تبليغاتX
حمايت از كارگران
ارومیه؛ حسين هنگروانى هم جان باخت!

هفته پيش در يک کارگاه صافکاری واقع در جاده انهر جنب الواج٬ بر اثر آتش سوزی و فقدان امکانات ایمنی٬ کپسول هوا منفجر میشود. آتش سوزى و انفجار کپسول هوا بلافاصله کارگرى بنام فرشید هنگروانی را که هنوز در سن نوجوانی بود بطرز فجیعی به قتل ميرساند. همينطور برادر بزرگ فرشید٬ حسین هنگروانی با هشتاد درصد سوختگی برای مداوا به شهرستان تبریز انتقال داده میشود. بنا به خبر دريافتى٬ با کمال تاسف حسين هنگروانى ديروز يکشنبه ٢٧ مرداد در بيمارستان تبريز جان باخت. بعدازظهر دیروز جنازه حسین را در روستای کوتالان ارومیه در کنار برادرش فرشيد دفن کردند.

مسبب اصلى اين جنايات و جنايات سريالى که در ايران نام "حوادث کار" را به آن داده اند٬ سرمايه دارى و دولت مدافع آن يعنى جمهورى اسلامى است. از ايران خودرو تا شازند و اروميه و ذوب آهن و عسلويه و هر گوشه ايران٬ هر روز محيط کار از کارگران قربانى ميگيرد. محيط کار در ايران به کشتار کارگران تبديل شده است. ميزان قربانيان محيط کار در ايران کمتر از قربانيان يک جنگ سهمگين نيست. قاتلين اين کارگران کسى جز طبقه حاکم و قوانين و دولت حافظ منافع آنها نيست.

حزب اتحاد کمونيسم کارگرى جان باختن حسين هنگروانى و فرشید هنگروانی را به خانواده و بستگان او صميمانه تسليت ميگويد. هرچند جان و وجود انسانها را نميتوان با هيچ غرامت مادى جايگزين کرد٬ با اينحال بايد دولت و کارفرما را براى پرداخت غرامت و تامين زندگى خانواده فرشيد و حسين هنگروانى زير فشار گذاشت. اين امرى است که مردم و کارگران منطقه٬ که بدنبال اين رويداد دلخراش بشدت خشمگين هستند٬ بايد در کنار خانواده اين قربانيان براى آن تلاش کنند.


مرگ بر جمهورى اسلامى!
مرگ بر سرمايه دارى!
آزادى٬ برابرى٬ حکومت کارگرى!

حزب اتحاد کمونيسم کارگرى
٢٨ مردادماه ١٣٨٧ – ١٨ اوت ٢٠٠٨
+
ذوب آهن اصفهان؛ دو کارگر و يک مهندس در محل کار به قتل رسيديد

بنا به خبر دريافتى٬ چهارشنبه ٢٣ مرداد ماه در ذوب آهن اصفهان٬ دو کارگر که براى انجام کار با جرثقيل بالا ميرفتند٬ به دليل ول شدن سبد چرثقيل و سقوط آن٬ درجا کارگران در ميان تلى از آهن له و به قتل رسيدند! اسم يکى از اين کارگران شهرام زکى است.

همينطور پنجشنبه ٢۴ مرداد ماه يک مهندس بخش ذوب آهن بنام سعيد فتحى که براى بازرسى سوار اسکافل بود٬ بدليل شل بودن اسکافل و سقوط آن بيهوش و در کوما فرو رفت. بنا به خبر ديروز يکشنبه ٢٧ مرداد ماه٬ سعيد فتحى نيز درگذشت.

همه گزارشات نشان ميدهند که به موازات تشديد استثمار کارگران بويژه توسط شرکتهاى پيمانى٬ که با پائين آمدن شديد استانداردهاى ايمنى محل کار همراه است٬ تعداد کارگرانى که در محل کار جان خود را از دست ميدهند بسرعت افزايش مى يابد. اسم رمز اين جنايات سريال را "حوادث کار" مينامند. اما روشن است که تامين ايمنى محيط کار معادل هزينه براى کارفرماها و کاهش سود آنهاست. سرمايه داران براى تامين سود بيشتر از جان کارگران مايه ميگذارند و بدنبال هر قتل در محيط کار نيز کارفرما و ادارات دولتى مسئله را طى گزارشى توسط "کارشناسان" تقصير و مسئوليت را روى دوش کارگران مصدوم شده و به قتل رسيده ميگذارند. محيط کار در ايران قتلگاهى است که هر روز از کارگران قربانى ميگيرد. 

بدون ترديد مسئول قتل اين سه کارگر و کارمند ذوب آهن کسى جز پيمانکاران و سرمايه دارانى نيست که شرايط بشدت خطرناکى را در محيط کار ايجاد کرده اند. کارگران ذوب آهن ضرورى است کميسيون مستقلى براى بررسى قتل همکارانشان تشکيل دهند و موضوع را دقيقا بررسى کنند. روشن شدن مسئوليت کارفرما دراين زمينه روى دو جنبه اساسى تاکيد ميکند؛ اول٬ تامين غرامت و هزينه خانواده قربانيان اين رويداد هولناک توسط کارفرما. دوم٬ خواست بهبود و استاندارد کردن ايمنى محيط  کار.

حزب اتحاد کمونيسم کارگرى جان باختن اين سه نفر را به خانواده و بستگان و همکاران آنها صميمانه تسليت ميگويد. حزب٬ کارگران شرکتهاى تابعه ذوب آهن را به تشکيل مجمع عمومى و اعتراض عليه قتل همکارانشان دعوت ميکند.

مرگ بر جمهورى اسلامى!
مرگ بر سرمايه دارى!
آزادى٬ برابرى٬ حکومت کارگرى!

حزب اتحاد کمونيسم کارگرى
٢٨ مردادماه ١٣٨٧ – ١٨ اوت ٢٠٠٨

+
گزارشی از ادامه اعتراضات کارگران نساجی کردستان و کارگران غرب بافت


منبع سایت کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری
http://komitteyehamahangi.com
صبح روز دوشنبه مورخ 21/5/1387، کارگران شرکت نساجی کردستان باری دیگر در مقابل این شرکت تجمع کرده و خواستار رسیدگی به وضعیت خود شدند.

اعتراضات اخیر کارگران نساجی کردستان که به مدت یک هفته در جریان است، امروز نیز با تجمع خود در مقابل شرکت نساجی و سپس در جلوی ساختمان اداره کار سنندج واقع در خیابان جام جم اعتراضات خود را ادامه دادند. شماری از فعالین کارگری و کارگران کارخانه جات دیگر نیز دوشادوش هم طبقه‌ایهای خود در این تجمع شرکت کرده که با تهدیدات نیروهای امنیتی روبرو شدند. نیروهای امنیتی از کارگران میخواستند که به تجمع خود پایان دهند، اما کارگران به ادامه تجمع پافشاری کرده و نمایندگان منتخب خود را به ساختمان اداره کار فرستادند تا خواست و مطالبات آنها را به اداره کار اعلام کنند.

در این میان نیروهای امنیتی با حضور در جمع کارگران سعی در ایجاد دو دستگی میان کارگران نموده و با دادن وعده و وعیدهای دولت نهمی می‌خواستند که کارگران را به تمکین های ساده راضی نمایند. در ادامه، مسئول حراست اداره کار با حضور در جمع کارگران، اظهار کرد که این فعالین کارگری هستند که نمی‌گزارند تا کارگران حق و حقوق خود را دریافت نمایند، از طرفی دیگر نیروهای انتظامی کارگران را تهدید می‌کردند و اعلام کردند که اگر پلاکاردهای خود را بیرون بیاورید به شما حمله خواهیم کرد.

لازم به ذکر است که امروز همزمان با تجمع کارگران نساجی کردستان، کارگران شرکت غرب بافت نیز در مقابل اداره کار حضور یافتند که هم از هم زنجیران خود در شرکت نساجی حمایت کنند و هم به احکام اخراج خود اعتراض نمایند. این حرکت باعث دلگرمی همه کارگران شد. شایان ذکر است که مسئولین با سالی احتساب 1 ماه به عنوان دسترنج این کارگران موافقت نمودند که از سوی کارگران موافقت نشد. گفتنی است که کارگران این واحد تولیدی بیش از 15 سال سابقه کار دارند و تنها خواست کارگران بازگشت به سر کار اعلام شده است.

در پایان اداره کار به کارگران قول داد که تا 2 شهریور 87 مطالبات آنها را مورد بررسی قرار می‌دهد اما کارگران باز هم اعتراض کردند و در خاتمه هشدار دادند که در صورت ادامه این وضع، اعتراضات خود را ادامه خواهند داد.

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری (منطقه غرب)

+
ارومیه؛ آتش سوزى و انفجار در کارگاه و قتل يک کارگر

بنا به خبر دريافتى٬ حدود يک هفته پيش در يک کارگاه صافکاری واقع در جاده انهر جنب الواج٬ بر اثر آتش سوزی و فقدان امکانات ایمنی٬ کپسول هوا منفجر میشود. آتش سوزى و انفجار کپسول هوا بلافاصله کارگرى بنام فرشید هنگروانی را که هنوز در سن نوجوانی بود بطرز فجیعی به قتل ميرساند. همينطور برادر بزرگ فرشید حسین هنگروانی با هشتاد درصد سوختگی برای مداوا به شهرستان تبریز انتقال داده میشود. حسین هنگروانى در وضعیت وخيمى قرار دارد. مرگ يک فرزند و سوختگى شديد و شرايط وخيم فرزند ديگر٬ خانواده اين دو کارگر را در شرایط بسیار سخت اقتصادی و روانى قرار دارده است. ساکنين منطقه ميگويند که دو کارگر و خانواده شان جزو خانواده هائى بودند که در نهایت فقر و ندارى زندگى کردند. پدر اين دو کارگر سالیان طولانى بدلیل شرایط منطقه ارومیه در زندان بسر برده بود و توان تامین زندگی را نداشت. مسئولیت اداره خانواده بعهده حسین و فرشید افتاده بود. آنها مجبور بودند برای تامین لقمه اى نان براى خانواده پر جمعیت شان به کار در هر شرایط سختى تن دهند. آنها کودکی و جوانی شان براى تهيه یک لقمه نان نابود شد.  

متعاقب اين رويداد دلخراش مردم منطقه بشدت خشمگين هستند. مردم ميبينند که هر روز تعدادى وابستگان حکومتى ميلياردر ميشوند و به هرچه که بخواهند و هوس کنند دسترسى دارند در صورتى که فرزندان و خانواده هاى کارگران هر روز بيشتر از ديروز بى حرمت و نابود ميشوند. ترديدى نيست مسبب اصلى اين جنايت و جنايات سريالى که در ايران نام "حوادث کار" را به آن داده اند٬ سرمايه دارى و دولت مدافع آن يعنى جمهورى اسلامى است. از ايران خودرو تا شازند و اروميه و هر گوشه ايران٬ هر روز محيط کار از کارگران قربانى ميگيرد. محيط کار در ايران بنا به منطق تامين سود بيشتر سرمايه داران و صاحبکاران به محيطى براى کشتار کارگران تبديل شده است. ميزان قربانيان محيط کار در ايران کمتر از قربانيان يک جنگ سهمگين نيست. قاتلين اين کارگران کسى جز طبقه حاکم و قوانين و دولت حافظ منافع آنها نيست و تغيير اين وضعيت نيز بجز تغيير اين شرايط بردگى توسط بردگان مزدى نيست.

حزب اتحاد کمونيسم کارگرى جان باختن فرشید هنگروانی را به خانواده و بستگان او صميمانه تسليت ميگويد. ما اميدواريم حسين هنگروانى بهبود و از مرگ نجات يابد. هرچند جان و وجود يک انسان را نميتوان با هيچ غرامت مادى جايگزين کرد٬ با اينحال بايد دولت و کارفرما را براى پرداخت غرامت و تامين زندگى خانواده فرشيد و حسين هنگروانى زير فشار گذاشت. اين امرى است که مردم و کارگران منطقه بايد در کنار خانواده اين قربانيان براى آن تلاش کنند.

مرگ بر جمهورى اسلامى!
مرگ بر سرمايه دارى!
آزادى٬ برابرى٬ حکومت کارگرى!

حزب اتحاد کمونيسم کارگرى
٢۶ مردادماه ١٣٨٧ – ١۶ اوت ٢٠٠٨

+
کارگران نساجى جلوى اداره کار اجتماع کردند!

"ما کار ميخواهيم"٬ "ما حقوقمان را ميخواهيم"٬ "ما گرسنه ايم"٬ "داشتن يک زندگى انسانى و مرفه حق ماست"٬ "ما خواهان تداوم کار کارخانه و دريافت حقوق معوقه هستيم"!

امروز دوشنبه ٢١ مردادماه٬ کارگران نساجى سنندج از ساعت ٩ صبح جلوى کارخانه جمع شدند. کارگران در پايان تظاهرات ديروزشان اعلام کردند که امروز در مقابل اداره کار جمع ميشوند. کارگران بدنبال کرايه وسيله نقليه بودند که خود را به جلو اداره کار برسانند. کارگران چندين پلاکارد با اين مضامين تهيه کرده بودند: "ما کار ميخواهيم"٬ "ما حقوقمان را ميخواهيم"٬ "ما گرسنه ايم"٬ "داشتن يک زندگى انسانى و مرفه حق ماست"٬ " ما خواهان تداوم کار کارخانه و دريافت حقوق معوقه هستيم"! ماموران انتظامى در جلوى کارخانه پلاکاردها را ضبط کردند و شديدا کارگران را تهديد کردند که ميخواهيد مسائل تان را سياسى کنيد!

بدنبال اين ماجرا٬ کارگران که تعدادشان ١١٠ نفر بود٬ در جلوى اداره کار تجمع خود را سازمان دادند. يک نکته مهم اجتماع امروز حمايت ديگر کارگران سنندج بود. کارگران اخراجى غرب بافت٬ تعدادى از کارگران شاهو و پرريس٬ براى اعلام حمايت از کارگران نساجى آنها را همراهى کردند و در جلوى اداره کار حضور يافتند. در جلوى اداره کار نمايندگان کارگران بهمراه تعدادى ديگر از کارگران به داخل اداره کار رفتند. در قسمت راهروى انتظار قسمت سرپرستى٬ رئيس اداره کار رامين اسدى و رئيس حراست اين اداره شعبانى را وادار کردند که به راهرو بيايند و به حرف کارگران گوش کنند. در پاسخ کارگران که خواستهايشان را طرح ميکردند٬ رامين اسدى گفت که ما درخواستى را که براى وزارت کار فرستاده بوديم که حقوق کارگران نساجى را از اين وزارت بگيريم٬ جواب که از وزارت کار آمده اينست که اين وزارتخانه هيچگونه تعهدى دراين رابطه ندارد. شرکت نساجى خودش حساب دارد و بايد بنياد مستضعفان اين پول را پرداخت کند. همچنين رامين اسدى و شعبانى از کارگران خواستند که درخواستى را تهيه کنند و به اداره کار بدهند تا آنها براى ادارات زيربط ارجاع دهند.

بدنبال اين موضوع نمايندگان کارگران تومارى را تهيه و در آن اعلام کردند که کار و حقوق ميخواهند. دراين تومار تا ٢ شهريور به مسئولين و کارفرما مهلت دادند که به شکايت آنها رسيدگى کنند. در غير اينصورت بدنبال تاريخ اعلام شده دست به اعتراض بزرگترى ميزنند. اين تومار را کارگران همگى امضا کردند. همينطور بحثى در ميان کارگران مطرح شد مبنى براينکه مدير عامل يکى از شرکتهاى تابعه بنياد مستضعفان- شرکت پارس پوشان- به نام جليل ساز٬ مبلغ ٢٠٠ ميليون تومان براى پرداخت حقوق فروردين و ارديبهشت کارگران فرستاده است که معلوم نيست چى به سر اين پول آمده است؟ تجمع امروز کارگران نساجى که حمايت تعدادى از کارگران کارخانجات ديگر را همراه داشت ساعت يک بعدازظهر به پايان رسيد.

مبارزه کارگران نساجى شايسته وسيع ترين حمايت است. حضور شورانگيز و مهم کارگران کارخانجات ديگر دوش بدوش هم طبقه ايهايشان بيان يک واقعيت وسيع تر است؛ درد کارگران مشترک است٬ منشا آن مشترک است٬ و راه حل آن هم مشترک است. حمايت وسيعتر مراکز کارگرى و مردم شريف و آزاديخواه سنندج بدون ترديد منجر به پيروزى کارگران نساجى ميشود. داستان تلخ امروز کارخانه نساجى و وضعيت وخيم خانواده هاى اين کارگران و کودکان معصوم شان٬ داستان تلخى است که قرار است بطور سريال براى کارگران سنندج يکى بعد از ديگرى تکرار شود. ما فى الحال به چند مرتبه زير خط فقر رانده شديم٬ طرح آقايان اينست که در گرسنگى و فلاکت و بيمارى نابودمان کنند. اين سناريو را نبايد پذيرفت و کارگران نميپذيرند. بايد متحد شد و در مقابل انواع قدرتهاى ضد کارگر به قدرت وسيع طبقه مان متکى شويم. پشت به پشت هم دهيم و مانند تنى واحد عليه فقر و فلاکت و در دفاع از آزادى و رفاه به ميدان بيائيم.

 
زنده باد اتحاد و همسرنوشتى کارگران!
مرگ بر جمهورى اسلامى!
مرگ بر سرمايه دارى!
آزادى٬ برابرى٬ حکومت کارگرى!

حزب اتحاد کمونيسم کارگرى
٢١ مردادماه ١٣٨٧ – ١١ اوت ٢٠٠٨
 
+
دستگيرى ١٢ کارگر شیشه آبگینه قزوین٬ شرکتهاى طيور آبیک٬ شرکت گوشت زیاران

بنا به خبر دريافتى٬ کارفرماى شرکت شیشه آبگینه قزوین بیش از شش ماه است که حقوق و مزایای کارگران اين شرکت را که تعدادشان بيش از ٧۵٠ نفر است را پرداخت نکرده است. در مقابل اعتراضات مکرر کارگران٬ کارفرما درخواست میکند که کارگران به محل کار خود بروند و تعدادی را به عنوان نماینده معرفی کنند تا با آنها وارد مذاکره شود و مشکلات را حل کنيم.

بدنبال اين پيشنهاد٬ ١٢ نفر از کارگران قدیمی به محل دفتر شرکت نزد مدیر عامل میروند. کارفرما بلافاصله از نیروهای اطلاعاتی و امنیتی کمک میخواهد و بدنبال پنج ساعت بازجوئی از این کارگران هر ١٢ نفر دستگير و به محل نامعلومی برده میشوند. چهار نفر از اين کارگران به منزل خود باز میگردند ولی از آن هشت نفر ديگر هیچ اطلاعی در دست نيست. بدلیل رعب و وحشتی که ماموران اطلاعاتی ایجاد کرده اند این چهار تن نماینده که آزاد شده اند با کارگران هیچگونه ارتباطی برقرار نمی نمایند و هیچگونه اطلاعاتی به خانواده آن هشت کارگر بازداشت شده نمیدهند. کارفرما نیز هیچ ترتیب اثری به خواستهاى کارگران نداده است.

کارگران شيشه آبگينه
اين تجربه قديمى کارگران ايران است که هر وقتى نماينده گانى از کارگران٬  بدون اعتراضى همراه آن و بدون جمعيتى پشت آن پيش کارفرما و نهادهاى دولتى براى مذاکره رفتند٬ در بهترين حالت جوابشان را ندادند و در بدترين حالت مثل رفقاى شما دستگير و زندانى شان کردند. اين سياست اشتباه گاها در برخى اعتراضات کارگرى تکرار ميشود و همواره به تهديد و اخراج و دستگيرى کارگران منجر شده است. نماينده کارگران در مذاکره با کارفرما و نهادهاى دولتى٬ بايد متکى به اعتراضى حى و حاضر باشد که نماينده بگويد حرف حرف اين جمع است. وانگهى نماينده ميرود و حرف و تصميم جمعى کارگران را ميزند و قبول شرايط بدتر و حتى هر ذره کمتر از حرف عمومى کارگران بايد توسط جمع آنها مورد تائيد قرار گيرد. نماينده نه ميتواند اعتصاب خاتمه دهد و نه ميتواند از طرف کارگران به هر سياستى تن دهد. وقتى نيروئى پشت نماينده در محل نباشد اساسا به حرف کارگر گوش نميکنند و تعرضى متقابل را سازمان ميدهند. در ايران خودرو هم کارفرماها تلاش کردند همين سياست را پيش ببرند و در برخى از سالنها کارگرانى که بعنوان نماينده رفته بودند مذاکره کنند را اخراج کردند.

حال که اين وضعيت پيش آمده٬ بايد براى آزادى کارگران زندانى اعتصاب و اعتراض کرد و حقوقها را مطالبه کرد. سکوت شما در مقابل اين رويداد فشار را روى نمايندگان زندانى تان قرار ميدهد و دست کارفرما را در ندادن حقوقها و گسترش ارعاب بيشتر ميکند. کارگرى که مرعوب ميشود جرمى مرتکب نشده بلکه بايد به ارعاب کننده حمله کرد و سياست ارعاب را با نيروى جمعى درهم شکست. مجمع عمومى تان را تشکيل دهيد و از کارفرما بخواهيد که در مجمع به کارگران٬ به همه کارگران٬ جواب دهد. خواستار آزادى فورى همارانتان شويد!

حزب دستگيرى و اعمال فشار به نمايندگان کارگران شيشه آبگينه قزوين را شديدا محکوم ميکند و از کارگران اين شرکت و ديگر بخشها ميخواهد که براى آزادى فورى آنها تلاش کنند. بايد پاسخ کارفرماها و نيروهاى وردست سرکوب شان را با تقويت اتحاد و اعتراض متشکل کارگران داد.

اعتراض کارگران شرکتهاى طيور آبیک

طبق خبر دريافتى٬ کارفرماهاى شرکت های طیور آبیک با تعداد ١٢٠ نفر کارگر٬ جوجه کشی ایران آلما با تعداد ٩۵ نفر کارگر٬ و شرکت پرتو الونیت با تعداد ١١٠ کارگر که کار تولید قطعات ماشین آلات را انجام میدهد٬ بیش از شش ماه است که حقوق و مزایای کارگران را پرداخت نکرده اند.  کارگران نسبت به این وضع شديدا معترض اند و تاکنون چندین بار از طريق نمایندگان خود به اداره کار و امور اجتماعی شکایت کرده اند. ولی تاکنون هیچگونه جوابى به آنها نداده اند. خانواده هاى این کارگران با مشکلات معيشتى فراوانی روبرو شدند بگونه ای که تعدادی از این کارگران بدلیل عدم پرداخت اجاره خانه در آستانه بى خانمان شدن هستند.

عدم پرداخت حقوق و مزایای کارگران شرکت گوشت زیاران

شرکت گوشت زیاران واقع در شهرستان آبیک یکی از بزرگترین کشتارگاههای صنعتی است که ١٢٠٠ پرسنل در شیفتهای مختلف آن کار ميکنند. کارفرماى اين شرکت مدتى است حقوق و مزایای کارگران و کارکنان خود را نداده است. این امر باعث نارضایتی کارگران گشته و تمامی آنها اظهار میکنند که وضعیت معیشتی شان با مشکل جدى مواجه شده است و توان مخارج زندگی را ندارند. در اعتراض به اين وضعيت کارگران دست به تجمع زدند و به کارفرما اخطار دادند که حقوق معوقه آنها را پرداخت کند. کارگران اعلام کردند اگر به خواستشان ترتیب اثر داده نشود دست به اعتصاب خواهند زد.

کارگران شهرستان آبيک
قلدرى کارفرماها را نپذيريد. اداره کار و نهادهاى ديگر دفتر و دستک دولتى کارفرماها هستند. آنها در صد تصميم شان بزور يکى بنفع کارگر عمل ميکنند و آنهم بدون در نظر گرفتن منافع کارفرما نيست. شما بايد به قدرت خودتان متکى شويد. کارگران را متقاعد کنيد که بايد مستقيما و راسا تلاشى کرد. مجمع عمومى تان را تشکيل دهيد٬ اخطارى به کارفرماها بدهيد و وارد اعتصاب شويد. رفقايتان در گوشت زياران بدرست تهديد به اعتصاب کردند و راه حل گرفتن حقوقها هم همين است. شرکتهاى طيور دام و کشتارگاه يکروز نميتوانند در مقابل اعتصاب شما مقاومت کند. متحدانه وارد عمل شويد و حق تان را از اين زالو صفتان ضد کارگر بگيريد.

مرگ بر جمهورى اسلامى!
مرگ بر سرمايه دارى!
آزادى٬ برابرى٬ حکومت کارگرى!

حزب اتحاد کمونيسم کارگرى
٢١ مردادماه ١٣٨٧ – ١١ اوت ٢٠٠٨
+
بار ديگر جوانان آرياشهر مزدوران رژيم را فرارى دادند!

بنا به خبر دريافتى٬ ساعت ٧ عصر روز شنبه ١٩ مردادماه٬ ماموران نیروی انتظامی حکومت اسلامی در فلکه دوم آریا شهر تهران جنب پارک اقاقیا٬ قصد بازداشت و دستگیری دختر و پسر جوانی را که دوست همديگر بودند داشتند. تلاش نيروهاى انتظامى براى دستگيرى اين دو جوان با مقاومت و اعتراض آنان روبرو شد. متقابلا نيروهاى انتظامى پاسخ مقاومت و اعتراض این دو جوان را با ضرب و شتم و کتک کاری وحشيانه جواب دادند. پسر جوان در حالیکه پیراهنش  تکه پاره شده بود و خون از سر و رویش سرازیر بود در مقابل دستگيرى مقاومت ميکرد.

در همین لحظه صدها نفر از جوانان و مردم معترض وارد عمل شدند و بلافاصله برعلیه وحشیگری مزدوران حکومت اسلامی دست به تجمع و اعتراض زدند. همينطور اتومبیلهایی که در تردد بودند به نشانه اعتراض توقف نمودند. خودفروشان سرکوبگر نیروی انتظامی که از تجمع اعتراضی و متحدانه جوانان و مردم بشدت وحشت زده شده بودند٬ فریاد می زدند "این جوان دزدی کرده!" و سعی در متفرق نمودن جمعیت معترض داشتند. اما نتوانستند. سرانجام جوانان و مردم معترض موفق شدند اين دختر و پسر جوان را از چنگال نیروهای مزدور انتظامی آزاد کنند. ماموران حکومت اسلامی که از اتحاد و همدلی مردم بشدت دچار وحشت شده بودند٬ و اگر در محل باقى ميماندند کتک مفصلى هم ميخوردند٬ بسرعت و با سرافکندگی محل را ترک کردند.

حزب به جوانان آريا شهر درود ميفرستد. مقابله دسته جمعى با دست درازى حکومتيها و لغو قوانين آپارتايد اسلامى و فرارى دادن ماموران اسلام و امام زمان٬ تنها راه مقابله با ارازل و اوباش دولتى است. آريا شهر دريچه اى است که تصويرهاى بزرگتر را ميتوان از آن نگاه کرد.


مرگ بر جمهورى اسلامى!
مرگ بر سرمايه دارى!
آزادى٬ برابرى٬ حکومت کارگرى!

حزب اتحاد کمونيسم کارگرى
٢١ مردادماه ١٣٨٧ – ١١ اوت ٢٠٠٨
+
کارگران نساجى کردستان امروز راهپيمائى کردند



امروز يکشنبه ٢٠ مردادماه٬ کارگران نساجى از صبح زود در ميدان ١٢ فروردين اجتماع کردند. ديروز کارگران در تجمع شان اعلام کرده بودند که امروز از شهر به طرف کارخانه راهپيمائى ميکنند. کارگران پلاکاردى تهيه کرده بودند. ماموران سرکوب در محل حاضر شدند اما کارگران کارشان را ادامه دادند و به طرف کارخانه راه افتادند. ماموران امنيتى به موازات حرکت کارگران راه افتادند و تا مدتى عملا رژه کارگران را اسکورت ميکردند. مدتى از راه پيمائى کارگران نگذشته بود که ماموران سرکوب به کارگران هجوم بردند و پلاکارد را از دست آنها درآوردند و آن را ضبط کردند. يکى از ماموران به کارگران ميگويد اين کار به اين دليل است که حرکت شما مارک سياسى نخورد و براى خودتان بد ميشود!

بدنبال راهپيمائى امروز٬ کارگران در جلوى شرکت اجتماع کردند. اکثر قريب به اتفاق کارگران اين کارخانه در تجمع امروز شرکت داشتند. خبر راهپيمائى کارگران وسيعا در سطح شهر پيچيده است و در طول راهپيمائى کارگران از حمايت گرم مردم انقلابى ود شريف سنندج برخوردار بودند. در مقابل کارخانه و در ميان کارگران بحث از اينست که مجددا راهپيمائى را ادامه دهند و بعد از مقدارى استراحت از جلوى کارخانه به سمت شهر برگردند و جلوى اداره کار تجمع کنند.

کارگران و مردم آزاديخواه و انقلابى سنندج!
کارگران نساجى به حمايت فورى و موثر شما نياز دارند. حرکت شان را تقويت کنيد و در مقابل هر گونه تعرض و دست درازى ماموران از آنها دفاع کنيد. کارگران حقوق شان را ميخواهند و به سياست اخراج و بيکارسازى معترض اند. خانواده اين کارگران در معرض نابودى قرار گرفته است. کارگران حق دارند با قدرت از موجوديت خود دفاع کنند. متحدانه از کارگران نساجى و مبارزه شان حمايت کنيد و به اين مبارزه بپيونديد. عليه فقر و فلاکت متحد شويد.   

مرگ بر جمهورى اسلامى!
مرگ بر سرمايه دارى!
آزادى٬ برابرى٬ حکومت کارگرى!


حزب اتحاد کمونيسم کارگرى
٢٠ مرداد ١٣٨٧ – ١٠ اوت ٢٠٠٨

+
اخبار کارگرى

قند دزفول٬ سياه زاغ ديواندره٬ نيک الياف کردستان و پرريس

بنا به خبر دريافتى٬ کارگران کارخانه قند دزفول در وضعيتى هولناک زندگى ميکنند. کارفرماها و رژيم شان از موقعيت و شرايط وخيم کارگران براى ايجاد شکاف و تفرقه در ميان کارگران استفاده ميکنند.
 
کارخانه قند دزفول وابسته به دولت بود و اساسا گفته ميشود اين کارخانه دولتى است و قبلا طرف حساب کارگران مستقيما دولت بود. ۵ سال پيش طى طرح خصوصي سازى و بعدا تعديل نيروى کار٬  وضعيت نابسامانى را در اين کارخانه بوجود آورند. با اين طرح ٦٠ درصد از کارگران اين کارخانه را اخراج کردند. بخشا با حقوق ناچيزى تحت عنوان "بيمه بيکارى رسمى" شيرازه خانواده هاى کارگرى را بهم ريختند. کارخانه خصوصى شد و به حوزه "علميه" فروخته شد و آخوند سرمايه دار  مکارم شيرازى اين کارخانه را تصاحب کرد. بازنشستگى کارگران که على القاعده بايد بعد از ٣٠ سال کار طبق قانون خودشان صورت ميگرفت٬ طى اين روند واگذارى٬ کارگرانى که سالهاى طولانى دراين کارخانه جان کنده بودند را تحت فشار وادار به بازخريد و يا بازنشسته شدن کردند. اما بدليل اينکه سابقه کار اين بخش از کارگران کمتر از ٣٠ سال بود٬ حقوق بازنشستگى آنها بسيار ناچيز و مطلقا تامين کننده زندگى  کارگران نبود و نيست.
 
در حال حاضر اين کارخانه با تعداد کمى کارگر کار ميکند. اما کار اين کارخانه صرفا تبديل شکر ارزان وارداتى قرمز به شکر سفيد است. از قبل نابود شدن کارگران و خانواده هايشان حضرات مفت خور حوزه جهليه جيب هاى گشادشان را پر ميکنند. دراين ميان سياستهاى کثيفى عليه کارگران اعمال ميشود. تلاش ميکنند از گرسنگى کارگر سو استفاده کنند و آنها را به جاسوسى و خبرچينى عليه هم تحريک کنند. رسما اعلام کردند به کارگرانى که اسامى فعالين کارگرى و يا "ضد انقلاب اخلال گر" را لو بدهند٬ بن کارگرى ميدهيم! "بن کارگرى" يعنى مقدارى روغن و برنج و کالاهاى مصرفى. 

کارخانه شرکت نيک الياف کردستان
جان باختن يک کارگر بدنبال اخراج

اين کارخانه که تا چند ماه پيش ٤٢ کارگر داشت هم اکنون تنها ١٩ کارگر دارد. بقيه کارگران اخراج شدند. آخرين سرى اخراجيها ٧ نفر کارگرى بودند که ٤ نفر آنها قراردادى بودند و قراردادهاى آنها ٣ ماهه بود و ٣ نفر ديگر کارگرانى بودند که قرارداد آنها رسمى بوده است. با ابلاغ حکم اخراج به کارگران٬ ماشالله شريفى٬ کارگرى که زندگى و جوانيش را در اين کارخانه گذرانده بود در جا سکته ميکند و در محل جانباخته است. همکاران ماشالله ميگويند او اين شرايط را نميتوانست تحمل کند. اکثر کارگران اين کارخانه دچار ديسک کمر و بيمارى تنفسى و آسم هستند.
 
اما چه کسي جوابگوي خانواده ماشالله است؟ کارگران و خانواده بعد از مرگ او متوجه ميشوند که کارفرما اين همه سال پول بيمه اى که از حقوق کارگران کم شده است را به اداره بيمه پرداخت نکرده و بالا کشيده است. امروز خانواده اين کارگر دست خالى تر از هميشه با آينده اى سياه بسر ميبرند. دو کارگر رسمى ديگر اخراجى٬ وقتى سرنوشت همکارشان را ميبينند٬ از کارفرما شکايت ميکنند. شکايت اين دو کارگر٬ عبدالله صفائى و شاهپور يارى٬ هر کدام با بيش از ١٠ سال سابقه کار٬ به حکم ابقا به کار اين دو کارگر در هيئت تشخيص منجر ميشود. کارفرما عليه حکم هئيت تشخيص اعتراض ميکند و روز ٢٨ مرداد ماه ادامه اين سردوانى مجدد اين کارگران است. کارگران دراين هزار توى بورکراسى و سردواندن هر روز بيشتر ميبينند که کارفرماها هر مسئولى را ميخرند و بيشتر ميبينند که اين دولت و "نهادهاى تشخيص اش" سگ پاسبان سرمايه داران است.

سياه زاغ ديواندره
١٨٠ نفر از کارگران سياه زاغ ديواندره ٦ ماه است حقوق شان را دريافت نکردند. در پى اعتراضات مکرر کارگران در ماههاى اخير٬ هربار با اين پاسخ روبرو شدند: "دولت به ما بودجه اى نداده است. پولى به حساب شرکت واريز نشده است. ما نميتوانيم حقوق شما را پرداخت کنيم". کارگران هر روز و هر هفته مجبورند بخاطر ٦ ماه حقوق معوقه کار کنند.

شکايت دو کارگر اخراجى پرريس بى نتيجه ماند
طيب چتانى و فخرالدين زند کريمى٬ دو کارگرى که توسط کارفرماى پرريس در متن يک زورگوئى اخراج شده بودند٬ به دنبال اخراجشان از کارفرما شکايت کردند. اين شکايت در شعبه ٣ هئيت تشخيص بررسى شد و هيچ حقى به اين کارگران نداد. اين به اصطلاح مرجعى است که بايد کارگران شکاياتشان را از اين طريق پيش ببرند.
 
اين هيئت تشخيص منفعت سرمايه دار٬ به اين دو کارگر که سالها عمر و جوانى خود را در نساجي صرف کردند و به انواع بيمارى تنفسى و کمر و بينائى دچار شدند٬ اعلام کرده "به دليل اينکه شما کارگر قراردادى بوديد و قراردادهاى شما يکماهه بوده و سر هرماه تسويه حساب کرديد٬ به کارفرما حق اعتراض نداريد!" اين حکم شفاها در حضور دو کارگر و نمايندگان کارخانه پرريس اعلام شده است. روز دوشنبه قرار است اين حکم کتبا نيز به کارگران اخراجى اعلام شود. 


مرگ بر جمهورى اسلامى!
مرگ بر سرمايه دارى!
آزادى٬ برابرى٬ حکومت کارگرى!

حزب اتحاد کمونيسم کارگرى
٢٠ مرداد ١٣٨٧ – ١٠ اوت ٢٠٠٨
 
+
احکام زندان و شلاق صادره توسط بيدادگاههاى رژيم اسلامى
را براى دستگير شدگان اول مه امسال سنندج محکوم کنيد!

بنا به خبر دريافتى٬ بيدادگاههاى رژيم اسلامى براى دستگير شدگان شرکت کننده در مراسم اول مه امسال در خيابان سيروس سنندج حکم زندان و شلاق صادر کرده است. سوسن رازانى به ٩ ماه زندان و ٧٩ ضربه شلاق٬ شيوا خيرآبادى به ٤ ماه زندان و ١۵ ضربه شلاق٬ غالب حسينى به ٦ ماه زندان و ۵٠ ضربه شلاق٬ و عبداله خانى به ٩١ روز زندان و ٤٠ ضربه شلاق محکوم شدند!

در ايران تحت حکومت اسلامى سرمايه برگزارى و شرکت در مراسم روز کارگر٬ که حتى طبق قوانين خود اين رژيم برسميت شناخته شده است٬ براى کارگر برابر است با زندان و تازيانه قرون وسطائى. اين رژيم و بيدادگاههايش دارد به کارگران ميگويد که آنان همان بردگانى است که در عهد بوق توسط اربابان شلاق و تازيانه ميخوردند! اين رژيم دارد ميگويد براى حفاظت از سرمايه و جلوگيرى از هر تلاش کارگر براى اعاده حق٬ با کارگر به زبان شلاق و حبس سخن ميگويد! رژيم اسلامى تلاش ميکند شلاق زدن کارگران معترض را به يک نرم تبديل کند تا شايد بتواند اعتراض برحق کارگر عليه سرمايه و حکومت کثيف اش را سد کند. اما کور خوانده اند. کارگران پاسخ محکمى به اين رژيم و قوانينش و سرمايه دارانى ميدهند که اين رژيم حافظ منافع آنهاست.

کارگران!
اگر رژيم اسلامى دستش در صدور چنين احکامى باز شود٬ فردا هر کارگر اعتصابى را در صحن کارخانه و در ملا عام شلاق ميزند. اين بيشرمها اين سياست را در ايران خودرو توسط حراست سرمايه شروع کردند و در يکى دو سال اخير تلاش کردند آنرا به اعتراضات مستقل کارگرى از جمله اجتماعات اول مه سنندج بسط دهند. بايد اين حکومت ضد کارگر را افسار زد. يک دليل ديگر صدور اين احکام در سنندج اينست که رژيم اسلامى ميداند که کارگران سنندج بشدت ناراضى و عصبانى هستند و از دزديهاى کارفرماها و شرايط برده وار کار و اخراجها و فقر و فلاکت به تنگ آمده اند. رژيم اسلامى دارد با صدور اين احکام پيشاپيش به کارگران سنندج ميگويد که تمکين کنيد! در مقابل٬ کارگران در سنندج و طبقه کارگر و مردم آزاديخواه در ايران بايد پاسخ درخورى به اين احکام بدهند. کارگران اعلام ميکنند هر ضربه شلاق و حکم زندان به تن هر کارگر و فعال کارگرى٬ تعرضى به همه طبقه کارگر است و پاسخ آنرا به رژيم خواهند داد.

حزب اتحاد کمونيسم کارگرى صدور حکم زندان و حکم قرون وسطائى شلاق را براى شرکت کنندگان اول مه امسال در سنندج قويا محکوم ميکند. حزب از کارگران ايران ميخواهد براى الغاى اين احکام ضد کارگرى و ضد بشرى تلاش کنند و اين احکام ضد کارگرى سرمايه داران و دولتشان را بشدت محکوم کنند. کارگران خواهان لغو فورى اين احکام هستند.  

مرگ بر جمهورى اسلامى!
مرگ بر سرمايه دارى!
آزادى٬ برابرى٬ حکومت کارگرى!
حزب اتحاد کمونيسم کارگرى
١٨ مرداد ١٣٨٧ – ٨ اوت ٢٠٠٨

+
اخبارى از اعتراض و اعتصاب کارخانه جات ريسندگى قزوين
نازنخ٬ فرج نخ٬ نخ البرز

کارخانه ناز نخ
بنا به خبر دريافتى٬ روز سه شنبه هفته گذشته ٩ مرداد ماه٬ کارگران نساجى ناز نخ قزوين در اعتراض به عدم پرداخت ۴ ماه حقوق دست از کار کشيدند. کارگران به بيرون از کارخانه مى آيند و دست به اعتراض ميزنند و جاده اصلى را ميبندند. بلافاصله نيروهاى سرکوبگر رژيم وارد عمل ميشوند و با همدستى مديريت و کارفرما به کارگران وعده پرداخت حقوقهايشان را ميدهند. به کارگران عصبانى و گرسنه اعلام ميکنند که فعلا به آنها ١٠٠هزار تومان پرداخت ميشود. کارگران با اين وعده٬ هرچند به آن با ترديد و بى اعتمادى برخورد ميکردند٬ به کارخانه برميگردند. روز چهار شنبه٬ پنج شنبه و جمعه کارخانه تعطيل بوده است. روز شنبه وقتى کارگران به کارخانه ميروند ميبينند که کارخانه بسته است و مديريت طى اطلاعيه اى کارخانه را تا شنبه ١٨ مرداد تعطيل اعلام کرده است.

کارگران ميگويند مدت ٧ الى ٨ سال است که هميشه ما حقوقهاى خود را با اعتراضات روزمره  دريافت کرديم. اگر اعتراض نکنيم حقوقى در کار نيست. اين کارخانه که زمانى بيش از ١۵٠٠ کارگر داشته و بخش زيادى از کارگران آن را نيز زنان تشکيل ميدادند٬ امروز تنها ٤٠٠ کارگر در اين کارخانه کار ميکند. يک سالن آن را به کارگران زن اختصاص دادند که در محيط کار آپارتايد جنسى و نابرابرى حقوق زن و مرد اعمال ميشود. اما زنان و مردان در مبارزات سالهاى اخير دوش به دوش براى دستيابى به خواستهايشان مبارزه کردند.

مديريت از پس هر اعتراض کارگرى روزها از ترس کارگران وارد کارخانه نميشود. اينبار کارگران خيلى عصبانى هستند و اعلام کردند اگر حقوقهاى ما را پرداخت نکنيد اقدامات جديترى در دستور ميگذاريم. مديريت از ترس کارگران اعلام کرده است که احمدى نژاد خودش شخصا مى آيد به وضعيت کارگران رسيدگي کند! کارگران بى صبرانه منتظر شنبه ١٨ مرداد هستند. آنها شکى ندارند که حقوقى پرداخت نخواهد شد. آنها به وعده آمدن احمدى نژاد براى حل مشکلاتشان اعتمادى ندارند. آنها ميگويند وقتى نمايندگان ما بدون همراهى اعتراضات ما دنبال خواستهاى کارگران ميروند کسى آنها را تحويل نميگيرد. اما وقتى همراه با اعتراضات ما نمايندگان دنبال خواستها ميروند جواب ميدهند. يکي از کارگران ميگويد؛ اينها فقط زبان زور را مى فهمند. کارگران ناز نخ در انتظار روز شنبه هستند. لازم به ذکر است بجز ٤ زن که کارگر قراردادى هستند٬ همه کارگران قرارداد کارشان رسمى است و همه کارگران بيش از ١٠ سال سابقه کار دارند.
 
کارخانه فرج نخ
وضعيت کارگران فرج نخ بهتر از ناز نخ نيست. اين کارخانه ٨٠٠ کارگر دارد. زمانى اينجا نيز تعداد کارگرانش بسيار بيشتر بوده است. کارگران فرج نخ نيز ماهها است حقوق دريافت نکردند. خبرى از بيمه بيکارى نيست و بيمه حوادث هم اصلا وضعيت خوبى ندارد. کارگران معمولا يکى از خواستهايشان بهتر کردن شرايط محيط کار بوده است. يک هفته است کارخانه فرج نخ تعطيل شده است. مديريت رسما اعلام کرده است بعلت پرداخت نکردن پول برق و قطع برق است که کارخانه تعطيل است. بنابراين ماشينى روشن نميشود. کسى جوابگوى کارگران نيست. مديريت خودش را گم و گور کرده است. کارگران فرج نخ قرار است اعتراضات خود را به عدم پرداخت حقوقها همزمان با کارگران ناز نخ آغاز کنند. روز شنبه ١٨ مرداد کارگران ناز نخ و فرج نخ بار ديگر به جنگ اين شرايط غير انسانى ميروند که سرمايه داران براى کارگران درست کردند. 

کارخانه نخ البرز
اينجا بربريت حاکم است. کارگران ١٢ ساعت کار ميکنند اما تنها پول ٨ ساعت را دريافت ميکنند! کارگران نخ البرز نيز در سالهاى اخير اکثرا با اعتراضات و به خيابان آمدن توانستند حقوقهايشان را بگيرند. يکى از کارگران ميگويد من ١٢ ساعت کار ميکنم. با حق شيف٬ پاداش و مزايا و حق اولاد و صد تا حق ديگر که مثلا تعريف شده٬ ماهى حدود ٢٨٠ هزار تومان حقوق ميگيرم. وقتى خانه اى را خواستيم بگيريم٬ ۵٠٠ تا ٧٠٠ هزار تومان وديعه داديم و ماهى بالاى ٢٠٠ هزار تومان کرايه! بقيه را خودتون حدس بزنيد با اين گرانى سرسام آور! اين کارگر ميگويد؛ سرمايه دار چشم ديدن نون خشک تو سفره کارگر را هم ندارد! بغض اش ميترکد و تلاش براى متشکل کردن و منعکس کردن صداى کارگران را ارج مينهد.

کارگران کارخانجات ريسندگى شهر صنعتى البرز!
به وعده هاى سرمايه داران توجه نکنيد٬ به قدرت خودتان متکى شويد! حال که تجربه به شما ميگويد بايد متشکل بود و با اعتراض حتى حقوق کار انجام شده را از کارفرماها گرفت٬ پس بايد قدرت اعتراض تان را بالاببريد! بايد متشکل تر و متحدتر ظاهر شويد! بايد توده کارگران اين کارخانه جات از اول تا آخر يک تن واحد باشند! حرف شما روشن و ساده است؛ کارگران ميگويند کارفرماهاى دزد حقوق مان را بدهيد! چرا بايد چند ماه چند ماه حقوق نگيريم و با "حقوق مساعده اى" و بدهکارى زندگى کنيم؟ مگر سرمايه دار چند ماه حقوق پيش به ما ميدهد؟ مگر سرمايه دار کار مساعده اى را از ما قبول ميکند؟ به ما چه مربوط که سرمايه دار پول برق دارد يا ندارد. دولت و کارفرما در قبال زندگى ما و کوکانمان مسئول اند. پرداخت سر وقت و يکجاى حقوقها خواست واحد همه کارگران است. پرداخت درست بيمه ها و مزايا٬ و نه بالا کشيدن آنها٬ خواست فورى کارگران است. ايجاد ايمنى محيط کار و شرايط بهداشتى دراين کارخانه جات خواست فورى کارگران است. بيشتر کارگران دراين صنايع دچار انواع بيماريهاى ريوى و تنفسى هستند.

کارگران!
مجامع عمومى خود را در کارخانه و محلات کارگرى برپا کنيد. خواستهايتان را تنظيم و به حرف همه کارگران تبديل کنيد. آماده روياروئى با اين کارفرماهاى حريص و دزد شويد. قدرتان که در اتحاد شما و خواباندن چرخ توليد نهفته است را دريابيد و آگاهانه آن را به ميدان بکشيد. ضرورى است با کارگران کارخانه جات شهر صنعتى البرز در تماس نزديک ترى باشيد و حمايت اين کارگران را از مبارزه تان تامين کنيد. حزب براى مبارزه برحق و مشروع کارگران اين صنايع آرزوى موفقيت ميکند.

زنده باد اتحاد کارگران عليه سرمايه دارى!
مرگ بر جمهورى اسلامى!
آزادى٬ برابرى٬ حکومت کارگرى!

حزب اتحاد کمونيسم کارگرى
١۵ مرداد ماه ٨٧- ۵ اوت ٢٠٠٨
+
حکم اعدام دو زندانى ديگر صادر شد!
جان زندانيان سياسى در خطر است٬ عليه اعدام بپاخيزيم!

به گزارش مجموعه فعالان حقوق بشر٬ امروز صبح ١۵ مردادماه٬ "انور حسين پناهى و ارسلان اوليايى از زندان مرکزى سنندج به دادگاه انقلاب منتقل و حکم نهايى اعدام به هر دو متهم ابلاغ گرديد. اين دو متهم که از پائيز 1386 در زندان به سر مي برند، در تاريخ 22/4/87 حکم اوليه خود را دريافت نموده بودند که اعتراض خود را به حکم صادره بر پايه فقدان اسناد اعلام نمودند، برخلاف عرف دستگاه قضايى در فاصله اى اندک از صدور حکم اوليه، حکم نهايى در روز جارى به اين دو متهم ابلاغ گرديد. شايان ذکر است انور حسين پناهى از معلمان و فعالان فرهنگى شهرستان دهگلان مى باشد که مدتى را نيز به دليل بدرفتارى و اعمال شکنجه در بازداشتگاه اطلاعات قروه در بيمارستان به سر برد. مردم دهستان "قوروچاى" ضمن امضاء طومارى بالغ بر هزاران امضا در اعتراض به حکم صادره تا کنون اقدام به دو بار تجمع در مقابل دادگسترى منطقه مربوطه نموده اند".

اين احکام جديد در حالى مورد تائيد و براى اجرا اعلام ميشود که ديروز دوشنبه ١۴ مرداد رسانه هاى جمهورى اسلامى از اعدام يعقوب مهرنهاد و عبدالناصر طاهری صدر در زندان مرکزى زاهدان خبر دادند. اين اعدامها را بايد متوقف کرد. جان زندانيان سياسى در خطر است. فرزاد کمانگر و عدنان حسن پور و هيوا بوتيمار به احتمال زياد قربانيان بعدى دستگاه جنايت اسلامى خواهند بود. بايد نيرو و تلاش گسترده ترى را براى متوقف کردن اعدامها در ايران سازمان داد.

رژيم اسلامى دور جديدى از اعدام زندانيان سياسى را شروع کرده است. اين سياستى است که تاريخا براى تقابل با اعتراض مردم آزاديخواه بکار برده است. حزب٬ مردم آزاديخواه و مخالف اعدام را به اعتراض عليه مجازات اعدام دعوت ميکند. اعدام قتل آگاهانه و سازمان يافته دولتى است. مجازات اعدام بايد لغو شود. رژيم اسلامى رژيم قاتلين سريال است. اين ماشين آدمکشى را بايد بزير کشيد و درهم شکست.

زندانى سياسى آزاد بايد گردد!
مرگر بر حکومت صد هزار اعدام!
آزادى٬ برابرى٬ حکومت کارگرى!

حزب اتحاد کمونيسم کارگرى
١۵ مرداد ٨٧ – ۵ اوت ٢٠٠٨
+
گوشمالی مزدوران نیروی انتظامی
توسط جوانان و مردم آریا شهر تهران!

بنا به خبر دريافتى٬ ديروز دوشنبه 14/5/87 راس ساعت 11 صبح٬ در حالیکه ماموران مزدور اداره اماکن عمومی نیروی انتظامی قصد پلمب یکی از مراکز تجاری آریا شهر تهران واقع در بلوار کاشانی را داشتند٬ با مخالفت و اعتراض صاحبان این مرکز تجاری روبرو شدند. در حين این اعتراض و در گیری٬ جوانان و مردم این منطقه در حالیکه هر لحظه به جمعیتشان اضافه می شد٬ در اعتراض به سرکوب و برخورد خشن مزدوران انتظامی دست به تجمع اعتراضی زدند. ماموران انتظامی قصد سرکوب و متفرق نمودن جوانان و مردم ناراضی را داشتند. کار به درگیری متقابل بین ماموران خود فروش انتظامی و جوانان و مردم معترض علیه حکومت کشیده شد. مقاومت و یورش شجاعانه مردم و جوانان در حالیکه با فریاد بلند به بانیان حکومت اسلامی و مزدورانش فحش میدادند منجر به کتک کاری و گوشمالی ماموران نیروی انتظامی شد. درعین حال یک دستگاه خودروی حامل مزدوران انتظامی که در محل حاضر بود مورد حمله خشمگینانه جوانان و مردم معترض قرار گرفته و به شدت آسیب دید.

ماموران سرکوب که از مقابله با جوانان درمانده بودند از دیگر نیروهای ویژه و گارد ضد شورش نیروی انتظامی طلب کمک نمودند. این درگیری و اعتراض بمدت دو ساعت و نیم از ساعت یازده صبح تا یک و نیم بعد ازظهر در حالیکه بلوار کاشانی تقریبا بسته شده بود همچنان ادامه داشت. طی این درگیریها جمعی از جوانان و مردم معترض دستگیر شده اند که هنوز آمار دقیقی از دستگير شدگان در دست نیست. در ضمن خیابانهای کاشانی و بلوار فردوس از ديروز دوشنبه زمان شروع در گیریها تا عصر امروز سه شنبه توسط مزدوران حکومتی به حالت حکومت نظامی درآمده است.

حزب٬ به جوانان و مردم شريف آرياشهر تهران درود ميفرستد. آريا شهر با شعار "حکومت اسلامى نميخواهيم!" مکان خود را در مبارزات انقلابى و آزاديخواهانه عليه ارتجاع اسلامى سرمايه نشان داده است. پاسخ هر تعدى به زنان٬ پاسخ هر بساط شلاق و اعدام٬ و پاسخ هر طرح ارازل و اوباش دولتى همين است. زنده باد جوانان آريا شهر تهران.

مرگ بر جمهورى اسلامى!
مر گ بر سرمايه دارى!
آزادى٬ برابرى٬ حکومت کارگرى!

حزب اتحاد کمونيسم کارگرى
١۵ مرداد ماه ٨٧ – ۵ اوت ٢٠٠٨

+
کارگران نساجى حقوق شان را ميخواهند!
تجمع و راهپيمائى کارگران نساجى کردستان
 
 
صبح امروز دوشنبه ١۴ مرداد٬ مجمع عمومى غير رسمى کارگران نساجى تشکيل شد. بحث اين مجمع در مورد پيدا کردن روشى جهت دريافت حقوق معوقه دو ماهه کارگران بود. کارفرما از دادن حقوق سرباز ميزند و پرداخت حقوق ها را به بعد از تعطيلات تابستان حواله داده است. کارگران قبول ندارند و حقوق شان را ميخواهند. همچنين در مجمع عمومى امروز به کارگرى که هفته قبل به عنوان "نماينده کارگران" سر خود در جلسه کميسيون کارگرى استاندارى شرکت کرده بود برخورد شد. کارگران اين اقدام را تقبيح کردند. مجمع تصميم گرفت که کارگران بعد از خوردن غذا راس ساعت ده و سى دقيقه در جلوى درب کارخانه حاضر شوند. در اين ميان ١٠ نفر از کارگران را جدا کردند و به آنها گفتند که اين ١٠ نفر دستگاهها را استارت بزنند و کار کنند. اين تصميم را کارگران به اين دليل گرفتند که به کارفرما و استاندارى بهانه ندهند.
 
از ساعت ١١ که کارگران در جلوى درب کارخانه تجمع کرده بودند اين بحث مطرح شد که اگر چندين روز هم اينجا جلوى درب کارخانه بمانيم کسى جوابگو نيست. سپس کارگران تصميم به راهپيمائى از جاده بهشت محمدى به طرف اداره کار گرفتند. کارگران در صف يک و دو نفره خود را سازمان دادند و راه افتادند. با عبور صف کارگران از جلوى کارخانه پرريس و نرسيده به کارخانه شاهو٬ نيروى انتظامى و اطلاعات جلوى راهپيمائى کارگران را سد کردند و به نمايندگان کارگران اعلام کردند که با آنها مذاکره کنند که قضيه چيست؟  نمايندگان کارگران توضيح دادند که مدت ٢ ماه است که حقوق دريافت نکردند٬ گرسنه هستند و خواهان حقوق شان هستند. کپى نامه هائى را که کارگران با استاندارى و اداره کار مکاتبه کرده بودند را به مامورين تحويل دادند. مامورين انتظامى به کارگران گفتند که ما حتما پيگيرى خواهيم کرد و بدنبال اين ماجرا به توصيه نمايندگان کارگران راهپيمائى را متوقف و به سمت کارخانه بازگشتند. راهپيمائى کارگران حدود ساعت ١١ و ٢٠ دقيقه شروع و ساعت ١٢ و ٣٠ کارگران به کارخانه بازگشته بودند.
 
متعاقب اين قضيه٬ حدود ساعت ١ بعدازظهر رئيس سازمان کار و آموزش حرفه اى٬ رئيس روابط کار و حراست اداره کار٬ و دو نفر از نيروهاى حفاظت نيروى انتظامى به داخل کارخانه آمدند. آنها توضيح دادند که "ما در صدد حل مشکل شما هستيم و سعى خواهيم کرد که بتوانيم حقوق يکماه را حداقل از طريق وزارت کار براى شما بگيريم". در ضمن رئيس اداره کار هم با پرويز قربانى مدير عامل شرکت نساجى تماس تلفنى گرفته بود و از جمله از او خواسته بود که حقوق کارگران را بدهد. کارفرما هم اعلام کرده که به هيچ عنوان پول ندارم و اداره بنياد مستضعفان هم حاضر به پرداخت پول نيست. در همين تماس تلفنى در رابطه با شوراى کارخانه هم صحبت شده بود و رئيس اداره کار گفته بود که کارگران سوپيشينه خود را بياورند تا "انتخابات" را برگزار کنند. 
 
آخرين خبر در مورد وضعيت اين کارخانه اين است که از طرف مديريت اعلام شده که بزودى و پس از اتمام قرارداد کارگران قراردادى٬ با آنها قرارداد تمديد نخواهد شد. تعداد کارگران قراردادى کارخانه نساجى ٩٠ نفر هستند.
 
به اين ترتيب نه فقط بار ديگر بجاى پرداخت حقوق کارگران به آنها وعده و وعيد دادند بلکه اخراج گسترده در دستور کارفرما است. وقايع دو سه هفته اخير در نساجى و جلسات و تصميمات ادارات و رفتار کارفرما٬ همگى نشان ميدهند که قصد ندارند حقوق کارگران را بدهند و جنگ فرسايشى با کارگران راه انداخته اند. اين تاکتيک در کارخانه هاى ديگر سنندج هم ادامه دارد و عملا کارفرماها٬ اداره کار٬ استاندارى و غيره يک سياست واحد دارند. دراين ميان تنها کارگران پراکنده اند و مبارزاتشان را تنهائى پيش ميبرند. راه شکستن اين بن بست ايجاد فشارى قويتر و موثرتر است.
 
حزب بار ديگر توجه کارگران سنندج را به اتحاد و هماهنگى در دفاع از حرمت و حق و حقوق خود و خانواده هايشان جلب ميکند. بار ديگر تاکيد ميکنيم که مسائل مختلفى که در کارخانه ها و مراکز صنعتى سنندج در مقابل کارگران صف کشيده در اساس يکسان اند. سياست کارفرماها و حمايت قانون و ادارات ذيربط از آنها نيز در اساس يکسان اند. بايد تلاش کنيم نيروى متحد و گسترده تر و همصداترى را در مقابل اين روند وخيم به صحنه بياوريم. براى دفاع از امنيت شغلى و بيمه بيکارى و خواستهاى رفاهى٬ اقدامات فورى و عاجلى را بايد در دستور گذاشت. سنگر کارخانه را بايد محکم کرد و معنى اين اينست که کارگران بايد به تنها منبع قدرت شان يعنى اتحاد در مقابل کارفرما تکيه کنند. اما اين درجه اتحاد لازم است ولى کافى نيست. بايد در محلات کارگرى و در سطح شهر کارگران متحدتر و هماهنگ تر شوند. آنچه که در جريان است تعيين سرنوشت شما و خانواده هايتان است. ضرورى است دسته جمعى در اين موضوع دخالت کنيد.
 
در محل کار و در محلات کارگرى مجامع عمومى تان را برپا کنيد. اين اصل را بايد عملا جا انداخت که هر اعتراض کارگرى در هر گوشه شهر٬ حمايت عملى و معنوى کارگران زيادى را با خود دارد. اگر چنين وضعيتى را ايجاد کنيم٬ کارفرماها در اين کارخانه جات نميتوانند هر رفتارى با کارگران بکنند. دخالت خانواده ها در تلاش و مبارزه کارگران مهم است. کارگران گونى بافى سما٬ نساجى٬ نخشين٬ پرريس٬ شين باف٬ سازمان هميارى٬ شهردارى٬ آتيلا ارتوپد٬ احيا صنعت و ... همراه با خانواده هايشان و حمايت گرم مردم آزاديخواه سنندج ميتوانند اين روند ضد کارگرى را متحدانه متوقف کنند.
 
مرگ بر جمهورى اسلامى!  مرگ بر سرمايه دارى!
آزادى٬ برابرى٬ حکومت کارگرى!
 
حزب اتحاد کمونيسم کارگرى
١۴ مرداد ماه ١٣٨٧- ۴ اوت ٢٠٠٨

 
+
رژيم اسلامى زندانى سياسى یعقوب مهرنهاد را اعدام کرد!
جان زندانيان سياسى در خطر است٬ عليه اعدام بپاخيزيم!

امروز دوشنبه رسانه هاى جمهورى اسلامى از اعدام يعقوب مهرنهاد و عبدالناصر طاهری صدر در زندان مرکزى زاهدان خبر دادند. رسانه هاى رژيم "توجيه" اين جنايات را مانند هميشه "وابستگى به گروه تروریستی" اعلام کردند.

به گزارش عفو بين الملل در ۱۲ فوریه ۲۰۰٨ فعاليت یعقوب مهرنهاد و ان.جی.او ثبت شده "صدای عدالت جامعه مردم جوان"٬ سازمان دادن برنامه هایی مثل کنسرت و کلاسهای آموزشی برای جوانان در بلوچستان بوده است. او در می ۲۰۰۷ همراه با ۶ نفر از اعضای انجمن بعد از شرکت در یک جلسه در دفتر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، که طبق گزارشات فرماندار زاهدان هم در آن شرکت کرده بود، دستگیر شد. ۶ نفر دیگر بعدا آزاد شدند.

يعقوب مهر نهاد را زير شکنجه و سيستم قديمى پرونده سازى وزارت اطلاعات به همکارى با "گروه هاى تروريستى" متهم و اعدام کردند. سياستى که در مورد ديگر زندانيان سياسى که حکم اعدام گرفته اند مانند فرزاد کمانگر و عدنان حسن پور و هيوا بوتيمار و انور حسين پناهى پيش رفته است. جان زندانيان سياسى و بويژه افرادى که حکم اعدام گرفته اند در خطر است. بايد نيرو و تلاش گسترده ترى را براى متوقف کردن اعدامها در ايران سازمان داد.

حزب اتحاد کمونيسم کارگرى اعدام اعدام يعقوب مهرنهاد و عبدالناصر طاهری صدر را قويا محکوم ميکند و مراتب همدردى خود را با خانواده و بستگان آنها اعلام ميکند. دور جديد اعدام زندانيان سياسى زنگ خطرى جدى است که بايد مورد توجه کل اپوزيسيون مخالف جمهورى اسلامى و مردم مخالف مجازات شنيع اعدام قرار گيرد. رژيم اسلامى رژيم اعدام و و ترور و ارعاب و حذف مخالفين سياسى است. اين رژيم آدمکش بقايش را به سرکوب و قتل عمد دولتى و پرونده سازى و دروغ روزمره بنا کرده است. حزب٬ مردم آزاديخواه و مخالف اعدام را به اعتراض عليه مجازات اعدام دعوت ميکند. اعدام قتل آگاهانه و سازمان يافته دولتى است. مجازات اعدام بايد لغو شود. رژيم اسلامى رژيم قاتلين سريال است. اين ماشين آدمکشى را بايد بزير کشيد و درهم شکست.

مرگ بر حکومت صد هزار اعدام!
آزادى٬ برابرى٬ حکومت کارگرى!

حزب اتحاد کمونيسم کارگرى
١۴ مرداد ٨٧ – ۴ اوت ٢٠٠٨

+
"ابتکار جديد" سرمايه داران در شرکت مرغ و جوجه البرز
١٢ ساعت کار- ٨ ساعت حقوق

بنا به خبر دريافتى٬ کارفرماى شرکت مرغ و جوجه البرز دست به "ابتکار جدیدى" در استثمار کارگران زده است. اين کارفرماى زالو صفت اولا با کارگران قراردادهای یک ماهه منعقد میکند. ثانيا ١٢ ساعت در روز کارگر بايد کار کند اما حقوق ٨ ساعت را ميپردازد! ثالثا هر اعتراضى توسط کارفرما با اخراج پاسخ داده ميشود. اگر کارگرى به اين دزدى و بيشرمى آشکار اعتراض کند٬ کارفرما سریعا با کارگر معترض تسویه حساب مینماید. و بالاخره تا امروز حدود ١۴ ماه است که حق مسکن و حق اولاد کارگران را پرداخت نکرده است.

کارگران شرکت مرغ و جوجه البرز!
ترديدى نيست که اين سرمايه دار تازه بدوران رسيده براى اين "ابتکار" ارتجاعى اش از همطرازانشان آفرين ميگيرد. اما بايد با تودهنى محکم و متحد کارگران جواب گيرد. خواست شما بسيار مشروع است و حتى طبقه همين قانون ارتجاعى و ضد کارگرى حق با شماست. شما ميتوانيد اين کارفرماى دزد را سرجايش بنشانيد و همه حقوق اضافه کاريتان را تا آخرين ريال از حلقومش بيرون بکشيد. شما ميدانيد که وضعيت اين نوع شرکتها طورى است که اعتصاب متحد در آن همه چيز را بسرعت بهم ميريزد.

٨ ساعت بيشتر کار نکنيد! در صورت اعتراض کارفرما متحدانه کار را متوقف کنيد! مانع ورود اعتصاب شکن به کارخانه شويد! از بيرون بردن مرغ و جوجه جلوگيرى کنيد! کارفرما را موظف کنيد که مطالباتتان را فورا پرداخت کند! مجمع عمومى تان را برگزار کنيد و براى مقابله با اين وضعيت دسته جمعى تصميم بگيريد.

حزب براى مبارزه برحق کارگران شرکت مرغ و جوجه البرز آرزوى موفقيت ميکند.


مرگ بر حکومت اسلامى سرمايه!
آزادى٬ برابرى٬ حکومت کارگرى!

حزب اتحاد کمونيسم کارگرى
١١ مرداد ١٣٨٧ – ١ اوت ٢٠٠٨

+

قزوين؛
حقوق کارگران خودرو سازى ١٠ ماه است پرداخت نشده است!

بنا به خبر دريافتى٬ وضعیت معيشتى کارگران در قزوین بشدت وخيم و ناراحت کننده است. در صنايع خودرو سازى که سود کلانى به جيب ميزند٬ کارگران و توليد کنندگان اين ثروتها در گرسنگى دست و پا ميزنند. شرکت مژده وصل شیراز٬ که یکی از شرکتهای پیمانکار خودرو سازی میباشد٬ ١٠ ماه است حقوق کارگران خود را پرداخت نکرده است. هر زمان کارگران اين شرکت به اين وضعيت اعتراض ميکنند٬ کارفرما مبلغی بالغ بر ۵٠ هزار تومان بعنوان "مساعده" و آنهم هرچند ماه يکبار پرداخت ميکند! کارگران از اين وضعيت بشدت عصبانى و منزجرند.

شرکتهاى پيمانى به عقب مانده ترين و سبعانه ترين شکل ممکن کارگران را استثمار ميکنند و حتى از دادن دستمزد ناچيز آنها طفره ميروند. نتيجه واگذارى بخشهاى مختلف يک مجتمع صنعتى بزرگ به شرکتهاى متفرقه و خريدن سفارشات از آنان٬ مجموعا سود کلانى را نصيب سرمايه داران ميکند که در کمتر "بهشت سرمايه دارى" نمونه اش يافت ميشود. اين البته به قيمت فقر و فلاکت و بيحرمتى و بيمارى و بى تامينى و محروميت وسيع و سرکوب خشن طبقه کارگر ميسر شده است.

يک خواست مهم کارگران ايران خودرو در اعتصاب تيرماه اينبود که کار قراردادى لغو شود٬ کارگران قراردادى توسط خود شرکت و نه شرکتهاى پيمانى بصورت رسمى استخدام شوند. اين خواست دقيقا ميخواهد به اين وضعيت بچاپ بچاپ بى ترمز سرمايه داران خاتمه دهد٬ دست شرکتهاى پيمانى و قوانين عهد بوقى شان را کوتاه کند و امنيت شغلى کارگران را بدرجه اى تامين کند. کارگران خودرو سازى شرکت مژده وصل شيراز بايد از تجارب اعتصاب ايران خودرو بهره گيرند و متحدانه و منسجم وارد صحنه اعتراض شوند. حقوقهاى معوقه کارگران بايد فورا پرداخت شود. "حقوق مساعده اى" قبول نداريم. همانطور که کارفرما "کار مساعده اى" را از ما قبول نميکند.

حزب کارگران شرکت وصل مژده را به تشکيل مجمع عمومى و بررسى و تصميم گيرى در مورد اين وضعيت فرا ميخواند. اگر کارگران متحدانه ظاهر شوند و اخطارى جدى به اين کارفرماى بيشرم و دزد بدهند٬ حتما دست و پايش را جمع ميکند. تداوم اين وضعيت اما تاريک تاريک است و دست کارفرما را باز ميگذارد که موقعيت  بمراتب وحشيانه تر و ضد انسانى ترى را به شرايط کار و زندگى کارگران و خانواده هايشان تحميل کند. کارگران اين وضعيت را مطلقا نبايد قبول کنند!   
 
مرگ بر حکومت اسلامى سرمايه!
آزادى٬ برابرى٬ حکومت کارگرى!

حزب اتحاد کمونيسم کارگرى
١١ مرداد ١٣٨٧ – ١ اوت ٢٠٠٨

+
٢٢ نفر از کارگران فرش نخشين سنندج اخراج شدند!
کارخانه گونى بافى سما در آستانه تعطيلى است!
کارگران سازمان هميارى تهديد به اعتصاب کردند!


قبلا به اطلاع رسانديم که کارفرماى فرش نخشين در ١٢ تيرماه به کارگران گفته بود که روز ٢٩ تیر ماه به کارخانه بیایند. قرار بود در اینروز لیستی ٣٠ نفره از کارگران اعلام شود که اخراج و به اداره بیمه معرفی شوند. کارفرما دلیل اخراج و بیکارسازی را تاثیرات تحریم اقتصادی بر بازار و عدم فروش کالاها ذکر کرده که همین وضعیت سیاست اخراج و بیکارسازی را الزامی کرده است! بالاخره روز ٣٠ تيرماه ٨٧ ٬ کارفرماى فرش نخشين سنندج ٢٢ نفر از کارگران اين کارخانه را اخراج کرد. او اعلام کرده که "به اين ليست اضافه خواهد شد"!

امروز سه شنبه ١ مرداد ماه و بدنبال اين موضوع کارگران در کارخانه تجمع کردند و مشغول مذاکره و جر و بحث با کارفرما هستند. کارگران اعلام کردند که چنانچه به سر کار بازگردانده نشوند و با زندگى آنها و خانواده شان بازى شود٬ همراه خانواده هايشان طى روزهاى آتى در مقابل اداره کار و ديگر ادارات دولتى دست به تحصن و تجمع و اعتراض خواهند زد. تصميم به تجمع همراه خانواده ها را کارگران در مجمع عمومى اى که در يکى از محلات فقير نشين سنندج بنام قشلاق داشتند گرفتند. بيش از نيمى از اين کارگران دراين محله زندگى ميکنند. همين تصميم مجمع عمومى را امروز در مذاکره با کارفرما اعلام کردند و منتظر نتيجه مذاکرات هستند تا اقدامات بعدى را در دستور بگذارند. این کارخانه ۶۴ کارگر دارد که ٢٠ نفر آنها دارای قرارداد یکساله و مابقی رسمی هستند. همزمان کارفرما به کارگران فشار آورده که خود را بازخرید کنند.

تشکيل مجمع عمومى همراه با خانواده ها و آمادگى براى مقابله با معضلات ناشى از سياست بيکارسازى اقدامى اصولى است که بدرست کارگران فرش نخشين به آن دست زده اند. کارگران فرش نخشين همراه با خانواده ها و ديگر مراکز کارگرى بايد فشار مستمرى را روى نهادهاى ذيربط بگذارند و از حق کارگران براى کار و زندگى و معاش و بيمه و آموزش و بهداشت و درمان دفاع کنند. نه تحريم اقتصادى به ما ربط دارد و نه سود و زيان کارفرما. همانطور که از رونق و سودهاى سرشار و صلح سرمايه داران چيزى نصيب ما نميشود. ما کارگران منافع مستقل خود را داريم و بعنوان کارگر و انسان حق زندگى داريم. هيچ احدى و به هيچ بهانه اى نميتواند زندگى و معاش را از ما سلب کند. هر گونه کرنش در مقابل اين وضعيت تنها نتيجه اش آوارگى و فقر شديدتر کارگران در منجلابى است که سرمايه دارى درست کرده است.
 
کارخانه گونى بافى سما در آستانه تعطيلى است

کارفرماى کارخانه گونى بافى سما با يک شرکت پيمانى براى دوخت و پرس محصولات توليد شده اين کارخانه قرارداد داشت. کارفرماى کارخانه سما ١٠ روز پيش قرارداداش را با اين شرکت پيمانى٬ که مدير آن فردى بنام کمال مبتدى است٬ فسخ ميکند. اين شرکت پيمانى که ۴٠ نفر کارگر روزمزد داشته و همراه با کارگران کارخانه سما کار ميکردند٬ با فسخ قرارداد همگى اخراج شدند. از ١٠ روز پيش که اين اتفاق افتاده٬ کارخانه سما هيچ توليدى ندارد و دستگاهها خاموش است. اما کارگران در سرکار حاضر ميشوند. همانطور که قبلا اعلام شد٬ کارفرما دليل اخراج و تعطيل کارخانه را تحريم اقتصادى اعلام کرده است. در حال حاضر کارگران خود کارخانه سما مشغول بکار هستند. اين کارگران مشغول انجام کارهاى باقى مانده شرکت پيمانى يعنى دوخت و پرس محصولات توليدى را انجام ميدهند. تاکنون کارگران کارخانه سما اخراج نشدند. اما يکى از مسئولين ادارى اين کارخانه به کارگران گفته که کارفرما اعلام کرده که پس از اتمام قراردادهاى کارگران٬ قراردادى را تمديد نخواهد کرد و براى مدت نامعلومى کارخانه را تعطيل خواهد کرد. اين کارخانه ۶٠ کارگر دارد که اکثرا قراردادهاى ٢ و ٣ ماهه دارند. بنا به آخرين اخبارى که در ميان کارگران هست٬ حدودا تا ١٠ روز ديگر مشخص خواهد شد که کارخانه بسته ميشود يا نه و آيا کارگران دسته جمعى اخراج ميشوند يا کارشان را ادامه ميدهند. ترديد و نگرانى صف کارگران فعلا شاغل اين کارخانه را فراگرفته است. اين سوال که چگونه بايد با سياست اخراج مقابله کرد همه جا سوال روز کارگران است. 

کارگران سازمان هميارى تهديد به اعتصاب کردند!

اين سازمان که تحت نظر معاونت عمران استاندارى ميباشد تعداد ١۵٠ کارگر رسمى و ٢٠ کارگر قراردادى دارد. تخصص اکثر اين کارگران مکانيک ماشين است و کار تعميرات ماشين آلات ادارات ديگر را بعهده دارند. اين کارگران ٣ ماه است که حقوق دريافت نکردند و همينطور ٣ ماه اضافه کارى هم ازاين سازمان طلب دارند. کارگران در وضعيت وخيم مالى قرار دارند و تاکيد کردند در صورت عدم دريافت حقوق هايشان دست به اعتراض و اعتصاب خواهند زد.

اتکا به سنت مجمع عمومى٬ چه در محل کار و چه در محلات کارگرى٬ دخالت خانواده ها در تلاش و مبارزه کارگران براى دفاع از امنيت شغلى و بيمه بيکارى و خواستهاى رفاهى٬ اقدامات فورى و عاجلى است که کارگران گونى بافى سما٬ کارگران سازمان هميارى و ... همراه با کارگران ديگر مراکز صنعتى سنندج بايد در دست بگيرند. همينطور بايد در مقابل فشار کارفرماها براى بازخريد تلاش کرد سياست واحدى را پيش برد. کارفرماها با سياست بازخريد کارگران تلاش دارند صف اعتراض در هر مرکز کارگرى را درهم بشکنند. تلاش دارند حاصل طولانى کار کارگر را با شندرغازى بدهند که تازه همان هم فردا با موانع و دزديهاى ديگر ادارات روبروست. کارگران قراردادى در اين اوضاع بدترين شرايط را دارند و کارفرماها تلاش ميکنند با بازخريد کارگران قديمى هر زمان دلشان خواست کارگران را اخراج کنند و هر نرخى که دلشان خواست براى دستمزد کارگر تعيين کنند. تن دادن به بازخريد مجموعا به ضرر مبارزه کارگران است. ميتوان در مقابل بازخريد سياست بازنشستگى با مزاياى کامل را طرح کرد. کارگران بايد منافع فورى و درازمدت خود و خانواده شان را بعنوان يک طبقه در نظر بگيرند. ضرورى است در مقابل توحش کارفرماها صف محکمى از اراده کارگران را به ميدان آورد.

حزب٬ کارگران مراکز صنعتى سنندج را به تشکيل مجمع عمومى و بررسى وضعيت و مطالبات خود فراميخواند. تعيين خواستها و انتخاب نمايندگان کارگران قدم مهم و اوليه است. حزب٬ کارگران سنندج را به ايجاد هماهنگى و اعمال فشار به دولت و ادارات ذيربط در دفاع از حقوق حقه کارگران دعوت ميکند. خواست بيمه بيکارى مکفى را در سرلوحه خواستهاى برحق خود قرار دهيد. از کارگران ديگر کارخانه هاى کردستان و مردم شهر سنندج و هم طبقه اى هايتان حمايت بخواهيد. کارفرما را تنها با قدرت متشکل و واحد ميتوان عقب راند. راه ديگرى وجود ندارد.

زنده باد اتحاد کارگران عليه سرمايه داران!
مرگ بر حکومت اسلامى سرمايه!
آزادى٬ برابرى٬ حکومت کارگرى!

حزب اتحاد کمونيسم کارگرى
١ مرداد ١٣٨٧ – ٢٢ جولاى ٢٠٠٨

+
کارگران نساجى کردستان مجمع عمومى خود را برگزار کردند!

امروز دوشنبه ٣١ تيرماه٬ کارگران کارخانه نساجى کردستان٬ مجمع عمومى دوم خود را برگزار کردند. مجمع عمومى ساعت ٨ و ٣٠ دقيقه با حضور ١٣٢ نفر از کارگران اين کارخانه شروع شد. دستور کار اين مجمع عمومى بررسى حقوقهاى معوقه کارگران و امنيت شغلى و ادامه کار کارخانه بود. يک اقدام ديگر مجمع عمومى انتخاب نمايندگان کارگران براى پيگيرى خواست هايشان بود. مجمع عمومى بعد از بحث و تنظيم خواستهاى کارگران٬ ۵ نفر را بعنوان نمايندگان کارگران انتخاب کرد. اسامى نمايندگان به قرار زير است: فرشيد بهشتى زاد٬ احمد قمرى٬ صديق صبحانى٬ محمد ملائى٬ و فردين سعادت. همچنين هادى رمضانى٬ کورش شيرزادى و يک نفر ديگر از کارگران بعنوان اعضاى على البدل نمايندگان کارگران انتخاب شدند.
 
کارگران روز قبل از مجمع عمومى به روزنامه اعتماد٬ سيروان٬ و ديگر روزنامه هاى محلى مراجعه کردند و کتبا از اداره کار و استاندارى خواسته بودند که مسئولانشان در مجمع عمومى امروز حضور داشته باشند. کارگران پس از پايان مجمع عمومى ۵ نماينده خود را به ادار کار فرستادند تا در مورد خواستهاى کارگران مذاکره کنند. طى مذاکرات کارگران که با رامين اسدى مسئول اين اداره داشتند٬ او گفته "ما مشکلى نداريم٬ دارائى نميگذارد وام به کارخانه شما بدهند. دارائى همينطور نميگذارد که کارفرما دفتر مرکزى کارخانه را در تهران بفروشند و مبلغ يک ميليون و پانصد هزار تومان که کارخانه بدهکار است را بدهد". کارگران روز يکشنبه همين هفته قرار است مجمع عمومى بعدى را برگزار کنند که در آن زمان هم مدير کارخانه به سنندج برگشته و قرار است در مجمع عمومى شرکت کند و گفته که؛ "به سوالات کارگران جواب خواهد داد"! 

کارگران درد مشترک دارند و درد مشترک را تنها با نيروى اتحاد ميتوان درمان کرد. مجمع عمومى بهترين ابزار اين کار و ضامن شرکت مستقيم و مستمر همه کارگران در مسئله روزشان است. کارگران نساجى کردستان آگاه اند که کارفرما بخاطر منافعش همه جور مانورى ميدهد. کارگران نساجى بايد صريحا خواستهاى خود را دنبال کنند و موانع بورکراتيکى که در مقابلشان ميگذارند و دعواى کارفرما و اداره دارائى و غيره را مسئله خود نکنند. فشار را بايد روى مجموعه مسببين فقر و بيکارى و بى تامينى کارگران آورد٬ نيروى کافى براى آن بسيج کرد٬ و اتحاد کارگران را هر روز قدرتمند تر کرد تا بتوان گوشه اى از حقوق پايمال شده را از گلويشان بيرون کشيد. 

حزب براى تلاش کارگران نساجى آرزوى موفقيت ميکند. حزب٬ کارگران کردستان و مردم سنندج را به حمايت از تلاش کارگران کارخانه نساجى کردستان فرا ميخواند.

مرگ بر حکومت اسلامى سرمايه!
آزادى٬ برابرى٬ حکومت کارگرى!

حزب اتحاد کمونيسم کارگرى
٣١ تيرماه ١٣٨٧ – ٢١ جولاى ٢٠٠٨
 
+
آینده کارگران نیشکر هفت تپه در گرو چه مبارزه ای است؟

کارگران کنترل تولید و توزیع را در نیشکر هفت تپه در دست بگیرید!

سه هزار کارگر نیشکر هفت تپه گرسنه اند. بچه ها و خانواده شان گرسنه اند. فریاد میزنند؛ "کارگر هفت تپه ایم، گرسنه ایم، گرسنه ایم"! "این بچه گرسنه وعده سرش نمیشه"! "زندگی شایسته حق مسلم ماست"! تاکنون چندین بار٬ و هر بار هفته ها و ماهها٬ کارگران اين مجتمع برای دریافت مطالبات خود دست به اعتصاب و اعتراض و راهپیمایی زده اند. اما هر بار یا با سرکوب وحشیانه دولت اسلامی و یا با وعده و وعیدهای مزورانه کارفرما مواجه شده اند و یا تنها موفق به دریافت بخشی از دستمزدهاى معوقه خود شده اند. بعلاوه امنيت شغلى کارگران و آينده هزاران خانواده کارگرى در ابهام کامل قرار دارد. اين وضعيتى است که سرمايه و نظام اسلامی براى طبقه کارگر بويژه در صنايعى مانند نيشکر هفت تپه ايجاد کرده است. اکنون این سئوال در مقابل کارگران قرار گرفته است که برای تامین معاش و زندگی خود، برای سیر کردن شکم فرزندان گرسنه و خانواده های خود چه باید بکنند؟ راه حل ها کدامند؟ آینده کارگران نیشکر هفت تپه در گرو چه مبارزه ای است؟

کارفرمایان و عاملین دولت مدعی اند که مجتمع نیشکر هفت تپه واحدی سود ده نیست. قدرت رقابت با محصولات تولید شده در بازار جهانی را ندارند. از این رو سیاستشان اخراج تدریجی کارگران  و تعطیلی کارخانه و فروش وسایل و ابزار آلات و زمینهای اين مجتمع است. در دو سال گذشته نیز نزدیک به دو هزار تن از کارگران را اخراج و بیکار کرده اند. ادامه این وضعیت یعنی ادامه بیکاری و اخراج سایر کارگران! نتیجه بلافصل چنین سیاستی محکوم کردن کارگران به فقر و فلاکت و بی خانمانی است.

این تنها راه حل در طبقه سرمایه دار نیست. گرایشات ارتجاعی دیگری در همین صف "وارادات بی رویه" شکر را معضل اصلى و جلوگیری از آن را "درمان مشکلات کارگران" میدانند. این جریانات  کارگران را به حمایت از یک جناح سرمایه در مقابل جناح دیگر و اتخاذ سیاستهای دولتگرایی اقتصادی و پروتکشنیستی از جمله بالا بردن تعرفه گمرکی بر واردات شکر میدانند.

این ها راه حل و آلترناتیو کارگران نیست. راه حل گرایشات و جناح های طبقه و نظام حاکم در تداوم وضعیت موجود و تبدیل کارگران به دنبالچه و نیروی ذخیره سرمایه است. در این نظام کارگران تنها زمانی میتوانند زندگی کنند که کاری بدست آورند و فقط هنگامی میتوانند کاری بدست آورند که کارشان بر سرمایه بیافزاید. در این نظام کارگر گویا تنها برای آن زنده است که بر سرمایه بیفزاید و تا زمانی باید زنده باشد که مصالح اقتصادی طبقه سرمایه دار ایجاب میکند!

راه حل استراتژيک و کوتاه مدت کارگران
اما راه حل دیگری وجود دارد. راه حل کمونیستی طبقه کارگر! راه حلى که افقهاى وسيع تری در مقابل کارگران قرار میدهد. کارگران نباید به راه حل های ارتجاعی و سازشکارانه طبقه حاکم تسلیم شوند. برای از بین بردن فقر و فلاکت و بیکاری و گرانی باید نظام سرمایه داری و حکومت اسلامی را نابود کرد. محور اقتصادی چنین انقلابی نابودی نظام مزدبگیری و لغو مالکیت خصوصی بر وسایل تولید و کار و تبدیل آن به دارایی جمعی کل جامعه است. این راه حل پایه ای طبقه ما است. نظام سرمایه داری مسبب و عامل بقاء کلیه مصائب گریبانگیر انسان امروز است. منشاء فقر و گرسنگی، بیکاری و بی مسکنی و ناامنی در این دوران، نظام اقتصادی حاکم بر جامعه است. انقلاب کارگری تنها راه حل ریشه ای برای پایان دادن به این وضعیت ضد انسانی و برقراری نظامی متضمن آزادی، برابری و رفاه همگان است. اما مادام که نظام سرمایه داری پابرجاست ما محکوم به فنا و نابودی و یا تن دادن به راه حل های ارتجاعی و سازشکارانه جناحهای مختلف طبقه حاکم نیستیم. راه حل های کوتاه مدت و دیگری هم وجود دارد. راه حل هایی که متضمن تحمیل حداکثر آسایش و رفاه ممکن برای کارگران به دولت و کارفرمایان است.  

بيمه بيکارى مکفى
باید برای پرداخت بیمه بیکاری مکفی مبارزه کرد. این یک خواست و مطالبه بر حق کارگری است. یا کار با دستمزدهای مکفی یا بیمه بیکاری! هیچ کارگری مسئول عدم سود دهی کارخانه نیست. چه کسی به سرمایه داران و دولتشان اجازه داده است، زمانی که کارخانه سود ده نیست، میتوانند از بکار انداختن وسایل تولید نیازهای مردم خودداری و کارگران را اخراج کنند؟ مطالبه بیمه بیکاری مکفی برای همه افراد آماده به کار، و يا دستکم وادار کردن دولت و کارفرما به پرداخت کامل آخرین حقوق دریافتی کارگرانی که بنگاه تولیدی آنها تعطیل میشود، حق مسلم کارگران است. این یک راه حل فوری و عمومی کارگران در چنین شرایطی است. برخورداری از معاش، مسکن، آموزش، درمان و رفاه مناسب حق هر انسانی است که چشم به این جهان میگشاید.  

کنترل کارگرى
اما در کنار پیشبرد مبارزه براى گرفتن بيمه بيکارى٬ راه حل مشخص ديگرى هم وجود دارد که ميتواند مبارزات کارگران را گامها بجلو ببرد. شما کارگران میتوانید کنترل تولید و توزیع محصولات کارخانه را در دست بگیرید. سیاست کارفرما و دولت تعطیلی تدریجی این واحدهای تولیدی و اخراج تدریجی کارگران است. شما میتوانید کار و تولید را بدون کارفرما و مدیریت سازمان دهید و کنترل تولید و توزیع را خود در دست بگیرید. میتوان تولید و توزیع را بدون چپاول و دزدیهای کارفرمایان و سرمایه داران سازمان داد. میتوان نیروی کار انسانی و تخصص موجود را در خدمت رفع نیازهای زندگی کارگران و مردم بکار انداخت. شما میتوانید با تشکیل مجامع عمومی خودتان در زمینه اعمال و پیاده کردن کنترل کارگری بر کارخانه و چند و چون دامنه اعمال این سیاست کارگری تصمیم بگیرید!

کارگران
فقر و فلاکت از هر سو گریبان جامعه را گرفته است. فرزاندان ما گرسنه اند. هیچکس به نجات ما نخواهد آمد. طبقه کارگر تنه