تبليغاتX
حمايت از كارگران
تجمع مجدد دانشجویان علوم پزشکی شیراز

خبرنامه امیرکبیر: دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز برای دومین بار طی هفته جاری در اعتراض به مشکلات صنفی تجمع کردند. شب گذشته دانشجویان دختر ساکن خوابگاه ارم دانشگاه علوم پزشکی شیراز در اعتراض به مشکلات صنفی دست به تجمع اعتراض آمیز زدند.

طبق دستورالعمل جدید مدیریت امور دانشجویی، از ساعت ۳۰/۹ درب خوابگاه بسته شده و حضور و غیاب در اتاق ها انجام خواهد شد و دانشجویانی که بین ساعت ۳۰/۹ تا ۱۰ به خوابگاه مراجعه نمایند باید در پشت درب بسته بمانند. دانشجویان تجمع کننده نحوه ی رفتار مسوولان در مورد پشت درب نگه داشتن آنان را توهینی بزرگ به خود اعلام نموده و خواستار لغو هر چه سریع تر این دستور العمل شدند. با آغاز تجمع، مدیر خوابگاه، دانشجویان را تهدید به احضار به کمیته انضباطی کرد ولی با این وجود دانشجویان به اعتراضات خود ادامه داند. به گزارش خبرنامه امیرکبیر، از آن جا که به خواسته دانشجویان مبنی بر حضور یکی از مسوولین جهت پاسخگویی به مشکلات پاسخ منفی داده شد، آنان اعلام کردند که در صورت برآورده نشدن این خواسته تجمع را به محوطه ی خوابگاه خواهند کشاند. در پی اعلام این مسئله از سوی دانشجویان مسوول اداره ی خوابگاه ها در جمع آنان حاضر شد.

دانشجویان خواسته های خود را از قبیل لغو هر چه سریع تر دستورالعمل جدید، پایان دادن به برخوردهای توهین آمیز مدیریت خوابگاه، عدم تخلیه خوابگاه در تابستان و … بیان و اعلام کردند که به هیچ عنوان خوابگاه را در تابستان تخلیه نخواهند نمود.

مسوول اداره خوابگاه ها در پاسخ به دانشجویان اعلام کرد که اقدامات انجام گرفته دستور مدیر مافوق وی می باشد. دانشجویان این پاسخ را قانع کننده ندانسته و تجمع خود را تا ساعت یک بامداد جمعه ادامه داده و خواستار حضور و پاسخگویی معاونت دانشجویی شدند. با توجه به ادامه تحصن دانشجویان، دکتر بلندپرواز، معاونت دانشجویی دانشگاه شنبه شب برای پاسخگویی در جمع دانشجویان حاضر خواهد شد.

شایان ذکر است که دانشجویان پسر خوابگاه شهید دستغیب این دانشگاه نیز یکشنبه گذشته در اعتراض به مشکلات صنفی از قبیل قطع اینترنت اتاق ها، برخوردهای توهین آمیز حراست، مشکلات سلف سرویس و … تجمع اعتراض آمیز برگزار کردند که معاونت دانشجویی با حضور در جمع دانشجویان از آنان عذرخواهی کرد.

 18 تیر؛ باید همگی به پا خیزیم

یکی از خوانندگان: روز هیجده تیر بزودی فرا میرسد و ما باید همگی به پا خیزیم و خواستار آزادی و عدالتی باشیم که دانشجویان ما نه سال پیش از آن محروم گشتند دانشجویان زنان . کارگران و اقلیتها باید متحد شده و همصدا دولت را به رعایت حقوق اولیه مردم مجبور نمایند ما میدانیم نه سال پیش چه اتفاقی رخ داده و نباید به دولت اجازه دهیم ما را از آزادی بیان محروم نماید اگر ما در این راستا اقدامی نکنیم به این معنا خواهد بود که ما از سیاستهای ظالمانه دولت پشتیبانی میکنیم

+


بیانیه یک زندانی سیاسی سابق به مناسبت 18 تیر


بنام یزدان پاک، آفریدگار آزادی

من مهرداد لهراسبی فرزند کوچک و مبارز راه آزادی وطن عزیزم ایران زمین که 9 سال به خاطر شرکت در اعتراضات 18 تیر1378 تحت شرایط قرون وسطائی در زندان بسر بردم؛ به مناسبت 18 تیر ماه که سالروز قیام آزادیخواهان و وطن پرستانه دانشجویان غیور و شجاع ایران زمین در سال 78 خورشیدی بوده، و به علت دستگیری و مقاومت دلیرانه فرزندان این مرز و بوم اهورائی که حتی تا مرگ و شهادت ادامه یافت . مثلا زنده یادان عزت ابراهیم نژاد و اکبر محمدی و این دانشجویان عزیز حتی به قیمت شهادت و تقدیم جانشان در راه وطن حاضر به هیچگونه سازشی و مدارایی با حکومت توتالیتر جمهوری اسلامی !!!؟ که با فریب مردم بر سر کار آمد و با دروغ و خودخواهی سلاح و تانک و بسیجی و سپاهی و زر و زور و تزویر سریغ خون نشسته و حتی حاضر به برگزاری یک رفراندم نیست . چرا که خوب می داند که در این 30 سال جهنمی، چه بر سر مردم نگون بخت آورده است، از گرانی و تورم سالیانه و ماهیانه و روزانه و حتی ساعتی گرفته تا دستگیری و شکنجه و زندان و مرک و اعدام و پخش گسترده مواد مخدر بین جوانان گرفته تا غارت و چپاول و به یغما بردن ثروت نفت و معادن این مرز و بوم گرفته تا حتی خرید و فروش دختران این سرزمین به اعراب و اجنبی و هر کاری که هیچ حکومت در دنیا که هر چند هم توتالیتر و جعلی باشد نمی کند. ولی این ملایان از خدا بی خبر بنام خدا و پیامبر و دین و مذهب در راه دشمنی با مردم این سرزمین آریایی و اهورائی هر چه که میتوانند واز دستشان بر می آید در راه دشمنی با مردم کوتاهی نمی کنند چرا که از دست اربابان خود که همان انگلیس ضد بشر می باشد و این را دیگر پس از حدود 100 سال است پس از قیام مشروطه و حتی قبل ازآن مردم ایران خوب دریافته اند دستور مستقیم در رابطه با آزار و نابودی مردم و سرزمین و معادن ایران را دارد . پس چگونه است مثلا امریکا و انگلیس به عراق و افغانستان لشگرکشی می کنند ولی به ایران آخوندی که خودشان هم بهتر می دانند که همۀ تروریست بازیها و بمب گذاریها و آدم کشی های جهان هم حتی در دورترین نقاط عالم بدست عوامل ایشان و با پول مردم بی گناه و ساده انجام می گیرد کاری ندارند . فقط و فقط به تهدید و ترساندن دروغین ایشان اکتفا می کنند.این سئوالی است که مدتها نه تنها ذهن مرا بلکه ذهن اکثر ایرنیان را در بر گرفته.
پس می بینید که نه تنها اربابان خارجی ملایان با ایشان بد نیستند بلکه حتی در پشت پرده سیاست شاید حتی با هم گیلاسی شامپاین یا ویسکی می نوشند به سلامتی ملایانی که سالهاست مردم زجر کشیده ایران را می جزانند پس از هر راهی کمر به نابودی ایران و ایرانی بسته اند.
پس تنها راه آزادی ما ایرانیان این است که نه تنها به هیچ خارجی دل نبندیم منتظر کمکی از طرف هیچ قدرتی در جهان نباشیم بلکه آزادی ما فقط و فقط باز هم تاکید می کنم فقط و فقط در همبستگی و مبارزه خودمان می باشد و دیگر هیچ. پس ای ایرانیان شجاع و وطن پرست وقت ، وقت مبارزه است و بس!پس دست در دست یکدیگر برای آزادی وطن و عوض شدن سرنوشت کودکان آینده و فعلی به خیابانها بیاییم و تا آزادی وطن به خانه هایتان باز نگردید، حتی اگر از آسمان سنگ ببارد. چرا که حکومتهای دیکتاتور فقط از همبستگی مردم می ترسند. تمامی سعی خود را برای از بین بردن همبستگی بین صفوف و صنوف مردم بکار می برند. پس ما هم باید فقط با همبستگی و مبارزه به پیروزی برسیم و هیچ کس و هیچ قدرت و حکومتی در دنیا به آزادی ما فکر نمی کند و در این راه به ماکمک نخواهند کرد و فقط خودمان باید با دستهای خودمان آزادی را کسب نماییم.

به امید طلوع ستارۀ آزادی،
مهرداد لهراسبی
زندانیان سیاسی 18 تیر 1378 قیام دانشجویان

+
۳۷ دانشجوی دانشگاه تبریز به کمیته انضباطی فراخوانده شدند

خبرنامه امیرکبیر: در پی اعتراضات دانشجویان دانشگاه تبریز نسبت به مسائل دانشجویان ستاره دار و اقدامات غیرقانونی حراست، ۳۷ تن از دانشجویان به کمیته انضباطی دانشگاه احضار شده اند.

مسئولین، تحصن محدود روز ۶ تیر را علت احضار بی سابقه ۳۷ نفر عنوان کرده اند. روز پنج شنبه ۶ تیر، تجمع اعتراض آمیز در خوابگاه شهرک امام در اعتراض به کارشکنی های مسئولین حراست دانشگاه که با ایجاد اختلاف بین دانشجویان قومیت های مختلف، قصد تفرقه افکنی بین دانشجویان را داشتند، برگزار شده بود.

نهادهای امنیتی دانشگاه با دستاویز قرار دادن تحصن ۶ تیر، افرادی را به کمیته انضباطی فرا خوانده اند که حتی در محل تجمع نیز حاضر نبوده و از فعالین دانشجویی محسوب می گردند.

در حالی روز یکشنبه ۱۶ تیر، تاریخ احضار دانشجویان عنوان شده است که شنبه ۱۵ تیر، امتحانات تمامی دانشکده های دانشگاه تبریز به پایان می رسد.

شنیده ها حاکی از آن است که حجم وسیع احضار به کمیته انضباطی، حساسیت دانشجویان را شدیداً برانگیخته است و این در حالی است که هنوز دانشجویان محروم از حق تحصیل دانشگاه تبریز در بلاتکلیفی به سر می برند.

+
پیام دانشجویان اهواز به دانشجویان سراسر کشور


دوازدهم تیر ماه هشتاد و هفت

پس از 16 آذر سال گذشته یک موج عظیم از اعتراضات توسط دانشجویان سراسر کشور با الگوبرداری از آن حرکت در دانشگاه ها علیه نابرابری و عدم آزادی حاکم بر سطوح مختلف جامعه ایجاد شد. این حرکت ها که بصورت خودجوش توسط دانشجویان شجاع و جسور در حمایت از اعتراض های کارگری و بخش های دیگر جامعه که به نوعی تحت فشار دستگاههای محدود گر سیاسی و امنیتی هستند ایجاد شد. مسائل صنفی؛ مشکلات مردم شهری که دانشگاه در آن مستقر است ؛فساد حاکم بر مدیریت دانشگاه ها و غیره همه وهمه بخش کوچکی از معضلاتی است که دانشجویان آگاه و روشنفکر با آنها در این مدت اخیر در تهران ،اهواز، زنجان ، مشهد ، شیراز ،مازنداران ،همدان و باقی شهرهای ایران با آن مواجه بوده اند. دانشجویان با انسجامی ستودنی در سراسر کشور با در دست گرفتن پرچم آزادی خواهی و برابری طلبی اعلام کردند که دیگر وقت آن است جریانی در دانشگاه فعال شود که هیچگونه زدو بندی با مجموعه قدرت نداشته و بودجه های نجومی جهت اقناع خواست حاکمیت به یاری اش نرود، بلکه با تکیه بر نیروی خویش پیروزی اعتراضات را به سر انجام رساند.

یکی از اقداماتی که حاکمیت بعد از 16 آذر هزار وسیصد و هشتاد و شش آغاز نمود موج گسترده دستگیری دانشجویان معترض و در بند کردن آنها در سخترین شرایط بود، با این خیال که می توانند با ارعاب و ترس آور کردن فضای دانشگاه واعمال شدیدترین برخوردهای فیزیکی چه از نظر روحی وچه جسمی بر دانشجویان در بند و همچنین خانواده های آنها از این حرکت جلوگیری کنند. اما این تصور، خیال خامی بیش نبود چرا که با این حرکت، خاطر همه فعالین آگاه این عرصه، جری تر شده و مصمم تر از گذشته با افق صریح سیاسی آزادی و برابری ادامه کار دادند.

با این حال باید گفت در روزهای اخیر باز شاهد برخورد با مردم جان به لب رسیده از شرایط اقتصادی و سیاسی و همینطور فعالین دانشجویی در دانشگاههای مشهد بوده ایم ، دانشجویانی که خود را متعلق به جنبشی انسانی برای دفاع از نیازها و حقوق مردم می دیدند، در اعتراضات خودجوش عده ای از مردم مشهد شرکت کرده و با اعلام انتقادی این مسئله که تحقق آزادی و برابری از راهی فرا تر از مطالبه جلوگیری ازمفاسد اقتصادی امکان پذیر است، خود به دست نیروهای امنیتی بازداشت شده و راهی زندان شدند.

در حال حاضر نه تنها از وضعیت آقایان محمد زراعتی ، توحید دولتشناس و فرزاد حسن زاده که توسط لباس شخصی ها ربوده شده اند، اطلاعی در دست نیست بلکه از جمعیتی حدود 200 نفر از بازداشت شدگان زن و مرد و جوان این اتفاق در مشهد هنوز خبر موثقی دریافت نشده است.

در این بین باز هم یکسان شمردن- نشستن مقابل دوربین- با پراتیک سیاسی و حضور فیزیکی در بین مردم، تلوزیونهای لس آنجلسی را به منجلاب دسیسه سیاسی و توهم کشانیده و با اعلام تلوزیونی حضور معترضین، موجبات به خطر افتادن تعدادی از مردم در مقابل دستگاه پلیس گشته اند .

قابل توجه است که وضع پیش آمده گفتن نکاتی را ضروری می سازد؛ دستگاههای پلیسی و امنیتی با دستمایه کردن شعائر دینی، این حرکت ها را همه در مخالفت با اسلام و دین که توسط عده ای که بقول خودشان مرتد اند و در جهت حمایت از استکبار و صهیونیسم در دانشگاه ایجاد شده معرفی می کنند.
. با یک نگاه عمقی می توانیم به این نکته برسیم که دستگاه امنیتی با مهر اتهام زدن به دانشجویان، بهانه ای برای در کنترل نگه داشتن فعالین دانشجویی دارند.که در این صورت دانشجویان باید با آگاهی از این موارد فکری اساسی در برابر این اتهامات واهی نمایند
مرتد اعلام کردن هر دانشجویی که در جهت هر اعتراضی در دانشگاه زبان باز می کند
مرتبط کردن دانشجویان و این جریانات با کشورهای آمریکا ، انگلستان و اسرائیل و جریانات ضد مدنی
اعلام این موضوع که عده ای از دانشجویان مرتبط با جریانات حزبی خارج کشور هستند
اینها گوشه ای از اتهامات واهی است که دستگاه اطلاعاتی- امنیتی به دانشجویان وارد کرده و می کنند، با این خیال که بتوانند این تحرکات رادیکال را در نطفه خفه کنند. اما این جز فکری خام و دسیسه چین نمی تواند باشد چرا که دانشجویان هم آگاه هستند و هم آنقدر یکپارچگی آنها در کشور ارتقا پیدا کرده که کوچکترین ندایی در دورافتاده ترین نقطه ایران را پاسخ می گویند و افکار عمومی را به قضاوت می طلبند.

روشن است که انسجام هر چه بیشتر دانشجویان دانشگاههای کشور حول مطالبات دانشجویی همانند مطالبه آزادی دانشجویان دربند مشهد و اهواز وحتی فرا سوی آن، می تواند ضمن این که هزینه کمتری را به لحاظ امنیتی بر مجموعه آکادمیک وارد سازد، مانع پراکندگی و در ادامه موجبات تحکیم ارتباط با دیگر جنبش های اجتماعی شود. نقطه تفارقی بین گروهای دانشجویی بر سر حذف پیمانکاریهای دانشگاه ، آزادی دانشجویان دربند و همچنین آزادی نشریات و گروههای مستقل دانشجویی وجود ندارد و دنباله روی از این سبک وسیاق روشن با حضور لیبرالهای دانشگاهی یا ملی مذهبی ویا چپ ما را هر چه بیشتر به اهداف اعلام شده در هر برهه نزدیکتر می سازد. امروز که نهادهای موازی امنیتی و گروههای فشار موجود در دانشگاهها اعم ازنمایندگان وزارت علوم وبرخی روسای انتصابی دانشگاه با هر شیوه ای می خواهند صدای عدالتخواهی را در نطفه خفه کنند، خوب است که بدانیم تا صدای ما با هم یکی نشود نمی توانیم اجحافی را که پیش از هر چیز در حق دانشجویان دانشگاه سهند تبریزو فردوسی مشهد و تهران و شیراز و کرج راوا داشته شده است ، بر طرف سازیم.

اتحاد باعث می شود که آنها نتوانند به شیوه های ابتدایی و قرون وسطی ای در دادگاه انقلاب و کمیته های انظباطی دست به تفتیش عقاید بزنند و مهر ارتداد که بزرگترین دروغ حال حاضر است را به هر حرکتی بچسبانند . آن چه مهم به نظر می رسد دخالت هر چه بیشتر دانشجویان به عنوان سازندگان جامعه آتی به نفع محیط های علمی و دانشگاهی و دردست گرفتن یک پرچم مشترک و صدایی واحد است .

در پایان ما خواستار آزادی جواد علیخانی دانشجوی دانشگاه اهواز و همینطورفرزاد حسن زاده، محمد زراعتی و توحید دولت دولتشناس از دانشجویان دانشگاه مشهد و دیگر زندانیان بازداشت شده عقیدتی هستیم و تا آزادی این افراد از زندان از هیچ کوششی فروگذاری نخواهیم کرد.

زنده باد آزادی
زنده باد برابری 
+

یک دانشجوی زندانی در معرض خطر جدی شکنجه قرار دارد

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

بنابه گزارشات رسیده خانم نازیلا دشتی 50 ساله زندانی سیاسی سابق و از خانواده های کشتار 1367 و فرزند ایشان آقای هود یازرلو 21 ساله دانشجوی مدیریت صنعتی دانشگاه معصومی قم روز شنبه 4 خرداد ماه بدون احضاریه و فقط با تماس تلفنی به شعبه 2 امنیت دادگاه انقلاب احضار شدند.آنها پس از چند ساعت انتظار توسط فردی به نام ضرغامی با تحقیر و توهین به اطاق بازجویی اش برده شدند. این فرد بدون رعایت کردن حداقل اصول اولیه رفتاری خانم دشتی را با نام کوچک و با فریاد احضار کرد وپس از مدت زمان کوتاهی فرزند ایشان را با همین شیوه به اطاق خود برد.وقتی که آقای یازرلو برای پاسخ دادن به بازجوئیها، قصد نشستن بر روی یکی از صندليهاي را داشت با برخوردهای تحقیر آمیزی و وحشیانه ضرغامی مواجه گردید و از نشستن او ممانعت به عمل آورد. ضرغامی با این شیوه برخورد سعی داشت که خانم و آقای یازرلو را وادار به واکنش نماید و نهایتا آنها را بازداشت کند که آنها با صبر و بردباری و متانت این امکان را به او نمی دادند ولی ضرغامی به فریاد کشیهای و اهانت خود ادامه می داد.

ضرغامی با تهدید خطاب به آقای هود یازرلو گفت : بچه قبل از اینکه تو دنیا بیایی با بزرگاتون چه کارها که نکردیم، نمی دونی که سال 60 ما چه کار می کردیم، حالا من به تو نشون می دم که بفهمی یعنی چه. ضرغامی ادامه داد من از سن 19 سالگی و 22 ساله است که در زندان کار می کنم. ضرغامی پس از این تهدیدها و رفتارهای غیر انسانی و تایید حسن زارع دهنوی معروف به قاضی حداد بدون هیچ دلیلی دستور بازداشت این دانشجو را صادر کرد، واو را به سلولهای انفرادی بند 209 زندان اوین منتقل کرد.

گفته های ضرغامی اعترافاتی است که او در گذشته بازجو و شکنجه گر بوده و در شکنجه زندانیان سیاسی در دهۀ 60 نقش مستقیم داشته است که خود گواهی بر این است که بازجویان سابق متصدیان امروز دادگاههای انقلاب هستند.

انتقال آقای یازرلو به بند 209 وتهدیدات ضرغامی علیه ایشان نشان میدهد که او دستور شکنجه های جسمی و روحی این دانشجو را صادر کرده است و او در معرض خطر جدی شکنجه های جسمی و روحی بازجویان وزارت اطلاعات قرار دارد.

از روز شنبه 4 خرداد ماه تا به حال از وضعیت و شرایط این دانشجو هیچ خبری در دست نیست. مراجعات خانواده او به شعبه 2 امنیت تا به حال بی نتیجه بوده است. و جواب مشخصی به این خانواده داده نشده است . این خانواده درنگرانی فزاینده ای بسر می برند.

خانم نازیلا دشتی همراه با پسرشان آقای هود یازرلو سال گذشته برای دیدن خواهرشان که 25 سال موفق به دیدار ایشان نشده بودند عازم عراق شدند. خانم دشتی پس از دیدار با خواهرشان به ایران بازگشتند. در تاریخ 9 خرداد 1386 مامورین وزارت اطلاعات به منزل آنها یورش بردند ومقدار زیادی از وسائل این خانواده که عبارت بودند از : کامپیوتر، کتاب، سی دی ،آلبومهای عکس خانوادگی را با خود بردند. در 22 خرداد 1386 خانم نازیلا دشتی و فرزندشان هود دشتی را دستگیر و به سلولهای انفرادی بند 209 منتقل کردند. پس از چند هفته بازداشت در سلولهای انفرادی بند 209 اوین باقرار وثیقه های سنگین آزاد شدند مبلغ وثیقه خانم دشتی 100 میلیون تومان و قرار وثیقه هود 200 میلیون تومان بود. در تاریخ 23 خرداد دکتر هانی یازرلو زندانیان سیاسی سابق و از فعالین سیاسی شناخته شده ایران هستند پدر خانواده و فرزند بزرک ایشان را به مدت 6 ساعت تحت بازجوئی بازجویان وزارت اطلاعات قرار داشتند. خانم دشتی خواهر و برادر خود را که به نام های فریبا دشتی و هود دشتی در قتل عام های سال 1367 از دست داده اند.

موسوی رئیس شعبه 2 امنیت و ضرغامی معاون او کسانی هستند که در پرونده سازی علیه دانشجویان زندانی 16 آذر و اذیت و آذر خانواده های آنها نقش مستقیم داشتند . این افراد در هماهنگی با بازجویان وزارت اطلاعات در صدور حکم های قضائی برای قرار دادن فعالین دانشجوئی ، و زندانیان سیاسی در سلولهای انفرادی، نوع بازجوئیها و فشارها را بر زندانی برای گرفتن اعترافات تحت شکنجه و پرونده ساری علیه آنها اقدام می کنند.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ، رفتارهای غیر انسانی ،دستگیری خودسرانه و انتقال به سلولهای انفرادی بند 209 اوین جهت شکنجه را محکوم می کند و از سازمانهای جهانی حقوق بشری خواستار اقدامات فوری برای ممانعت از شکنجه این دانشجوی زندانی است.

12 خرداد 1387 برابر با 01 ژون 2008

شرایط زندانیان سیاسی فوق را به سازمانهای زیر گزارش شد
1- عفو بین الملل
2- شورای حقوق بشر سازمان ملل
3- کمیسر عالی حقوق بشر
4- دیدبان حقوق بشر

+

گزارشی تکاندهنده؛ اینجا جهنم است

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

یکسال پس از طرح امنیت اجتماعی- سرانجام اراذل و اوباش چه شد؟

 

 

اوایل اردیبهشت ماه سال گذشته، سرداررادان فرمانده کل نیروی انتظامی، با اعلام طرحی به نام" امنیت اجتماعی" خبر از برخورد با افرادی داد که از آنان به نام " اراذل و اوباش" یاد می کرد. کمتر از یک هفته پس از اعلام فرمانده نیروی انتظامی، نیروهای سیاه پوش با نقاب،درحالی که با خشونتی زیاد،وارد منازل افراد می شدند، اقدام به بازداشت کسانی نمودند که به زعم نیروی انتظامی در ردیف " اراذل و اوباش" قرار می گرفتند.

تصاویر منتشر شده از برخوردهای صورت گرفته، موج اعتراض فعالان حقوق بشر در داخل و خارج از کشور را به دنبال داشت. با این وجود، این دستگیری های توام با خشونت، طی چند ماه در تهران و شهرستان های اطراف ادامه یافت.

در سالگرد اجرای این طرح، گزارش زیر به بررسی چگونگی انجام طرح و وضعیت کنونی بازداشت شدگان می پردازد.

اعتراض خانواده های بازداشت شدگان

خانواده ی بازداشت شدگان، که اغلب در جریان هجوم نیروهای انتظامی، مورد آزار قرار گرفته بودند و شاهد ضرب و شتم شدید فرزندانشان بودند، با مراجعه مکرر به دادگاه انقلاب و پلیس امنیت خواهان اطلاع از وضعیت فرزندان خود شدند، با این حال مسئولان از دادن پاسخ روشن به آنان خودداری کرده و با توهین و تهدید ...


ادامه مطلب
+

توضیحی درباره "بیانیه اعلام مواضع پیرامون جبهه چپ کارگری"

 

با خبر شدیم که پریسا نصرآبادی و احسان صفار در نوشته ای با عنوان "بیانیه اعلام مواضع پیرامون جبهه چپ کارگری" نظرات خود را پیرامون جریان چپ کارگری اعلام کرده اند. در این رابطه چپ کارگری دانشگاه های تهران لازم به توضیح می داند که جریان چپ کارگری یک ترند جهانی است که بر پایه تمایز سوسیالیسم کارگری با انواع سوسیالیسم بورژوایی و خرده بورژوایی شکل گرفته است. این جنبش بر پایه منافع انترناسیونالیستی طبقه کارگر شکل گرفته و لذا اعلام انحلال آن تنها از عهده ذهن ناتوان یک خرده بورژوا برمی آید. سوسیالیسم کارگری زنده است، چون جنبش طبقه کارگر زنده است، چون مبارزه طبقاتی همچنان ادامه دارد. از نظر ما اعلام انحلال سوسیالیسم کارگری به معنی اعلام پایان تضاد کار و سرمایه است.

نوشته "بیانیه اعلام مواضع پیرامون جبهه چپ کارگری" متاسفانه حداقل پرنسیپ های سیاسی را نیز رعایت نکرده و مجموعه رنگارنگ و از درون متناقضی از اتهامات ( نئو لیبرالیسم، سوسیال دموکراسی، فعالین لغو کار مزدی، کمیته هماهنگی، مارکسیستهای انقلابی و ... ) را به جریان چپ کارگری نسبت داده است. از آنجا که این اتهامات بدون ارائه هر گونه فاکتی زده شده اند، این نوشته از نظر ما جدی تلقی نشده و نیازی به پاسخگویی نمی بینیم. این انتقادات(اتهامات) پیش از این هرگز مطرح نگردیده اند، علاوه بر آن این دو نفر در جلسات رسیدگی به انتقادات اعضا شرکت نکرده اند؛ لذا از نظر ما متن فوق الذکر تنها به نشانه اعلام برائت این دو نفر از سوسیالیسم کارگری محسوب می گردد. مسلما این دو نفر از طریق اعلام برائت خود، توانایی انحلال جریان چپ کارگری را ندارند. سوسیالیسم کارگری(علمی) به مثابه جنبش و برنامه طبقه کارگر برای سرنگونی نظام سرمایه داری، هرگز رهبرانی خود خوانده و پایه گذاران اصلی نداشته است. جریان چپ کارگری دانشگاه های تهران نیز هرگز به واسطه نظرات فردی برخی از اعضای آن تصمیم نگرفته است. در انتها بر این نکته پای می فشاریم که فرآیند گسترش و اعتلای جنبش طبقه کارگر مشخص خواهد کرد که چه کسانی پیگیر و چه کسانی ناپیگیرند.

چپ کارگری دانشگاه های تهران

+


دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای سراسر ایران


بر طبق اخبار و اظهار نظرهایی که به دستمان رسیده است ، در پی صدور نخستین بیانیه ما در تاریخ 26 بهمن ماه 1386 که تنها شامل اعلام موجودیت این جریان جدید و نیز لیست جمعهای تشکیل دهنده این جریان بود ، سوالاتی در اذهان گروهی از فعالین و علاقمندان پیرامون ماهیت و نظرات جریان ما ایجاد گشته است .
بدین وسیله به شکلی خلاصه و فوری و صرفا جهت زدودن سریع پاره ای از ابهامات پیش آمده به اطلاع می رساند که این جریان یعنی جریان " دانشجویان سوسیالیست " که شکل گیری آن در شرایط کنونی و به دلیل ملاحظات صرفا عملی و اجرایی عمدتا در مراکز دانشجویی استان فارس بوده است خود را جریانی متعلق به قطب چپ جنبش دانشجویی ایران و بخشی از حرکت " دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب " می داند که در ماههای اخیر در پی حوادث 13 آذر ماه به حرکتی سراسری در جنبش دانشجویی ایران بدل گشته است . جریان " دانشجویان سوسیالیست " به عنوان و قالب " دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب " بمثابه ظرف فعالیت جنبشی فراگیر با هدف نمایندگی مطالبات موجود دربدنه جنبش دانشجویی می نگرد که ساختار و شاکله اصلی آن می بایست از دانشجویان سوسیالیست متحد حول استراتژی سوسیالیستی در جنبش دانشجویی تشکیل شود . تحقق چنین چشم اندازی البته در گرو فراروی از قطب بندیهای بی پایه و فاقد موضوعیت سیاسی و اجتماعی کنونی نظیر "چپ رادیکال " – " چپ کارگری " و ... و همچنین تصفیه حساب با سیاستها و روشهای ناصواب گذشته بر اساس درسهای 13 آذر و گسست از آنها ، کوشش در جهت طرح و ارائه استراتژی سوسیالیستی و سیاست و افق پرولتری در جنبش دانشجویی ایران بمثابه یک جنبش دموکراتیک پیشتاز ، اتحاد عمل براساس و حول این استراتژی و ایجاد تمایزها ، خط بندیها و مرزها باز بر اساس همین مقوله - و نه عواملی مانند تعلق خاطرهای حزبی و سازمانی ، دغدغه های فرقه ای ، تئوریزه نمودن اختلافات و کدورتهای شخصی رهبران و ... - با راهبردها و گرایشهای لیبرالیستی و رفرمیستی در جنبش دانشجویی است . بنابراین اعلام موجودیت جریان "دانشجویان سوسیالیست " را نباید بمثابه انشعابی از حرکت "دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب " یا شکل گیری قطب دیگری در مقابل جریان یاد شده تعبیر کرد . جریان "دانشجویان سوسیالیست " حرکتی برآمده از درون " دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب " است که می کوشد برمبنای رویکرد " استراتژی محور" فوق الذکر به ستون فقرات و جریان اصلی شکل دهنده بدنه و سیاستهای این حرکت بدل شود . ما اعتقاد داریم تا دانشجویان سوسیالیست صفوف خود را برمحور یک استراتژی مدون سوسیالیستی ، انقلابی و کارگری منظم و منسجم ننمایند و آنگاه بر مبنای آن حرکت " دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب " را بمثابه ظرف فعالیت جنبشی سازمان ندهند ، قالب " دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب " به مکانی برای تداوم حیات برخی سیاستهای ناکارامد و نادرست گذشته و سردرگمی راهبردی و اکتیویسم فاقد نتیجه بدل خواهد شد . بر این اساس ، در لحظه حاضر و در شرایط کنونی اما می توان گفت که به جریان " دانشجویان سوسیالیست " می توان بمثابه فراکسیونی در داخل حرکت "دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب " نگریست .
" دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای سراسر ایران " همان گونه که در بیانیه قبلی اشاره شد به زودی و در قالب یک مانیفست به تشریح نظرات خود در مورد موضوعات فوق الذکر و مسایل عمده و اساسی قطب چپ در جنبش دانشجویی خواهند پرداخت و فعالین جنبش دانشجویی و به طور مشخص فعالین چپ این جنبش و دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب را به اتحاد عمل پیرامون این نظرات و فعالیت حول این مانیفست فراخواهند خواند . زنده باد سوسیالیسم!

+

بیانیه اعلام موجودیت دانشجویان سوسیالیست دانشگاه آزاد رودهن

13 آذر 1386 بدون شک مقطعی تعیین کننده برای بخش چپ جنبش دانشجویی بود که حدود سه سال پیشتر از آن فعالیت خود را در دانشگاه آغاز نموده بود . برای دانشجویان چپی ( مانند خود ما ) که می خواستند فعالیت خود را آغاز کنند ، شرایط پس از 13 آذر ما را با روندهای متناقض و پیچیده ای مواجه کرد : جمع محدودی که تحت عنوان " چپ کارگری " فعالیت می کرد و بر خلاف عنوانش تمایزی اساسی در راهبرد و سبک کار با " چپ رادیکال " نداشت با استعفاها و انشعابهای متعدد و سپس آغاز موج دستگیریها عملا مضمحل گشت . " چپ رادیکال " که بخش عمده ای از فعالیتهایش به پوششی برای به پیش بردن سیاستهای به شدت انحرافی و نادرست یک جریان خاص بدل شده بود ، در اثر حاکم شدن همین سیاستها و سکتاریسم ناشی از آن و فرود آمدن ضربه دستگاههای سرکوب به شدت تضعیف شد . رادیکالیسم و چپگرایی اراده گرایانه ، ماوراء طبقاتی و غیر پرولتری همواره و در همه جا به جنبش دانشجویی به عنوان محیط مناسبی برای پیشبرد سیاستهای خود نگریسته است و " چپ رادیکال " دانشگاههای ایران نیز از این امر مستثنی نبود . حاکم شدن منویات یک جریان سیاسی خاص - که از خانواده همان رادیکالیسم غیر پرولتری ، ماوراء طبقاتی و آوانتوریست بیرون آمده بود - و کشاندن نیروی این جریان به حیطه های دیگری غیر از امور مربوط به فعالیت سوسیالیستی در جنبش دانشجویی ، زمینه وارد آمدن ضربه گسترده دستگاههای امنیتی حکومت به کلیت جریان چپ دانشجویی که مراحل رشد خود را به سختی و آرامی و با کوششی قابل تحسین پیموده بود را مهیا نمود و سطح و دامنه فعالیتهای چپ در دانشگاههای تهران را به نحوی چشمگیر به عقب راند و در عین حال فضا را برای عرض اندام جریانها و شخصیتهای گوناگون رفرمیست در این جنبش که تا این مقطع حاشیه ای و منزوی مانده بودند فراهم ساخت . متاسفانه در شرایط کنونی نیز عده ای مجددا جبهه " دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب " را به ظرفی برای تداوم همان سیاستهای نادرست گذشته بدل نموده اند و این در حالی است که نقطه عزیمت بسیاری از فعالینی که در جریان موج ایجاد شده پس از سیزده آذر دست به ایجاد واحدهای " دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب " در مناطق دیگر غیر از تهران زدند و این نام را در سطحی گسترده مطرح ساختند ، یقینا آن چیزی نیست که امروز بر جهت گیری عملی و پیوندها و تمایلات گروهی و سیاسی خاص نمایندگان " رسمی " این جریان حاکم است . مطمئنا گذشت زمان بسیاری از حقایق مربوط به این مسایل را برای رفقای دانشجوی چپ و سوسیالیست به ویژه در شهرستانها روشن تر خواهد ساخت .

در این میان ما در میان امواج شکل گرفته پس از 13 آذر با جریان " دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای ایران " آشنا شدیم که بر عبور و فراروی از قطبهای موجود در چپ دانشجویی و قطع ارتباط با سیاستهای نادرست و جریانات انحرافی و سکتاریستی موجود تاکید دارد و بر آن است که با ایجاد مرزبندی قاطع با چشم اندازهای لیبرالیستی ، رفرمیستی و همین طور گرایشهای چپ غیر پرولتری و ماوراء طبقاتی ، افقی مبتنی بر نمایندگی منافع طبقه کارگر در درون جنبش دانشجویی بمثابه یک جنبش دموکراتیک پیشتاز نمایندگی کند . طرح این استراتژی یعنی " اتحاد جنبشهای دموکراتیک حول جنبش کارگری " جنبش دانشجویی را که از خصلتی دموکراتیک برخوردار است در راستای پیگیری مطالبات خود و در سطح استراتژی سیاسی به جنبشی ضد کاپیتالیستی فرا می رویاند . قرار گرفتن جنبش دانشجویی در این مسیر در شرایط کنونی ایران بمثابه اخذ استراتژی این جنبش از دل پارادایم مارکسیستی و گسست قاطعانه با پارادایم لیبرالی "جامعه مدنی " و "سنت-مدرنیته " بمثابه پارادایم غالب در فضای روشنفکری ایران است که نسلی جدید از روشنفکران سوسیالیست و انقلابی را نیز به جامعه تحویل خواهد داد . دانشجویان سوسیالیست اعتقاد دارند تنها این استراتژی و نه هیچ مقوله دیگری نظیر تعلق خاطرهای حزبی و گروهی است که می تواند به عنوان محور فعالیت و اتحاد گرایشها و فعالین گوناگون چپ در دانشگاهها عمل کند و دانشجویان چپ با متشکل شدن در قالب مجموعه " دانشجویان سوسیالیست " است که می توانند ساختارهای مقدماتی لازم برای تشکیل جبهه های وسیعتر ( از جمله همین جبهه " آزادی خواهی و برابری طلبی " ) در فعالیت جنبشی خود فراهم آورند .

بر این اساس و طی این بیانیه ما پیوند خود با مجموعه " دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای ایران " اعلام می داریم و از سایر فعالین چپ و آزادی خواه و برابری طلب نیز دعوت می کنیم با پیوستن به این حرکت و قرار گرفتن در کنار یکدیگر صفوف خودمان را حول محورهای مبارزه طبقاتی در جنبش دانشجویی و در سطح جامعه فشرده تر و مستحکم تر سازیم .



زنده باد ازادی و برابری
زنده باد سوسیالیسم
دانشجویان سوسیالیست دانشگاه آزاد رود هن

+

دانشجویان بیرجند

 
دانشجویان بیرجند در دفاع ازآزادی پوشش دست به اعتراض زدند

بنا به خبر رسیده به سازمان جوانان کمونیست روز یکشنبه 1 اردیبهشت دانشجويان دانشگاه بيرجند در اعتراض به قوانین وضع شده و محدودیتهای اعمال شده از طرف مسئولین دانشگاه در مورد نوع پوشش دانشجویان، يك تجمع اعتراضی در اين دانشگاه برپا كردند. کرمانی معاون دانشجویی دانشگاه بيرجند برای پاسخگویی به دانشجويان در تجمع اعتراضی آنان حضور پیدا کرد كه با توهینهای ایشان به برخی دانشجویان معترض، دانشجویان با خواندن سرود و شعار به اعتراض خود ادامه دادند. در همين زمان نیروهای بسیجی دانشگاه شروع به فیلمبرداری از دانشجویان کرده و با بهم زدن جمعیت معترض اقدام به پراکنده ساختن دانشجویان نمودند. در انتها دانشجویان اعلام کردند در صورتیکه با تجمع کنندگان و دانشجویان معترض برخورد شود و در صورت دست نیافتن به خواسته های خود این اعتراضات را ادامه خواهند داد.

سازمان جوانان کمونیست ضمن اعلام حمایت از اعتراضات دانشجویان، تعیین نوع پوشش و اعمال آپارتاید و جداسازی جنسی دردانشگاهها را که یکی از دستاویزهای جمهوری اسلامی برای سرکوب و اعمال فشار بر دانشجویان است محکوم میکند. این تعرضی است به بدیهی ترین خواسته های انسانی هر فرد و میبایست جلوی این تعرض آشکاردر دانشگاه ایستاد .
سازمان جوانان کمونیست هرگونه تعرض، سرکوب و تهدید دانشجویان اعم از فیلمبرداری، ضرب و شتم و دستگيري و غيره را محکوم مي كند و دانشجویان را به اعتراض سراسری ومتحد علیه این اقدامات سرکوبگرایانه فرا میخواند.



مرگ بر آپارتاید جنسی
گسترده باد اعتراضات دانشجویی
مرگ برجمهوری اسلامی

+

دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاه اصفهان

 

بیانیه ی دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاه اصفهان در حمایت از دانشجویان دانشگاه صنعتی سهند
طی چند روز اخیر اخبار ناراحت کننده ای از دانشگاه صنعتی سهند تبریز بیشتر شد که دل هر انسانی را به درد می آورد. هتک حرمت دختران دانشجو، از سوی مسئولین دانشگاه سهند تبریز اتفاقی است که نتنها برای نخستین بار نبوده، بلکه آخرین آنها هم نیز نخواهد بود.حوادث مشابه در سایر دانشگاهای کشور نیز رخ داده واین تنها گوشه ای از جنایت های مسئولین دانشگاه ها است که فاش شده اند، چه بسا اتفاقات بسیار دیگری نیز رخ داده که تا به حال قربانیان آن جرأت فاش نمودن آن را به خاطر پاره ای مسائل نداشته اند!بی اخلاقانی که تنها ادعای اخلاق دارند وپست های مهم فرهنگی را در اختیار دارند ومسئولینی که نه تنها با چنین مواردی برخورد نمی کنند، بلکه تلاش در لاپوشانی آنها و تحریف حقایق دارند، باید در پیشگاه مردم ایران پاسخگو باشند.کسانی که گلوی خود را در دفاع از طرح هایی همچون ارتقای امنیت اخلاقی و اجتماعی پاره می کنند، چگونه در برابر چنین حوادث دردناکی سکوت می کنند؟! کسانی که هر روزه هزینه های گزافی را صرف به کار گذاشتن دوربین هایی برای نظارت و کنترل شدید دانشجو می کنند، چرا هیچ نظارتی بر اعمال وقیح، پست وغیر انسانی کارکنان دانشگاه ها ندارند؟!کسانی که در برابر چنین حوادثی ننگ سکوت را پذیرا می شوند نیز، خود بویی از اخلاق و انسانیت نبرده اند، اما ما در برابر اینگونه اتفاقات سکوت نمی کنیم و عاملین این جنایات را محکوم و شایسته ی مجازات می دانیم.ما دانشجویان آزادیخواه وبرابری طلب دانشگاه اصفهان، حمایت کامل و قاطع خود را از اعتصاب غذا و تحسن اعتراضی جمعی از دانشجویان صنعتی سهند تبریز اعلام کرده و خواست های آنان را که شامل استعفای دوتن از مسئولین فرهنگی و حراست دانشگاه، لغو احکام انضباطی و... می باشد را بر حق می دانیم و تا استیفای کامل حقوق پایمال شده ی دانشجویان سهند تبریز به این حمایت ادامه می دهیم.
دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاه اصفهان

زنده باد آزادی – زنده باد برابری

+

دانشگاه صنعتي سهند تبريز

160 ساعت تحصن دانشجويان دانشگاه سهند پيروزمندانه خاتمه يافت
امروز صبح-چهارشنبه- ساعت 6 بامداد، در حالي تحصن 160 ساعته دانشجويان در دانشگاه صنعتي سهند تبريز خاتمه يافت، كه متحصنين موفق شدند بجز بند اول كه در ادامه ذكرش خواهد رفت در تمامي چهار بند ديگر يعني عذر خواهي معاونت آموزشي قاليچي از جمع سي نفره دانشجويان فعال، بررسي مسائل و احكام كميته هاي انضباطي در كميته تجديد نظر با حضور نمايندگان منتخب دانشجويان طي هفته آينده، ‌عدم تفكيك جنسيتي و عدم تبعيض در فعاليت هاي فرهنگي ميان تشكل ها در امور منتسب به امور فرهنگي به خواسته هاي مطلوب خود دست يابند. بند اول نيز با توجه به حتمي بودن بركناري زاهد معاونت دانشجويي فرهنگي در ماه هاي آينده و خارج بودن توان دانشگاه در بركناري حسيني رياست حراست، دانشجويان به اكثريت بالايي از خواسته هاي خود دست يافتند.در اين تحصن كه نزديك به پنج روزش را متحصنين در اعتصاب غذا بودند، 34 نفر دست به اعتصاب غذا زدند و 28 مورد به مراكز درماني منتقل گشتند كه حال برخي در زمان انتقال بسيار وخيم بود اما هم اكنون تمامي دانشجويان در شرايط مطلوب بسر مي برند. دانشجويان در پايان امضاي كتبي رياست دانشگاه چناقلو را براي مصونيت افراد فعال در بخش هاي مختلف تحصن دريافت كردند و برگ ديگري پيروزي شان را به رخ كشاندند. دانشگاه هاي خواجه نصير الدين طوسي تهران، تربيت معلم تهران، شيراز، ‌سيستان و بلوچستان، آزاد تبريز،‌ سمنان، تربيت معلم تبريز و دانشگاه تبريز حمايت رسمي خود را از طريق بيانيه ها اعلام نمودند. ضمن آنكه دانشگاه آزاد تبريز ديروز در تجمعي كه دو ساعت به طول انجاميد خواستار پيگيري مسئولين بلندپايه نسبت به فجايع انساني در حال رخ دادن در سهند شدند و با اينكار دلگرمي به متحصنين دادند. ضمنا دانشجويان دانشگاه تبريز با كمك مالي خود حمايتشان را از حركت دانشجويان سهند اعلام نمودند

+
تایید حکم ٣ دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک در دادگاه تجدید نظر

سرانجام ساعدی، قاضی شعبه 44 دادگاه تجدید نظر، تحت فشار وزارت اطلاعات و علیرغم موجود بودن مدارک کافی ،حکم چندین سال حبس سه دانشجوی بیگناه دانشگاه امیرکبیر، مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری را تایید کردطبق حکم صادره توسط شعبه ۴۴ دادگاه تجدیدنظر، ، رای شعبه ۶ دادگاه انقلاب که متضمن سه سال حبس برای مجید توکلی، دو سال نیم حبس برای احمد قصابان و دو سال حبس برای احسان منصوری بود را تایید کرد. اما دادگاه به علت جوان بودن متهمین و فقدان سابقه کیفری، حکم صادره را مشمول تخفیف دانسته و حکم دادگاه انقلاب را به ترتیب به یک سال و نیم، یک سال و دو ماه و ده ماه حبس تعزیری تقلیل داده استساعدی، قاضی شعبه ۴۴ دادگاه تجدیدنظر، با وارد دانستن اعتراض قاضی حسن زارع دهنوی(قاضی حداد) ، حکم تبرئه صادره توسط دادگاه عمومی را نقض کرده و در خصوص این پرونده برای هر یک از این سه دانشجو یک سال حبس تعزیری در نظر گرفته است. این دادگاه حکم ۴ ماه حبس را که توسط دادگاه عمومی به جهت ایراد اتهام به بسیج و نیروهای امنیتی صادر شده بود را وارد ندانسته و این حکم را نیز نقض کردگفتنی است در مجموع مجید توکلی به دو سال و نیم حبس تعزیری، احمد قصابان به دو سال و دو ماه حبس تعزیری و احسان منصوری به یک سال و ده ماه حبس تعزیری محکوم شدند.که این حکم غیرقابل تجدیدنظر است
+

تجمع اعتراضی دانشجویان دانشکده ی هنر نيشابور


روز سه شنبه مورخ 20/1/87 تعدادی از دانشجویان دانشکده ی هنر نيشابور به منظور اعتراض به رفتارهای ناشایست معاونت این دانشکده ( توهین علنی به دانشجویان، ایجاد جو نامناسب در میان کارکنان و اساتید، ایجاد جو متشنج در دانشکده و در میان دانشجویان) در مقابل ساختمان مرکزی دانشگاه فردوسی تجمع نامحدودی را برگزار کردند در اسفند ماه سال قبل دانشجویان این دانشکده طی چندین نامه مراتب اعتراض خود را به رفتارهای آقای مرتضایی به حسنی (ریاست دانشکده ی هنر) اعلام نمودند و ولی به دلیل عدم رسیدگی تجمعی را در روز 15 اسفند ماه از ساعت 8 صبح تا 11:30 شب برگزار نمودند که با قول کتبی دکتر حسنی مبنی بر برکناری آقای مرتضایی تجمع خاتمه یافت. اما پس از تعطیلات نوروز ریاست دانشکده تمامی تعهدات خود را زیر پا نهاد به همین دلیل دانشجویان معترض تصمیم گرفتند که برای پیگیری به دانشگاه فردوسی مراجعه نمایند. این تجمع اعتراضی که از 10 صبح روز 20 فروردین آغاز شده کماکان ادامه دارد و دانشجویان دیشب را در مقابل ساختمان مرکزی دانشگاه ه سر بردندنمایندگان دانشجویان دیروز با مسئولین دانشگاه مذاکره کردند وبی هیچ نتیجه ی قانع کننده ی به دست نیامده استدانشجویان اعلام کردند که تا عزل رسمی آقای مرتضایی معاونت دانشکده ی هنر نيشابور دانشگاه فردوسی به اعتراض خود ادامه خواهند داد
ارسال شده توسط جنبش دانشجويي

+

بیانیه اعلام موجودیت دانشجویان سوسیالیست دانشگاه آزاد رودهن


13 آذر 1386 بدون شک مقطعی تعیین کننده برای بخش چپ جنبش دانشجویی بود که حدود سه سال پیشتر از آن فعالیت خود را در دانشگاه آغاز نموده بود . برای دانشجویان چپی ( مانند خود ما ) که می خواستند فعالیت خود را آغاز کنند ، شرایط پس از 13 آذر ما را با روندهای متناقض و پیچیده ای مواجه کرد : جمع محدودی که تحت عنوان " چپ کارگری " فعالیت می کرد و بر خلاف عنوانش تمایزی اساسی در راهبرد و سبک کار با " چپ رادیکال " نداشت با استعفاها و انشعابهای متعدد و سپس آغاز موج دستگیریها عملا مضمحل گشت . " چپ رادیکال " که بخش عمده ای از فعالیتهایش به پوششی برای به پیش بردن سیاستهای به شدت انحرافی و نادرست یک جریان خاص بدل شده بود ، در اثر حاکم شدن همین سیاستها و سکتاریسم ناشی از آن و فرود آمدن ضربه دستگاههای سرکوب به شدت تضعیف شد . رادیکالیسم و چپگرایی اراده گرایانه ، ماوراء طبقاتی و غیر پرولتری همواره و در همه جا به جنبش دانشجویی به عنوان محیط مناسبی برای پیشبرد سیاستهای خود نگریسته است و " چپ رادیکال " دانشگاههای ایران نیز از این امر مستثنی نبود . حاکم شدن منویات یک جریان سیاسی خاص - که از خانواده همان رادیکالیسم غیر پرولتری ، ماوراء طبقاتی و آوانتوریست بیرون آمده بود - و کشاندن نیروی این جریان به حیطه های دیگری غیر از امور مربوط به فعالیت سوسیالیستی در جنبش دانشجویی ، زمینه وارد آمدن ضربه گسترده دستگاههای امنیتی حکومت به کلیت جریان چپ دانشجویی که مراحل رشد خود را به سختی و آرامی و با کوششی قابل تحسین پیموده بود را مهیا نمود و سطح و دامنه فعالیتهای چپ در دانشگاههای تهران را به نحوی چشمگیر به عقب راند و در عین حال فضا را برای عرض اندام جریانها و شخصیتهای گوناگون رفرمیست در این جنبش که تا این مقطع حاشیه ای و منزوی مانده بودند فراهم ساخت . متاسفانه در شرایط کنونی نیز عده ای مجددا جبهه " دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب " را به ظرفی برای تداوم همان سیاستهای نادرست گذشته بدل نموده اند و این در حالی است که نقطه عزیمت بسیاری از فعالینی که در جریان موج ایجاد شده پس از سیزده آذر دست به ایجاد واحدهای " دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب " در مناطق دیگر غیر از تهران زدند و این نام را در سطحی گسترده مطرح ساختند ، یقینا آن چیزی نیست که امروز بر جهت گیری عملی و پیوندها و تمایلات گروهی و سیاسی خاص نمایندگان " رسمی " این جریان حاکم است . مطمئنا گذشت زمان بسیاری از حقایق مربوط به این مسایل را برای رفقای دانشجوی چپ و سوسیالیست به ویژه در شهرستانها روشن تر خواهد ساخت .
در این میان ما در میان امواج شکل گرفته پس از 13 آذر با جریان " دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای ایران آشنا شدیم که بر عبور و فراروی از قطبهای موجود در چپ دانشجویی و قطع ارتباط با سیاستهای نادرست و جریانات انحرافی و سکتاریستی موجود تاکید دارد و بر آن است که با ایجاد مرزبندی قاطع با چشم اندازهای لیبرالیستی ، رفرمیستی و همین طور گرایشهای چپ غیر پرولتری و ماوراء طبقاتی ، افقی مبتنی بر نمایندگی منافع طبقه کارگر در درون جنبش دانشجویی بمثابه یک جنبش دموکراتیک پیشتاز نمایندگی کند . طرح این استراتژی یعنی " اتحاد جنبشهای دموکراتیک حول جنبش کارگری " جنبش دانشجویی را که از خصلتی دموکراتیک برخوردار است در راستای پیگیری مطالبات خود و در سطح استراتژی سیاسی به جنبشی ضد کاپیتالیستی فرا می رویاند . قرار گرفتن جنبش دانشجویی در این مسیر در شرایط کنونی ایران بمثابه اخذ استراتژی این جنبش از دل پارادایم مارکسیستی و گسست قاطعانه با پارادایم لیبرالی "جامعه مدنی " و "سنت-مدرنیته " بمثابه پارادایم غالب در فضای روشنفکری ایران است که نسلی جدید از روشنفکران سوسیالیست و انقلابی را نیز به جامعه تحویل خواهد داد . دانشجویان سوسیالیست اعتقاد دارند تنها این استراتژی و نه هیچ مقوله دیگری نظیر تعلق خاطرهای حزبی و گروهی است که می تواند به عنوان محور فعالیت و اتحاد گرایشها و فعالین گوناگون چپ در دانشگاهها عمل کند و دانشجویان چپ با متشکل شدن در قالب مجموعه " دانشجویان سوسیالیست " است که می توانند ساختارهای مقدماتی لازم برای تشکیل جبهه های وسیعتر ( از جمله همین جبهه " آزادی خواهی و برابری طلبی " ) در فعالیت جنبشی خود فراهم آورند .
بر این اساس و طی این بیانیه ما پیوند خود با مجموعه " دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای ایران " اعلام می داریم و از سایر فعالین چپ و آزادی خواه و برابری طلب نیز دعوت می کنیم با پیوستن به این حرکت و قرار گرفتن در کنار یکدیگر صفوف خودمان را حول محورهای مبارزه طبقاتی در جنبش دانشجویی و در سطح جامعه فشرده تر و مستحکم تر سازیم .


 

زنده باد ازادی و برابری
زنده باد سوسیالیسم
دانشجویان سوسیالیست دانشگاه آزاد رود هن
+
رفقایمان را آزاد میکنیم و ایستاده ایم تا آخرین نفس!

ما جوانانی هستیم که تصمیم گرفتیم نه تنها آزادیخواه و برابری طلب باشیم! که آزادی و برابری را در جای جای کشور فریاد زنیم. تصمیم به یک سر سوزن شکست و عقب نشینی هم نداریم. ما از نسلی هستیم که نه تنها شکست نخواهد خورد که سنگر به سنگر به سوی پیروزی پیش خواهد رفت!
بیش از 50 روز است که رفقای آزادیخواه و برابری طلب ما در چنگال شکنجه و سرکوب روحی و جسمی شما حکومت مستبد و بدور از انسانیت اسیر شده اند
هر از چندگاهی تعدادی از آن ها را بعد از شکنجه های غیر انسانی، با قرار وثیقه های هنگفت ، آزاد می کنید اما از طرفی عده ای را رسما میربایید. "زندانی کردن در دورافتاده ترین روستاهای دنیای امروز یک معنی دیگری دارد" قوانین، حکم دستگیری، حق وکیل، تماس با بستگان بهداشت و درمان و ... اینها حقوق اولیه یک زندانی با هر جرمی است! شما آدم ربایید چون کسانی را سربنیست میکنید که نه تنها جرمی نکرده که مدافع عدالت و رفاه هستند! شما آدم کشید که در روز روشن جلوی چشم دنیا دانشجویان را زیر شکنجه میکشید و حتی جنازه شان را تحویل بستگانشان نمیدهید!
مانند آفت به جان دانشجویان و جامعه افتاده اید هر روز تعدادی را ازدانشگاه تعلیق و اخراج میکنید
اما مگر می شود صدای فریاد اعتراضی را که از بطن جامعه در برابر بیدادگری آشکارتان برخاسته است خفه کنید؟ بیخبری از وضعیت و مکان رفقایمان، نگرانی خانواده ها، وثیقه های کلان دربرابر آزادی تعداد محدودی آن هم بخاطر فشار جامعه در داخل و بین الملل... آبرویی برایتان نگذاشته
در روزهای گذشته نیز فرزاد حسن زاده و محمد زراعتی را ربوده اید...
ما دوش به دوش رفقایمان ایستاده ایم. پاسخ این آزادی خواهی اگر سرکوب و شکنجه و قتل است، پس هشدار میدهیم که ابعاد آزادیخواهان و برابری طلبان بیش از تصورتان گسترده است!
رفقایمان را "بی قید و شرط آزاد کنید و متقبل خسارات روحی روانی که به امیدهای جامعه زده اید شوید! پادگان را از دانشگاه ها برچینید و سرکوب جامعه را متوقف کنید!
موجی از آزادی خواهی و برابری طلبی درست به طول و عرض استبداد و فقری که به جامعه تحمیل کرده اید در راه است!

ما پیروزیم چون راهی جز پیروزی نداریم !
زنده باد آزادی!
زنده باد برابری!
+

دانش آموزان سوسیالیست تبریز

 
اعلام موجودیت جمعی از دانش آموزان سوسیالیست تبریز
تاریخ به ما می آموزد که رهایی از بند ظلم و استثمار و ستم در تمامی صور آن جز با وحدت توده های تحت ستم و مبارزه بر عله تمامیت سیستم استثمار و تبعیض امکانپذیر نیست.اما به زعم ما صرف رسیدن به این نتیجه نمی تواند گرهی از موانع موجود در مسیر مبارزان راه خلق بگشاید.چرا که مبارزه بر عیله سیستمی است که تمامی زندگی،رفتارها،فعالیتها و حتی اندیشه ی توده ها را در کنترل خود گرفته است و در این راه تنها آگاهی داشتن از وضعیت کافی نیست.همانطور که مارکس به ما آموخته است: "این آگاهی انسانها نیست که زندگی اجتماعی آنها را تعیین میکند،بلکه برعکس،زندگی اجتماعی انهاست که آگاهیشان را تعین می بخشد"...، پس هیچ چیز به شک واقعی دگرگون نخواهد شد مگر آنکه ساز و کار اجتماعی موجود از ریشه دگرگون گردد و مبارزه در راستای این دگرگونی نیازمند متشکل شدن و فعالیت دوشادوش مبارزانی است که این ضرورت تاریخی را دریافته اندو اکنون این صدای اعلام حضور جمعی از «دانش آموزان سوسیالیست دبیرستانهای تبریز» است که به صفوف رفقا و یاران خود در ساسر کشور(خصوصا سایر دانش آموزان و دانشجویان) می پیوندیم و بر علیه ظلم و استثمار در تمامی گونه های آن: از ستم و تضاد شدید طبقاتی گرفته تا ستم جنسیتی و ستم ملی-قومی اعلام مبارزه می کنیم.ما گام دراین راه می نهیم که پرچم مبارزه ی دانشگاه فردا در دستان ماست و نسل پشت سر ما پای در جای ما خواهد گذاشت.ما نه ادعای نمایندگی داریم و نه ادعای پیشتازی چرا که از حضور و فعالیت سایر رفقای تبریز(در دانشگاه ها و خارج از آن) نیک آگاهیم و خود را دوشادوش آنان و در کنار تمامی مبارزان سوسیالیست ایران می دانیم.و این تنها صدای بخش کوچکی از مبارزان راستین خلق در دیار نابدل ها،دهقانی ها و بهرنگی هاستجمعی از دانش آموزان تبریز
ارسال شده توسط جنبش دانشجويي
+

جنبش دانشجويي، جنبشي است سراسري كه مي تواند در راستاي اهداف و خواسته هاي دمكراتيك خلقها و همه اقشار جامعه حركت كند و بر حركت هاي ديگر اجتماعي تاثيرگذار و خود نيز تاثيرپذير باشد، و گره خوردن به ديگر جنبشهاي دمكراتيك اجتماعي و طبقه كارگر بعنوان پيشتاز و پيشرو مبارزات رهائيبخش ضد ارتجاعي _ ضد امپرياليستي مي تواند اين جنبش را نيرومندتر، راديكالتر، لائيك و مستقل از جناح هاي حاكميت به يك جنبش بزرگ سياسي _ اجتماعي بدل كند بر اين اساس اين جنبش زماني قادر به پيشروي است و مي تواند موثر باشد كه تريبون مردم بوده، مدافع حقوق كارگران، زحمتكشان، معلمان، زنان، جوانان و مدافع حقوق ملل تحت ستم و ديگر اقشار جامعه باشد و بر خواسته هاي عمومي مردم تكيه كرده و در راه تحقق جامعه اي سكولار و مبتني بر اراده توده ها و اتحاد داوطلبانه و آگاهانه ملل تحت ستم گام بردارد.در اينجا، وظيفه همه نيروها و افراد كمونيست و انقلابي و ترقيخواه اينست كه از اين جنبش استقبال كنند و به حمايت از آن برخيزند. مهمتر آنكه براي تقويت سياسي و تشكيلاتي آن، براي سمت و سو دادن صحيح به آن، براي خنثي كردن طرحها و تدابير دشمنان مردم عليه آن، پيگيرانه و متحدانه مبارزه كنند. پس براي كمك به تحقق اين هدف بيائيد تا دست بدست هم دهيم.

كمونيسم راه نجات بشريت است. سوسياليسم و كمونيسم داروي اين بيماري بشريت به نام سرمايه داري با مذاهب و فرقه ها و اقوام و فاشيسم اش است. به كمونيسم و سوسياليسم، اين تنها راه  نجات  بشريت چنگ اندازيد.

+