکوب کرده و صدای اعتراض کارگران را خفه سازند؟
کارگران نیشکر هفت تپه می گویند: چندین ماه است که مدیران کارخانه و صاحبان سرمایه از پرداخت مزدمان سر باز می زنند. وقتی کارگران حتی از گرفتن مزد خویش محرومند چگونه می توانند معاش روزمره خود را تأمین نمایند؟ چگونه می توانند فرزندان خود را برای تحصیل به مدرسه بفرستند در حالی که قادر به سیر کردن خانوادۀ خود نیستند؟ چگونه می توانند از بهداشت و رفاه حداقل برخوردار باشند درحالی که در فقر مطلق دست و پا میزنند و از سوء تغذیه رنج می برند؟
کارگران نیشکر هفت تپه می گویند: هرکدام از ما سالهاست که در کارخانه و مزارع نیشکر سلامتی و نیروی جوانی خود را به قیمت به حرکت در آوردن چرخ این صنعت و انباشته گشتن سرمایه های سرمایه داران از دست داده ایم. باید ازامنیت شغلی برخوردار باشیم تا سرمایه داران مجاز نباشند هر زمان که اراده کنند کارگران را اخراج نموده و ما را از امرار معاشمان محروم سازند.
کارگران نیشکر هفت تپه می گویند: از بهره کشی از نیروی کار ماست که سرمایه داران در کاخها ی امن و ویلاهای مجلل به آسایش و آرامش رسیده اند. آنان می گویند: داشتن مسکن مناسب حق کارگران است.
کارگران نیشکر هفت تپه می گویند: ما و همه کارگران برای بدست آوردن خواست های خود، برای افزایش نیروی مبارزاتی و آگاهی طبقاتی، برای ایجاد همبستگی و یکپارچگی و برای مقابلۀ متحد و متشکل کارگران در برابر سرمایه داران و ارگانهای سرکوب جمهوری اسلامی نیازمند تقویت روحیۀ رزمندگی و قوای متشکل خود و نیازمند تشکل مستقل طبقاتی (مستقل از دولت، کارفرمایان، احزاب و نهادهای مذهبی) هستیم. از این رو ایجاد اتحادیه مستقل کارگری (سندیکا) حق مسلم ماست و باید برای برپایی آن تلاش کنیم.
آری پرداخت حقوق معوقه، اعتراض به اخراج و بیکارسازی، داشتن مسکن مناسب، عدم پیگری امنیتی و قضایی کارگران مبارز و آزادی کارگران زندانی و برخورداری از سندیکای مستقل حق کارگران نیشکر هفت تپه و طبقۀ کارگر ایران است.
چگونه می توانیم نسبت به منافع طبقاتی خود بی اعتنا باشیم و از دوستی و برادری میان طبقه کارگر سخن نگوییم؟
چگونه می توانیم از ظلم و ستم و سرکوب سرمایه داران و زمین داران حاکم ابراز تنفر و انزجار نکنیم و شاهد به بند کشیدن رفقای کارگر و فعالان کارگری باشیم؟
جنبش اعتراضی کارگران نیشکر هفت تپه توانائی خویش را در نمایش تظاهرات خیابانی و برداشتن گامهای مؤثر در راه تحقق بخشیدن به ایجاد تشکل صنعتی و سندیکای طبقاتی خود نمایان ساخته است. پیشتازی رفقای ما در صنعت نیشکر بستر نوینی را در گستره جنبش انقلابی کارگران گشوده است. با حمایت سراسری از این جنبش انقلابی صف متحد ارتش کار را درمقابل سرکوب گران سرمایه دار و حاکمیت ضد انقلابی آ نها برپا کنیم و پرچم انقلاب کارگران را بر تارک جنبش انقلابی کارگران و زحمتکشان برافراشته سازیم.

زنده بـاد اتحاد طبقـه کارگـر
پیش بسوی تشکیل اتحایه های مستقل کارگری (سندیکا) و تدارک انقلاب کارگری

زنده بـــــــاد سوسیالیســــــــــــــــــــم

کارگران انقلابی پروژه های پارس جنوبی
کمیته انقلابی کارگران ایران
تـــــیرماه 1387

+
اعتصاب غذای ده زن زندانی در زندان اوین

۲۳ روز پس از بازداشت بی دلیل تعدادی زن در مقابل پارک ملت تهران، محبوبه کرمی، یکی از فعالین جنبش حقوق زنان در ایران، و نه زن ديگر که در سلولی انفرادی در بند ۲۰۹ زندان اوين بازداشت هستند، به دليل "عدم رسيدگی مسئولان زندان، نداشتن حق هواخوری و ناديده گرفتن حقوق به اصطلاح قانونی" دست به اعتصاب غذا زده اند.
در بین این زندانیان زنی 70 ساله و دختری 17 ساله نیز وجود دارد.
سازمان آزادی زن ضمن محکوم کردن بازداشت و زندانی کردن این زنان، از آنها میخواهد که به اعتصاب غذای خود پایان دهند. مبارزه برای آزادی و برابری و رسیدن به حقوق انسانی نباید با روش های خود آزاری توام شود. این روش نه تنهاد کار ساز نیست، بلکه تاثیری بجز وارد آوردن صدمات بیشتر بر جسم و جان آنها نخواهد داشت.  سازمان آزادی زن به سهم خود قاطعانه برای آزادی این زندانیان خواهد کوشید.
ستم بر زن موقوف
سرکوب زنان ممنوع
زنده باد آزادی زن
سازمان آزادی زن   
www.azadizan.net
7 ژوئیه 2008

+

بیانیه اعلام حمایت از کارگران اعتصابی نیشکر هفت تپه

ما امضا کنندگان ذیل، حمایت خود را از خواسته های کارگران اعتصابی هفت تپه اعلام داشته و مصراً خواهان آن هستیم که کارگران اخراجی بدون قید و شرط به سر کار خود باز گردند و کارگران زندانی هر چه سریعتر آزاد شوند، کلیه حقوق کارگران پرداخت شده و آزادی فعالیت سندیکایی به رسمیت شناخته شود. اعتصاب حق کارگران است و سرکوب آنها توسط نیروهای انتظامی زیر پا گذاردن حقوق اولیه کارگران است. همچنین پرداخت حقوق ایام اعتصاب بی کم و کاست باید به کارگران اعتصابی پرداخت شود.

کمپین حمایت از کارگران اعتصابی هفت تپه

کمیته پیگیری ایجاد تشکل های آزاد کارگری

برای امضا به آدرس زیر مراجعه نمایید:
+