تبليغاتX
حمايت از كارگران
از فصل کار تا فصل آگاهی !

روايتی از وضعيت کارگران فصلی


مصاحبه نشريه بذر با يکی از فعالين جوان جنبش کارگری
منتشر شده در نشريه دانشجویی بذر شماره 35
www.bazr1384.com
www.bazr1384.blogfa.com

تهيه و تنظيم: سايه روان
■ می شه لطفا خودتو معرفی کنی؟
□ من تيکا هستم، 26 سالمه و متولد شهرستان دماوند. چهار ساله که با جنبش کارگری آشنا شده ام و دارم در اين زمينه کار می کنم.

■ منظورت کدوم بخش از جنش کارگری يه و چطور باهاش آشنا شدی؟
□ منظورم اينکه چهار ساله با تفکر چپ آشنا هستم. چون خودم يک کارگر بودم، وقتی با اين تقکر آشنا شدم، يواش يواش خواستم به طور حرفه ای تر مبارزه را دنبال کنم. با يکسری از دوستان با افکار چپ در جنبش کارگری آشنا شدم. توسط اونها دريچه های ديگه ای برايم  باز شد.

■ می تونی کمی در مورد سابقه کاريت در دماوند صحبت کنی؟
□ دماوند، هم مثل خيلی جاهای ايران شاهد گذر از فئوداليسم به سرمايه داری بوده است. من و پدرم تقريباَ توی دوره فئوداليسم توی اين منطقه کار کرديم. درسته که الان سرمايه داری جای فئوداليسم رو گرفته، اما هنوزم که هنوزه توی اون منطقه خان و يک جوری روابط ارباب - رعيتی وجود داره؛ هنوزم که هنوزه سيستم فئوداليسم توی اون منطقه وجود داره، ولی به شکل های ديگه ای. امروزه شايد ارباب به اون شکل و يا رعيت به شکل دايمی وجود نداشته باشه. اربابها جای خودشون رو دادن به سرمايه دار کلان و  باغدار بزرگ؛ و رعيتها هم جاشون رو دادن به کارگرهای فصلی نه کارگرهای دايم. الان مثل اون موقع، رعيت های دايم که کل سال در خدمت ارباب بودند در منطقه نيست.

■ می تونی کمی در مورد کارگران فصلی توضيح بدی؟
□ امروزه چيزی که ما توی اون منطقه می بينيم، مکانيزه شدن باغ هاست. منطقه دماوند يه منطقه کشاورزيه که امروزه مکانيزه شده. توی اين شيوه کار اصولاَ کارگر برای کل سال جايی پيش صاحب کار که يه باغدار بزرگه، نداره. فقط بيشترين دوره ای که کارگر می خواد موقع برداشت محصوله. چون برداشت محصول هنوز ماشينی نشده. اگر يک باغداری که 20 هکتار باغ داره به شيوه سنتی می خواست کار کنه، قديمها حداقل 40 تا کارگر برای کل سال لازم داشت. وقتی می گم  کل سال، يعنی انجام همه کارهايی مثل بيل زدن، هرس کردن، سمپاشی و ... است. ولی چون اين چيزها امروزه مکانيزه شده، بيشتر کارشو با يه تراکتور صنعتی کوچيک انجام می ده؛ که کار 40 تا کارگرو براش می کنه. درنتيجه در کل سال يک باغدار برای اين کارهاش؛ و يا فقط دو تا کارگر ثابت برای نگهداری باغ لازم داره.

■ اين دو تا رعيت هستن يا کارگرن؟
□ اين دو تا هم، کارگرن؛ يعنی مزدبگيرن.

■ ولی کارگرهای فصلی کيان؟ چکار می کنن؟ و برای چه مدت زمانی اونجا ميآن؟
□ کارگرهای فصلی تو فصل پاييز ميآن. بيشترين محصول توی دماوند، سيبه. جدا از اون، هلو و زردآلو هم هست، که کمتره. اما محصول اصلی سيبه. همه جا هم سيب دماوند معروفه. بيشترين کارگرها هم، فصل برداشت سيب ميآن؛ که از اول مهر ماه شروع می شه. اما بستگی داره که محصول خوب باشه يا بد. اگر محصول خوب باشه يه کارگر حدود 40 با 50 روز می تونه کار کنه حداکثر تا 20 آبان. اما اگر محصول خوب نباشه بيست روزه تا يک ماهه، کارش تموم می شه.

■ اين کارگرها از کجا ميآن؟
□ اين کارگرها اکثراَ از منطقه خراسان ميآن. از مناطق محروم خراسان.

■ از چه شهرهايی؟
□ بجنورد، قوچان، شيروان. توی تقسيم بندی استانی اگر اشتباه نکنم، می شه خراسان شمالی؛ که منطقه محروميه. يکسری از کارگرها هم از شمال ميآن، از شهرهای مختلف؛ اما عمده کارگرها از خراسان ميآن.

■ اين کارگرها به چه صورت ميآن اونجا؟ خودشون ميآن؟
□ نه! اين کارگرها خودشون برای کار نميآن. اين کارگرها هر کدومشون يه سرپرست يا يه سرکارگر دارن که هر ساله می آيد؛ و با باغدارهای بزرگ برای تأمين کارگرهای فصلی قرارداد می بنده. مثلاَ يه سرکارگر شايد حدود 2000 تا کارگر برای فصل سيب به منطقه بياره؛ و اونهارو تقسيم کنه توی باغ های مختلف.

■ سرکارگرها هم خراسانی هستن؟
□ آره. اکثرا خراسانی هستن. کارگرها هم اصلاَ کاری با صاحب باغ ندارن و فقط سرکارگرو می شناسن.

■ سرکارگر چه نقشی داره؟
□ نقش اصلی. يه سرکارگر از باغدار بابت هر کارگر به نرخ روز پول می گيره. مثلاَ اگر يه کارگر که خودش تو دماوند ساکنه بره سرکار از 8 صبح تا 4 بعد از ظهر و نهارشم اونجا بخوره، بهش روزانه حدود 8000 تومن می دن (اين رقم دو - سه ساله پيشه). ولی کارگری که از خراسان می آد، صبح ساعت 7 بايد استارت کارو بزنه، تا ساعت 5 بعد از ظهر. اين وسط هم فقط يه وقت استراحت داره؛ فقط نهار. سرکارگر بابت اين کارگر هم 8000 تومن می گيره ولی چيزی در حدود 5000 تومن بهش می ده.

■ يعنی چيزی حدود 60 درصد؟
□ درسته. اگر مزد واقعی هر کارگر توی يه برهه زمانی 8000 تومن باشه؛ سرکارگری که اونهارو می آره 5000 تومن به اونا می ده؛ و 3000 تومن از مزد کارگر کم می شه، بابت هزينه خوراک، مسکن و پورسانت سرکارگر.

■ بابت اين 3000 تومن چه امکاناتی به کارگرها می دن؟
□ برحسب جغرافيا بخوايم حساب کنيم؛ دماوند يه شهر کوهستانی و سردسيره که فصل سرماش از 20 شهريور شروع می شه. يعنی اوايل مهر ديگه هوا سرده و لباس گرم و جای گرم بايد داشته باشی. معمولاَ باغدارها هيچ جای مناسبی توی باغ برای کارگرها ندارن؛ و توی اون برهه زمانی توی خود باغ با جعبه ميوه و چوب و پلاستيک يه جايی درست می کنن.

■ يه چيزی شبيه آلاچيق؟
□ اصلاَ، آلاچيق هم نمی شه بهش گفت. چون آلاچيق به يه چيزی بنده؛ اما اين جاها نه. اگر يه شب باد تند بياد حتما اين جاها می ريزه تو سرشون؛ و اين چيزی که من بارها از نزديک به چشم خودم ديدم. يه جايی فقط برای خوابيدن. تازه حتی تقبل هزينه پتو رو هم نمی کنن. اونم بايد کارگر خودش با خودش بياره.

■ در مقابل اين پولی که ازشون کم می شه چه غذايی بهشون داده می شه؟
□ غذای خيلی خيلی ساده. فقط شکم سير کن. در صورتی که سرکارگر 3000 تومن بابت اين امکانات و پورسانت خودش می گيره. مسکن کارگرها!!! که مجانی. شايد 20 تا 25 درصد از اين پول هزينه بشه بابت غذای 24 ساعت يه کارگر. تازه اين آخر کار نيست.

■ يعنی چی آخر کار نيست؟
□ اکثر اين سرکارگرها خودشون فروشنده موادمخدرن؛ حتی در سطح فروشنده های بزرگ. توی اين فصل که کارگر می آرن تو منطقه، تجارت مواد هم می کنند. بعد از کارگر آوردن؛ اصلی ترين کارشون تجارت مواد مخدره. مشتری اين مواد کی می تونه بجز همين کارگرها باشه. متأسفانه کارگری که روزی 5000 تومن براش می مونه 2000 تومنشم، باز می ده به سر کارگره؛ که ازش مواد بگيره. می مونه 3000 تومن برای يه کارگر در روز. گيريم که يه کارگر سالی که محصول خوب باشه، در بهترين حالت 50 روز کار کنه، بابت 50 روز 150 هزار تومن براش می مونه. 150 هزار تومن بابت 50 روز کار از فاصله 800 کيلومتر اونطرفه ايران، بکوبی بيای دماوند، و همه شرايط هم بر وفق مراد يه کارگر فصلی باشه. اکثر اين کارگرها هم کار ديگه ای ندارن. رفت تا يکسال بعد. يکسال گذران زندگی با 150 هزار تومن.

■ واقعاَ اين کارگرها شغل ديگه ای ندارن؟
□ اکثراَ نه. فقط بعضی از اين سرکارگرها که اينهارو ميآرن دماوند برای برداشت سيب؛ ممکنه جاهای ديگه مثل جهرم يا جيرفت، توی يه برهه زمانی 20 تا 30 روزه برای برداشت سيفی جات، کارگرها رو ببرن. اونهم ديگه شانسيه کارگرهايی رو می برن که خوب باشن و به حرفشون گوش بدن يا به عبارتی توی باند اينا باشن. يواش يواش از توی اين کارگرها هم، فروشنده موادمخدر بيرون ميآد.

■ مگه چند درصد از اين کارگرها معتادن؟
□ کارگرهايی که از خراسان ميآن؛ متأسفانه کمه کم 60 تا 65 درصدشون معتادن.

■ کارگرهای فصلی توی چه محدوده سنی هستن؟
□ يکسری کارگرهايی که بزرگسالن و مزد کامل دريافت می کنن؛ که براتون توضيح دادم چقدر و چطور؛ و يکسری کارگرهايی که نوجوونند.

■ بزرگسالا معمولاَ چه سنی هستن؟
□ از همه سنی هستن و مزد کامل می گيرن. از 16 يا 17 ساله، تا بعضاَ پيرمردهای 60 يا 70 ساله.

■ بقيه؟
□ بقيه کارگرهای زير سن 16 سالند. اين کارگرها چون فيزيک کوچکتری دارن، برای رفتن روی جاهای حساس درخت مناسبترن؛ و اتفاقاَ بيشترين کارايی روهم دارن. چرا؟! چرا بيشترين کارايی؟!  چون اولاَ بچه ترن و حرف گوش کن تر؛ دوماَ متأسفانه بيشتر از بقيه توسری می خورن، از سرپرست يا سرکارگر؛ سوماَ بيشتر روشون کار می شه برای اينکه يواش يواش بکشنش تو خط اعتياد. اينها بچه های 12 - 13 ساله هستن. تازه روزانه  2500 تومن بهشون ميدن عوض 5000 تومنی که به بزرگسالا ميدن. تازه بهشون غر هم می زنن؛ و سرشون منت هم می ذارن. هميشه هم چوب بقيه رو اول از همه  اونها می خورن.

■ واقعاَ چوب می خورند؟
□  سرکارگری که 2000 تا کارگر می آره، توی هر باغ به ازای هر 50 – 60 تا کارگر يه سرپرست می ذاره. اين سرپرست يک چوب دستشه، مثل اينکه يه دسته حيوون زير دستشن. خيلی ببخشيد! اما اينطوری باهاشون برخورد می کنه. فلانی بجنب! فلانی چرا فلان کارو کردی! اينهارو با چوب می گه و بيشترين آزارم بچه های زير سن می بينن با اينکه بيشترين کارايی رو هم برای اينا دارن.

■ و در اصل خطرناک ترين کارها رو هم بايد انجام بدن، و برن بالای درخت؟
□ دقيقاَ. ولی سرکارگری که به اين بچه ها 2500 تومن می ده، بابت اينها از صاحب باغ مزد کامل دريافت می کنه. يعنی نصف بهشون می ده.

■ يعنی برای يه بچه 5500 تومن می مونه برای سرکارگر؟
□ بله! اينها بيشترين درآمدرو از بچه ها دارن. که يواش يواش هم می يان تو خط اعتياد و باند مواد.

■ آيا برای اين بچه ها مشکل تجاوز جنسی هم پيش می آد؟
□ آره، گاهاَ پيش می آد.

■ آيا کارگر زن هم هست؟
□ به ندرت پيش می آد، که کارگر زن بيارن برای برداشت محصول؛ اونم از منطقه شمال. اما با همين شرايط و ما بارها شاهد مشکلاتی برای اونها بوديم. جدا از اين، تو اين مناطق کارگر افغانی هم زياد بکار گرفته می شه؛ بعنوان کارگر فصلی يا دايم. حتی چند مورد تجاوز صاحب باغ، به کارگر زن افغانی هم داشتيم؛ که توی يه مورد صاحب باغ  کارگر زن افغانی را برای حفظ آبرو عقد اسلامی کرد.

■ اين سرکارگرها بر چه اساسی کارگرهارو انتخاب می کنن؟
□ اکثر اين سرکارگرها کسانی هستن، که يه روزی خودشون کارگر بودن و بالا اومدند. چند تايی رو که من خودم شخصاَ می شناسم و توی اون منطقه هم خيلی معروفن؛ از کارگر صفر ترقی کردن. الان هم صاحب سرمايه ان. اون هم، نه فقط يه خورده سرمايه دار يا خرده بورژوا! اينها معمولاَ ميان يه دسته کارگر، حدود 50 تا – 100 تا برای خودشون درست می کنن و  هر سال هم بهش اضافه می شه. تا جايی که الان می تونند 2000 تا کارگر بيارن و البته بيشترشون هم از شهر خودشونه. مثلاَ حداقل 200-300 تا از نيشابوره، بقيه هم از قوچان، شيروان و بجنورد. بعضی وقتا بعضی از اين سرکارگرها قرارداد خوبی با صاحب باغ نبستن و سر گرفتن پول به مشکل برمی خورن؛ و اينجاست که کارگری که کارش تموم شده، بايد با دست خالی برگرده. اگر صاحب باغ چک داده باشه که بايد وايستن تا چکش پاس شه؛ بعد از سرکارگر پول بگيرن.

■ اگر سرکارگر نتونه پول کارگرهارو بده چی؟ بين اون با کارگرها درگيری پيش می آد؟
□ متأسفانه اگر سرکارگر پول نده؛ کارگر حاضره يقه صاحب باغ رو بگيره؛ ولی حاضر نمی شه با سرکارگر در بيفته.

■ چرا؟ مگه چه رابطه ای بينشون هست؟
□ در درجه اول اگر اينکارو بکنه سال ديگه نمی آردش و اونها هيچ تضمين شغلی ندارن.

■ برای سرکارگر تفاوتی بين همشهری هاش و بقيه هست؟
□ متأسفانه بله! و دومين چيزی که من خودم دوست دارم بهش اشاره کنم، ناآگاهی کارگرهاست؛ که همشون از يه منطقه جغرافيايی هستن. اکثراَ کارگرهای منطقه خراسان شمالی "کرمانجی" صحبت می کنن؛ يعنی کردهای تبعيدی هستن. متأسفانه ما شاهد هستيم که با وجود اينکه به يه زبان صحبت می کنن، شهر به شهر با هم درگيری دارن. حتی عشيره با عشيره. با وجود اينکه همشون از يه قوميت هستن اما سر طايفه هم بينشون زد و خوردهای شديد و چاقوکشی و دست و پا شکستن هم ديده می شه؛ و متأسفانه ما هرساله هم شاهدش هستيم. اينم بايد بذاريم به حساب ناآگاه بودن طبقه کارگر.

■ زندگی اين کارگرها توی اون مدت چطوره؟ مثلا بهداشتشون؟
□ بهداشت که صفره. مثلاَ حمام. هر چند روز يکبار غروب بعد از کار، اگر وقت کردن، برن روستايی که توش کار می کنن يا برن دماوند حمام و برگردن؛ با هزينه خودشون.
اون منطقه که اينها هستن؛ بيشترين باغ های دماوند توشه. چند تا روستای بزرگ دماوند رو شامل می شه مثل: آينه ورزان، خسروان، زان، سربندان، جابان. البته اينها اسمشون روستاست. خيلی از اين روستاها حموم عمومی ندارن. چون کل روستا باغه،  مثل خسروان؛ اصلاَ کسی اونجا ساکن نيست. همش ويلاهای صاحب باغ هاست. فقط يکی دو تا روستاست که چيزی به اسم حموم عمومی دارن. مثل جابان و سربندان. اين کارگرها اگر بتونن با هم جمع بشن مثلاَ 20 نفر، و بگن ما می خوايم بريم حموم؛ اگر سرکارگر دلش بسوزه با يکی از وانت هايی که تو باغ کار می کنه، اونهارو می بره و برمی گردونه. در غير اين صورت  بايد با هزينه خودشون برن شهر دماوند حمام.
از طرف ديگه اين کارگرها توی باغ زندگی می کنن که  آب سالم نداره. همون آب آبياری چاهه. دستشويی موقت که بايد براشون درست کنن؛ در اصل يه چاله کثيفه. حالا اگر يه صاحب باغی که تو باغش ساختمون داره خيلی دلش بسوزه، بذاره کارگرهای فصلی ازش استفاده کنن. اگر کارگری شخصاَ چيزی لازم داشته باشه، هم چيزی اونجا نيست؛ و شب بعد از کارش تو تاريکی و سرما پياده يا با هزينه خودش بايد بره و از روستا تهيه کنه.

■ حوادث کاری چی؟
□ توی اين 40-50 روز چيزی به اسم تعطيلی نداريم. بايد يک ضرب کار کنن. اگر کارگری تو اين مدت مريض بشه، هيچ چاره ای نداره و بايد کار کنه. من خودم به شخصه چندين مورد مرگ ديدم. کارگرهايی که مريض شدن و توی باغ جونشونو از دست دادن. مثلاَ سال 83 که سال خيلی سردی بود؛ يکی از اين پسر های زيرسن يا بهتر بگم، يه بچه که رفته بود حموم؛ تو راه برگشت، پشت وانت سرما خورد و توی باغ جون داد. سرکارگر هيچ وقت اجازه نمی ده بری دکتر؛ اگر خيلی دلش بسوزه يه قرص مسکن بهت می ده. برای حوادثی مثل تصادف، از درخت افتادن و شکستگی و ... نه بيمه ای هست، نه هيچ کمکی.

■ آيا در کنار کارگرهای فصلی، کارگر محلی يعنی دماوندی هم هست؟
□ گفتم هر صاحب باغ ممکنه دو تا کارگر بومی داشته باشه که آشنای صاحب کار هستن؛ و مزايايی که اونا دارن کمی بهتر از کارگرهای فصليه. ولی کارگر، کارگره و استثمار می شه. اما بين اين کارگرهای بومی و فصلی هم اختلافه و اونها حالت برتری دارن. حتی صاحب کارها به بعضی هاشون ماشين ميدن و اونا می شن سرپرست باغ. تعداد کمی از اونها قراردادی هستن و براشون بيمه هم رد می شه. من يکی رو می شناسم، بعد از 20 سال کار، الان بازنشست شده. اين بستگی به لطف صاحب باغ داره.

■ رابطه تو با اين کارگرهای فصلی چطور بود؟
□ چهار سال پيش که من 22 سالم بود، با افکار چپ  آشنا شدم. بنا به شغلم بيشتر وقتم رو با کارگرهای فصلی می گذروندم؛ شايد 30 تا 40 درصد هم با کارگرهای کارخونه های منطقه. همونطور که گفتم من و پدرم از خانواده رعيتی بودم. بعد از اصلاحات ارضی و خصوصاَ بعد از سال 57 زمين يکسری از زمين دارهای بزرگ منطقه بين مردم منطقه تقسيم شد و يکسری از زمين هاشون هم به زور بوسيله مردم منطقه گرفته شد. پدر من و عموم که قبلاَ رعيت بودن به زور زمين گرفتن و خودشون هم شدن خرده مالک. ما چون خودمون هم رعيت بوديم؛ درد اونهارو می دونستيم. از طرفی پدر من تو کار خريد و فروش ميوه بود؛ و ما دايماَ با اين آدمها سروکار داشتيم. دايماَ رفت و آمد می کرديم. حتی تا چند سال پيش که وضع جسمانی پدرم بهتر بود؛ خودمون هم باغ اجاره می کرديم؛ ميوه خريد و فروش می کرديم؛ و پدرم خودش برای خودش کارگر می آورد. اما حالا ديگه سکته کرده و نمی تونه؛ و چسبيده به باغ و زمين خودش. منم خودم از اول با کارگرهای فصلی در تماس بودم و خودمو يه رعيت زاده می دونم. منم خودم از اول برای پدرم کار می کردم؛ با اينکه وضعيتم خيلی با کارگرهای فصلی فرق داشت؛ ولی اونهارو خوب می فهميدم.

■ با کارگرهای کارخونه چطور آشنا شدی؟
□ من خودم هيچ وقت توی کارخونه، بعنوان کارگر کارخونه کار نکردم. من کشاورز بودم. بعد هم رفتم تو کار خريد و فروش ميوه. اينطوری با اونها هم آشنا می شدم.

■ کمی در مورد خود منطقه دماوند و دماوندی ها بگو؟
من نمی تونم بگم توی دماوندی ها فقير نيست ولی فقير خيلی کمه. چون از چند ساله پيش تا حالا خيلی زمين هاشون تکون خورده. اون هايی که باغدار بودن بيش از حد بردن و دارن می برن؛ و حتی اونهايی که زمين دارهای کوچيک بودن هم، رشد کردن. سال 82 يک نفر يه مقاله ای نوشته بود توی روزنامه های محلی دماوند با عنوان "کشاورزان ديروز، سمند سواران امروز، صنايع داران فردا" که برايم جالب بود. چون هر کس هرچی داشت فروخت تو روستا، اومد تو شهر يه مغازه ای چيزی راه انداخت. می شه گفت، خود دماوندی ها وضعشون بهتره. اولاَ منطقه ايه که به پايتخت نزديکه، وضعيت آب و هوايی خوبی داره، تفريحات و امکانات رفاهی خوبی داره و کمی پيشرفته اس.
از لحاظ صنعتی هم خوبه. چند تا شهرک صنعتی بزرگ داره. شهرک صنعتی خرمدشت. شهرک صنعتی جاجرود که چسبيده به تهران. شهرک صنعتی آينه ورزان. شهرک صنعتی خود دماوند و شهرک صنعتی فيروزکوه. اما خود منطقه دماوند بيشترين صنعتش، باغداريه. چون باغداری و کشاورزی توی اون منطقه مدرنيزه شد؛ و می شه گفت اين باعث تکون خوردن منطقه شد. الان با فشار دادن يه دکمه 50 هکتار باغ آب می خوره. ديگه احتياج به کارگر نيست، که بره جوب درست کنه، آب رو ببنده و ... اين مکانيزه شدن کشاورزی خيلی به رشد منطقه کمک کرد و همينطور قيمت زمين ها هم خيلی توی منطقه بالا رفت. يکسری از مردم از جاهای ديگه رو آوردن به اونجا؛ ويلاسازی شد و در کل منطقه پيشرفت کرد.

■ کجا ويلاسازی می شه؟
□ توی مناطق مشخص شده. چون توی منطقه کشاورزی اجازه ساخت داده نمی شه. مثل "دشت مشاع دماوند" يا "آبعلی" که معروفترين جاهای دماوندن؛ و سال هاست اونجا ويلاسازی هست. پيست اسکی، باشگاه هوايی و تله کابين و ... اين امکاناتم داره. غار "رودافشان" که بعد از غار "علی صدر" بزرگترين غار ايرانه؛ و دهانه اش يکی از بزرگترين دهانه های غارهای جهانه. همه اينها باعث شده که مردم بومی منطقه، مردم نسبتاَ مرفهی باشن.

■ در مورد شهرک های صنعتی چی؟ چه صنايعی داره؟
□ بزرگترين کارخونه اونجا، کارخونه "پداژ"ه؛ که يکسری از کارهای کارخونه "ايران خودرو" رو انجام می ده؛ مثل گلگير و بدنه و ... و کارخونه های ديگه مثل مبلمان و کارخونه مواد غذايی و لبنيات.

■ کارخونه ها ربطی به محصول منطقه ندارن؟
□ نه! يکی دوتا داشت احداث می شد؛ مثل کارخونه سانديس و آبميوه.


■ خوب کارگرهای اين کارخونه ها از کجا تأمين می شن؟
□ حدود 20 تا 25 درصد اين کارگرها دماوندی هستن. اما 75 درصد ديگه، کارگرهای کردی هستن که از کردستان ايران به اونجا مهاجرت کردن؛ و حدود 10 تا 15 ساله که ساکنه منطقه دماوندن. شايد هم بعضاَ 20 سال. اگر اشتباه نکنم چيزی حدود 7000 تا 10000 کرد کردستانی توی منطقه دماوند داريم؛ که کارگر مهاجر هستن و برای کار مهاجرت کردن به دماوند. بيشتر اونها توی کارخونه فعالن، اما بخشی هم توی کار کشاورزی. توی اون منطقه، غير از محصول سيب  "گردو" هم هست. گردو چينی کار خطرناکيه، که متأسفانه هرساله حوادث زيادی رو پيش می آره.  90 درصد اين کار رو هم  کردها  انجام می دن. هيچ کس نمی ره بالای درخت، جز کردهای مهاجر.

■ وضعيت اين کار چطوره؟
□ اين کار خيلی خطرناکه؛ و تا حدودی حرفه ای. چون گردو زدن با سيب چيدن فرق داره. سيب خيلی راحت تره تا گردو زدن، روی درخت 20 متری. گردو چيدنی نيست و يه چوب 3-4 متری رو می گيری، همينطور که می ری بالای درخت، گردو می زنی. اگر بخوای روزمزدی حساب کنی؛ روزی 25000 تومن بايد به اين کارگرها بدن؛ اما معمولاَ با شيوه ديگه ای کار می کنن؛ با "ديد زدن" * يه مبلغی رو تعيين می کنن؛ و کارگر پول رو می گيره و محصول رو تحويل می ده. اين کار دست کارگرهای کرده و سالی 15 تا 20 روزه؛ و معمولاَ اين کارگرها شغل ديگه ای هم دارن و کم کم تونستن پيشرفت کنن؛ و الان توی منطقه ساکن هستن. يا با ماشين توی آژانس کار می کنن؛ يا مغازه دارن؛ و يا توی کارخونه کار می کنن. توی کارخونه ها غير از کردها  کارگران شمالی هم هستن.

■ بين کارگرهای شمالی و کردها هم اختلاف هست؟
□ آره، دقيقاَ مثل بقيه ايران. متأسفانه بين کردها که بيشترين نيروی کار منطقه هستن و شمالی ها اختلافات قومی هست. اونجا کارگر عرب، بلوچ يا ترکمن به ندرت پيدا می شه. بارها شده بين کردها و شمالی ها اختلاف قومی پيش آمده؛ اما اختلاف مذهبی هم هست. اختلاف بين شيعه ها و سنی ها بيشتر پيش می آد، حتی با خود مردم منطقه؛ چون مردم منطقه هم، شيعه هستن. بارها پيش اومده که به کارگرهای کرد سنی، به خاطر مذهبشون کار نمی دن؛ و يا باهاش رفت و آمد نمی کنن.

■ اعتياد بين اين کارگرها چطوره؟
□ اعتياد بين کارگرهای کرد کمتر از کارگرهايه که از شرق می آن.

■ تو خودت کی شروع به کار کردی؟
□ من از سوم ابتدايی مجبور بودم، تابستون ها با پدرم برم سر باغ کار کنم. هر چی بزرگ تر می شدم، پدرم درخواست کار بيشتری از من می کرد؛ و وظايف بيشتری به من می داد.

■ در مورد بقيه خانواده چی؟ مادرت و خواهرت هم بايد کار می کردن؟
□ تقريباَ تا سال 72- 73 حتی مادرم و بقيه هم بايد می اومدن سر مزرعه، کار می کردن. چون پدرم توی کار خريد و فروش ميوه هم بود، کارش وسيعتر بود؛ و به غير از کارگرهايی که پدرم می گرفت، بقيه هم بايد کار می کردن.

■ خودت هيچ وقت نخواستی اين شرايط رو تغيير بدی؟ مثلاَ تحصيل کنی؟ با توجه به اينکه شرايط مالی خانواده هم اجازه می داد؟
□ پدرم برخلاف خيلی ها توی اون منطقه روستايی، اهميت زيادی به تحصيل بچه ها می داد؛ به خاطر همين، سال 67 يه خونه توی دماوند گرفت؛ و شرايط تحصيل رو برای همه مون فراهم کرد. اما من بنا به دلايلی درس نخوندم؛ و بيشتر برای خونه کار کردم. ولی برادر و خواهرام همه تحصيلات خوبی کردن.

■ چرا؟ چون احساس مسؤليت می کردی يا ازت انتظار داشتن؟
□ من هم شرايط تحصيل برام فراهم بود؛ ولی من خودم علاقه کمتری به درس داشتم؛ بنابراين انتظار کار بيشتری از من داشتن. پدرم می گفت: يا درس يا کار. الان همه خواهر - برادرها به غير از من تحصيل دانشگاهی دارن. ولی من ديپلم ردی ام.

■ بعنوان يه کارگر چه مناسباتی با اونها داری؟
□ قبل از اينکه من با  افکار چپ آشنا بشم با اونا همخونی نداشتيم. چون اونها سوادشونو به رخ من می کشيدن. بينمون جو خوبی نبود. من از همه بيشتر کار می کردم. تقريباَ از 10 سال پيش تا حالا پدرم و بقيه به طرف روستا نرفتن؛ و شهرنشين شدن؛ ولی نگهداری زمين ها و باغ ها به عهده من بود؛ و کار بيشتری نسبت به اونها داشتم. بايدهم توی مغازه با داداشم کار می کردم؛ هم سر ماشين؛ هم کارهايی که به عهده من بود. در کل وظيفه من بيشتر بود، ولی جو هميشه بر وفق مراد من نبود. نمی گم تبعيض، اما هميشه به من تلنگر می زدن، که تو بی سوادی و ... شايد هم مقصر خودم بودم؛ که امکانات دراختيارم بود و استفاده نکردم. نمی دونم؛ شايد بشه گفت تبعيض. اما به جرأت می تونم بگم، 30-40 درصد خانواده ام باعث شدن که افکار چپ برام جالب بشه. جدا از مقوله کارگرهای فصلی، مثل هر آدم  سياسی، وقتی بيوگرافيشو بررسی کنيم، می بينيم که بر می گرده به زندگی و تجربه شخصی و خصوصی خودش؛ برای منم همين طور بوده. به نظر من اين يه قانونه توی فعاليت سياسی؛ شايد برای شما هم اينطوری باشه؟! به عنوان يه فعال سياسی يه دلايل شخصی هم حتماَ داشته باشيد.  

■ چطور سياست برای تو جالب شد؟
□ من نمی تونم بگم، من فقط سياسی ام. چون همه اونهايی که تو جامعه ما زندگی می کنن سياسی ان. حالا من و شما جهانی فکر می کنيم و انترناسيوناليست هستيم؛ اما فکر می کنم، اين 70 ميليونی که تو ايران زندگی می کنن، همشون سياسی ان. چون همشون 24 ساعته با پديده ای روبرو هستن، که حتی نمی دونن اسمش چی؟! با سرمايه داری. اما وقتی من با اين پديده روبرو شدم، هرچند رعيت زاده ای بودم که وضعمون نسبت به قبل بهتر شده، اما چيزهايی که من می ديدم؛ هنوزم که هنوزه برام زجرآوره؛ و وقتی مثل الان در موردش حرف می زنم؛ توی روحيه ام تأثير می ذاره؛ بحث کارگرهای فصليه. من اون موقع توانايی تئوريک نداشتم؛ و فقط آزار می ديدم. يواش يواش توی محيط کار با دوستايی آشنا شدم، که با من بحث های تئوريک می کردن؛ و برام توضيح می دادن، که طبقه يعنی چی؟! و طبقه حاکمه يعنی چی؟! و اين کارگرهايی که تو می بينی بهش می گن "کارگر فصلی". اينطوری دريچه های جديدی به روم باز شد. نه تنها در مورد جنبش کارگری، بلکه در مورد جنبش زنان. واقعيتی که نميشه انکار کرد، اينه که منم توی اون جامعه بودم؛ توی يک جامعه مردسالار؛ و بعضاَ رفتارهايی از خود من سر می زد، که مردسالارانه بود. نمی گم زياد، ولی حتی شايد با مادر و خواهر خودم، اينطوری بودم. اينها از روی ناآگاهی من بود؛ و خوشبختانه تو سن خوبی با افکار چپ آشنا شدم. قبلاَ همه چيز برام عذاب آور بود و نمی تونستم اونا رو  توضيح بدم. اما دوستام اين مسائل رو دنبال می کردن. نشستيم با هم حرف زديم، تا اينکه من با اين افکار  آشنا شدم.

■ اين آگاهی که خودت کسب کردی چطور به ديگران منتقل کردی؟ آيا اصلاَ تلاشی کردی؟
□ منم همون چيزها رو که از دوستام می فهميدم، با وجود اينکه اون موقع توانايی صحبت کردن تئوريک رو نداشتم؛ سعی می کردم همون جوری که خودم فهميدم، به دوستام منتقل کنم. هرچند کار کردن با اين هدف توی دل جامعه ايران خيلی سخته؛ اما به دوستايی که قابل اعتماد بودن و فکر می کردم کارايی دارن، منتقل می کردم. همشون از جنس طبقه کارگر بودن يا کارگر فصلی بودن يا کارگر کارخونه.


■ اونا چقدر علاقه داشتن که اين بحث هارو بشنون؟
□ همونطور که برای خود من خيلی جذاب بود؛ برای اونها هم همينطور بود. "کمونيزم" يک پديده ای که وقتی صبح از خواب بيدار می شی و می ری بيرون تا شب حتماَ باهاش برخورد می کنی؛ ولی نمی دونی يعنی چی؟! شما اگر به اون فرد کارتن خواب هم فکر کنی و مطالعه کنی؛ به همون می رسی؛ و برخورد می کنی به يه نياز. همه افراد سياسی هستن. حتی برای اون زنی که بهترين امکانات رفاهی در اختيارشه؛ اصلاَ يه زن سرمايه دار؛ اما يه قانونی توی خونه حکمفرماست، قانون مردسالاری. يا کارگری که مرفه؛ و حتی کارفرماش براش ماشين هم خريده؛ اما باز استثمار می شه. نياز به کمونيزم همه جا حس می شه. 

■ توی تجربه عملی خودت فکر می کنی، چقدر امکان سازمانيابی کارگرها هست؟
□ سازمانيابی کارگرهای فصلی خيلی زمان می بره. کسانی که بيشترين ظلم داره بهشون می شه. اما چرا اين ظلم داره بهشون می شه؟! چون آگاهيشون خيلی پايينه. پايين تر از کارگری که توی کارخونه کار می کنه. شرايط کارگری که توی کارخونه کار می کنه يه کم بهتره. بيمه داره، ساعت کاريش مشخصه، شرايط  حقوقيش فرق داره. ولی کارگر فصلی می ياد 50 روز با بدترين شرايط کار می کنه. چون مجبوره و آگاهيش هم خيلی پايين تره. کارگر کارخونه اگر اعتصاب کنه يا از کار بيرونش کنن 9 ماه بيمه بيکاری داره. خوب  يه کم دستش بازتره. اما اگر کارگر فصلی بياد 20 روز کار کنه و بعد اعتصاب کنه؛ خوب خيلی راحت صاحب کار بيرونش می کنه و تمام سال هم هيچ شغلی نداره؛ خوب اجبار اونها بيشتره. سازماندهی کارگر های فصلی خيلی سخته؛ فقط ما تونستيم کمی آگاهی اونها رو از شرايطشون بالا ببريم. چرا حقوقشون اينقدر پايينه؟! چرا شرايط کاريتون اينقدر سخته؟! چرا نصف پول کارتون رو می ديد به مواد؟! و ... اما توی کارخونه ها می شه کارگرها رو بهتر سازماندهی کرد.

■ توی منطقه دماوند دانشگاه هست؟
□ بله. دانشگاه رودهن، دانشگاه دماوند که 5-6 ساله افتتاح شده و دانشگاه آزاد فيروزکوه. البته دانشگاه پيام نور هم هست. ولی بزرگترين اونها، دانشگاه آزاد رودهنه. 

■ آيا شده بود شما متوجه فعاليت های دانشجوها تو دانشگاه بشيد؟ يا دانشجوها تلاش کنن با جنبش کارگری تماسی بگيرن؟
□ نه متاسفانه. نه دانشجوها اهميتی به ارتباط با کارگر ها می دن؛ و نه توی جنبش کارگری فعاليت دانشجوها منعکس می شد؛ و نه بين مردم. مردم اون منطقه خيلی تحت تأثير افکار سرمايه دارانه هستند؛ همه به فکر پولن، به مبارزه سياسی هم اهميتی نمی دن.

■ برخورد مردم منطقه به کارناوال های سفرهای استانی احمدی نژاد و امثالهم چيه؟
□ مردم منطقه مذهبی هستن، ولی طرفدار دولت مرکزی نيستن که خودشونو برای حکومت به آب و آتيش بزنن. منطقه سرمايه داری و اکثر سرمايه دارها اينقدر سرمايه دارن که لازم نمی بينن توی دم و دستگاه برن، يا سپاهی و بسيجی بشن. ولی يه وقت هايی کارهايی هم می کنن، مثلاَ چند سال پيش يه سرهنگه سپاه بود توی اون منطقه به اسم سرهنگ "بوربور" که مردم رو خيلی اذيت می کرد. مردم عادی اونو توی زمين سپاه زنده به گورش کردن؛ و هيچ وقت هم قاتلش پيدا نشد. از طرفی چون منطقه هم توريستی يک سری آزادی هايی هم به مردم می دن و مردم هم زياد اهل مسجد و اينها نيستن.

■ توی منطقه آدمهای آگاه و مبارز هم هستن؟
□ خوشبختانه من می تونم بگم، آره. آدمهای روشنفکر و آگاه در اين منطقه هستند. همچنين عده ای هم افکار کمونيستی رو با خودشون از کردستان وارد اين منطقه کرده اند. اما قشر جوون خيلی علاقه دارن. ولی در بین کل مردم منطقه کم بازتاب داره.

■ با توجه اينکه اين مصاحبه برای جنبش دانشجويی تهيه می شه، تو بعنوان يک کارگر آگاه فکر می کنی جنبش دانشجويی چه نقش و چه رابطه ای می تونه با جنبش کارگری داشته باشه؟
□ چند ساله که جنبش دانشجويی توی تجمعات، اعتراضات و اعتصاب ها شعارهايی می ده که سابقاَ نبود. قبلاَ شعار وحدت حوزه و دانشگاه رو می دادن، الان شعار "کارگر؛ معلم؛ دانشجو؛ اتحاد اتحاد" بالا می آد. درسته! جنبش دانشجويی می تونه نقش مهمی توی پيشرفت جنبش کارگری داشته باشه؛ اون چيه؟! آگاه کردن طبقه کارگره. به نظر من اين نقشو جنبش دانشجويی بايد ايفا کنه. بايد بره تو دل توده ها.

■ فکر می کنی چطور يک دانشجو می تونه اين کارو بکنه؟
□ به نظر من يه دانشجو که داره تحصيل می کنه، توی خيلی از زمينه ها از يه کارگر بی سواد آگاه تره. از دانشجوهای آگاه می خوام که يه مختصر از وقتشونو اختصاص بدن به اينکه برن تو دل جامعه کارگری. جاهايی که کارگر زياده؛ شرکت ها؛ کارخونه ها؛ حتی پيش کارگرهای فصلی؛ و تا يه حدودی اونهارو با مطالباتشون و افکار چپ آشنا کنن، تا اونها از سرمايه دار، صاحب کار يا کارفرما حقشون رو مطالبه کنن.

■ فکر می کنی کارگرها با دانشجوها در اين سطح رابطه برقرار کنن؟
□ صد درصد. رد خور نداره. ولی قدم اول رو بايد دانشجوها و جنبش دانشجويی برداره.

■ چرا؟
□ چون دانشجوها هم آگاه ترن؛ هم دستشون بازتره. ولی کارگرها مجبورن صبح تا غروب کار کنن. دوماَ دانشجوها يه پشتی دارن. وقتی می گيم دانشجو و جنبش دانشجويی، يه قشری هستن که آگاه ترن و يه دانشجوهايی هستن که جنبش رو سازمان می دن؛ اونها بايد جنبش دانشجويی رو يه کم سوق بدن به سمت جنبش کارگری برای آگاه کردن طبقه کارگر. اگر همچين چيزی بشه واقعاَ نتيجه می ده. هرچند جنبش کارگری اين چند سال کارهايی کرده؛ مثل سنديکای اتوبوسرانی يا هفت تپه؛ ولی نياز به آگاهی طبقه کارگر خيلی بيشتر از اين هاست.


■ چيزی هست که بخوای به حرفامون اضافه کنی؟
□ من اولاَ يه تبريک ويژه می گم به دانشجوها و جنبش دانشجويی ايران؛ چون ما توی اين چند سال اخير شاهد حرکت های خوبی بوديم از طرف جنبش دانشجويی. بين اين سه تا جنبشی که توی ايران هست؛ دانشجويی؛ کارگری؛ و زنان؛ جنبش دانشجويی توی اين چند سال اخير گام های بزرگی برداشت؛ مخصوصاَ ساله 86 که واقعاَ رژيم با يک جريان انقلابی مواجه شد. برای من به شخصه اينطور بود. درسته جنبش دانشجويی بود؛ اما برای من فرقی نمی کنه؛ چون جنبش دانشجويی هميشه در تاريخ ما نقش عمده داشته و هنوز هم داره. ولی من به شخصه از جنبش دانشجويی می خوام که خودشو نزديک کنه به جنبش کارگری؛ و کمک کنه که يه جنبش انقلابی راه بيفته؛ يه جنبش عظيم انقلابی. و اين جنبش انقلابی هم با اتحاد جنبش های زنده ای که توی ايران وجود دارن ميسر ميشه. ما نبايد پراکنده کار کنيم. ما تا زمانی که سازماندهی درستی نداشته باشيم ره به جايی نمی بريم. ولی در اين بين جنبش دانشجويی بايد نقش عمده تری ايفا کنه، در آگاه کردن طبقه کارگر.

■ ممنون که توی اين مصاحبه شرکت کردی.
□ خواهش می کنم.
 ارديبهشت 88

* ديد زدن: در يک نگاه تخمین زدن. فرد با دیدن درخت مبلغی را به صاحب کار پيشنهاد می دهد و در ازای آن محصول را تحويلش می دهد.
* عکس ها؛ انتخابی از اینترنت

+ نوشته شده توسط Victoriya |

گزارشی از مراسم اول ماه مه در تهران
ساعت ٥:٣٠ دقیقه عصر روز جمعه ١١ اردیبهشت ١٣٨٨ است. اینجا پارک لاله است٬ میدان آبنما.  پلیس تمامی پارک  را قرق کرده است. از هر گوشه می شود چهره های پلیس را که ملبس به لباس های شخصی هستند تشخیص داد. نیروهای زیادی را از کلانتری های مختلف به  پارک لاله گسیل کرده اند. کلانتری١٠٦٬ گشت ارشاد با خودروهای شیشه مشکی٬ همگی و همگی برای سرکوب شرکت کنند گان جشن اول ماه مه به صف ایستاده اند! در اطراف حوض بزرگ پارک لاله نیروهای لباس شخصی هر گذرنده ای را با نگاهی وحشی می نگرند. در همان دقایق اولیه صدای جیغ و داد خانمی سکوت وحشتناک را میشکند. نیروهای لباس شخصی بسرعت از حالت استتار خود بیرون آمده و به طرف خانمی که جیغ میکشید می دوند.
دختر خانمی به همراه مادرش با جیغ و داد سعی در آزاد نمودن پدرش از چنگال مزدوران را دارد. عوامل سرکوب به التماس های دختر و مادرش توجه نکرده و پدر دختر را دستگیر میکنند و توسط یکی از مزدوران از ناحیه چشم آسیب جدی میبیند. صدای فریاد کمک دختر خانم تمام فضای اطراف را پر نموده است. ظاهرا فرد مذکور از بچه های سندیکا می باشد. تعداد زیادی از مردم جمع شده اند. نیروهای سرکوبگر سعی در عقب راندن مردم و جدا کردن فرد بازداشت شده از جمعیت را دارند. خوشبختانه فرد مذکور با فریادهای مادر و دخترش و تجمع مردم آزاد میشود. عضو سندیکا در حالی که چشمش به طور جدی آسیب دیده  از محوطه پارک خارج میشود. تلاش های اولیه حکومت ناکام میشود. دختر در حالی که به تمام عوامل سرکوب دشنام میدهد دستان پدرش را گرفته و خارج میشود. آفرین بر کارگران متحد. آفرین بر اول ماه مه.
در گیری و بگیر و ببند ها در قسمت های پارک ادامه دارد. تعداد لباس شخصی ها  هر دم در اطراف آبنما افزایش می یابد. غرش موتور سیکلت  لباس شخصی ها فضا را انباشته است. یکی از آنها به سرعت از موتور پیاده شده و از داخل چمن ها به طرفی که جوانی را باز داشت کرده اند٬ میدود. جمعیت را به طرف درب روبروی میدان انقلاب حل می دهند. جمعیت مقاومت میکند و به جای اول خود بر میگردد. تلاش های پلیس برای پراکنده کردن مردم و کارگران در دقایق اولیه بی نتیجه می ماند. اما ماشین های گشت و لباس شخصی ها حوزه خود را گسترده تر کرده و شروع به بازداشت هر کسی در محوطه پارک میکنند که به نظرشان مشکوک مینماید.
تجمعی صورت میگیرد. ما شین های گشت به آنسو میروند. یک نفر دیگر باز داشت میشود. او را به طرف ماشین گشت حل میدهند. فرد بازداشتی جوانی است با موهای بلند بافته شده. کارگری  در کنار شیر آب که خود را به ظاهر مشغول آب خوردن  کرده است به یک از فعالین حزب می گوید: از کارگران شرکت واحد تهران است. اینها از کارگران وحشت دارند. اصلا چرا اینجوری میکنند. چرا این همه واهمه؟ ما که همه اش ٥٠ نفر بیشتر نبودیم  این همه عوامل سرکوب برای ما گسیل داشته اند؟ می پرسم فقط ٥٠ نفر میشدید؟ کارگر اخراجی شرکت واحد میگوید٬ نه٬ نه٬ قرار این بود که به تدریج بر تعدادمان
افزوده شود. حضور کارگران سنندج٬ کارگران کرج٬ از خوزستان نیز بودند. و از همین ابتدای شروع مراسم اینگونه از ما استقبا ل شد. ما تازه رسیده بودیم. اومدیم که همدیگر را بشناسیم  و دیدید که اینگونه با ما بر خورد کردند.
در این حال که کارگر شرکت واحد صحبت می کند خانمی را باز داشت میکنند و با خشونت او را به طرف انتهای آبنما٬ جایی که ماشین های گشت شیشه مشکی پار ک کرده می کشند. کارگر که نگاهش همچنان بر رد خانم باز داشت شده است در پاسخ اینکه خواست شما چیست میگوید: خواست ما مشخص است ولی امروز شرکت در مراسم روز کارگر ما را به اینجا کشانده است. می پرسم چرا حکومت سرمایه داران از روز جهانی کار گر می هراسد؟ کارگر شرکت واحد میگوید بگویید از کدام روز جهانی نمی هراسد؟ همین فردا به قول خودشان  روز معلم است  از اتحاد و حرکت معلمان نمی هراسند؟ اینها از همه می ترسند. از هر روزی می ترسند. اینها وحشت دارند. کار گر شرکت واحد پس از نوشیدن آب به سوی چمن ها میرود.
٢ نفر جوان به آن سویی که در گیرو دار بگیر و ببند است نگران مینگرند. یکی از آنها در پاسخ من که میپرسم چرا سر کوبگران  اینچنین با کار گران برخورد  میکنند؟ می گوید ما که اینجا نبودیم ولی ما سر تا سر خیابانها را که نگاه کردیم هیچ تبریک و نوشته ای مبنی بر روز کارگر ندید یم. مگر کارگر چه چیزی دارد که بخواهند از او بگیرند. مگر چیزی برایش گذاشته اند؟ بعد با اظهار تاسف می گوید: چه بگویم واقعا؟ میگویم : باید گفت. باید فریاد بر آورد. نبایستی ساکت بود. مگر چند نفر را میتوانند بگیرند؟ مگر چند نفر را میتوانند بکشند؟ باید گفت...
دقایق سرکوب همچنان به کندی می گذرد. باران شروع به باریدن  کرده است. چند جوان  ساک به دست به طرف درب خروج در حرکتند. به طرفشان میروم. در پاسخ رفیق حزبی که می پرسد آیا شاهد بگیر و ببند و سرکوب بودند یا نه؟ با ترس پاسخ می دهند که مگر خبری بوده و این هنگام رفیق حزبی خود را معرفی میکند. جوان ها از رفیق حزبی استقبال می کنند. یکی از آنها می گوید : ما آمده بودیم تاتر ببینیم که این صحنه ها را دیدیم. رفیق حزبی می پرسد چرا از کارگران اینگونه می هراسند؟ جوان مخاطب میگوید راستش این حکومتیان از همه می ترسند. یکی دیگر از آنها خود را به میان بحث وارد میکند و میگوید: اتفاقا باید از کارگران بترسند که همه چیز در دستان اوست. قدرت تولید اجتماعی...  تنها راه مقابله با این حکومت اعتصاب کارگری است. از حضور آنها تشکر میکنم و آنها با توجه به شرایط سرکوب آنجا را ترک میکنند.

پلیس سرکوبگر قدم به قدم فضای پارک را قرق میکند.  از آغاز روز ١١ اردیبهشت در بیشتر خیابان های اطراف میدان انقلاب فضای  پلیسی حاکم شده است. از پار ک وسایط نقلیه در سرتاسر خیابان توپخانه تا میدان فردوسی جلوگیری به عمل آمده و نیروهای انتظامی گمارده اند. و اینک در پارک لاله؛ محوطه آبنما

جمهوری اسلامی به سرکوب کارگرانی که از نقاط مختلف برای بر گزاری روز اول ماه مه آمده اند؛ پرداخته است.
مرگ بر سرمایه داری. جهانی آزاد و کمونیستی باید ساخت. شعار کارگران کمونیست؛ جهان سرمایه داران و حکومت هایشان را به لرزه افکنده است. قدرتی در این تجمع نهفته است که سرمایه داران آن را خوب میشناسند. به همین خاطر در این روز به جنگ کارگران و فعالینشان در پارک لاله آمده اند. نبردی نابرابر در جریان است. روزهای زیادی را برگزار کرده اند٬ هیچکدام را به اندازه اول مه برایشان رعب انگیز تر نیست. همین مزدوران سینه چاک سرمایداران که اینگونه کارگران را به سرکوب بسته اند آیا می توانند با ماهی ٢٦٥٠٠٠ تومان زندگی کنند؟
باران شدت یافته است. لباس شخصی ها به زیر درختان رفته اند و موتور سواران همچنان پارک را دور میزنند و به شکار کارگران که از دست عوامل سرکوب در سطح پارک پراکنده شده اند٬ می پردازند. از از طرف عوامل سرکوبگر مورد تهدید واقع میشوم. برای خلاصی به طرف خانواده ای میروم و برای دقایقی کنار آنها می نشینم.
از تعداد دستگیر شدگان و مجروحان به طور دقیق هنوز خبری در دست نیست. جمهوری اسلامی باید سریعا تمام دستگیر شدگان را آزاد کند. خبر اعدام جنایتکارانه  دلارا  در اول ماه مه پیوست هدیه حکومت سرمایه داران به کارگران در این روز است. جمهوری اسلامی از این راهی که در پیش گرفته یک نتیجه بیشتر عایدش نخواهد شد. باید نابود شود. نتیجه ای که کارگران نیز به آن واقفند. سرنگونی این حکومت اعدام و سرکوب و سرمایه و مذهب تنها نتیجه ای است که میشود برای این حکومت سرکوبگر رقم زد.

 

مرگ بر سرمایه داری
مرگ بر جمهوری اسلامی
آزادی٬ برابری٬ حکومت کارگری

حزب اتحاد کمونیسم کارگری
١ مه ٢٠٠٩ – ١١ اردیبهشت ١٣٨٨
+ نوشته شده توسط Victoriya |
اول ماه می در تهران

گزارش ارسالی برای نشريه دانشجویی بذر


گزارش دوم:

«یک مراسم از آخر به اول»

غروب اول می، ساعت 7

محل: تاکسی
راوی: رادیو

"امروز روز جهانی کارگر بود و بدین مناسبت چندین مراسم در سرتاسر کشور به پاسداشت اینروز برگزار شد در سراسر جهان نیز کارگران اعتراضات بسیاری به راه انداختند که به اغتشاش کشیده شد."


بعدازظهراول ماه می، ساعت 6
محل: پارک لاله
راوی: جناب سروان

دورتا دور آب­نما را ماشین­های گشت ارشاد دوره کردند، ماموران این­جا و آن­جا جمع­اند مردی خود را بدو بدو به ماموری رساند و خبر داد کسی آن حوالی فیلم گرفته این طرف­تر زن ماموری داشت چشمانش را در آب می­شست و از سوختن چشمانش ناله سر می­داد. از وسط چمن­ها می­گذشتم به سروان گفتم جناب سرهنگ چی شده؟ سری به علامت هیچ تکان داد.


بعدازظهر اول ماه می، ساعت 5:15

محل: پارک لاله
راوی: گشت ارشاد(پلیس امنیت اخلاقی!)
نشسته بودم. جمعیتی می­آمد و می­رفت. گاه یک جا می ایستادند و روبوسی می­کردن و باز قدم می­زدند. از هر سو انگار پلیس اخلاق­مدار در کمین بود که به یک باره گشت ارشاد از راه رسید و در میان آن بلوا عده­ای را به داخل ماشین­ها کشاندند.

یکی فریاد زد " زنده باد جنبش کارگری" دیگر ندیدمش! پسری برهنه و بی­هوش بر زمین! آن­طرف ترکسی انگار گریخت! آن­سو تر پرچم "جمعی از فعالین کارگری"، این­ سو فریادی "خواهرا حرکت کنید"، دختری سربرهنه بر زمین کشیده می­شد، پسری را موبایل به دست با مشت و فحش و لگد بردند، "خواهرا اینور بیاین دردسر می­ه"، پلیس زن بر سرو صورت مردهای دستگیر شده می­کوبید و پلیس مرد زنان را می­برد.


مراسم باشکوهی بود! جایتان خالی! حتی باران هم آن را بر هم نزد. حالا دیگر از نفربرهای ارشاد برای سرویسدهی استفاده می­شود و دیگر مشکل اندازه وسیله حمل و نقل مهمانان را نخواهیم داشت. پذیرایی هم که به صورت مختلط را هم آقا و بانو به عهده دارند. مقاماتی هم که لباس غیر فرم به تن دارند دیگر یاد گرفته­اند دوشی بگیرند و به سر و وضع خود برسند. مراسم عالی برگزار شد.


+ نوشته شده توسط Victoriya |
اول ماه می در تهران

گزارش ارسالی برای نشريه دانشجویی بذر


گزارش اول:

امروز اول ماه مه است. روز جهانی كارگر. روز كسانی كه قر ار است نوع بشر را از هر گونه استثمار رهايی ببخشند. از چند روز قبل بنا بر اخباری كه در سايتهای مختلف برای برگزاری مراسم روز كار گر از طرف فعالين مختلف كارگری  درج شده بود به پارك لاله رفتم. تا به حال پارك لاله را آنقدر شلوغ نديده بودم. هم جمعيت مردم و هم جمعيت نيروهای مزدور رژيم. در دور ميدان آب نما جمعيتی نزديك به 2000 نفر به صورت پراكنده قدم می زدند. شايد بتوان گفت كه به ازای هر يك نفر حداقل 5 نفر لباس شخصی و پليس ايستاده بودند. ماشين های گشت ارشاد به تعداد خيلی زياد دور ميدان مدام در حال گشت زنی بودند. مردم عادی از اين همه ماشين ارشاد آنهم در پارك متعجب شده بودند. دور پارك يعنی در محوطه بيرون هم از سمت بلوار كشاورز و هم از سمت خيابان كارگر هم پر از نيروهای لباس شخصی بود. قبل از ساعت 5 كه ساعت شروع مراسم بود در پارك بودم. بعد از چند دقيقه كه سعی كردم  مكانی را برای نشستن پيدا كنم چهره های آشنای بسياری را ديدم. فعالين كارگری، دانشجويی، زنان و افراد ديگری كه نمی شناختم اما كاملا مشخص بود كه برای مراسم آمده بودند. همه وقتی يكديگر را می ديدند شروع به خوش وبش می كردند. بالاخره بعد از دقايقی و حدودا ساعت 5:15 دقيقه در گوشه ای كه عده ای از فعالين جمع شده بودند  ناگهان 2 ماشين گشت ارشاد كه تقريبا دو برابر ظرفيتش مامور زن و مرد سوارآن  شده بودند به بيرون ريختند و به سمتی كه فعالين در حال گفتگو با هم بودند رفتند و به وحشيانه ترين شكل ممكن شروع به كتك زدن كردند و در همان آن 3-4 نفر را دستگير كردند و به زور وارد ماشين كردند. مردم عادی داخل پارك وحشت زده شده بودند. يكی می گفت باز اينا  چه مرگشون شده. باتوم های برقی بر سر و صورت افراد كوبيده می شد. هر كس كه كوچكترين حرفی می زد و يا مقاومتی می كرد كتك می خورد و به زور سوار ماشين می شد. در اين ميان فرياد زنده باد جنبش كارگری از سوی يكی از فعالين به آسمان بلند شد. كه در عرض چند ثانيه به زور سوار ماشينش كردند. در اين ميان جوانی را كه  قصد فرار داشت و دوستش اعتراض می كرد كه ولش كنيد ا توسط چند تا از غول تشن های پليس دستگير كردند و آنقدر او را زدند كه به حالت بيهوش در آمد و بعد لباسش را از تنش در آوردند و آن را به روی صورتش كشيدند و كشان كشان در همان حالت بيهوشی به درون ماشين بردند. در اين لحظه ياد تصاويری افتادم كه تحت نام دستگيری ارازل و اوباش در اينترنت و موبايلها پخش می شد. فكر می كنم مردم امروز معنی ارازل و اوباش را به خوبی فهميدند. آنقدر مامور و لباس شخصی پر بود كه به هر طرف نگاه می كردی فقط آنها ديده می شدند. يكی از آنها در جايی كه ما و چند خانواده ديگر ايستاده بودند اسپری  فلفل زدند و صدای چند جوان كه فرياد مزدند سوختم و چشمانشان را گرفته بودند به هوا رفت. البته در ميان آنها چند زن چادری هم بودند كه آنها هم از اين عمل هم قطارشان در امان نماندند. چرا كه بعدا آنها در جمع پليس ها ديدم. بقيه مدام مردم را وادار می كردند كه دور شويد و اينجا نايستيد. دختر و پسر جوانی كه با هم بود ند و و پسر جوان در حال گرفتن عكس با موبايلش بود را هم با توهين و كتك دستگير كردند. عكاس جوانی هم كه معلوم بود از خود آنهاست  به سمت افراد حاضر می رفت و روی چهره شان زوم می كرد و عكس می گرفت.در اين ميان دختر جوانی كه معلوم بود برای ورزش آمده بود چون با بلوز و شلوار ورزشی بود توجه همه را به خود جلب كرد. چون او را به روی زمين می كشيدند و روسريش كاملا از سرش افتاده بود. آنها نمی خواستند مردم بفهمند كه چرا امروز اينجا شلوغ شده به همين خاطر هر تيپ آدمی را دستگير می كردند تا فردا به اسم ارازل و اوباش، مزاحم نواميس مردم و بی حجاب همه جا جار بزنند. از تعداد دستگير شدگان آمار دقيقی ندارم اما دو ماشين گشت ارشاد كاملا پر شده بود.گوشه گوشه ميدان غلغله بود.پسر جوانی هم كه معلوم بود در درگيری لباسش را از تنش خارج كرده بودند و تمام بدنش جای ضربه های باتوم بود در حال فرار بود .در گوشه ای ديگر فرياد  می زدند و دستگير می شدند. حتی در قسمتی از ميدان كه يك خانواده نشسته بودند و ظاهرا از آنها خواسته بودند كه از آنجا بروند و با اعتراض مادر خانواده كه زن مسنی بود روبرو شده بودند به زور و با تهديد می خواستند او را كه همراه با همسر و بچه هايش بود با خود ببرند بدون هيچ دليل و توجيهی. باران شديدی شروع با باريدن كرد كه باعث شد مردم عادی سريع متفرق شوند. همه اين اتفاقات در 15-20 دقيقه اتفاق افتاد. بعد كه در اطراف پارك در حال قدم زدن بودم با پرچم جالبی كه مربوط به سايت جمعی از فعالين كارگری بود روبرو شدم. بعد كه دوباره برگشتم در آنجا نبود. اتفاقات امروز نشان داد كه راديكاليسم و همچنين ديكتاتوری و خفقان در حال رشد است. حضور فعالين كارگری در كنار جوانانی كه بسيار با انگيزه آمده بودند و بسياری از فعالين زنان نويدهای  خوبی را با خود به همراه داشت. اول ماه مه امسال كه در يك روز تعطيل و يه شكل كاملا مستقل برگزار شد اگر چه حتی فرصت سخنرانی و بيانيه و شعار نداشت اما درحضور مردم بود و اين مساله خيلی مهم بود.
+ نوشته شده توسط Victoriya |

ستون آخر٬

طبقه کارگر فرانسه در صف اول


فرانسه کشور شگفتى هاست؛ کشور انقلاب کبير٬ کشور کمون اولين انقلاب کارگرى جهان٬ کشور جنبش عمل مستقيم کارگرى٬ کشور مه ۶٨ و اعتصابات پرشور سالهاى اخير.

ما همواره تاکيد کرده ايم که چشمها در اروپا به فرانسه و ايتاليا و يونان دوخته شده است. سنتهاى انقلابى و راديکال و سوسياليستى قوى دراين کشورها همواره زبانزد بوده است. در چند ماه اخير که موجهاى بحران اقتصادى دنيا را درنورديد٬ ايتاليا و يونان پيشرو اعتراض عليه سياست شکستن بار بحران روى دوش طبقه کارگر بودند. بدنبال شگفتى يونان نوبت طبقه کارگر فرانسه است. و فردا ٢٩ ژانويه فرانسه وارد اولين اعتصاب عمومى دور جديد جدال با بورژوازى ميشود. هشت اتحاديه و فدراسيون و سازمان بزرگ کارگرى طى بيانيه اى کليه کارگران و حقوق بگيران و کارکنان بخشهاى دولتى و خصوصى و بيکاران و بازنشستگان را به اعتصاب عمومى دراينروز فراخوانده اند. فردا خيابانهاى شهرهاى فرانسه موج اعتراض و اميد و نه به سرمايه دارى موج خواهد زد.
 
طبقه کارگر فرانسه پيشاپيش طبقه کارگر اروپا در مقابل با بورژوازى سنگربندى ميکند و اين حرکت که بدون ترديد با استقبال وسيعى مواجه ميشود اولين تلاش دنياى جديد است. اساس اين اعتصاب و اعتراض اينست که بورژوازى فرانسه ميخواهد بار بحران اقتصادى را روى دوش نحيف طبقه کارگر بشکند و کارگران در مقابل از افزايش دستمزدها٬ رفاه اقتصادى و اجتماعى٬ امنيت شغلى و بهبود شرايط کار سخن ميگويند. اين آغازى محکم از جانب طبقه کارگر است. و چرا که نه؟ در جائى که مارکس اعتبارش را بر فرق هر ايدئولوگ بورژوا و برجها و کاخهاى سرمايه ميکوبد٬ در جائى که آلترناتيو سوسياليستى و نقد مارکسى نظام موجود دوباره اذهان را متوجه خود ميکند٬ اعتراض کارگرى معنى ديگرى دارد. کارگر در چنين شرايطى احساس قدرت ميکند و جنبش و سنت راديکال کارگرى با نقد مارکس از نظام موجود چفت ميشود.

ترديدى نيست اتحاديه هاى کارگرى فرانسه که در دور قبل و در جريان اعتراض وسيع عليه قانون استخدام اول دنباله رو اعتراضات راديکال و شورائى شدند٬ تلاش ميکنند پتانسيل اعتراض طبقه کارگر را در چهارچوبهاى تريديونيونيسم و جناح هاى مرکز طبقه حاکمه مهار کنند و قالب بزنند. ترديدى نيست "راديکال" ترين سياستهاى اين اتحاديه ها تلاش ميکند طبقه کارگر را نيروى احزابى مانند حزب سوسياليست فرانسه در تقابلهاى پارلمانى در مقابل امثال سارکوزى و شيراک و لوپن کند. همان دور باطلى که دهه هاى متمادى تکرار شده است. مسئله اينست وقتى طبقه کارگر بيرون مى آيد٬ وقتى کارگران قدرت خود را با اعتصاب و اعتراض بنمايش ميگذارند٬ نه فقط سرها مجددا به اعتراض و قدرت عظيم کارگر برميگردد٬ بلکه سنت راديکال و عمل مستقيم کارگرى که در فرانسه از هر جاى جهان قويتر است امکان تحرک وسيعترى مى يابد.

بايد به استقبال مصافهاى طبقه کارگر و اعتراضات کارگرى در فرانسه رفت و اميدوار بود که جريان راديکال کارگرى بتواند در دوره اى در راس اعتراضات قرار بگيرد و پلاتفرم و حزب مستقل طبقاتى و کمونيستى کارگرى خود را شکل دهد. همه ميدانند که چند سال پيش چگونه اين نيرو پوزه بورژوازى را به خاک ماليد و طرحش را باطل کرد. امروز شرايط بسيار مهياتر و تجارب بسيار عميقتر و بورژوازى بسيار ناتوان تر و درهم ريخته تراست. نه طبقه حاکم ميتواند بقاى سرمايه و پاسخ به بحران را بدون به فقر کشاندن طبقه کارگر فيصله دهد و نه طبقه کارگر ميتواند براى افسار زدن به توحش بورژوازى در توهم تغييرات پارلمانى و وعده ها بنشيند. اتحاديه هاى کارگرى اگر دراين جدال سياست سنتى را دنبال کنند اولين قربانيان موج وسيع اعتراض کارگران و نسل جديداند. سنت عمل مستقيم و شورائى طبقه کارگر در فرانسه چهارچوبى است که کمونيسم کارگرى ميتواند در فرانسه به سياست و تحزب و آينده به نفع آزادى کل جامعه شکل دهد.

ما همراه با طبقه کارگر جهانى با اشتياق وافر اعتراض طبقه کارگر فرانسه را دنبال ميکنيم. از اعتصاب عمومى و موج پرخروش کارگران حمايت ميکنيم و نيرو ميگيريم. طبقه کارگر ايران و هر جاى جهان اين حرکت را سرمشق خود قرار خواهند داد و از تجارب آن خواهند آموخت.


زنده باد طبقه کارگر فرانسه!
زنده باد انترناسيوناليسم کارگرى!
زنده باد انقلاب کارگرى!


+ نوشته شده توسط Victoriya |

قطعنامه در باره عملکرد "کميته هاى کارگرى"
و تاکیدی مجدد بر ايجاد تشکلهاى توده اى کارگرى

۱- تشکل های توده ای کارگری در کنار تشکلهای حزبی طبقه، یک رکن اساسی مبارزه طبقاتی کارگران است. پیشروی و پیروزی در مبارزه علیه بورژوازی و استقرار حکومت کارگری بدون پیدایش و تقویت این تشکلها و اتحاد وسیع توده های طبقه کارگر، مقدور نیست. ايجاد سازمانهاى توده اى کارگرى امر خود کارگران است و توسط کارگران و در مراکز کار بايد ايجاد شود.
٢- اخیرا، ما شاهد شکل گیری "کمیته ها و نهاد های کارگری" تحت عناوین متفاوت از قبیل "کمیته پیگیری"، "کمیته هماهنگی"، "کمیته اقدام کارگری"، "اتحادیه کارگران اخراجی و بیکار" (سپس اتحادیه آزاد کارگران)٬ "شورای هماهنگی" و غيره بوده ایم. اگر چه هدف اعلام شده اين نهادها تلاش برای ایجاد تشکلهای توده ای کارگری است، اما کارنامه عملی و فعالیت تاکنونی شان نشان دهنده پراتیکی خلاف این اهداف اعلام شده است.
۳- اين نهادها اساسا بيرون مراکز کار شکل گرفته اند و فعاليت ميکنند. سنت حاکم به فعاليت اين نهادها٬ عليرغم هر اختلافى که دارند٬ سنتى غير کارگرى و خارج از سوخت و ساز اعتراض واقعى و جارى کارگران است. تاکنون هیچیک از این جریانات نتوانسته اند موجد شکل گیری تشکل های توده ای و علنی کارگری در جامعه باشند. بعلاوه، سنت کار و مشغله هاى فکرى و مرزبندي هاى سیاسی آنها عملا به بيراهه اى براى ايجاد تشکل کارگرى منجر شده است. روی آوری به این پروسه ها و تداوم اين سنت کار به معنای عدم پاسخگویی به نیاز حیاتی طبقه کارگر در ایجاد تشکل توده ای کارگری و شانه خالی کردن از این وظیفه حیاتی است.
٤- یک وظیفه دائمی هر تشکل کارگرى تلاش برای متحد کردن و متحد نگهداشتن صفوف طبقه کارگر و  دفاع از منافع کارگران است. اما تجربیات تاکنونی این جریانات نشان دهنده دامن زدن به شکاف و تفرقه و سکتاریسم بیشتر در صفوف بخشهای معدودی از طبقه و فعالین کارگری ای است که این جمع ها و محافل را مجرایی برای دستیابی به تشکلهای توده ای کارگرى تصور کرده اند.
۵- اين نهادهای کارگری، هرچند با استقبال وسيعى در ميان کارگران روبرو نشده اند، اما به هر اندازه که نفوذ و اشاعه پيدا کرده اند، باعث آشفته فکرى کارگران شده و عملا به مانعى در راه دستیابی به سازمانيابى توده اى و علنی طبقه کارگر تبديل شده اند.
۶- عملکرد تاکنونی این نهادها ضمن نشان دادن کارنامه منفی آنها بیانگر ضرورت، اهمیت، کارآیی و مطلوبیت سنت سازماندهى شورائى و جنبش مجامع عمومی در سازماندهی اعتراضات و اعتصابات کارگری است. اکٽریت قریب به اتفاق اعتراضات موفق کارگری بر مجمع عمومی کارگران متکی بوده اند. پیشروی جنبش کارگری در دوران حاضر در گرو روی آوری بخشهای گسترده تری از رهبران عملی و فعالین رادیکال و سوسیالیست کارگری به این سنت کمونیستی مبارزه طبقه کارگر است.  
۷- تشکل توده ای کارگری تنها در محیط کار طبقه کارگر میتواند شکل بگیرد. مناسبترین پروسه ایجاد این تشکلها دامن زدن به جنبش ایجاد شوراهای کارگری و مجامع عمومی کارگری و تثبیت و روتین کردن آنست. شورا مجمع عمومى منظم کارگران است و ایجاد و سازمان دادن آن از لحاظ عملی مقدور است. مجمع عمومی شکل طبیعی سازمانیابی بسیاری از اعتراضات کارگری است، به قدرت مستقیم توده متجمع کارگران متکی است و دفاع از آن ساده است. پشتوانه عملی آن تاریخ تلاش کمونیستی طبقه کارگر و نه رفرمیسم و سوسیال دمکراسی است. مجامع عمومى با رشد و رادیکالیزاسیون توده های کارگر و تغيير تناسب قوا به سرعت به شوراهاى کارگرى تبديل ميشود و بر خلاف تشکلات سندیکالیستی و رفرمیستی نه تنها ظرفیت مبارزاتی خود را از دست نداده بلکه بیشتر باز می یابد.
٨- حلقه های پیشروی جنبش مجمع عمومی در شرایط کنونی عبارتند از: تحمیل مجمع عمومی به دولت و کارفرما٬ منظم کردن مجامع عمومی، مستقل از وجود اعتراض و اعتصاب در واحد تولیدی٬ تلاش آگاهانه برای مرتبط کردن مجامع عمومی کارگری در سطح منطقه ای و سراسر٬ و تبدیل مجمع عمومی به عنوان سخنگوی واقعی کارگران.
از این رو حزب اتحاد کمونیسم کارگری بار دیگر بر ایجاد تشکلهای توده ای و علنی کارگران در مبارزه علیه بورژوازی بر مبنای "قطعنامه تشکلهای توده ای کارگری: شورا، مجمع عمومی و سندیکا" تاکید میکند. يک شرط اساسى براى پيشروى، تعميق و پيروزى مبارزه طبقه کارگر که در سالهاى اخير در ابعاد گسترده و به نحو بيوقفه اى ادامه داشته است، رو آورى به سنت سازماندهى شورائى کارگران و گسترش جنبش مجامع عمومی کارگری است. حزب بار دیگر تمامی فعالین و رهبران عملى و بويژه کارگران رادیکال سوسیالیست را به دامن زدن و سازمان دادن جنبش مجامع عمومی کارگری فرامیخواند.


حزب اتحاد کمونیسم کارگری
مصوب پلنوم چهارم به اتفاق آرا
ژانويه ٢٠٠٩ – بهمن ١٣٨٧


+ نوشته شده توسط Victoriya |

قطعنامه در باره سندیکالیسم

۱- سندیکالیسم، گرایش اتحادیه و سندیکا سازی، بويژه در دنياى امروز یک گرایش "طبیعی" و "خودبخودی" کارگران در دفاع از سطح معیشت و زندگی شان نیست. سنديکاليسم آلترناتیو یک گرایش ناسیونال - رفرمیستی و بورژوایی در جنبش کارگری است. براى سندیکالیسم وجود سرمايه دارى بعنوان يک نظام استثمارگر فرض است. گرایشی است که نقدی به بنیادهای نفرت انگیز نظام سرمایه داری، یعنی مالکیت خصوصی بر ابزار تولید و توزیع ثروت اجتماعی، تقسیم طبقاتی و نظام کار مزدی ندارد.
۲- یک ویژگی سندیکالیسم محافظه کاری، بوروکراسی و تلاش برای کنترل رادیکالیسم و عمل مستقیم کارگری است. ویژگی دیگر سندیکالیسم قانونگرایی و تلاش برای محدود کردن مبارزات اقتصادی کارگران در چهارچوب قوانین ارتجاعی سرمایه داری و نظام اسلامی حاکم است. با حاد شدن تخاصمات طبقاتی و گسترش رادیکالیزاسیون اعتراض کارگری٬ این گرایش هر چه بیشتر در مقابل گرایش شورایی و انقلابی کارگری قرار میگیرد.
٣- در کشورهاى پيشرفته سرمايه دارى غربی، عمدتا بعلت قدمت و تاریخ جنبش سندیکایی، ماهیت بورژوایى سندیکالیسم عليه منافع عمومی و پایه ای طبقه کارگر به روشنی عیان شده است. در کشورهائى مانند ايران بدليل اختناق، نبود هر نوع آزادى سياسی و عدم وجود یک سنت پایدار، این ماهیت سندیکا هنوز تجربه نشده است. لذا در نظر گرفتن سندیکا یا اتحادیه صرفا به عنوان ابزار دفاعی کارگران برای بهبود معیشت و شرایط کار طبقه کارگر یک اشتباه است. این تشکلات اساسا آلترناتیو جنبش بورژوایی و یا رکن "کارگری" احزاب و گرایشات بورژوایی در صفوف طبقه کارگر هستند. بعلاوه، باید توجه داشت که بخشهای معینی از بورژوازی در دوران تلاطم انقلابی در جامعه ایران در مقابل تلاش کارگران برای سازماندهی جنبش مجمع عمومی کارگری و ایجاد شوراهای کارگری٬ از سندیکاها در مقابل جنبش عمل مستقیم کارگری دفاع میکنند.
۴- در ایران سندیکالیسم اساسا بازتاب سنت ناسيونال رفرميسم و مشخصا جریانات توده ایستی – اکثریتی و نیروهای اپوزیسیون جنبش ملی – اسلامی است. سندیکا سازی اساسا گرایش و سیاست این خط مشی در جنبش کارگری است. تجربه و عملکرد محدود سندیکالیسم در ایران، چه در دوره اخیر و چه در گذشته، منعکس کننده مختصات پایه ای این جنبش اجتماعی در صفوف جنبش کارگری است.  
۵- طبقه کارگر در ایران فاقد یک سنت قوی سندیکایی و جنبش سندیکالیستی ادامه کار است. در "انقلاب ۵٧"  که طبقه کارگر امکان ابراز وجود سياسى در ابعاد وسيع يافت، گرايش و سنت شورائى و راديکال کارگرى دست بالا داشت. گسترش و تعمیق مبارزات کارگری و رشد گرایش رادیکال – سوسیالیستی و شورایی در صفوف طبقه بسرعت گرایش سندیکایی را حاشیه ای و توان آن را در محدود کردن مبارزات توده های کارگر خنثی خواهد کرد.
از اینرو حزب اتحاد کمونیسم کارگری بر نکات زیر در مبارزه خود برای ایجاد تشکل های توده ای کارگری و در مبارزه علیه خط مشى و افق سندیکالیستى تاکید میکند:
۱- ما، راسا٬ مگر در موارد معین٬ کارگران را به ایجاد سندیکا فرا نمی خوانیم، بلکه بر سازماندهى شورائى و سنت عمل مستقيم کارگرى٬ بر مجمع عمومی و جنبش مجامع عمومی مرتبط با هم تاکيد داريم و براى گسترش آن تلاش ميکنيم.
٢- ما از هر نوع تلاش کارگران برای ایجاد سندیکا (مانند تلاش برای هر نوع تشکل یابی دیگر کارگری) دفاع میکنیم و به آن یاری میرسانیم.
٣- ما در سندیکاهای کارگری مستقل شرکت میکنیم و برای کسب رهبری آن میکوشیم. در درون هر سندیکا گرایش مستقل خود را متحد میکنیم.
٤- ما برای نزدیک کردن هر چه بیشتر اتحادیه ها به یک ساختمان غیر بوروکراتیک و بویژه برای متکی شدن آنها در سطوح مختلف به مجامع عمومی و دخالت مستقيم و مستمر کارگران تلاش میکنیم.
۵- تلاش برای گسترش حیطه نفوذ و عمل جنبش رادیکال سوسیالیستی و شورایی در صفوف طبقه کارگر  و تامین هژمونی این گرایش در جنبش کارگری یک رکن عمومی فعالیت کارگری ماست.


حزب اتحاد کمونیسم کارگری
مصوب پلنوم چهارم به اتفاق آرا
ژانويه ٢٠٠٩ – بهمن ١٣٨٧


+ نوشته شده توسط Victoriya |
پخش اسناد حزب در مناطق کارگری تهران!

بنا به خبر دريافتى٬ امروز دوشنبه ٢٧ آبانماه از ساعت ۶ عصر الى ٨ شب٬ مناطق کارگری جنوب شهر تهران زير پوشش يکى از تيمهاى تبلیغاتی حزب اتحاد کمونیسم کارگری قرار گرفت.

دراين ابتکار انقلابى٬ که بدنبال مانور نيروى انتظامى در تهران صورت گرفت٬ صدها نسخه از قطعنامه حزب؛ "علیه گرانی٬ عليه فقر و وظایف فوری کمونیسم و طبقه کارگر" در محلات کارگرنشین یافت آباد، شهرک ولی عصر٬ مناطق آذری و سه راه آذری توسط فعالين حزب توزيع گرديد. توزيع قطعنامه حزب با جسارت و هشیاری کامل در بسیاری موارد به طور علنی به عابرین و کارگران داده شد و با استقبال گرم روبرو شد.

حزب٬ به رفقاى سازمانده و شرکت کننده دراين اقدام خسته نباشيد ميگويد و دست آنها را بگرمى ميفشارد. مناطق کارگرى در هر گوشه ايران اساسى ترين قلمرو تبليغات و فعاليت سازمانگرانه کمونيستى ماست و بايد همواره ادبيات حزب در آنها قابل دسترس باشد.   


مرگ بر جمهورى اسلامى!
مرگ بر سرمايه دارى!
آزادى٬ برابرى٬ حکومت کارگرى!

حزب اتحاد کمونيسم کارگرى
٢٧ آبان ١٣٨٧ – ١٧ نوامبر ٢٠٠٨


ضميمه٬ قطعنامه حزب در ادامه مطالب براي اطلاع بيشتر بر روي لينك ادامه كليك كن


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Victoriya |
Urgent appeal to all labour and human rights organisations
Lack of information on Javanmir Moradi and Taha Azadi
and violent attempt to arrest Fouzieh Khalesi

Since being told by the Intelligence Ministry in Bushehr on 12 May that Javanmir Moradi and Taha Azadi have been transferred to the Intelligence Ministry in the city of Kermanshah, their families’ attempts in Kermanshah to find out where they are being held have brought no results.

Meanwhile, on 18 May when Fouzieh Khalesi [Moradi’s wife] approached the Intelligence Ministry in Kermanshah, the Ministry’s officers violently tried to arrest her. However, this was resisted by those accompanying her, which resulted in Fouzieh being hurt in the leg and several of those with her being beaten with rifle butts. Since then the attempts of the families to find out from various authorities in Kermanshah about the whereabouts of their loved ones have led nowhere.

Javanmir Moradi and Taha Azadi are members of the executive board of the Free Union of Iranian Workers. They were working in Asaluye in slave-like conditions and have committed no crime but to try to celebrate May Day.

Depriving the families of Javanmir Moradi and Taha Azadi of information about the whereabouts of their loved ones and threatening to arrest them, given the deep anxiety and severe psychological pressure that this puts on the spouses and children of these workers, is clear evidence of the use of psychological torture against them.

Thus, in view of the refusal to reveal where Javanmir Moradi and Taha Azadi are being held and the threat to arrest members of their families, we believe that the lives of Javanmir Moradi and Taha Azadi are in danger.

We hold the highest levels of the government of the Islamic Republic of Iran responsible for the consequences of any physical or psychological harm to these dear [colleagues]. We appeal to all labour and human rights organisations to take urgent and effective action to protest at the situation created for Javanmir Moradi, Taha Azadi and their families, and to call for the immediate and unconditional release of Javanmir Moradi and Taha Azadi and all jailed workers and social activists.

The Free Union of Iranian Workers

Copy to:
International Trade Union Confederation

Amnesty International

www.ettehade.net

k.ekhraji@gmail.com

+ نوشته شده توسط Victoriya |
برای دفاع از مبارزات انقلابی کارگران نیشکرهفت تپه متحد شویم!


بیش از یک سال است که کارگران نیشکر هفت تپه برای دستیابی به خواست های خود، دست از کار می کشند، تجمع اعتراضی راه می اندازند و برای رساندن صدای اعتراضشان حتی اقدام به تظاهرات می کنند. رفقای ما در نیشکر هفت تپه اکنون به خوبی دریافته اند تنها راه رسیدن به خواست هایشان راه اعتراض، راه اعتصاب و راه مبارزه است. آنان مشعلی را برافروخته اند که شعله فروزان آن فرا راه همه کارگران ایران می باشد. همچنانکه پیش از این نیز فروغ آذرخش مبارزۀ انقلابی کارگران در برخی کارخانه ها و مراکز کارگـری نمایان گشته است.
کارگران انقلابی پروژه های پارس جنوبی نیز با الهام از این مبارزه و براساس برادری طبقاتی کارگران، در دفاع و حمایت از مبارزات انقلابی کارگران نیشکر هفت تپه از هیچ تلاشی فرو گذاری نمی کنند.
اما خواست های کارگران نیشکر هفت تپه چیست که مدیران و سرمایه داران حاکم این گونه به هراس افتاده اند و دیوانه وار به هر شیوۀ ضد کارگری و ضد انسانی متوسـل می شوند تا آ نان را سرکوب کرده و صدای اعتراض کارگران را خفه سازند؟
کارگران نیشکر هفت تپه می گویند: چندین ماه است که مدیران کارخانه و صاحبان سرمایه از پرداخت مزدمان سر باز می زنند. وقتی کارگران حتی از گرفتن مزد خویش محرومند چگونه می توانند معاش روزمره خود را تأمین نمایند؟ چگونه می توانند فرزندان خود را برای تحصیل به مدرسه بفرستند در حالی که قادر به سیر کردن خانوادۀ خود نیستند؟ چگونه می توانند از بهداشت و رفاه حداقل برخوردار باشند درحالی که در فقر مطلق دست و پا میزنند و از سوء تغذیه رنج می برند؟
کارگران نیشکر هفت تپه می گویند: هرکدام از ما سالهاست که در کارخانه و مزارع نیشکر سلامتی و نیروی جوانی خود را به قیمت به حرکت در آوردن چرخ این صنعت و انباشته گشتن سرمایه های سرمایه داران از دست داده ایم. باید ازامنیت شغلی برخوردار باشیم تا سرمایه داران مجاز نباشند هر زمان که اراده کنند کارگران را اخراج نموده و ما را از امرار معاشمان محروم سازند.
کارگران نیشکر هفت تپه می گویند: از بهره کشی از نیروی کار ماست که سرمایه داران در کاخها ی امن و ویلاهای مجلل به آسایش و آرامش رسیده اند. آنان می گویند: داشتن مسکن مناسب حق کارگران است.
کارگران نیشکر هفت تپه می گویند: ما و همه کارگران برای بدست آوردن خواست های خود، برای افزایش نیروی مبارزاتی و آگاهی طبقاتی، برای ایجاد همبستگی و یکپارچگی و برای مقابلۀ متحد و متشکل کارگران در برابر سرمایه داران و ارگانهای سرکوب جمهوری اسلامی نیازمند تقویت روحیۀ رزمندگی و قوای متشکل خود و نیازمند تشکل مستقل طبقاتی (مستقل از دولت، کارفرمایان، احزاب و نهادهای مذهبی) هستیم. از این رو ایجاد اتحادیه مستقل کارگری (سندیکا) حق مسلم ماست و باید برای برپایی آن تلاش کنیم.
آری پرداخت حقوق معوقه، اعتراض به اخراج و بیکارسازی، داشتن مسکن مناسب، عدم پیگری امنیتی و قضایی کارگران مبارز و آزادی کارگران زندانی و برخورداری از سندیکای مستقل حق کارگران نیشکر هفت تپه و طبقۀ کارگر ایران است.
چگونه می توانیم نسبت به منافع طبقاتی خود بی اعتنا باشیم و از دوستی و برادری میان طبقه کارگر سخن نگوییم؟
چگونه می توانیم از ظلم و ستم و سرکوب سرمایه داران و زمین داران حاکم ابراز تنفر و انزجار نکنیم و شاهد به بند کشیدن رفقای کارگر و فعالان کارگری باشیم؟
جنبش اعتراضی کارگران نیشکر هفت تپه توانائی خویش را در نمایش تظاهرات خیابانی و برداشتن گامهای مؤثر در راه تحقق بخشیدن به ایجاد تشکل صنعتی و سندیکای طبقاتی خود نمایان ساخته است. پیشتازی رفقای ما در صنعت نیشکر بستر نوینی را در گستره جنبش انقلابی کارگران گشوده است. با حمایت سراسری از این جنبش انقلابی صف متحد ارتش کار را درمقابل سرکوب گران سرمایه دار و حاکمیت ضد انقلابی آ نها برپا کنیم و پرچم انقلاب کارگران را بر تارک جنبش انقلابی کارگران و زحمتکشان برافراشته سازیم.

زنده بـاد اتحاد طبقـه کارگـر
پیش بسوی تشکیل اتحایه های مستقل کارگری (سندیکا) و تدارک انقلاب کارگری

زنده بـــــــاد سوسیالیســــــــــــــــــــم

کارگران انقلابی پروژه های پارس جنوبی
کمیته انقلابی کارگران ایران
تـــــیرماه 1387

+ نوشته شده توسط Victoriya |

بیانیه اعلام حمایت از کارگران اعتصابی نیشکر هفت تپه

ما امضا کنندگان ذیل، حمایت خود را از خواسته های کارگران اعتصابی هفت تپه اعلام داشته و مصراً خواهان آن هستیم که کارگران اخراجی بدون قید و شرط به سر کار خود باز گردند و کارگران زندانی هر چه سریعتر آزاد شوند، کلیه حقوق کارگران پرداخت شده و آزادی فعالیت سندیکایی به رسمیت شناخته شود. اعتصاب حق کارگران است و سرکوب آنها توسط نیروهای انتظامی زیر پا گذاردن حقوق اولیه کارگران است. همچنین پرداخت حقوق ایام اعتصاب بی کم و کاست باید به کارگران اعتصابی پرداخت شود.

کمپین حمایت از کارگران اعتصابی هفت تپه

کمیته پیگیری ایجاد تشکل های آزاد کارگری

برای امضا به آدرس زیر مراجعه نمایید:
+ نوشته شده توسط Victoriya |
از اعتصاب ايران خودرو متحدانه حمايت کنيم!

اعتصاب ايران خودرو عليرغم بالا رفتن تهديدات و فعاليت نيروهاى امنيتى و نظامى ادامه دارد. نفس اينکه اعتراض طبيعى کارگر براى بهبود شرايط کار و افرايش دستمزدها٬ آرامش بالائى ها را بهم ميريزد٬ نفس اينکه اعتراض و اعتصاب کارگرى لشکر قلم بدست و مواجب بگير و جاسوسان حرفه اى را به ميدان ميکشد٬ اهميت و جايگاه اعتراض متحد کارگرى را براى هر ناباورى روشن ميکند. قدرت اتحاد گسترده کارگران را هيچ قدرت اتمى و غير اتمى و هيچ ارتجاع سياه ضد کارگرى قادر به پاسخگوئى نيست. اين اعتصاب٬ سرمايه داران و سهام داران شرکتهاى ايران خودرو را٬ که بيشتر آنها تخم و ترکه هاى سران حکومتى هستند٬ به وحشت انداخته است. لذا تلاش ميکنند هر جلوه اتحاد کارگران را هدف قرار بگيرند. در سرويسهاى رفت و آمد٬ در سالنهاى توليد٬ در محوطه کارخانه و غذاخورى٬ نيروى اطلاعاتى و امنيتى مثل پاى سگ ريخته است. مزدوران حقوق بگيرى که نانشان را از جاسوسى و پرونده سازى براى کارگران ميخورند٬ به جان کارگران اعتصابى افتاده اند. کارگران را بصورت فردى احضار و سين جين ميکنند. تلاش ميکنند کارگران را از تحرک جمعى و تداوم اعتصاب بازدارند. با هر تکان کارگران اينجا و آنجا٬ حراستى ها و اطلاعاتى ها دنبال کشف و شناسائى "توطئه گران و محرکين کمونيست" هستند! تماشائى است! به هر درى ميزنند٬ به هر وسيله ضد انسانى و کثيف دست ميبرند تا تلاش شريف کارگران را به ناشريف ترين شيوه ها شکست دهند. و بدرجه اى که اعتصاب ادامه دارد- و زمزمه گسترش آن نيز هست – بى خاصيتى نيروهاى امنيتى و اطلاعاتى بيشتر برملا ميشود. نقش اين مزدوران اين است که کارگر را ساکت کنند تا توليد ادامه يابد و عاليجنابان نوکيسه از عرق و جان و جسم کارگر٬ و از گرسنگى و فقر کودکان و همسرانشان٬ سرمايه شان را فربه تر کنند. سرمايه اى که هر چه قدرتمند تر ميشود کارگر محرومتر و کارش براى مقابله با آن سخت تر ميشود. اينروزها که ادامه اعتصاب به کيسه حضرات کارفرماها ضرر ميرساند٬ چنگ و دندان امنيتى و پليسى و فضاى نظامى بيشتر و بيشتر خود را نشان ميدهد. هدف تمام اين تلاشها و تبليغات و پرونده سازيها اينست که اعتصاب را بخوابانند و به شکست بکشانند.

رفقاى کارگر اعتصابى ايران خودرو!
اعتصاب شما تا همين امروز نفس را در سينه بسيارى حبس کرده است. اگر سرمايه داران و نيروهاى مزدورشان نميتوانند وحشت خود را پنهان کنند٬ اما قلب ميليونها کارگر و خانواده کارگرى٬ و هر کسى که خبر اعتصاب و خواسته هاى آن بگوشش رسيده است٬ مملو از شور و اميد به آينده است. شما ايران خوردريها مکان مهم و محورى در جنبش کارگرى ايران داريد. اهرمى که دست شماست قوى است. موقعيت شما با صنايع ورشکسته و نيمه تعطيل يا واگذار شده تفاوت اساسى دارد. به قولى تيغ شما بسيار برنده است. همين موقعيت است که شما را پرچمدار مطالبات برحق کارگران کرده است. خواستهاى شما خواست طبقه کارگر ايران است. قدرت خود را دريابيد. انعطاف و مانور براى درهم شکستن اهداف کارفرماها و حراستى ها را وسيعا بکار گيريد. هيچ جا و سرهيچ تاکتيکى نبايد تا آخر رفت. آنجا که سياست اتخاذ شده دست و پاگير است بايد کنار گذاشته شود. آنجا که سياستى به اتحاد کارگران اعتصابى و گسترش اعتصاب لطمه ميزند بايد فورا کنار گذاشته شود. يک هدف حضور منظم نيروهاى امنيتى اينست که مانع تجمعات کارگران و تشکيل مجمع عمومى شوند. ميخواهند قدرت اجتماع کارگران را بزنند تا شايد شکستن اعتصاب ساده تر شود. تلاش ميکنند کارگران را در انفراد نسبى و کنترل پليسى نگاهدارند تا در کنار ارعاب و تهديد و پرونده سازى – و در مواردى وعده و وعيد به کارگران – خط کثيف و ضد کارگرى اعتصاب شکنى را رواج دهند. براى شما کارگران ايران خودرو روشن است که اينها براى شکستن اعتصاب و طفره رفتن از پاسخ به خواستهاى برحق و بديهى تان به هر شيوه کثيفى دست ميزنند. در مقابل با تمام اين تلاشها حفظ اتحاد و تقويت اتحاد و عزم کارگران بر تداوم اعتصاب کليدى است. يک تلاش ديگر اساسى و تعيين کننده٬ پيوستن ديگر بخشهاى ايران خودرو و شرکتهاى تابعه به اعتصاب است. زمينه گسترش اعتصاب وجود دارد و براى اين امر بايد آگاهانه و اوژانس تلاش بيشترى کرد.

رفقاى کارگر!
شرايط تحميل شده غير قابل تحمل است. اين اعتصاب درعين حال فرياد رفقاى ماست که در سالنهاى مختلف ايران خودرو تحت عنوان "سوانح کار" به قتل رسيدند٬ نقض عضو شدند و نام و خانواده آنها توسط اين جانيان حاکم جائى "فراموش" شد. نبايد بگذاريد شرايط طورى پيش برود که اين جنايات سرمايه عليه کارگران تکرار شود. تنها قدرت اتحاد شماست که ضامن پيروزى اعتصاب است.

کارگران مجموعه هاى تابعه ايران خودرو!
اگر رژيم اسلامى توانست با گسيل نيروهاى امنيتى و نظامى اش رفقاى اعتصابى ما را در پارس خودرو به خون بکشد و اعتصابشان را سرکوب و متفرق کند٬ يک دليلش اينبود که اين کارگران حمايت بقيه را همراه اعتصاب خود نداشتند. درد همه کارگران ايران خودرو مشترک است. درد طبقه کارگر ايران مشترک است. کار قراردادى و شرايط سخت و ناامن کار و بيحقوقى و فقر و فلاکت دمار از روزگار همه درآورده است. حال که نيروى وسيعى از کارگران در اعتصاب بسر ميبرند٬ شرايط براى طرح خواستهايتان آماده تر است. بايد اين مبارزه پرشور و وسيع را همراهى کرد و مانع از درهم شکستن آن شد. ورود به اعتصاب کارخانه جات تابعه ايران خودرو و ديگر سالنهاى توليد در همين مجموعه٬ اعتصاب فعلى را گامها به جلو ميراند و پيروزى را در دسترس قرار ميدهد. وقتش است که وارد عمل شويد. به همکاران و رفقايتان بپيونديد!

کارگران تهران٬ کارگران جاده صنعتى!
اعتصاب ايران خودرو يکى از تحرکات مهم کارگرى است که نتيجه آن تاثيرات تعيين کننده بر مبارزات کارگرى ميگذارد. از اعتصاب ايران خودرو به هر شکلى که برايتان مقدور است حمايت کنيد. مجمع عمومى تان را تشکيل دهيد و شيوه هاى حمايت را بررسى و راجع به آن تصميم بگيريد. اعتصاب حمايتى يا اخطارى کوتاه ميتواند يک راه باشد. حمايت از خانواده هاى کارگران اعتصابى٬ تشکيل صندوقهاى کمک به اعتصاب٬ تشکيل کميته هاى پخش اخبار اعتصاب و تبديل آن به يک موضوع مهم سياسى و اجتماعى در تهران بزرگ و کل ايران و دنيا٬ اقداماتى است که فورا بايد در دستور قرار گيرد. کارگران صنايع مختلف اما ميتوانند براى مطالبات برحق خود که ايران خودرويها مطرح کردند وارد ميدان شوند. شما هم ميتوانيد اعتصاب ايران خودرو را حمايت کنيد و هم درسها و مطالبات اين اعتصاب را در اعتراض و اعتصاب خود بکار گيريد و مطرح کنيد. حمايت کارگران تهران و بويژه سالنهاى ديگر ايران خودرو و صنايع و کارخانه جات تابعه در اين نبرد کارگرى تعيين کننده است. رهبران و فعالين کارگرى در اين مراکز صنعتى بايد نقش شايسته خود را ايفا کنند.

کارگران نفت٬ پتروشيمى ها٬ ذوب آهن و صنايع بزرگ٬ کارگران ايران!
از اعتصاب هم طبقه اى هايتان حمايت کنيد. پيروزى در ايران خودرو پيروزى کل طبقه کارگر است. دراين شرايط خطير انتظار کارگران اعتصابى اينست که صدايشان بلندتر شود. انتظارشان اينست که نيروى صف دشمن فشارش را بر روى اعتصابيون کم کند. و اين کار شماست. حمايت و اعتصاب شما در هر گوشه به اين امر کمک ميکند. صدايتان را عليه فقر و فلاکت و گرانى را بلند کنيد!

کارگران حق دارند زندگى انسانى داشته باشند! کارگران برده نيستند! چرا سهم ما از دلارهاى نجومى نفتى و ثروتى که خود توليد کرده ايم٬ فقر و گرسنگى و بيمارى و بيکارى و اعتياد و تن فروشى باشد؟ اين وضعيت را نپذيريد! حرف طبقه ما روشن است؛ ما انسانيم و حق زندگى داريم! ما گدائى نميکنيم! حق مان را ميخواهيم! اگر ما کار نکنيم کل جلال و جبروت اين سرمايه داران و عاليجنابان دود ميشود و هوا ميرود! از خون و جسم و جان ماست که اين مفت خورها براى خودشان کسى شده اند! از عرق و رنج و بدن خسته ماست که حقوق مزدوران حراستى و جاسوسها را ميدهند! ما حق داريم که اين وضعيت را تحمل نکنيم! اعتصاب ايران خودرو در شرايطى صورت گرفته که ديگر کارد به استخوان همه رسيده است.

حزب اتحاد کمونيسم کارگرى کارگران اعتصابى را به حفظ و تقويت اتحاد و تلاش دقيقتر براى خنثى کردن روشهاى رذيلانه کارفرماها و حراستيها فراميخواند. حزب٬ کارگران بخشهاى مختلف ايران خودرو و شرکتهاى تابعه را به حمايت فورى و پيوستن به اعتصاب همکارانشان دعوت ميکند. اين فرصت را بايد دريافت! حزب کارگران تهران و کشور را به حمايت فورى و عاجل و عملى از اعتصاب ايران خودرو فرا ميخواند!

زنده باد اتحاد و همسرنوشتى کارگران عليه سرمايه!
زنده باد کارگران اعتصابى ايران خودرو!
مرگ بر حکومت اسلامى سرمايه!
آزادى٬ برابرى٬ حکومت کارگرى!

 
حزب اتحاد کمونیسم کارگری
۴ جولای ٢٠٠٨ – ١۴ تير ١٣٨٧ 
 
+ نوشته شده توسط Victoriya |
تحریم اقتصادی بهانه جدید بیکارسازی

اخباری از کارخانه های فرش نقشین و نساجی کردستان

بنا به خبر دریافتی، کارفرمای کارخانه فرش نقشین سنندج به کارگران اعلام کرده است که روز چهارشنبه 12 تیر کارخانه تعطیل میشود. کارفرما به کارگران گفته روز 29 تیر ماه به کارخانه بیایند. قرار است در اینروز لیستی 30 نفره از کارگران اعلام شود که اخراج و به اداره بیمه معرفی شوند. کارفرما دلیل اخراج و بیکارسازی را تاثیرات تحریم اقتصادی بر بازار و عدم فروش کالاها ذکر کرده که همین وضعیت سیاست اخراج و بیکارسازی را الزامی کرده است!

این کارخانه 64 کارگر دارد که 20 نفر آنها دارای قرارداد یکساله و مابقی رسمی هستند. همزمان کارفرما به کارگران فشار آورده که خود را بازخرید کنند. کارگران که تجربیات مشابهی داشتند اعلام کردند که در صورت ایجاد شرایط بد کاری و تداوم سیاست فشار آوردن از طرف کارفرما، دست به تحصن خواهند زد. طی ماههای گذشته کارگران در مقابله با فشارهای کارفرما در مقابل استانداری تجمع کرده بودند که بخشا اعتراض شان با موفقیت خاتمه یافته بود.
 
بنا به خبر دیگری در ادامه فشار کارفرما و سیاست توطئه چینی توسط کمیته انظباطی، طی 3 روز گذشته 5 نفر دیگر از کارگران نساجی کردستان خود را بازخرید کردند. در دو هفته گذشته 8 نفر دیگر از کارگران این کارخانه خود را بازخرید کردند.

کارگران!
تاریخا سیاست سرمایه اینبوده که بار بحران اقتصادی را روی دوش طبقه کارگر بگذارند. حتی وقتی که دوره رونق اقتصادی است کارگر سهم بیشتری عایدش نمیشود. بهانه جدید بورژواها در مورد تاثیرات تحریم اقتصادی بر سود و زیان سرمایه ها گوشه دیگری از ماهیت ضد کارگری سرمایه را برملا میکند. کارگران مسبب تحریم اقتصادی نیستند، کارگران اعلام کردند "انرژی هسته ای نمیخواهیم، کارگران مخالف سیاست کشتار جمعی تحریم اقتصادی هستند، کارگران تنها تاوان جنگ بورژواها را با فقر بیشتر پرداختند، و امروز سرمایه داران اخراج و بیکاری و بازخرید را با این بهانه به کارگران تحمیل میکنند. کارگران باید در مقابل سیاستهای این مرتجعین بایستند و منفعت مستقیم و فوری شان را مطرح کنند. هیچ بهانه ای برای بیکارسازی قابل قبول نیست. اخراج باید ممنوع باشد. مسببین فقر و گرانی و تحریم اقتصادی باید راسا مسئولیت این اوضاع را بعهده بگیرند. همه افراد جامعه حق زندگی دارند و تامین معیشت هر فرد وظیفه جامعه است. اگر کار نیست بیمه بیکاری مکفی به هر فرد آماده به کار باید پرداخت شود. کارگران فرش نقشین و نساجی باید اهداف ضد کارگری سیاست بازخرید از جمله تسری کار قراردادی و موقت و تضعیف توان اعتراضی طبقه را بشناسند و آگاهانه با آن مقابله کنند.

حزب کارگران این صنایع و مراکز کارگری در کردستان را به متشکل شدن و طرح مطالبات رفاهی طبقه کارگر و سنگربندی علیه گرانی و فقر و بیکاری فرامیخواند.

مرگ بر حکومت اسلامی سرمایه!
آزادی، برابری، حکومت کارگری!

حزب اتحاد کمونیسم کارگری
1 جولای 2008 – 11 تیر 1387
 
+ نوشته شده توسط Victoriya |

پایان اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه و مهلت ٢٠روزه به مدیریت شرکت

 منبع سایت تریبون جوان

5 تیر 1387

بنا به گزارش سایت پیک ایران، روز چهارشنبه كارگران شركت كشت و صنعت نيشكر هفت تپه با دادن مهلتی 20 روزه به مدیران شرکت به اعتصاب خود پایان دادند.

بدنبال وعده مدیریت شرکت نیشکر هفت تپه نسبت به پرداخت مطالبات کارگران، کارگران مهتلی 3 هفته ای را برای مدیریت شرکت تعین کردند و به اعتصاب خود پایان دادند.
صدها کارگر شرکت کشت و صنعت نيشکر هفت تپه، روز ۲۷ خرداد ماه،  اعضاي هيات بازگشايي سنديکاي ‏کارگري خود را انتخاب کردند. تشکيل سنديکا، يکي از  خواسته هاي کارگران شرکت نيشکر هفت تپه در دو ‏سال اخير بوده است

 

+ نوشته شده توسط Victoriya |

گزارش

گلگشتی در "حمایت از کارگران هفت تپه "

در پی اعلام کمپین حمایت از کارگران اعتصابی هفت تپه از سوی کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای آزاد کارگری، شورای همکاری تشکلها و فعالین کارگری ، روز 24/3/1387 گلگشتی در حمایت از کارگران هفت تپه و بزرگداشت اعتصابات کوره پزخانه ها در سال 1338 بر گزار کرد .

دراین گلگشت اعضاء و نمایندگان برخی از تشکلها ی کارگری، زنان و دانشجویان حضور داشتند که طی مراسمی، نمایندگان برخی از گروهها و افراد شرکت کننده، در مورد مشکلات و مطالبات کارگران و بخصوص کارگران هفت تپه، سخنرانی نمودند. تمام این دوستان در مورد مشکلات عدیده ای که کارگران با آن روبرویند، خصوصاً در ایام اعتصا ب گفتگو کرده و بر ضرورت ایجاد یک صندوق اعتصاب، در پشتیبانی از کارگران اعتصا بی بخصوص کارگران هفت تپه تأکید نمودند. در شرایط حاظر حمایت تمام بخشهای کارگری از مبارزات یکدیگر ضروری بوده وحفظ اتحاد و همبستگی کارگران و فعالین در جهت برطرف کردن موانع، در راستای حمایت همه جانبه از کارگران اعتصابی جزء الویت های جنبش کارگری می باشد.

ازاین رو ما از شورای همکاری و همچنین دوستانی که در این گلگشت حضور داشتند تشکر و قدر دانی می کنیم و امید داریم دیگر دوستان نیز در حمایت همه جانبه از کارگران، خصوصاً کارگران اعتصابی هفت تپه هر چه در توان دارند انجام دهند.

 

پیروز باد اتحاد و همبستگی کارگران

کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای آزاد کارگری

26/3/1387

+ نوشته شده توسط Victoriya |

کارگران ایران خودرو آزادی جوانمير مرادي و طاها آزادی را به همه کارگران تبریک می گویند

 

دوستان و همکاران گرامی

   

جوانمير مرادي و طاها آزادي از اعضاي هيئت مديره اتحاديه آزاد كارگران ايران كه در مراسم روز جهاني كارگر در شهر عسلويه دستگير و به زندان منتقل شده بودند بعد از تحمل 47 روز زندان با قرار وثيقه 10ميليون توماني از زندان آزاد شدند

   

جرم این کارگران شرکت در مراسم روز جهانی کارگر واقدام به ایجاد تشکل آزاد کارگری و حمایت از کارگران اعتصابی نیشکر هفت تپه بود

   

کارگران ایران خودرو برگزاري مراسم روز جهاني كارگر را حق مسلم كارگران مي دانند و سرکوبی و دستگیری کارگران را به جرم شرکت در مراسم های روز کارگر و زندانی کردن کارگران را به جرم حق خواهی و شرکت در اعتراضات کارگری بشدت محکوم می کنند کارگران ایران خودرو آزادي جوانمير مرادي و طاها آزادي را به خانواده ، اتحاديه آزاد كارگران ايران و كليه كارگران حق طلب ايران و جهان تبريك مي گويد . و خواهان آزادی فوری همه زندانیان سیاسی و كارگران دربند بخصوص منصور اسالو رئيس هيئت مديره سنديكاي كارگران شركت واحد و کارگران هفت تپه نیشکر می باشند

   

دوستان کارگر

   

آزادی بیان وآزادی اجتماعات و شرکت در اعتراضات وایجاد تشکل های آزاد کارگری حق مسلم ما کارگران است

   

زنده باد همبستگی کارگری

   

جمعی از کارگران ایران خودرو

 

87/3/27

ikkarco@yahoo.com


+ نوشته شده توسط Victoriya |

جوانمير مرادى و طاها آزادى از زندان آزاد شدند!

جوانمير مرادى و طاها آزادى٬ فعالين کارگرى که در جريان برپائى مراسم اول مه در عسلويه دستگير و زندانى شدند٬ امروز دوشنبه ٢٧ خرداد حوالى ساعت چهار و نيم عصر٬ با ١٠ ميليون وثيقه از زندان آزاد شدند.

اين دو فعال کارگرى بيش از دو ماه صرفا به "جرم" شرکت و برگذارى مراسم اول مه زندانى شدند. در زندان تحت انواع بدرفتارى و شکنجه قرار گرفتند. با تلاش خانواده و وکيل اين کارگران٬ پرونده آنها به "دادگاه عسلويه" ارسال شد. ابتدا براى آزادى اين فعالين کارگرى وثيقه ١٠٠ ميليونى مطالبه شد٬ در حالى خود رژيم اسلامى ميداند که کارگر حقوق نگرفته و گرسنه چنين مبالغ و امکاناتى ندارد٬ ناچار شد وثيقه را به ١٠ ميليون تبديل کند.

روز سه شنبه گذشته خانواده هاى اين دو فعال کارگرى با در دست داشتن سند اين مبلغ تعيين شده به دادگسترى مراجعه کردند. مجددا دادگسترى شروع به سردواندن خانواده ها ميکند. ميگويد بايد سندها از طرف ادارات مربوطه در کرمانشاه تائيد شود تا اينجا به اجرا درآيد. نهايتا امروز و بعد از چند بار رفت و آمد و سرگردانى خانواده ها٬ جوانمير مرادى و طاها آزادى از زندان آزاد شدند.

ما آزادى اين فعالين را به خانواده آنها٬ کارگران و دوستان و همکارانشان تبريک ميگوئيم. تلاشمان را براى آزادى منصور اسانلو و کليه زندانيان سياسى گسترش دهيم.

 

مرگ بر حکومت اسلامى سرمایه!

آزادی، برابری، حکومت کارگری!
 

حزب اتحاد کمونیسم کارگری

١۶ ژوئن ۲۰۰۸ – ۲٧ خرداد ۱۳۸۷

+ نوشته شده توسط Victoriya |

بیانیۀ پایانی چهارمین کنفرانس بین المللی اتحادیه های کارگری

چهارمین کنفرانس بین المللی اتحادیه های کارگری در 23 تا 25 مه (2008) در گونن ترکیه با حضور اتحادیه های کارگری، فعالان اتحادیه های کارگری، و کارگران پیشرو از 14 کشور مختلف برگزار شد.

در طی دو روز، کنفرانس ما معضلات و مطالبات و تجارب طبقه کارگر و مبارزۀ اتحادیه ای را وارسی و ارزیابی نمود، و همچنین این فرصت را فراهم کرد تا به ارزیابی خطوط مبارزه و بسیج علیه معضلات موجود بپردازد.

در مقایسه با دوره های گذشته، تقریبا در همۀ کشورها حملات مشابهی نیاز به بسط همبستگی بین المللی و مبارزۀ مشترک را به ضرورت حادی بدل کرده است.

خط همکاری و طرفدار "دیالوگ اجتماعی" در اتحادیه های کارگری یک بن بست است. در نتیجۀ بحث های عرضه شده در کنفرانس، روشن شد که در یک سطح جهانی سیاست هایی عملی می شود که منجر به فروپاشی خدمات اجتماعی، افزایش کار موقتی، سقوط دستمزدهای واقعی، حمله به تأمین اجتماعی، خصوصی سازی، و بسیاری حملات دیگری به کارگران می شود.

مباحثات کنفرانس روشن کرد که امکان اینکه اتحادیه ها به مرکز مبارزۀ طبقه کارگر تبدیل شوند وجود دارد. در نتیجۀ آنچه در برخی کشورها تجربه شده و در کنفرانس در اختیار همه قرار گرفت، ما می بینیم که زمینه های مشخصی برای این امر وجود دارند. بنابراین توافق وجود دارد که وقتی ما به تکالیف اتحادیه های رزمنده می اندیشیم یکی از این تکالیف عمل کردن به این باور است.

در پی حملۀ 11 سپتامبر، مقولۀ "جنگ علیه ترور"، که بدوا توسط امریکا، اتحادیۀ اروپا، ناتو، و سایر نهادهای سیاسی-نظامی که موافق این مقوله بودند ساخته شد، نخست در اروپا و بعد در بسیاری دیگر از کشورها، در را بر رواج اندیشه ها و اعمال ناسیونالیستی و نژادپرستانه گشود. سرمایۀ بین المللی در این دوره ناسیونالیسم و نژادپرستی را بکار گرفته است تا دلایل واقعی بیکاری و فقر را پنهان دارد؛ سیاست های ضد دموکراتیک را اتخاذ کند؛ و حق حاکمیت ملی دولتها را نقض کند. ما می خواهیم توجه دهیم که کنفرانس ما با همۀ اشکال اندیشه ها و اعمال نژادپرستانه، با سیاست های تفرقه بیندازی که طبقه کارگر را هدف می گیرد، و با برده ساختن خلق ها مخالف است.

در آسیا و خاورمیانه و اروپای شرقی و آمریکای لاتین، نیروهای امپریالیستی هر شیوه ای را، و از جمله شیوه های نظامی را، بکار می گیرند تا هژمونی خود را تقویت و تضمین کنند. چنین تحولی منجر به افزایش بودجۀ نظامی کشورهای می شود، و آزادی های سیاسی و حقوق دموکراتیک را کاهش می دهد.

در طول کنفرانس به نکات زیر توجه ویژه ای مبذول شد:

- آزادی تشکل، رفع هرگونه مانعی برای حقوق و آزادی های اتحادیه ای، رفع همۀ اشکال سرکوب علیه فعالان اتحادیه ای، و آزادی فعالان اتحادیه ای دستگیر شده؛
- بهبود شرایط کار کارگران و اتخاذ هرگونه اقدام لازم در رابطه با بهداشت و ایمنی حین کار و برای کاهش حوادث محل کار؛
- در همۀ کشورها، در مقابله با فشار برای کاهش دستمزدها، مبارزه برای گسترش اتحادیه ها و حقوق سیاسی، و در وهلۀ اول دستمزدها و حقوق اجتماعی، باید بسط یابد؛
- سیاست هایی که باعث گسترش خصوصی سازی خدمات اجتماعی، افزایش سن بازنشستگی، و همچنین باعث خصوصی سازی بهداشت و آموزش و پرورش می شوند، می باید متوقف گردند. مبارزه برای پایان دادن به این قبیل سیاست های خصوصی سازی باید بسط یابد. حق آموزش و پرورش و بهداشت رایگان را باید پیگیرانه تأکید کرد.
- نیاز به گسترش و تقویت مبارزه علیه اتحادیه اروپا و مطالبۀ رفراندوم در مورد کنوانسیون اتحادیه اروپا.
- اتحادیه های کارگری باید به سازماندهی کارگران زن جوان که غیررسمی و بدون حمایت اند توجه ویژه ای داشته باشند؛
- علیه سیاست های تفرقه بینداز و رقابتی ای که ایدۀ تفاوت دستمزدها و موقعیت ها را تقویت می کند؛ طرح مطالبۀ "دستمزد برابر برای کار برابر"؛
- باید به مبارزه علیه بیکاری و فقر اهمیت ویژه ای داد، و توده های بیکاران را متشکل نمود؛
- حل تمام معضلاتی که کارگران زن به آن دچار اند، و پایان دادن به تبعیض جنسی؛
- به منظور غیرقانونی کردن تمام اشکال کار منعطف و موقتی باید در همۀ کشورها برای (تثبیت) روز کار نُرمال یک مبارزه پا بگیرد؛
- برای تضمین روز کار نُرمال، و برای پایدار و تضمین شده بودن روابط در محل کار و روابط در حین کار، باید یک مبارزه پا بگیرد؛
- بعنوان بخشی از مبارزه علیه بیکاری، ساعات کار می تواند همراه با حفظ میزان دستمزد و افراد محدودتر شود؛
- علیه تمام اشکال سیاست های تفرقه افکنانه که در برخی کشورها اتخاذ شده اند (مبنی بر تفاوت های قومی و افزایش احساسات خصمانه از جانب کارگران بومی علیه کارگران مهاجر و غیره) اتحادیه ها باید برادری و همبستگی بین کارگران را تقویت کنند؛
- افزایش آگاهی نسبت به تخریب محیط زیست که تولید کاپیتالیستی که تماما بر سود مبتنی است علت آن است. باید با اقدامات انحصارات بزرگ در به دست آوردن کنترل بر منابع طبیعی، و پیش از هر چیز بر منابع آب، مقابله کرد.

در کنفرانس به این نتیجه رسیدیم که فعالان اتحادیه ای که در کنفرانس حضور داشتند احساس می کنند به یک مبارزۀ مشترک تعلق دارند.

کنفرانس ما این اهداف را در برابر خود قرار داده است: سازمان دادن کنفرانس بعدی، تقویت پیوندهایی که در طی این کنفرانس ایجاد شده و ایجاد شیوه های ارتباطاتی لازم به منظور تحقق اهداف زیر:

کارگران، رنجبرن و ملت های تحت ستم به مبارزه ادامه می دهند و در برابر اشغال امپریالیستی مقاومت می کنند. کنفرانس ما خاطر نشان می کند که از تمام مبارزات ضد امپریالیستی و استقلال طلبانه، بخصوص در امریکای لاتین، خاورمیانه و آسیا، حمایت می کند. علاوه بر این، می خواهد که با شناخت حق تعیین سرنوشت، اشغال امپریالیستی عراق و افغانستان خاتمه یابد، به فلسطینی ها استقلال داده شود و مسالۀ کرد به نحوی دموکراتیک و مبتنی بر برابری حقوق حل گردد.

کنفرانس ما همبستگی خود را با همۀ کارگران در حال اعتصاب در سراسر جهان اعلام می کند و به ویژه بر همبستگی با این موارد تأکید می کند: کارگران هفت تپه در ایران؛ کارگران توزلا، یورسان، و ت.ای.جی.آ. در ترکیه؛ و کارگران فیات و آلفا رومئو در ایتالیا. همچنین کنفرانس خواهان آزادی فوری کارگرن اعتصابی دستگیر شده در مبارزۀ محلا در مصر، و منصور اسانلو در ایران است.

زنده باد اتحاد و همبستگی بین المللی طبقه کارگر

 

The Final Declaration of the
4th International Trade Union Conference

The 4th International Trade Union Conference has with the attendance of trade unions, trade unionists and progressive workers from 14 different countries gathered in Gonen-Turkey during 23-25 May.

During the two days, our conference has as well as unpacking and evaluating problems, demands and experiences of the working class and trade union struggle; also provided the opportunity to assess certain lines of struggle and mobilisation against existing problems.

In nearly all countries similar attacks take place in order to enable international capital to extract the maximum possible profit. This particular reality was demonstrated via the explanations trade unions from different countries made in their presentations vis-a-vis the liquidation of public services, examples of casualisation, the drop in real wage, attacks on social security right, privatisation and many other mentioned attacks.

Thus the character of such attacks has made the need to develop international solidarity and a common struggle, when compared previous periods, more of a dire need.

A collaborationist and pro-“social dialogue” line of trade unionism is a dead end. As a result of the presentations that have been made in the conference, it has become evident that the policies that lead to the breakdown of public services, foster casualisation, drop in the real wage levels, attacks on social security, privatisation and many other attacks directed at labourers has been practised on a world-wide scale.

The discussions in the conference have brought to daylight the possibility of making trade unions the centre of struggle for the working class. As a result of what has been experienced in certain countries and shared in the conference, we have seen that there are concrete grounds for this. Hence when we think about the duties of fighting trade union, there is a consensus that one of its duties is to practice this belief.

In the aftermath of 9/11 attacks, the concept of `war against terror`, which was constructed and pursued by to begin with the USA, EU, NATO and other politico-military institutions that were in favour of such a concept, has opened, firstly in Europe and many other countries, the door to the spread of nationalists and racist ideas and practices. International capital has used this period in order to: hinder the real causes of unemployment and poverty; implement anti-democratic policies; and injure the right to sovereignty by each state. We would like to note that our conference is against all forms of racist ideas and implementations, divisive politics that target the working class and enslavement of the people.

Imperialist forces in Asia to the Middle East from East Europe to Latin America use all necessary means, including militaristic means, to strengthen or sure up their hegemony. Such a development leads to: the rise in the amount that is spared for Defence in the budget of each country; and the minimisation of political freedoms and democratic rights.

During the conference a special reference and note was made of the following:

- The freedom to organise, removal of all stumbling blocks to trade union rights and freedoms, removal of all forms of oppression directed at trade unionists and release of detained trade unionists,
- Betterment in the work conditions of workers and, via implementing all necessary measures regarding health and safety at work, get in the way of incidents that occur at the workplaces,
- In all countries, against the pressures on wage levels, to begin with wages and social rights, the struggle for the enlargement of trade union and political rights should be developed,
- Policies that promote: the privatisation of social security and raising the pension age, as well as the privatisation of health and education and other forms privatisation should be frozen. A struggle to give an end to such privatisation policies should be developed. The right to free education and health should consistently be emphasised.
- The need to spread and strengthen the struggles against the EU and the demand of a referendum on the EU Convention,
- Trade unions should pay special attention to organising unprotected and unregistered young women workers,’
- Against the divisive and competitive policies fostered by the notion of differential pay and status; raise the demand of “equal pay for equal work”,
- A special importance should be paid to the fight against unemployment and poverty, and organising the unemployed masses,
- Resolution of all problems experienced by female workers and an end to gender discrimination,
- In order to illegalise all forms of flexible work and casualisation; a struggle should be put forward in all countries for a normal work day,
- A struggle should be put forward for the spread and protection of a normal work day; and stable, guaranteed and insured relations of and at work,
- As part of the struggle against unemployment, the hours of work could be limited in return for stable amount of wages and individuals,
- Against all forms of divisive policies that have been implemented in certain countries (based on ethnic differences and raising the feeling of animosity felt by the indigenous workers against the migrant workers and etc) the trade unions should strengthen the fraternity and solidarity amongst the working class,
- Raising awareness regarding the destruction caused to the environment by capitalist production, which is wholly based on profit. And, firstly on water resources, the initiatives by big monopolies to gain control of the natural resources should be opposed.

As a result of the conference, it has been stipulated that the trade unionists that have attended the conference share a common sense of struggle.

Our conference has put before itself the following aims: organising the next conference, strengthening the ties that have been built during this conference and developing the necessary means of communication and practices in order for these targets to materialise.

Workers, labourers and oppressed nations do continue to struggle and resist against imperialist occupation. Our conference does note that it is in support of, to begin with in Latin America, Middle East and Asia, all anti-imperialist struggles and independence movements. And further demands that via the appreciation of the right to self-determination: give an immediate end to the imperialist occupation in Iraq and Afghanistan; independence to the Palestinians and the democratic resolution of the Kurdish question based on equal rights.

Our conference, to begin with the Haft Tappeh Cane Sugar workers in Iran, Tuzla, Yorsan, Desa and TEGA workers in Turkey, Fiat and Alfa Romeo workers in Italy, is in solidarity with all workers on strike all over the world. Also it demands the immediate release of the workers detained as a result of Mahalla struggle in Egypt and Mansour Osanlou in Iran.

Long live the unity and international solidarity of the working class.

ترجمه و بازتکثیر انجمن کارگری جمال چراغ‌ویسی


www.akjch.blogfa.com
ankjch@yahoo.co.uk

+ نوشته شده توسط Victoriya |

اعضای سندیکای کارگری تومتیز ترکیه پس از برگزاری دادگاه در تاریخ 17/3/1387 تبرئه و از زندان آزاد شدند

 

تمامی اعضای دستگیر شده سندیکای کارگری تومتیز در ترکیه که در جریان برگزاری مراسم اول ماه مه دستگیر و به زندانی در شهر آنکارا منتقل شده بودند بعد از برگزاری اولین جلسه داد گاه علني و با حضور وكلاي مدافع و نماينده دادستان در شهر آنکارا تبرئه و آزاد شدند .

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه برگزاری مراسم روز جهانی کارگران را حق مسلم همه کارگران می داند و این حکم عادلانه را به تمامی کارگران ایران و جهان تبریک می گوید و امیدواریم هر چه زودتر شاهد آزادی آقای منصور اسالو رئیس هیئت مدیره سندیکا ی کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران که به خاطر دفاع از حقوق کارگران كه همان حقوق بشر است دستگیر و به 5 سال زندان محکوم شده است باشیم .

با امید به گسترش صلح و عدالت در جهان

سندیکای کارگران شرکت واحد

اتوبوسرانی تهران و حومه

17/3/1387

+ نوشته شده توسط Victoriya |

به مناسبت اولین سالگرد حزب اتحاد کمونیسم کارگری

 

یک سال از تشکیل حزب اتحاد کمونیسم کارگری میگذرد. حزب در این یک سال نه تنها قاطعانه کوشید تا آرمان ها و اهداف کمونیسم کارگری را پیگیری کند، بلکه تلاش بسیاری مصروف زنده کردن سبک کار و اصول سازمانی و انسانی کمونیسم منصور حکمت نمود.

 

حزب اتحاد کمونیسم کارگری در شرایطی تشکیل شد که ضربات بسیاری بر پیکر کمونیسم کارگری وارد آمده بود. اختلافات درون حزب کمونیست کارگری که به انشعاب سال ۲۰۰۴ انجامید، و ادامه مناسبات خصمانه میان دو حزب پس از انشعاب، جنبش کمونیسم کارگری را در شرایط بسیار دشواری قرار داد، پایه های اعتماد را در این جنبش تضعیف کرد و موجبات دلسردی و پراکندگی فزاینده را در میان صفوف آن فراهم آورد. دو حزبی که خود را به کمونیسم کارگری و منصور حکمت منتسب میکردند، الگوی مناسبی از حزبیت کمونیستی کارگری ارائه نمیدادند. سیاست های متناقض و زیگزاگ زدن های چپ و راست آنها باعث تضعیف هر چه بیشتر کمونیسم کارگری حکمتی در عرصه سیاست و سازمانیابی و اصولی گری کمونیستی شد.

 

حزب اتحاد کمونیسم کارگری بدنبال اوجگیری اختلافات سیاسی، سازمانی، سبک کاری و اصولی در حزب کمونیست کارگری که به ایجاد فراکسیون و جدایی بخشی از کادرهای رهبری حزب انجامید، تشکیل شد. حزب اتحاد کمونیسم کارگری از بدو تشکیل بر اصولی گری کمونیستی، بر پیگیری سیاست های کمونیستی، رادیکالیسم اجتماعی و زمینی کمونیسم کارگری و سبک کار اصولی و انسانی تاکید گذاشت. اکنون یک سال پس از تشکیل حزب، میتوان با افتخار اعلام کرد که حزب در پیگیری اهداف و سیاست هایی که در مقابل خود گذارده بود تا حد زیادی موفق شده است. حزب کوشیده است جای خود را تا حدود زیادی در میان طبقه کارگر و جنبش کارگری باز کند، توانسته است با پیگیری رادیکالیسم اجتماعی و کمونیستی در میان جنبش های اجتماعی پای خود را تا حدودی محکم کند. ارتباطات وسیع حزب، محبوبیت آن، علیرغم مدت کوتاهی که از تشکیل آن میگذرد، گواه این مساله است.

 

علاوه بر تلاش بر تحکیم حزبیت و دنبال کردن سیاست های سازمان گرایانه کمونیستی، حزب موفق شده است تا میزان بسیار زیادی دیوار آهنین نفرت و سکتاریسم درون جنبش کمونیسم کارگری را ذوب کند. مبارزه پیگیر علیه سکتاریسم، تلاش فشرده و متمرکز برای ایجاد اتحاد و رفاقت کمونیستی درون صفوف این جنبش، اعتماد های بسیاری را بازسازی کرده و دلسردی ها را به امید به آینده کمونیسم بدل کرده است. در این راه حزب با موانع و سنگ انداری های بسیار روبرو بود. علیرغم فضای مسموم و زهر آلودی که حککا علیه حزب و رهبری آن ایجاد کرده بود، حزب از هدف خود منحرف نشد و با هوشیاری، درایت، و صبور در جهت بازسازی فضای کمونیستی و رفیقانه کوشید. فعالیت و پیگیری حزب در این جهت فضای اعتماد و امید را تا حدود زیادی به صفوف کمونیسم کارگری بازگردانده است.

 

ما هنوز راه بسیاری تا نائل آمدن به اهداف و آرمان های ارزشمند خود داریم. راه پر نشیب و فراز و پر سنگلاخ است. به این امر واقفیم. اما اکنون اطمینان داریم که قادریم این مسیر را با قاطعیت، از خود گذشتگی و با اتکاء همیشگی به گنجینه تئوریک و سیاسی منصور حکمت پی گیریم. برقراری یک ارتباط تنگاتنگ با اعتراض سوسیالیستی طبقه کارگر و جنبش کارگری، تامین رهبری کمونیستی بر جنبش های اجتماعی رادیکال اعتراضی، رادیکالیزه کردن جنبش سرنگونی مردم، تعیین سیاست های راهگشا و عقب نشاندن نقاط توقفی که بورژوازی در مقابل این جنبش قرار میدهد کاری است که ما در مقابل خود قرار داده ایم. افق مان روشن است. برنامه مبارزاتی مان بسیار روشن، رادیکال و راهگشا است. و با تمام قوا جهت رفع ضعف ها و کاستی هایمان بعنوان یک حزب سیاسی کمونیستی که باید به حزب سیاسی کارگران بدل شود تلاش میکنیم. این حزب باید به تمام معنا به حزب سیاسی کارگران بدل شود، حزب سیاسی وسیعی که مردم برای تحقق امیدهای خود برای یک دنیای بهتر و یک جامعه آزاد و برابر به آن می پیوندند. حزب اتحاد کمونیسم کارگری پرچم کمونیسم مارکس و منصور حکمت را برافراشته نگاه داشته است. ما همه فعالین کمونیست را به پیوستن به حزب اتحاد کمونیسم کارگری فرامیخوانیم!

 

کارگران به حزب خود بپیوندید! مردم آزادیخواه و برابری طلب حزب خود را تقویت کنید تا بتوانیم با هم رژیم اسلامی را به زیر کشیم و بر ویرانه های آن جمهوری سوسیالیستی، نظام رفاه، سعادت، آزادی و برابری را بنا کنیم.

مرگ بر جمهوری اسلامی
زنده باد جمهوری سوسیالستی
آزادی، برابری، حکومت کارگری

حزب اتحاد کمونیسم کارگری
۳ خرداد ۱۳۸۷-۲۳ مه ۲۰۰۸ 

+ نوشته شده توسط Victoriya |