تبليغاتX
حمايت از كارگران

گزارشی از مراسم اول ماه مه در تهران
ساعت ٥:٣٠ دقیقه عصر روز جمعه ١١ اردیبهشت ١٣٨٨ است. اینجا پارک لاله است٬ میدان آبنما.  پلیس تمامی پارک  را قرق کرده است. از هر گوشه می شود چهره های پلیس را که ملبس به لباس های شخصی هستند تشخیص داد. نیروهای زیادی را از کلانتری های مختلف به  پارک لاله گسیل کرده اند. کلانتری١٠٦٬ گشت ارشاد با خودروهای شیشه مشکی٬ همگی و همگی برای سرکوب شرکت کنند گان جشن اول ماه مه به صف ایستاده اند! در اطراف حوض بزرگ پارک لاله نیروهای لباس شخصی هر گذرنده ای را با نگاهی وحشی می نگرند. در همان دقایق اولیه صدای جیغ و داد خانمی سکوت وحشتناک را میشکند. نیروهای لباس شخصی بسرعت از حالت استتار خود بیرون آمده و به طرف خانمی که جیغ میکشید می دوند.
دختر خانمی به همراه مادرش با جیغ و داد سعی در آزاد نمودن پدرش از چنگال مزدوران را دارد. عوامل سرکوب به التماس های دختر و مادرش توجه نکرده و پدر دختر را دستگیر میکنند و توسط یکی از مزدوران از ناحیه چشم آسیب جدی میبیند. صدای فریاد کمک دختر خانم تمام فضای اطراف را پر نموده است. ظاهرا فرد مذکور از بچه های سندیکا می باشد. تعداد زیادی از مردم جمع شده اند. نیروهای سرکوبگر سعی در عقب راندن مردم و جدا کردن فرد بازداشت شده از جمعیت را دارند. خوشبختانه فرد مذکور با فریادهای مادر و دخترش و تجمع مردم آزاد میشود. عضو سندیکا در حالی که چشمش به طور جدی آسیب دیده  از محوطه پارک خارج میشود. تلاش های اولیه حکومت ناکام میشود. دختر در حالی که به تمام عوامل سرکوب دشنام میدهد دستان پدرش را گرفته و خارج میشود. آفرین بر کارگران متحد. آفرین بر اول ماه مه.
در گیری و بگیر و ببند ها در قسمت های پارک ادامه دارد. تعداد لباس شخصی ها  هر دم در اطراف آبنما افزایش می یابد. غرش موتور سیکلت  لباس شخصی ها فضا را انباشته است. یکی از آنها به سرعت از موتور پیاده شده و از داخل چمن ها به طرفی که جوانی را باز داشت کرده اند٬ میدود. جمعیت را به طرف درب روبروی میدان انقلاب حل می دهند. جمعیت مقاومت میکند و به جای اول خود بر میگردد. تلاش های پلیس برای پراکنده کردن مردم و کارگران در دقایق اولیه بی نتیجه می ماند. اما ماشین های گشت و لباس شخصی ها حوزه خود را گسترده تر کرده و شروع به بازداشت هر کسی در محوطه پارک میکنند که به نظرشان مشکوک مینماید.
تجمعی صورت میگیرد. ما شین های گشت به آنسو میروند. یک نفر دیگر باز داشت میشود. او را به طرف ماشین گشت حل میدهند. فرد بازداشتی جوانی است با موهای بلند بافته شده. کارگری  در کنار شیر آب که خود را به ظاهر مشغول آب خوردن  کرده است به یک از فعالین حزب می گوید: از کارگران شرکت واحد تهران است. اینها از کارگران وحشت دارند. اصلا چرا اینجوری میکنند. چرا این همه واهمه؟ ما که همه اش ٥٠ نفر بیشتر نبودیم  این همه عوامل سرکوب برای ما گسیل داشته اند؟ می پرسم فقط ٥٠ نفر میشدید؟ کارگر اخراجی شرکت واحد میگوید٬ نه٬ نه٬ قرار این بود که به تدریج بر تعدادمان
افزوده شود. حضور کارگران سنندج٬ کارگران کرج٬ از خوزستان نیز بودند. و از همین ابتدای شروع مراسم اینگونه از ما استقبا ل شد. ما تازه رسیده بودیم. اومدیم که همدیگر را بشناسیم  و دیدید که اینگونه با ما بر خورد کردند.
در این حال که کارگر شرکت واحد صحبت می کند خانمی را باز داشت میکنند و با خشونت او را به طرف انتهای آبنما٬ جایی که ماشین های گشت شیشه مشکی پار ک کرده می کشند. کارگر که نگاهش همچنان بر رد خانم باز داشت شده است در پاسخ اینکه خواست شما چیست میگوید: خواست ما مشخص است ولی امروز شرکت در مراسم روز کارگر ما را به اینجا کشانده است. می پرسم چرا حکومت سرمایه داران از روز جهانی کار گر می هراسد؟ کارگر شرکت واحد میگوید بگویید از کدام روز جهانی نمی هراسد؟ همین فردا به قول خودشان  روز معلم است  از اتحاد و حرکت معلمان نمی هراسند؟ اینها از همه می ترسند. از هر روزی می ترسند. اینها وحشت دارند. کار گر شرکت واحد پس از نوشیدن آب به سوی چمن ها میرود.
٢ نفر جوان به آن سویی که در گیرو دار بگیر و ببند است نگران مینگرند. یکی از آنها در پاسخ من که میپرسم چرا سر کوبگران  اینچنین با کار گران برخورد  میکنند؟ می گوید ما که اینجا نبودیم ولی ما سر تا سر خیابانها را که نگاه کردیم هیچ تبریک و نوشته ای مبنی بر روز کارگر ندید یم. مگر کارگر چه چیزی دارد که بخواهند از او بگیرند. مگر چیزی برایش گذاشته اند؟ بعد با اظهار تاسف می گوید: چه بگویم واقعا؟ میگویم : باید گفت. باید فریاد بر آورد. نبایستی ساکت بود. مگر چند نفر را میتوانند بگیرند؟ مگر چند نفر را میتوانند بکشند؟ باید گفت...
دقایق سرکوب همچنان به کندی می گذرد. باران شروع به باریدن  کرده است. چند جوان  ساک به دست به طرف درب خروج در حرکتند. به طرفشان میروم. در پاسخ رفیق حزبی که می پرسد آیا شاهد بگیر و ببند و سرکوب بودند یا نه؟ با ترس پاسخ می دهند که مگر خبری بوده و این هنگام رفیق حزبی خود را معرفی میکند. جوان ها از رفیق حزبی استقبال می کنند. یکی از آنها می گوید : ما آمده بودیم تاتر ببینیم که این صحنه ها را دیدیم. رفیق حزبی می پرسد چرا از کارگران اینگونه می هراسند؟ جوان مخاطب میگوید راستش این حکومتیان از همه می ترسند. یکی دیگر از آنها خود را به میان بحث وارد میکند و میگوید: اتفاقا باید از کارگران بترسند که همه چیز در دستان اوست. قدرت تولید اجتماعی...  تنها راه مقابله با این حکومت اعتصاب کارگری است. از حضور آنها تشکر میکنم و آنها با توجه به شرایط سرکوب آنجا را ترک میکنند.

پلیس سرکوبگر قدم به قدم فضای پارک را قرق میکند.  از آغاز روز ١١ اردیبهشت در بیشتر خیابان های اطراف میدان انقلاب فضای  پلیسی حاکم شده است. از پار ک وسایط نقلیه در سرتاسر خیابان توپخانه تا میدان فردوسی جلوگیری به عمل آمده و نیروهای انتظامی گمارده اند. و اینک در پارک لاله؛ محوطه آبنما

جمهوری اسلامی به سرکوب کارگرانی که از نقاط مختلف برای بر گزاری روز اول ماه مه آمده اند؛ پرداخته است.
مرگ بر سرمایه داری. جهانی آزاد و کمونیستی باید ساخت. شعار کارگران کمونیست؛ جهان سرمایه داران و حکومت هایشان را به لرزه افکنده است. قدرتی در این تجمع نهفته است که سرمایه داران آن را خوب میشناسند. به همین خاطر در این روز به جنگ کارگران و فعالینشان در پارک لاله آمده اند. نبردی نابرابر در جریان است. روزهای زیادی را برگزار کرده اند٬ هیچکدام را به اندازه اول مه برایشان رعب انگیز تر نیست. همین مزدوران سینه چاک سرمایداران که اینگونه کارگران را به سرکوب بسته اند آیا می توانند با ماهی ٢٦٥٠٠٠ تومان زندگی کنند؟
باران شدت یافته است. لباس شخصی ها به زیر درختان رفته اند و موتور سواران همچنان پارک را دور میزنند و به شکار کارگران که از دست عوامل سرکوب در سطح پارک پراکنده شده اند٬ می پردازند. از از طرف عوامل سرکوبگر مورد تهدید واقع میشوم. برای خلاصی به طرف خانواده ای میروم و برای دقایقی کنار آنها می نشینم.
از تعداد دستگیر شدگان و مجروحان به طور دقیق هنوز خبری در دست نیست. جمهوری اسلامی باید سریعا تمام دستگیر شدگان را آزاد کند. خبر اعدام جنایتکارانه  دلارا  در اول ماه مه پیوست هدیه حکومت سرمایه داران به کارگران در این روز است. جمهوری اسلامی از این راهی که در پیش گرفته یک نتیجه بیشتر عایدش نخواهد شد. باید نابود شود. نتیجه ای که کارگران نیز به آن واقفند. سرنگونی این حکومت اعدام و سرکوب و سرمایه و مذهب تنها نتیجه ای است که میشود برای این حکومت سرکوبگر رقم زد.

 

مرگ بر سرمایه داری
مرگ بر جمهوری اسلامی
آزادی٬ برابری٬ حکومت کارگری

حزب اتحاد کمونیسم کارگری
١ مه ٢٠٠٩ – ١١ اردیبهشت ١٣٨٨
+ نوشته شده توسط Victoriya |
اول ماه می در تهران

گزارش ارسالی برای نشريه دانشجویی بذر


گزارش دوم:

«یک مراسم از آخر به اول»

غروب اول می، ساعت 7

محل: تاکسی
راوی: رادیو

"امروز روز جهانی کارگر بود و بدین مناسبت چندین مراسم در سرتاسر کشور به پاسداشت اینروز برگزار شد در سراسر جهان نیز کارگران اعتراضات بسیاری به راه انداختند که به اغتشاش کشیده شد."


بعدازظهراول ماه می، ساعت 6
محل: پارک لاله
راوی: جناب سروان

دورتا دور آب­نما را ماشین­های گشت ارشاد دوره کردند، ماموران این­جا و آن­جا جمع­اند مردی خود را بدو بدو به ماموری رساند و خبر داد کسی آن حوالی فیلم گرفته این طرف­تر زن ماموری داشت چشمانش را در آب می­شست و از سوختن چشمانش ناله سر می­داد. از وسط چمن­ها می­گذشتم به سروان گفتم جناب سرهنگ چی شده؟ سری به علامت هیچ تکان داد.


بعدازظهر اول ماه می، ساعت 5:15

محل: پارک لاله
راوی: گشت ارشاد(پلیس امنیت اخلاقی!)
نشسته بودم. جمعیتی می­آمد و می­رفت. گاه یک جا می ایستادند و روبوسی می­کردن و باز قدم می­زدند. از هر سو انگار پلیس اخلاق­مدار در کمین بود که به یک باره گشت ارشاد از راه رسید و در میان آن بلوا عده­ای را به داخل ماشین­ها کشاندند.

یکی فریاد زد " زنده باد جنبش کارگری" دیگر ندیدمش! پسری برهنه و بی­هوش بر زمین! آن­طرف ترکسی انگار گریخت! آن­سو تر پرچم "جمعی از فعالین کارگری"، این­ سو فریادی "خواهرا حرکت کنید"، دختری سربرهنه بر زمین کشیده می­شد، پسری را موبایل به دست با مشت و فحش و لگد بردند، "خواهرا اینور بیاین دردسر می­ه"، پلیس زن بر سرو صورت مردهای دستگیر شده می­کوبید و پلیس مرد زنان را می­برد.


مراسم باشکوهی بود! جایتان خالی! حتی باران هم آن را بر هم نزد. حالا دیگر از نفربرهای ارشاد برای سرویسدهی استفاده می­شود و دیگر مشکل اندازه وسیله حمل و نقل مهمانان را نخواهیم داشت. پذیرایی هم که به صورت مختلط را هم آقا و بانو به عهده دارند. مقاماتی هم که لباس غیر فرم به تن دارند دیگر یاد گرفته­اند دوشی بگیرند و به سر و وضع خود برسند. مراسم عالی برگزار شد.


+ نوشته شده توسط Victoriya |
اول ماه می در تهران

گزارش ارسالی برای نشريه دانشجویی بذر


گزارش اول:

امروز اول ماه مه است. روز جهانی كارگر. روز كسانی كه قر ار است نوع بشر را از هر گونه استثمار رهايی ببخشند. از چند روز قبل بنا بر اخباری كه در سايتهای مختلف برای برگزاری مراسم روز كار گر از طرف فعالين مختلف كارگری  درج شده بود به پارك لاله رفتم. تا به حال پارك لاله را آنقدر شلوغ نديده بودم. هم جمعيت مردم و هم جمعيت نيروهای مزدور رژيم. در دور ميدان آب نما جمعيتی نزديك به 2000 نفر به صورت پراكنده قدم می زدند. شايد بتوان گفت كه به ازای هر يك نفر حداقل 5 نفر لباس شخصی و پليس ايستاده بودند. ماشين های گشت ارشاد به تعداد خيلی زياد دور ميدان مدام در حال گشت زنی بودند. مردم عادی از اين همه ماشين ارشاد آنهم در پارك متعجب شده بودند. دور پارك يعنی در محوطه بيرون هم از سمت بلوار كشاورز و هم از سمت خيابان كارگر هم پر از نيروهای لباس شخصی بود. قبل از ساعت 5 كه ساعت شروع مراسم بود در پارك بودم. بعد از چند دقيقه كه سعی كردم  مكانی را برای نشستن پيدا كنم چهره های آشنای بسياری را ديدم. فعالين كارگری، دانشجويی، زنان و افراد ديگری كه نمی شناختم اما كاملا مشخص بود كه برای مراسم آمده بودند. همه وقتی يكديگر را می ديدند شروع به خوش وبش می كردند. بالاخره بعد از دقايقی و حدودا ساعت 5:15 دقيقه در گوشه ای كه عده ای از فعالين جمع شده بودند  ناگهان 2 ماشين گشت ارشاد كه تقريبا دو برابر ظرفيتش مامور زن و مرد سوارآن  شده بودند به بيرون ريختند و به سمتی كه فعالين در حال گفتگو با هم بودند رفتند و به وحشيانه ترين شكل ممكن شروع به كتك زدن كردند و در همان آن 3-4 نفر را دستگير كردند و به زور وارد ماشين كردند. مردم عادی داخل پارك وحشت زده شده بودند. يكی می گفت باز اينا  چه مرگشون شده. باتوم های برقی بر سر و صورت افراد كوبيده می شد. هر كس كه كوچكترين حرفی می زد و يا مقاومتی می كرد كتك می خورد و به زور سوار ماشين می شد. در اين ميان فرياد زنده باد جنبش كارگری از سوی يكی از فعالين به آسمان بلند شد. كه در عرض چند ثانيه به زور سوار ماشينش كردند. در اين ميان جوانی را كه  قصد فرار داشت و دوستش اعتراض می كرد كه ولش كنيد ا توسط چند تا از غول تشن های پليس دستگير كردند و آنقدر او را زدند كه به حالت بيهوش در آمد و بعد لباسش را از تنش در آوردند و آن را به روی صورتش كشيدند و كشان كشان در همان حالت بيهوشی به درون ماشين بردند. در اين لحظه ياد تصاويری افتادم كه تحت نام دستگيری ارازل و اوباش در اينترنت و موبايلها پخش می شد. فكر می كنم مردم امروز معنی ارازل و اوباش را به خوبی فهميدند. آنقدر مامور و لباس شخصی پر بود كه به هر طرف نگاه می كردی فقط آنها ديده می شدند. يكی از آنها در جايی كه ما و چند خانواده ديگر ايستاده بودند اسپری  فلفل زدند و صدای چند جوان كه فرياد مزدند سوختم و چشمانشان را گرفته بودند به هوا رفت. البته در ميان آنها چند زن چادری هم بودند كه آنها هم از اين عمل هم قطارشان در امان نماندند. چرا كه بعدا آنها در جمع پليس ها ديدم. بقيه مدام مردم را وادار می كردند كه دور شويد و اينجا نايستيد. دختر و پسر جوانی كه با هم بود ند و و پسر جوان در حال گرفتن عكس با موبايلش بود را هم با توهين و كتك دستگير كردند. عكاس جوانی هم كه معلوم بود از خود آنهاست  به سمت افراد حاضر می رفت و روی چهره شان زوم می كرد و عكس می گرفت.در اين ميان دختر جوانی كه معلوم بود برای ورزش آمده بود چون با بلوز و شلوار ورزشی بود توجه همه را به خود جلب كرد. چون او را به روی زمين می كشيدند و روسريش كاملا از سرش افتاده بود. آنها نمی خواستند مردم بفهمند كه چرا امروز اينجا شلوغ شده به همين خاطر هر تيپ آدمی را دستگير می كردند تا فردا به اسم ارازل و اوباش، مزاحم نواميس مردم و بی حجاب همه جا جار بزنند. از تعداد دستگير شدگان آمار دقيقی ندارم اما دو ماشين گشت ارشاد كاملا پر شده بود.گوشه گوشه ميدان غلغله بود.پسر جوانی هم كه معلوم بود در درگيری لباسش را از تنش خارج كرده بودند و تمام بدنش جای ضربه های باتوم بود در حال فرار بود .در گوشه ای ديگر فرياد  می زدند و دستگير می شدند. حتی در قسمتی از ميدان كه يك خانواده نشسته بودند و ظاهرا از آنها خواسته بودند كه از آنجا بروند و با اعتراض مادر خانواده كه زن مسنی بود روبرو شده بودند به زور و با تهديد می خواستند او را كه همراه با همسر و بچه هايش بود با خود ببرند بدون هيچ دليل و توجيهی. باران شديدی شروع با باريدن كرد كه باعث شد مردم عادی سريع متفرق شوند. همه اين اتفاقات در 15-20 دقيقه اتفاق افتاد. بعد كه در اطراف پارك در حال قدم زدن بودم با پرچم جالبی كه مربوط به سايت جمعی از فعالين كارگری بود روبرو شدم. بعد كه دوباره برگشتم در آنجا نبود. اتفاقات امروز نشان داد كه راديكاليسم و همچنين ديكتاتوری و خفقان در حال رشد است. حضور فعالين كارگری در كنار جوانانی كه بسيار با انگيزه آمده بودند و بسياری از فعالين زنان نويدهای  خوبی را با خود به همراه داشت. اول ماه مه امسال كه در يك روز تعطيل و يه شكل كاملا مستقل برگزار شد اگر چه حتی فرصت سخنرانی و بيانيه و شعار نداشت اما درحضور مردم بود و اين مساله خيلی مهم بود.
+ نوشته شده توسط Victoriya |
خامنه اى به دانشگاه ميرود!
دانشجويان بايد آماده باشند


بنا به خبر اعلام شده خامنه ای فردا ١۶ آذر قرار است در دانشگاه علم و صنعت حضور یابد.  ترديدى نيست رژيم اسلامى بخاطر اينکه داستان خاتمى و احمدى نژاد٬ و اخيرا لاريجانى در شيراز٬ براى خامنه اى تکرار نشود٬ ماکزيمم تلاش امنيتى و اطلاعاتى را بکار خواهد برد. نيروى دستچين شعار ده را آماده خواهد کرد و فضاى سياه اختناق را در دانشگاه وسيعا مى گسترانند.


اما درعين حال اين فرصتى طلائى است. فردا ميتواند ابتکار دانشجويان شايد بيرون سالنها و در محوطه بلند شود. فردا ميتواند شعار "مرگ بر طالبان چه در کابل چه تهران" طنين افکند. فردا ميتواند عصاره رژيم اسلامى و فرمانده سرکوب و اختناق و اعدام و شکنجه دانشجويان با اراده اى محکم روبرو شود. حتى اگر آنها فردا را با تمهيدات امنيتى از سر بگذرانند٬ خودشان خوب ميدانند که تصوير خامنه اى در ميان مردم و دانشجو و کارگر و هر شهروند آن جامعه چيست. اما اگر دانشجويان بتوانند در کمال هوشيارى به خامنه اى تو دهنى بزنند معناى سياسى بسيار عميقى خواهد داشت و مثل بمب در جهان خواهد ترکيد.
فردا در دانشگاه علم و صنعت٬ اگر برنامه را کنسل نکنند٬ روز مهمى براى روياروئى است. فردا رهبرى و درايت و سنجيدگى و تيزبينى فعالين دانشجوئى ميتواند بنمايش درآيد. فردا ميتوان به نمايندگى از تمام سرکوب شده ها٬ تمام زندان رفته ها٬ تمام شکنجه شده ها٬ تمام اعداميها٬ و طبقه کارگر و مردم محروم ايران خامنه اى را بعنوان سمبل رژيم اسلامى هدف اعتراض آزاديخواهانه قرار داد.


بايد فرصت را ديد و فرصت را مغتنم شمرد.


مرگ بر جمهورى اسلامى
مرگ بر سرمايه دارى
آزادى٬ برابرى٬ حکومت کارگرى

حزب اتحاد کمونيسم کارگرى
١۵ آذر ١٣٧٨ – ۵ دسامبر ٢٠٠٨


+ نوشته شده توسط Victoriya |
دستگيرى بهمن توتونچى و احضار فعالين دانشجوئى در سنندج

امروز صبح زود سه شنبه ٢٨ آبانماه٬ نيروهاى امنيتى و اطلاعاتى جمهورى اسلامى در سنندج به منزل بهمن توتونچى ريختند و بدنبال تفتيش منزل او را بازدداشت کردند. آنها حتى اجازه پوشيدن لباس به او را ندادند. بهمن توتونچی روزنامه ‌نگار و عضو شورای سردبیری هفته ‌نامه "کرفتو" بود که سال گذشته توقيف شد.

همينطور ديشب چند نفر از اعضا "تشکل دانشجویی پیشرو" دانشگاه آزاد سنندج به حراست دانشگاه احضار شدند. حراست دانشگاه به اين دانشجويان تذکر داده که از گفتگو با رسانه هاى بيگانه خوددارى کنند.

در روزها و هفته هاى اخير موج تهديد و احضار فعالين کارگرى٬ فعالين حقوق زن٬ دانشجويان٬ روزنامه نگاران در سنندج افزايش يافته است. بهانه عمومى و تذکر به همه خوددارى از گفتگو با "رسانه هاى بيگانه" است. براى برخى ديگر از پيش پرونده اى و اتهامى دوخته شده و عده ديگرى را با مراجعه به محل کار يا منزل دستگير ميکنند. بهانه مصاحبه با "رسانه هاى بيگانه" آنهم در شرايطى که سانسور و اختناق بيداد ميکند٬ بيان ترس رژيم از بلند شدن صداى برحق کارگران و مردم معترض در دفاع از حقوق و خواستهاى لگدمال شده شان است. هدف جمهورى اسلامى ازاين فشارها گسترش دامنه اختناق و ساکت کردن مردم معترض است.

حزب اتحاد کمونيسم کارگرى دستگيريها و اذيت و آزار و پرونده سازى براى فعالين کارگرى و فعالين حقوق مدنى را محکوم ميکند. حزب٬ کارگران و مردم شهر سنندج را به هشيارى در مقابل توطئه هاى رژيم٬ پرونده سازيها و پاپوش دوزيها٬ و اعمال فشار براى آزادى فورى کليه زندانيان سياسى دعوت ميکند.
 


مرگ بر جمهورى اسلامى!
مرگ بر سرمايه دارى!
آزادى٬ برابرى٬ حکومت کارگرى!

حزب اتحاد کمونيسم کارگرى
٢٨ آبان ١٣٨٧ – ١٨ نوامبر ٢٠٠٨
 
+ نوشته شده توسط Victoriya |
تجمع مجدد دانشجویان علوم پزشکی شیراز

خبرنامه امیرکبیر: دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز برای دومین بار طی هفته جاری در اعتراض به مشکلات صنفی تجمع کردند. شب گذشته دانشجویان دختر ساکن خوابگاه ارم دانشگاه علوم پزشکی شیراز در اعتراض به مشکلات صنفی دست به تجمع اعتراض آمیز زدند.

طبق دستورالعمل جدید مدیریت امور دانشجویی، از ساعت ۳۰/۹ درب خوابگاه بسته شده و حضور و غیاب در اتاق ها انجام خواهد شد و دانشجویانی که بین ساعت ۳۰/۹ تا ۱۰ به خوابگاه مراجعه نمایند باید در پشت درب بسته بمانند. دانشجویان تجمع کننده نحوه ی رفتار مسوولان در مورد پشت درب نگه داشتن آنان را توهینی بزرگ به خود اعلام نموده و خواستار لغو هر چه سریع تر این دستور العمل شدند. با آغاز تجمع، مدیر خوابگاه، دانشجویان را تهدید به احضار به کمیته انضباطی کرد ولی با این وجود دانشجویان به اعتراضات خود ادامه داند. به گزارش خبرنامه امیرکبیر، از آن جا که به خواسته دانشجویان مبنی بر حضور یکی از مسوولین جهت پاسخگویی به مشکلات پاسخ منفی داده شد، آنان اعلام کردند که در صورت برآورده نشدن این خواسته تجمع را به محوطه ی خوابگاه خواهند کشاند. در پی اعلام این مسئله از سوی دانشجویان مسوول اداره ی خوابگاه ها در جمع آنان حاضر شد.

دانشجویان خواسته های خود را از قبیل لغو هر چه سریع تر دستورالعمل جدید، پایان دادن به برخوردهای توهین آمیز مدیریت خوابگاه، عدم تخلیه خوابگاه در تابستان و … بیان و اعلام کردند که به هیچ عنوان خوابگاه را در تابستان تخلیه نخواهند نمود.

مسوول اداره خوابگاه ها در پاسخ به دانشجویان اعلام کرد که اقدامات انجام گرفته دستور مدیر مافوق وی می باشد. دانشجویان این پاسخ را قانع کننده ندانسته و تجمع خود را تا ساعت یک بامداد جمعه ادامه داده و خواستار حضور و پاسخگویی معاونت دانشجویی شدند. با توجه به ادامه تحصن دانشجویان، دکتر بلندپرواز، معاونت دانشجویی دانشگاه شنبه شب برای پاسخگویی در جمع دانشجویان حاضر خواهد شد.

شایان ذکر است که دانشجویان پسر خوابگاه شهید دستغیب این دانشگاه نیز یکشنبه گذشته در اعتراض به مشکلات صنفی از قبیل قطع اینترنت اتاق ها، برخوردهای توهین آمیز حراست، مشکلات سلف سرویس و … تجمع اعتراض آمیز برگزار کردند که معاونت دانشجویی با حضور در جمع دانشجویان از آنان عذرخواهی کرد.

 18 تیر؛ باید همگی به پا خیزیم

یکی از خوانندگان: روز هیجده تیر بزودی فرا میرسد و ما باید همگی به پا خیزیم و خواستار آزادی و عدالتی باشیم که دانشجویان ما نه سال پیش از آن محروم گشتند دانشجویان زنان . کارگران و اقلیتها باید متحد شده و همصدا دولت را به رعایت حقوق اولیه مردم مجبور نمایند ما میدانیم نه سال پیش چه اتفاقی رخ داده و نباید به دولت اجازه دهیم ما را از آزادی بیان محروم نماید اگر ما در این راستا اقدامی نکنیم به این معنا خواهد بود که ما از سیاستهای ظالمانه دولت پشتیبانی میکنیم

+ نوشته شده توسط Victoriya |


بیانیه یک زندانی سیاسی سابق به مناسبت 18 تیر


بنام یزدان پاک، آفریدگار آزادی

من مهرداد لهراسبی فرزند کوچک و مبارز راه آزادی وطن عزیزم ایران زمین که 9 سال به خاطر شرکت در اعتراضات 18 تیر1378 تحت شرایط قرون وسطائی در زندان بسر بردم؛ به مناسبت 18 تیر ماه که سالروز قیام آزادیخواهان و وطن پرستانه دانشجویان غیور و شجاع ایران زمین در سال 78 خورشیدی بوده، و به علت دستگیری و مقاومت دلیرانه فرزندان این مرز و بوم اهورائی که حتی تا مرگ و شهادت ادامه یافت . مثلا زنده یادان عزت ابراهیم نژاد و اکبر محمدی و این دانشجویان عزیز حتی به قیمت شهادت و تقدیم جانشان در راه وطن حاضر به هیچگونه سازشی و مدارایی با حکومت توتالیتر جمهوری اسلامی !!!؟ که با فریب مردم بر سر کار آمد و با دروغ و خودخواهی سلاح و تانک و بسیجی و سپاهی و زر و زور و تزویر سریغ خون نشسته و حتی حاضر به برگزاری یک رفراندم نیست . چرا که خوب می داند که در این 30 سال جهنمی، چه بر سر مردم نگون بخت آورده است، از گرانی و تورم سالیانه و ماهیانه و روزانه و حتی ساعتی گرفته تا دستگیری و شکنجه و زندان و مرک و اعدام و پخش گسترده مواد مخدر بین جوانان گرفته تا غارت و چپاول و به یغما بردن ثروت نفت و معادن این مرز و بوم گرفته تا حتی خرید و فروش دختران این سرزمین به اعراب و اجنبی و هر کاری که هیچ حکومت در دنیا که هر چند هم توتالیتر و جعلی باشد نمی کند. ولی این ملایان از خدا بی خبر بنام خدا و پیامبر و دین و مذهب در راه دشمنی با مردم این سرزمین آریایی و اهورائی هر چه که میتوانند واز دستشان بر می آید در راه دشمنی با مردم کوتاهی نمی کنند چرا که از دست اربابان خود که همان انگلیس ضد بشر می باشد و این را دیگر پس از حدود 100 سال است پس از قیام مشروطه و حتی قبل ازآن مردم ایران خوب دریافته اند دستور مستقیم در رابطه با آزار و نابودی مردم و سرزمین و معادن ایران را دارد . پس چگونه است مثلا امریکا و انگلیس به عراق و افغانستان لشگرکشی می کنند ولی به ایران آخوندی که خودشان هم بهتر می دانند که همۀ تروریست بازیها و بمب گذاریها و آدم کشی های جهان هم حتی در دورترین نقاط عالم بدست عوامل ایشان و با پول مردم بی گناه و ساده انجام می گیرد کاری ندارند . فقط و فقط به تهدید و ترساندن دروغین ایشان اکتفا می کنند.این سئوالی است که مدتها نه تنها ذهن مرا بلکه ذهن اکثر ایرنیان را در بر گرفته.
پس می بینید که نه تنها اربابان خارجی ملایان با ایشان بد نیستند بلکه حتی در پشت پرده سیاست شاید حتی با هم گیلاسی شامپاین یا ویسکی می نوشند به سلامتی ملایانی که سالهاست مردم زجر کشیده ایران را می جزانند پس از هر راهی کمر به نابودی ایران و ایرانی بسته اند.
پس تنها راه آزادی ما ایرانیان این است که نه تنها به هیچ خارجی دل نبندیم منتظر کمکی از طرف هیچ قدرتی در جهان نباشیم بلکه آزادی ما فقط و فقط باز هم تاکید می کنم فقط و فقط در همبستگی و مبارزه خودمان می باشد و دیگر هیچ. پس ای ایرانیان شجاع و وطن پرست وقت ، وقت مبارزه است و بس!پس دست در دست یکدیگر برای آزادی وطن و عوض شدن سرنوشت کودکان آینده و فعلی به خیابانها بیاییم و تا آزادی وطن به خانه هایتان باز نگردید، حتی اگر از آسمان سنگ ببارد. چرا که حکومتهای دیکتاتور فقط از همبستگی مردم می ترسند. تمامی سعی خود را برای از بین بردن همبستگی بین صفوف و صنوف مردم بکار می برند. پس ما هم باید فقط با همبستگی و مبارزه به پیروزی برسیم و هیچ کس و هیچ قدرت و حکومتی در دنیا به آزادی ما فکر نمی کند و در این راه به ماکمک نخواهند کرد و فقط خودمان باید با دستهای خودمان آزادی را کسب نماییم.

به امید طلوع ستارۀ آزادی،
مهرداد لهراسبی
زندانیان سیاسی 18 تیر 1378 قیام دانشجویان

+ نوشته شده توسط Victoriya |
۳۷ دانشجوی دانشگاه تبریز به کمیته انضباطی فراخوانده شدند

خبرنامه امیرکبیر: در پی اعتراضات دانشجویان دانشگاه تبریز نسبت به مسائل دانشجویان ستاره دار و اقدامات غیرقانونی حراست، ۳۷ تن از دانشجویان به کمیته انضباطی دانشگاه احضار شده اند.

مسئولین، تحصن محدود روز ۶ تیر را علت احضار بی سابقه ۳۷ نفر عنوان کرده اند. روز پنج شنبه ۶ تیر، تجمع اعتراض آمیز در خوابگاه شهرک امام در اعتراض به کارشکنی های مسئولین حراست دانشگاه که با ایجاد اختلاف بین دانشجویان قومیت های مختلف، قصد تفرقه افکنی بین دانشجویان را داشتند، برگزار شده بود.

نهادهای امنیتی دانشگاه با دستاویز قرار دادن تحصن ۶ تیر، افرادی را به کمیته انضباطی فرا خوانده اند که حتی در محل تجمع نیز حاضر نبوده و از فعالین دانشجویی محسوب می گردند.

در حالی روز یکشنبه ۱۶ تیر، تاریخ احضار دانشجویان عنوان شده است که شنبه ۱۵ تیر، امتحانات تمامی دانشکده های دانشگاه تبریز به پایان می رسد.

شنیده ها حاکی از آن است که حجم وسیع احضار به کمیته انضباطی، حساسیت دانشجویان را شدیداً برانگیخته است و این در حالی است که هنوز دانشجویان محروم از حق تحصیل دانشگاه تبریز در بلاتکلیفی به سر می برند.

+ نوشته شده توسط Victoriya |
پیام دانشجویان اهواز به دانشجویان سراسر کشور


دوازدهم تیر ماه هشتاد و هفت

پس از 16 آذر سال گذشته یک موج عظیم از اعتراضات توسط دانشجویان سراسر کشور با الگوبرداری از آن حرکت در دانشگاه ها علیه نابرابری و عدم آزادی حاکم بر سطوح مختلف جامعه ایجاد شد. این حرکت ها که بصورت خودجوش توسط دانشجویان شجاع و جسور در حمایت از اعتراض های کارگری و بخش های دیگر جامعه که به نوعی تحت فشار دستگاههای محدود گر سیاسی و امنیتی هستند ایجاد شد. مسائل صنفی؛ مشکلات مردم شهری که دانشگاه در آن مستقر است ؛فساد حاکم بر مدیریت دانشگاه ها و غیره همه وهمه بخش کوچکی از معضلاتی است که دانشجویان آگاه و روشنفکر با آنها در این مدت اخیر در تهران ،اهواز، زنجان ، مشهد ، شیراز ،مازنداران ،همدان و باقی شهرهای ایران با آن مواجه بوده اند. دانشجویان با انسجامی ستودنی در سراسر کشور با در دست گرفتن پرچم آزادی خواهی و برابری طلبی اعلام کردند که دیگر وقت آن است جریانی در دانشگاه فعال شود که هیچگونه زدو بندی با مجموعه قدرت نداشته و بودجه های نجومی جهت اقناع خواست حاکمیت به یاری اش نرود، بلکه با تکیه بر نیروی خویش پیروزی اعتراضات را به سر انجام رساند.

یکی از اقداماتی که حاکمیت بعد از 16 آذر هزار وسیصد و هشتاد و شش آغاز نمود موج گسترده دستگیری دانشجویان معترض و در بند کردن آنها در سخترین شرایط بود، با این خیال که می توانند با ارعاب و ترس آور کردن فضای دانشگاه واعمال شدیدترین برخوردهای فیزیکی چه از نظر روحی وچه جسمی بر دانشجویان در بند و همچنین خانواده های آنها از این حرکت جلوگیری کنند. اما این تصور، خیال خامی بیش نبود چرا که با این حرکت، خاطر همه فعالین آگاه این عرصه، جری تر شده و مصمم تر از گذشته با افق صریح سیاسی آزادی و برابری ادامه کار دادند.

با این حال باید گفت در روزهای اخیر باز شاهد برخورد با مردم جان به لب رسیده از شرایط اقتصادی و سیاسی و همینطور فعالین دانشجویی در دانشگاههای مشهد بوده ایم ، دانشجویانی که خود را متعلق به جنبشی انسانی برای دفاع از نیازها و حقوق مردم می دیدند، در اعتراضات خودجوش عده ای از مردم مشهد شرکت کرده و با اعلام انتقادی این مسئله که تحقق آزادی و برابری از راهی فرا تر از مطالبه جلوگیری ازمفاسد اقتصادی امکان پذیر است، خود به دست نیروهای امنیتی بازداشت شده و راهی زندان شدند.

در حال حاضر نه تنها از وضعیت آقایان محمد زراعتی ، توحید دولتشناس و فرزاد حسن زاده که توسط لباس شخصی ها ربوده شده اند، اطلاعی در دست نیست بلکه از جمعیتی حدود 200 نفر از بازداشت شدگان زن و مرد و جوان این اتفاق در مشهد هنوز خبر موثقی دریافت نشده است.

در این بین باز هم یکسان شمردن- نشستن مقابل دوربین- با پراتیک سیاسی و حضور فیزیکی در بین مردم، تلوزیونهای لس آنجلسی را به منجلاب دسیسه سیاسی و توهم کشانیده و با اعلام تلوزیونی حضور معترضین، موجبات به خطر افتادن تعدادی از مردم در مقابل دستگاه پلیس گشته اند .

قابل توجه است که وضع پیش آمده گفتن نکاتی را ضروری می سازد؛ دستگاههای پلیسی و امنیتی با دستمایه کردن شعائر دینی، این حرکت ها را همه در مخالفت با اسلام و دین که توسط عده ای که بقول خودشان مرتد اند و در جهت حمایت از استکبار و صهیونیسم در دانشگاه ایجاد شده معرفی می کنند.
. با یک نگاه عمقی می توانیم به این نکته برسیم که دستگاه امنیتی با مهر اتهام زدن به دانشجویان، بهانه ای برای در کنترل نگه داشتن فعالین دانشجویی دارند.که در این صورت دانشجویان باید با آگاهی از این موارد فکری اساسی در برابر این اتهامات واهی نمایند
مرتد اعلام کردن هر دانشجویی که در جهت هر اعتراضی در دانشگاه زبان باز می کند
مرتبط کردن دانشجویان و این جریانات با کشورهای آمریکا ، انگلستان و اسرائیل و جریانات ضد مدنی
اعلام این موضوع که عده ای از دانشجویان مرتبط با جریانات حزبی خارج کشور هستند
اینها گوشه ای از اتهامات واهی است که دستگاه اطلاعاتی- امنیتی به دانشجویان وارد کرده و می کنند، با این خیال که بتوانند این تحرکات رادیکال را در نطفه خفه کنند. اما این جز فکری خام و دسیسه چین نمی تواند باشد چرا که دانشجویان هم آگاه هستند و هم آنقدر یکپارچگی آنها در کشور ارتقا پیدا کرده که کوچکترین ندایی در دورافتاده ترین نقطه ایران را پاسخ می گویند و افکار عمومی را به قضاوت می طلبند.

روشن است که انسجام هر چه بیشتر دانشجویان دانشگاههای کشور حول مطالبات دانشجویی همانند مطالبه آزادی دانشجویان دربند مشهد و اهواز وحتی فرا سوی آن، می تواند ضمن این که هزینه کمتری را به لحاظ امنیتی بر مجموعه آکادمیک وارد سازد، مانع پراکندگی و در ادامه موجبات تحکیم ارتباط با دیگر جنبش های اجتماعی شود. نقطه تفارقی بین گروهای دانشجویی بر سر حذف پیمانکاریهای دانشگاه ، آزادی دانشجویان دربند و همچنین آزادی نشریات و گروههای مستقل دانشجویی وجود ندارد و دنباله روی از این سبک وسیاق روشن با حضور لیبرالهای دانشگاهی یا ملی مذهبی ویا چپ ما را هر چه بیشتر به اهداف اعلام شده در هر برهه نزدیکتر می سازد. امروز که نهادهای موازی امنیتی و گروههای فشار موجود در دانشگاهها اعم ازنمایندگان وزارت علوم وبرخی روسای انتصابی دانشگاه با هر شیوه ای می خواهند صدای عدالتخواهی را در نطفه خفه کنند، خوب است که بدانیم تا صدای ما با هم یکی نشود نمی توانیم اجحافی را که پیش از هر چیز در حق دانشجویان دانشگاه سهند تبریزو فردوسی مشهد و تهران و شیراز و کرج راوا داشته شده است ، بر طرف سازیم.

اتحاد باعث می شود که آنها نتوانند به شیوه های ابتدایی و قرون وسطی ای در دادگاه انقلاب و کمیته های انظباطی دست به تفتیش عقاید بزنند و مهر ارتداد که بزرگترین دروغ حال حاضر است را به هر حرکتی بچسبانند . آن چه مهم به نظر می رسد دخالت هر چه بیشتر دانشجویان به عنوان سازندگان جامعه آتی به نفع محیط های علمی و دانشگاهی و دردست گرفتن یک پرچم مشترک و صدایی واحد است .

در پایان ما خواستار آزادی جواد علیخانی دانشجوی دانشگاه اهواز و همینطورفرزاد حسن زاده، محمد زراعتی و توحید دولت دولتشناس از دانشجویان دانشگاه مشهد و دیگر زندانیان بازداشت شده عقیدتی هستیم و تا آزادی این افراد از زندان از هیچ کوششی فروگذاری نخواهیم کرد.

زنده باد آزادی
زنده باد برابری 
+ نوشته شده توسط Victoriya |

یک دانشجوی زندانی در معرض خطر جدی شکنجه قرار دارد

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

بنابه گزارشات رسیده خانم نازیلا دشتی 50 ساله زندانی سیاسی سابق و از خانواده های کشتار 1367 و فرزند ایشان آقای هود یازرلو 21 ساله دانشجوی مدیریت صنعتی دانشگاه معصومی قم روز شنبه 4 خرداد ماه بدون احضاریه و فقط با تماس تلفنی به شعبه 2 امنیت دادگاه انقلاب احضار شدند.آنها پس از چند ساعت انتظار توسط فردی به نام ضرغامی با تحقیر و توهین به اطاق بازجویی اش برده شدند. این فرد بدون رعایت کردن حداقل اصول اولیه رفتاری خانم دشتی را با نام کوچک و با فریاد احضار کرد وپس از مدت زمان کوتاهی فرزند ایشان را با همین شیوه به اطاق خود برد.وقتی که آقای یازرلو برای پاسخ دادن به بازجوئیها، قصد نشستن بر روی یکی از صندليهاي را داشت با برخوردهای تحقیر آمیزی و وحشیانه ضرغامی مواجه گردید و از نشستن او ممانعت به عمل آورد. ضرغامی با این شیوه برخورد سعی داشت که خانم و آقای یازرلو را وادار به واکنش نماید و نهایتا آنها را بازداشت کند که آنها با صبر و بردباری و متانت این امکان را به او نمی دادند ولی ضرغامی به فریاد کشیهای و اهانت خود ادامه می داد.

ضرغامی با تهدید خطاب به آقای هود یازرلو گفت : بچه قبل از اینکه تو دنیا بیایی با بزرگاتون چه کارها که نکردیم، نمی دونی که سال 60 ما چه کار می کردیم، حالا من به تو نشون می دم که بفهمی یعنی چه. ضرغامی ادامه داد من از سن 19 سالگی و 22 ساله است که در زندان کار می کنم. ضرغامی پس از این تهدیدها و رفتارهای غیر انسانی و تایید حسن زارع دهنوی معروف به قاضی حداد بدون هیچ دلیلی دستور بازداشت این دانشجو را صادر کرد، واو را به سلولهای انفرادی بند 209 زندان اوین منتقل کرد.

گفته های ضرغامی اعترافاتی است که او در گذشته بازجو و شکنجه گر بوده و در شکنجه زندانیان سیاسی در دهۀ 60 نقش مستقیم داشته است که خود گواهی بر این است که بازجویان سابق متصدیان امروز دادگاههای انقلاب هستند.

انتقال آقای یازرلو به بند 209 وتهدیدات ضرغامی علیه ایشان نشان میدهد که او دستور شکنجه های جسمی و روحی این دانشجو را صادر کرده است و او در معرض خطر جدی شکنجه های جسمی و روحی بازجویان وزارت اطلاعات قرار دارد.

از روز شنبه 4 خرداد ماه تا به حال از وضعیت و شرایط این دانشجو هیچ خبری در دست نیست. مراجعات خانواده او به شعبه 2 امنیت تا به حال بی نتیجه بوده است. و جواب مشخصی به این خانواده داده نشده است . این خانواده درنگرانی فزاینده ای بسر می برند.

خانم نازیلا دشتی همراه با پسرشان آقای هود یازرلو سال گذشته برای دیدن خواهرشان که 25 سال موفق به دیدار ایشان نشده بودند عازم عراق شدند. خانم دشتی پس از دیدار با خواهرشان به ایران بازگشتند. در تاریخ 9 خرداد 1386 مامورین وزارت اطلاعات به منزل آنها یورش بردند ومقدار زیادی از وسائل این خانواده که عبارت بودند از : کامپیوتر، کتاب، سی دی ،آلبومهای عکس خانوادگی را با خود بردند. در 22 خرداد 1386 خانم نازیلا دشتی و فرزندشان هود دشتی را دستگیر و به سلولهای انفرادی بند 209 منتقل کردند. پس از چند هفته بازداشت در سلولهای انفرادی بند 209 اوین باقرار وثیقه های سنگین آزاد شدند مبلغ وثیقه خانم دشتی 100 میلیون تومان و قرار وثیقه هود 200 میلیون تومان بود. در تاریخ 23 خرداد دکتر هانی یازرلو زندانیان سیاسی سابق و از فعالین سیاسی شناخته شده ایران هستند پدر خانواده و فرزند بزرک ایشان را به مدت 6 ساعت تحت بازجوئی بازجویان وزارت اطلاعات قرار داشتند. خانم دشتی خواهر و برادر خود را که به نام های فریبا دشتی و هود دشتی در قتل عام های سال 1367 از دست داده اند.

موسوی رئیس شعبه 2 امنیت و ضرغامی معاون او کسانی هستند که در پرونده سازی علیه دانشجویان زندانی 16 آذر و اذیت و آذر خانواده های آنها نقش مستقیم داشتند . این افراد در هماهنگی با بازجویان وزارت اطلاعات در صدور حکم های قضائی برای قرار دادن فعالین دانشجوئی ، و زندانیان سیاسی در سلولهای انفرادی، نوع بازجوئیها و فشارها را بر زندانی برای گرفتن اعترافات تحت شکنجه و پرونده ساری علیه آنها اقدام می کنند.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ، رفتارهای غیر انسانی ،دستگیری خودسرانه و انتقال به سلولهای انفرادی بند 209 اوین جهت شکنجه را محکوم می کند و از سازمانهای جهانی حقوق بشری خواستار اقدامات فوری برای ممانعت از شکنجه این دانشجوی زندانی است.

12 خرداد 1387 برابر با 01 ژون 2008

شرایط زندانیان سیاسی فوق را به سازمانهای زیر گزارش شد
1- عفو بین الملل
2- شورای حقوق بشر سازمان ملل
3- کمیسر عالی حقوق بشر
4- دیدبان حقوق بشر

+ نوشته شده توسط Victoriya |

گزارشی تکاندهنده؛ اینجا جهنم است

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

یکسال پس از طرح امنیت اجتماعی- سرانجام اراذل و اوباش چه شد؟

 

 

اوایل اردیبهشت ماه سال گذشته، سرداررادان فرمانده کل نیروی انتظامی، با اعلام طرحی به نام" امنیت اجتماعی" خبر از برخورد با افرادی داد که از آنان به نام " اراذل و اوباش" یاد می کرد. کمتر از یک هفته پس از اعلام فرمانده نیروی انتظامی، نیروهای سیاه پوش با نقاب،درحالی که با خشونتی زیاد،وارد منازل افراد می شدند، اقدام به بازداشت کسانی نمودند که به زعم نیروی انتظامی در ردیف " اراذل و اوباش" قرار می گرفتند.

تصاویر منتشر شده از برخوردهای صورت گرفته، موج اعتراض فعالان حقوق بشر در داخل و خارج از کشور را به دنبال داشت. با این وجود، این دستگیری های توام با خشونت، طی چند ماه در تهران و شهرستان های اطراف ادامه یافت.

در سالگرد اجرای این طرح، گزارش زیر به بررسی چگونگی انجام طرح و وضعیت کنونی بازداشت شدگان می پردازد.

اعتراض خانواده های بازداشت شدگان

خانواده ی بازداشت شدگان، که اغلب در جریان هجوم نیروهای انتظامی، مورد آزار قرار گرفته بودند و شاهد ضرب و شتم شدید فرزندانشان بودند، با مراجعه مکرر به دادگاه انقلاب و پلیس امنیت خواهان اطلاع از وضعیت فرزندان خود شدند، با این حال مسئولان از دادن پاسخ روشن به آنان خودداری کرده و با توهین و تهدید ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Victoriya |

توضیحی درباره "بیانیه اعلام مواضع پیرامون جبهه چپ کارگری"

 

با خبر شدیم که پریسا نصرآبادی و احسان صفار در نوشته ای با عنوان "بیانیه اعلام مواضع پیرامون جبهه چپ کارگری" نظرات خود را پیرامون جریان چپ کارگری اعلام کرده اند. در این رابطه چپ کارگری دانشگاه های تهران لازم به توضیح می داند که جریان چپ کارگری یک ترند جهانی است که بر پایه تمایز سوسیالیسم کارگری با انواع سوسیالیسم بورژوایی و خرده بورژوایی شکل گرفته است. این جنبش بر پایه منافع انترناسیونالیستی طبقه کارگر شکل گرفته و لذا اعلام انحلال آن تنها از عهده ذهن ناتوان یک خرده بورژوا برمی آید. سوسیالیسم کارگری زنده است، چون جنبش طبقه کارگر زنده است، چون مبارزه طبقاتی همچنان ادامه دارد. از نظر ما اعلام انحلال سوسیالیسم کارگری به معنی اعلام پایان تضاد کار و سرمایه است.

نوشته "بیانیه اعلام مواضع پیرامون جبهه چپ کارگری" متاسفانه حداقل پرنسیپ های سیاسی را نیز رعایت نکرده و مجموعه رنگارنگ و از درون متناقضی از اتهامات ( نئو لیبرالیسم، سوسیال دموکراسی، فعالین لغو کار مزدی، کمیته هماهنگی، مارکسیستهای انقلابی و ... ) را به جریان چپ کارگری نسبت داده است. از آنجا که این اتهامات بدون ارائه هر گونه فاکتی زده شده اند، این نوشته از نظر ما جدی تلقی نشده و نیازی به پاسخگویی نمی بینیم. این انتقادات(اتهامات) پیش از این هرگز مطرح نگردیده اند، علاوه بر آن این دو نفر در جلسات رسیدگی به انتقادات اعضا شرکت نکرده اند؛ لذا از نظر ما متن فوق الذکر تنها به نشانه اعلام برائت این دو نفر از سوسیالیسم کارگری محسوب می گردد. مسلما این دو نفر از طریق اعلام برائت خود، توانایی انحلال جریان چپ کارگری را ندارند. سوسیالیسم کارگری(علمی) به مثابه جنبش و برنامه طبقه کارگر برای سرنگونی نظام سرمایه داری، هرگز رهبرانی خود خوانده و پایه گذاران اصلی نداشته است. جریان چپ کارگری دانشگاه های تهران نیز هرگز به واسطه نظرات فردی برخی از اعضای آن تصمیم نگرفته است. در انتها بر این نکته پای می فشاریم که فرآیند گسترش و اعتلای جنبش طبقه کارگر مشخص خواهد کرد که چه کسانی پیگیر و چه کسانی ناپیگیرند.

چپ کارگری دانشگاه های تهران

+ نوشته شده توسط Victoriya |


دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای سراسر ایران


بر طبق اخبار و اظهار نظرهایی که به دستمان رسیده است ، در پی صدور نخستین بیانیه ما در تاریخ 26 بهمن ماه 1386 که تنها شامل اعلام موجودیت این جریان جدید و نیز لیست جمعهای تشکیل دهنده این جریان بود ، سوالاتی در اذهان گروهی از فعالین و علاقمندان پیرامون ماهیت و نظرات جریان ما ایجاد گشته است .
بدین وسیله به شکلی خلاصه و فوری و صرفا جهت زدودن سریع پاره ای از ابهامات پیش آمده به اطلاع می رساند که این جریان یعنی جریان " دانشجویان سوسیالیست " که شکل گیری آن در شرایط کنونی و به دلیل ملاحظات صرفا عملی و اجرایی عمدتا در مراکز دانشجویی استان فارس بوده است خود را جریانی متعلق به قطب چپ جنبش دانشجویی ایران و بخشی از حرکت " دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب " می داند که در ماههای اخیر در پی حوادث 13 آذر ماه به حرکتی سراسری در جنبش دانشجویی ایران بدل گشته است . جریان " دانشجویان سوسیالیست " به عنوان و قالب " دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب " بمثابه ظرف فعالیت جنبشی فراگیر با هدف نمایندگی مطالبات موجود دربدنه جنبش دانشجویی می نگرد که ساختار و شاکله اصلی آن می بایست از دانشجویان سوسیالیست متحد حول استراتژی سوسیالیستی در جنبش دانشجویی تشکیل شود . تحقق چنین چشم اندازی البته در گرو فراروی از قطب بندیهای بی پایه و فاقد موضوعیت سیاسی و اجتماعی کنونی نظیر "چپ رادیکال " – " چپ کارگری " و ... و همچنین تصفیه حساب با سیاستها و روشهای ناصواب گذشته بر اساس درسهای 13 آذر و گسست از آنها ، کوشش در جهت طرح و ارائه استراتژی سوسیالیستی و سیاست و افق پرولتری در جنبش دانشجویی ایران بمثابه یک جنبش دموکراتیک پیشتاز ، اتحاد عمل براساس و حول این استراتژی و ایجاد تمایزها ، خط بندیها و مرزها باز بر اساس همین مقوله - و نه عواملی مانند تعلق خاطرهای حزبی و سازمانی ، دغدغه های فرقه ای ، تئوریزه نمودن اختلافات و کدورتهای شخصی رهبران و ... - با راهبردها و گرایشهای لیبرالیستی و رفرمیستی در جنبش دانشجویی است . بنابراین اعلام موجودیت جریان "دانشجویان سوسیالیست " را نباید بمثابه انشعابی از حرکت "دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب " یا شکل گیری قطب دیگری در مقابل جریان یاد شده تعبیر کرد . جریان "دانشجویان سوسیالیست " حرکتی برآمده از درون " دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب " است که می کوشد برمبنای رویکرد " استراتژی محور" فوق الذکر به ستون فقرات و جریان اصلی شکل دهنده بدنه و سیاستهای این حرکت بدل شود . ما اعتقاد داریم تا دانشجویان سوسیالیست صفوف خود را برمحور یک استراتژی مدون سوسیالیستی ، انقلابی و کارگری منظم و منسجم ننمایند و آنگاه بر مبنای آن حرکت " دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب " را بمثابه ظرف فعالیت جنبشی سازمان ندهند ، قالب " دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب " به مکانی برای تداوم حیات برخی سیاستهای ناکارامد و نادرست گذشته و سردرگمی راهبردی و اکتیویسم فاقد نتیجه بدل خواهد شد . بر این اساس ، در لحظه حاضر و در شرایط کنونی اما می توان گفت که به جریان " دانشجویان سوسیالیست " می توان بمثابه فراکسیونی در داخل حرکت "دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب " نگریست .
" دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای سراسر ایران " همان گونه که در بیانیه قبلی اشاره شد به زودی و در قالب یک مانیفست به تشریح نظرات خود در مورد موضوعات فوق الذکر و مسایل عمده و اساسی قطب چپ در جنبش دانشجویی خواهند پرداخت و فعالین جنبش دانشجویی و به طور مشخص فعالین چپ این جنبش و دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب را به اتحاد عمل پیرامون این نظرات و فعالیت حول این مانیفست فراخواهند خواند . زنده باد سوسیالیسم!

+ نوشته شده توسط Victoriya |

بیانیه اعلام موجودیت دانشجویان سوسیالیست دانشگاه آزاد رودهن

13 آذر 1386 بدون شک مقطعی تعیین کننده برای بخش چپ جنبش دانشجویی بود که حدود سه سال پیشتر از آن فعالیت خود را در دانشگاه آغاز نموده بود . برای دانشجویان چپی ( مانند خود ما ) که می خواستند فعالیت خود را آغاز کنند ، شرایط پس از 13 آذر ما را با روندهای متناقض و پیچیده ای مواجه کرد : جمع محدودی که تحت عنوان " چپ کارگری " فعالیت می کرد و بر خلاف عنوانش تمایزی اساسی در راهبرد و سبک کار با " چپ رادیکال " نداشت با استعفاها و انشعابهای متعدد و سپس آغاز موج دستگیریها عملا مضمحل گشت . " چپ رادیکال " که بخش عمده ای از فعالیتهایش به پوششی برای به پیش بردن سیاستهای به شدت انحرافی و نادرست یک جریان خاص بدل شده بود ، در اثر حاکم شدن همین سیاستها و سکتاریسم ناشی از آن و فرود آمدن ضربه دستگاههای سرکوب به شدت تضعیف شد . رادیکالیسم و چپگرایی اراده گرایانه ، ماوراء طبقاتی و غیر پرولتری همواره و در همه جا به جنبش دانشجویی به عنوان محیط مناسبی برای پیشبرد سیاستهای خود نگریسته است و " چپ رادیکال " دانشگاههای ایران نیز از این امر مستثنی نبود . حاکم شدن منویات یک جریان سیاسی خاص - که از خانواده همان رادیکالیسم غیر پرولتری ، ماوراء طبقاتی و آوانتوریست بیرون آمده بود - و کشاندن نیروی این جریان به حیطه های دیگری غیر از امور مربوط به فعالیت سوسیالیستی در جنبش دانشجویی ، زمینه وارد آمدن ضربه گسترده دستگاههای امنیتی حکومت به کلیت جریان چپ دانشجویی که مراحل رشد خود را به سختی و آرامی و با کوششی قابل تحسین پیموده بود را مهیا نمود و سطح و دامنه فعالیتهای چپ در دانشگاههای تهران را به نحوی چشمگیر به عقب راند و در عین حال فضا را برای عرض اندام جریانها و شخصیتهای گوناگون رفرمیست در این جنبش که تا این مقطع حاشیه ای و منزوی مانده بودند فراهم ساخت . متاسفانه در شرایط کنونی نیز عده ای مجددا جبهه " دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب " را به ظرفی برای تداوم همان سیاستهای نادرست گذشته بدل نموده اند و این در حالی است که نقطه عزیمت بسیاری از فعالینی که در جریان موج ایجاد شده پس از سیزده آذر دست به ایجاد واحدهای " دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب " در مناطق دیگر غیر از تهران زدند و این نام را در سطحی گسترده مطرح ساختند ، یقینا آن چیزی نیست که امروز بر جهت گیری عملی و پیوندها و تمایلات گروهی و سیاسی خاص نمایندگان " رسمی " این جریان حاکم است . مطمئنا گذشت زمان بسیاری از حقایق مربوط به این مسایل را برای رفقای دانشجوی چپ و سوسیالیست به ویژه در شهرستانها روشن تر خواهد ساخت .

در این میان ما در میان امواج شکل گرفته پس از 13 آذر با جریان " دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای ایران " آشنا شدیم که بر عبور و فراروی از قطبهای موجود در چپ دانشجویی و قطع ارتباط با سیاستهای نادرست و جریانات انحرافی و سکتاریستی موجود تاکید دارد و بر آن است که با ایجاد مرزبندی قاطع با چشم اندازهای لیبرالیستی ، رفرمیستی و همین طور گرایشهای چپ غیر پرولتری و ماوراء طبقاتی ، افقی مبتنی بر نمایندگی منافع طبقه کارگر در درون جنبش دانشجویی بمثابه یک جنبش دموکراتیک پیشتاز نمایندگی کند . طرح این استراتژی یعنی " اتحاد جنبشهای دموکراتیک حول جنبش کارگری " جنبش دانشجویی را که از خصلتی دموکراتیک برخوردار است در راستای پیگیری مطالبات خود و در سطح استراتژی سیاسی به جنبشی ضد کاپیتالیستی فرا می رویاند . قرار گرفتن جنبش دانشجویی در این مسیر در شرایط کنونی ایران بمثابه اخذ استراتژی این جنبش از دل پارادایم مارکسیستی و گسست قاطعانه با پارادایم لیبرالی "جامعه مدنی " و "سنت-مدرنیته " بمثابه پارادایم غالب در فضای روشنفکری ایران است که نسلی جدید از روشنفکران سوسیالیست و انقلابی را نیز به جامعه تحویل خواهد داد . دانشجویان سوسیالیست اعتقاد دارند تنها این استراتژی و نه هیچ مقوله دیگری نظیر تعلق خاطرهای حزبی و گروهی است که می تواند به عنوان محور فعالیت و اتحاد گرایشها و فعالین گوناگون چپ در دانشگاهها عمل کند و دانشجویان چپ با متشکل شدن در قالب مجموعه " دانشجویان سوسیالیست " است که می توانند ساختارهای مقدماتی لازم برای تشکیل جبهه های وسیعتر ( از جمله همین جبهه " آزادی خواهی و برابری طلبی " ) در فعالیت جنبشی خود فراهم آورند .

بر این اساس و طی این بیانیه ما پیوند خود با مجموعه " دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای ایران " اعلام می داریم و از سایر فعالین چپ و آزادی خواه و برابری طلب نیز دعوت می کنیم با پیوستن به این حرکت و قرار گرفتن در کنار یکدیگر صفوف خودمان را حول محورهای مبارزه طبقاتی در جنبش دانشجویی و در سطح جامعه فشرده تر و مستحکم تر سازیم .



زنده باد ازادی و برابری
زنده باد سوسیالیسم
دانشجویان سوسیالیست دانشگاه آزاد رود هن

+ نوشته شده توسط Victoriya |

دانشجویان بیرجند

 
دانشجویان بیرجند در دفاع ازآزادی پوشش دست به اعتراض زدند

بنا به خبر رسیده به سازمان جوانان کمونیست روز یکشنبه 1 اردیبهشت دانشجويان دانشگاه بيرجند در اعتراض به قوانین وضع شده و محدودیتهای اعمال شده از طرف مسئولین دانشگاه در مورد نوع پوشش دانشجویان، يك تجمع اعتراضی در اين دانشگاه برپا كردند. کرمانی معاون دانشجویی دانشگاه بيرجند برای پاسخگویی به دانشجويان در تجمع اعتراضی آنان حضور پیدا کرد كه با توهینهای ایشان به برخی دانشجویان معترض، دانشجویان با خواندن سرود و شعار به اعتراض خود ادامه دادند. در همين زمان نیروهای بسیجی دانشگاه شروع به فیلمبرداری از دانشجویان کرده و با بهم زدن جمعیت معترض اقدام به پراکنده ساختن دانشجویان نمودند. در انتها دانشجویان اعلام کردند در صورتیکه با تجمع کنندگان و دانشجویان معترض برخورد شود و در صورت دست نیافتن به خواسته های خود این اعتراضات را ادامه خواهند داد.

سازمان جوانان کمونیست ضمن اعلام حمایت از اعتراضات دانشجویان، تعیین نوع پوشش و اعمال آپارتاید و جداسازی جنسی دردانشگاهها را که یکی از دستاویزهای جمهوری اسلامی برای سرکوب و اعمال فشار بر دانشجویان است محکوم میکند. این تعرضی است به بدیهی ترین خواسته های انسانی هر فرد و میبایست جلوی این تعرض آشکاردر دانشگاه ایستاد .
سازمان جوانان کمونیست هرگونه تعرض، سرکوب و تهدید دانشجویان اعم از فیلمبرداری، ضرب و شتم و دستگيري و غيره را محکوم مي كند و دانشجویان را به اعتراض سراسری ومتحد علیه این اقدامات سرکوبگرایانه فرا میخواند.



مرگ بر آپارتاید جنسی
گسترده باد اعتراضات دانشجویی
مرگ برجمهوری اسلامی

+ نوشته شده توسط Victoriya |

دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاه اصفهان

 

بیانیه ی دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاه اصفهان در حمایت از دانشجویان دانشگاه صنعتی سهند
طی چند روز اخیر اخبار ناراحت کننده ای از دانشگاه صنعتی سهند تبریز بیشتر شد که دل هر انسانی را به درد می آورد. هتک حرمت دختران دانشجو، از سوی مسئولین دانشگاه سهند تبریز اتفاقی است که نتنها برای نخستین بار نبوده، بلکه آخرین آنها هم نیز نخواهد بود.حوادث مشابه در سایر دانشگاهای کشور نیز رخ داده واین تنها گوشه ای از جنایت های مسئولین دانشگاه ها است که فاش شده اند، چه بسا اتفاقات بسیار دیگری نیز رخ داده که تا به حال قربانیان آن جرأت فاش نمودن آن را به خاطر پاره ای مسائل نداشته اند!بی اخلاقانی که تنها ادعای اخلاق دارند وپست های مهم فرهنگی را در اختیار دارند ومسئولینی که نه تنها با چنین مواردی برخورد نمی کنند، بلکه تلاش در لاپوشانی آنها و تحریف حقایق دارند، باید در پیشگاه مردم ایران پاسخگو باشند.کسانی که گلوی خود را در دفاع از طرح هایی همچون ارتقای امنیت اخلاقی و اجتماعی پاره می کنند، چگونه در برابر چنین حوادث دردناکی سکوت می کنند؟! کسانی که هر روزه هزینه های گزافی را صرف به کار گذاشتن دوربین هایی برای نظارت و کنترل شدید دانشجو می کنند، چرا هیچ نظارتی بر اعمال وقیح، پست وغیر انسانی کارکنان دانشگاه ها ندارند؟!کسانی که در برابر چنین حوادثی ننگ سکوت را پذیرا می شوند نیز، خود بویی از اخلاق و انسانیت نبرده اند، اما ما در برابر اینگونه اتفاقات سکوت نمی کنیم و عاملین این جنایات را محکوم و شایسته ی مجازات می دانیم.ما دانشجویان آزادیخواه وبرابری طلب دانشگاه اصفهان، حمایت کامل و قاطع خود را از اعتصاب غذا و تحسن اعتراضی جمعی از دانشجویان صنعتی سهند تبریز اعلام کرده و خواست های آنان را که شامل استعفای دوتن از مسئولین فرهنگی و حراست دانشگاه، لغو احکام انضباطی و... می باشد را بر حق می دانیم و تا استیفای کامل حقوق پایمال شده ی دانشجویان سهند تبریز به این حمایت ادامه می دهیم.
دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاه اصفهان

زنده باد آزادی – زنده باد برابری

+ نوشته شده توسط Victoriya |

دانشگاه صنعتي سهند تبريز

160 ساعت تحصن دانشجويان دانشگاه سهند پيروزمندانه خاتمه يافت
امروز صبح-چهارشنبه- ساعت 6 بامداد، در حالي تحصن 160 ساعته دانشجويان در دانشگاه صنعتي سهند تبريز خاتمه يافت، كه متحصنين موفق شدند بجز بند اول كه در ادامه ذكرش خواهد رفت در تمامي چهار بند ديگر يعني عذر خواهي معاونت آموزشي قاليچي از جمع سي نفره دانشجويان فعال، بررسي مسائل و احكام كميته هاي انضباطي در كميته تجديد نظر با حضور نمايندگان منتخب دانشجويان طي هفته آينده، ‌عدم تفكيك جنسيتي و عدم تبعيض در فعاليت هاي فرهنگي ميان تشكل ها در امور منتسب به امور فرهنگي به خواسته هاي مطلوب خود دست يابند. بند اول نيز با توجه به حتمي بودن بركناري زاهد معاونت دانشجويي فرهنگي در ماه هاي آينده و خارج بودن توان دانشگاه در بركناري حسيني رياست حراست، دانشجويان به اكثريت بالايي از خواسته هاي خود دست يافتند.در اين تحصن كه نزديك به پنج روزش را متحصنين در اعتصاب غذا بودند، 34 نفر دست به اعتصاب غذا زدند و 28 مورد به مراكز درماني منتقل گشتند كه حال برخي در زمان انتقال بسيار وخيم بود اما هم اكنون تمامي دانشجويان در شرايط مطلوب بسر مي برند. دانشجويان در پايان امضاي كتبي رياست دانشگاه چناقلو را براي مصونيت افراد فعال در بخش هاي مختلف تحصن دريافت كردند و برگ ديگري پيروزي شان را به رخ كشاندند. دانشگاه هاي خواجه نصير الدين طوسي تهران، تربيت معلم تهران، شيراز، ‌سيستان و بلوچستان، آزاد تبريز،‌ سمنان، تربيت معلم تبريز و دانشگاه تبريز حمايت رسمي خود را از طريق بيانيه ها اعلام نمودند. ضمن آنكه دانشگاه آزاد تبريز ديروز در تجمعي كه دو ساعت به طول انجاميد خواستار پيگيري مسئولين بلندپايه نسبت به فجايع انساني در حال رخ دادن در سهند شدند و با اينكار دلگرمي به متحصنين دادند. ضمنا دانشجويان دانشگاه تبريز با كمك مالي خود حمايتشان را از حركت دانشجويان سهند اعلام نمودند

+ نوشته شده توسط Victoriya |
تایید حکم ٣ دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک در دادگاه تجدید نظر

سرانجام ساعدی، قاضی شعبه 44 دادگاه تجدید نظر، تحت فشار وزارت اطلاعات و علیرغم موجود بودن مدارک کافی ،حکم چندین سال حبس سه دانشجوی بیگناه دانشگاه امیرکبیر، مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری را تایید کردطبق حکم صادره توسط شعبه ۴۴ دادگاه تجدیدنظر، ، رای شعبه ۶ دادگاه انقلاب که متضمن سه سال حبس برای مجید توکلی، دو سال نیم حبس برای احمد قصابان و دو سال حبس برای احسان منصوری بود را تایید کرد. اما دادگاه به علت جوان بودن متهمین و فقدان سابقه کیفری، حکم صادره را مشمول تخفیف دانسته و حکم دادگاه انقلاب را به ترتیب به یک سال و نیم، یک سال و دو ماه و ده ماه حبس تعزیری تقلیل داده استساعدی، قاضی شعبه ۴۴ دادگاه تجدیدنظر، با وارد دانستن اعتراض قاضی حسن زارع دهنوی(قاضی حداد) ، حکم تبرئه صادره توسط دادگاه عمومی را نقض کرده و در خصوص این پرونده برای هر یک از این سه دانشجو یک سال حبس تعزیری در نظر گرفته است. این دادگاه حکم ۴ ماه حبس را که توسط دادگاه عمومی به جهت ایراد اتهام به بسیج و نیروهای امنیتی صادر شده بود را وارد ندانسته و این حکم را نیز نقض کردگفتنی است در مجموع مجید توکلی به دو سال و نیم حبس تعزیری، احمد قصابان به دو سال و دو ماه حبس تعزیری و احسان منصوری به یک سال و ده ماه حبس تعزیری محکوم شدند.که این حکم غیرقابل تجدیدنظر است
+ نوشته شده توسط Victoriya |

تجمع اعتراضی دانشجویان دانشکده ی هنر نيشابور


روز سه شنبه مورخ 20/1/87 تعدادی از دانشجویان دانشکده ی هنر نيشابور به منظور اعتراض به رفتارهای ناشایست معاونت این دانشکده ( توهین علنی به دانشجویان، ایجاد جو نامناسب در میان کارکنان و اساتید، ایجاد جو متشنج در دانشکده و در میان دانشجویان) در مقابل ساختمان مرکزی دانشگاه فردوسی تجمع نامحدودی را برگزار کردند در اسفند ماه سال قبل دانشجویان این دانشکده طی چندین نامه مراتب اعتراض خود را به رفتارهای آقای مرتضایی به حسنی (ریاست دانشکده ی هنر) اعلام نمودند و ولی به دلیل عدم رسیدگی تجمعی را در روز 15 اسفند ماه از ساعت 8 صبح تا 11:30 شب برگزار نمودند که با قول کتبی دکتر حسنی مبنی بر برکناری آقای مرتضایی تجمع خاتمه یافت. اما پس از تعطیلات نوروز ریاست دانشکده تمامی تعهدات خود را زیر پا نهاد به همین دلیل دانشجویان معترض تصمیم گرفتند که برای پیگیری به دانشگاه فردوسی مراجعه نمایند. این تجمع اعتراضی که از 10 صبح روز 20 فروردین آغاز شده کماکان ادامه دارد و دانشجویان دیشب را در مقابل ساختمان مرکزی دانشگاه ه سر بردندنمایندگان دانشجویان دیروز با مسئولین دانشگاه مذاکره کردند وبی هیچ نتیجه ی قانع کننده ی به دست نیامده استدانشجویان اعلام کردند که تا عزل رسمی آقای مرتضایی معاونت دانشکده ی هنر نيشابور دانشگاه فردوسی به اعتراض خود ادامه خواهند داد
ارسال شده توسط جنبش دانشجويي

+ نوشته شده توسط Victoriya |

بیانیه اعلام موجودیت دانشجویان سوسیالیست دانشگاه آزاد رودهن


13 آذر 1386 بدون شک مقطعی تعیین کننده برای بخش چپ جنبش دانشجویی بود که حدود سه سال پیشتر از آن فعالیت خود را در دانشگاه آغاز نموده بود . برای دانشجویان چپی ( مانند خود ما ) که می خواستند فعالیت خود را آغاز کنند ، شرایط پس از 13 آذر ما را با روندهای متناقض و پیچیده ای مواجه کرد : جمع محدودی که تحت عنوان " چپ کارگری " فعالیت می کرد و بر خلاف عنوانش تمایزی اساسی در راهبرد و سبک کار با " چپ رادیکال " نداشت با استعفاها و انشعابهای متعدد و سپس آغاز موج دستگیریها عملا مضمحل گشت . " چپ رادیکال " که بخش عمده ای از فعالیتهایش به پوششی برای به پیش بردن سیاستهای به شدت انحرافی و نادرست یک جریان خاص بدل شده بود ، در اثر حاکم شدن همین سیاستها و سکتاریسم ناشی از آن و فرود آمدن ضربه دستگاههای سرکوب به شدت تضعیف شد . رادیکالیسم و چپگرایی اراده گرایانه ، ماوراء طبقاتی و غیر پرولتری همواره و در همه جا به جنبش دانشجویی به عنوان محیط مناسبی برای پیشبرد سیاستهای خود نگریسته است و " چپ رادیکال " دانشگاههای ایران نیز از این امر مستثنی نبود . حاکم شدن منویات یک جریان سیاسی خاص - که از خانواده همان رادیکالیسم غیر پرولتری ، ماوراء طبقاتی و آوانتوریست بیرون آمده بود - و کشاندن نیروی این جریان به حیطه های دیگری غیر از امور مربوط به فعالیت سوسیالیستی در جنبش دانشجویی ، زمینه وارد آمدن ضربه گسترده دستگاههای امنیتی حکومت به کلیت جریان چپ دانشجویی که مراحل رشد خود را به سختی و آرامی و با کوششی قابل تحسین پیموده بود را مهیا نمود و سطح و دامنه فعالیتهای چپ در دانشگاههای تهران را به نحوی چشمگیر به عقب راند و در عین حال فضا را برای عرض اندام جریانها و شخصیتهای گوناگون رفرمیست در این جنبش که تا این مقطع حاشیه ای و منزوی مانده بودند فراهم ساخت . متاسفانه در شرایط کنونی نیز عده ای مجددا جبهه " دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب " را به ظرفی برای تداوم همان سیاستهای نادرست گذشته بدل نموده اند و این در حالی است که نقطه عزیمت بسیاری از فعالینی که در جریان موج ایجاد شده پس از سیزده آذر دست به ایجاد واحدهای " دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب " در مناطق دیگر غیر از تهران زدند و این نام را در سطحی گسترده مطرح ساختند ، یقینا آن چیزی نیست که امروز بر جهت گیری عملی و پیوندها و تمایلات گروهی و سیاسی خاص نمایندگان " رسمی " این جریان حاکم است . مطمئنا گذشت زمان بسیاری از حقایق مربوط به این مسایل را برای رفقای دانشجوی چپ و سوسیالیست به ویژه در شهرستانها روشن تر خواهد ساخت .
در این میان ما در میان امواج شکل گرفته پس از 13 آذر با جریان " دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای ایران آشنا شدیم که بر عبور و فراروی از قطبهای موجود در چپ دانشجویی و قطع ارتباط با سیاستهای نادرست و جریانات انحرافی و سکتاریستی موجود تاکید دارد و بر آن است که با ایجاد مرزبندی قاطع با چشم اندازهای لیبرالیستی ، رفرمیستی و همین طور گرایشهای چپ غیر پرولتری و ماوراء طبقاتی ، افقی مبتنی بر نمایندگی منافع طبقه کارگر در درون جنبش دانشجویی بمثابه یک جنبش دموکراتیک پیشتاز نمایندگی کند . طرح این استراتژی یعنی " اتحاد جنبشهای دموکراتیک حول جنبش کارگری " جنبش دانشجویی را که از خصلتی دموکراتیک برخوردار است در راستای پیگیری مطالبات خود و در سطح استراتژی سیاسی به جنبشی ضد کاپیتالیستی فرا می رویاند . قرار گرفتن جنبش دانشجویی در این مسیر در شرایط کنونی ایران بمثابه اخذ استراتژی این جنبش از دل پارادایم مارکسیستی و گسست قاطعانه با پارادایم لیبرالی "جامعه مدنی " و "سنت-مدرنیته " بمثابه پارادایم غالب در فضای روشنفکری ایران است که نسلی جدید از روشنفکران سوسیالیست و انقلابی را نیز به جامعه تحویل خواهد داد . دانشجویان سوسیالیست اعتقاد دارند تنها این استراتژی و نه هیچ مقوله دیگری نظیر تعلق خاطرهای حزبی و گروهی است که می تواند به عنوان محور فعالیت و اتحاد گرایشها و فعالین گوناگون چپ در دانشگاهها عمل کند و دانشجویان چپ با متشکل شدن در قالب مجموعه " دانشجویان سوسیالیست " است که می توانند ساختارهای مقدماتی لازم برای تشکیل جبهه های وسیعتر ( از جمله همین جبهه " آزادی خواهی و برابری طلبی " ) در فعالیت جنبشی خود فراهم آورند .
بر این اساس و طی این بیانیه ما پیوند خود با مجموعه " دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای ایران " اعلام می داریم و از سایر فعالین چپ و آزادی خواه و برابری طلب نیز دعوت می کنیم با پیوستن به این حرکت و قرار گرفتن در کنار یکدیگر صفوف خودمان را حول محورهای مبارزه طبقاتی در جنبش دانشجویی و در سطح جامعه فشرده تر و مستحکم تر سازیم .


 

زنده باد ازادی و برابری
زنده باد سوسیالیسم
دانشجویان سوسیالیست دانشگاه آزاد رود هن
+ نوشته شده توسط Victoriya |