تبليغاتX
حمايت از كارگران
برای دفاع از مبارزات انقلابی کارگران نیشکرهفت تپه متحد شویم!


بیش از یک سال است که کارگران نیشکر هفت تپه برای دستیابی به خواست های خود، دست از کار می کشند، تجمع اعتراضی راه می اندازند و برای رساندن صدای اعتراضشان حتی اقدام به تظاهرات می کنند. رفقای ما در نیشکر هفت تپه اکنون به خوبی دریافته اند تنها راه رسیدن به خواست هایشان راه اعتراض، راه اعتصاب و راه مبارزه است. آنان مشعلی را برافروخته اند که شعله فروزان آن فرا راه همه کارگران ایران می باشد. همچنانکه پیش از این نیز فروغ آذرخش مبارزۀ انقلابی کارگران در برخی کارخانه ها و مراکز کارگـری نمایان گشته است.
کارگران انقلابی پروژه های پارس جنوبی نیز با الهام از این مبارزه و براساس برادری طبقاتی کارگران، در دفاع و حمایت از مبارزات انقلابی کارگران نیشکر هفت تپه از هیچ تلاشی فرو گذاری نمی کنند.
اما خواست های کارگران نیشکر هفت تپه چیست که مدیران و سرمایه داران حاکم این گونه به هراس افتاده اند و دیوانه وار به هر شیوۀ ضد کارگری و ضد انسانی متوسـل می شوند تا آ نان را سرکوب کرده و صدای اعتراض کارگران را خفه سازند؟
کارگران نیشکر هفت تپه می گویند: چندین ماه است که مدیران کارخانه و صاحبان سرمایه از پرداخت مزدمان سر باز می زنند. وقتی کارگران حتی از گرفتن مزد خویش محرومند چگونه می توانند معاش روزمره خود را تأمین نمایند؟ چگونه می توانند فرزندان خود را برای تحصیل به مدرسه بفرستند در حالی که قادر به سیر کردن خانوادۀ خود نیستند؟ چگونه می توانند از بهداشت و رفاه حداقل برخوردار باشند درحالی که در فقر مطلق دست و پا میزنند و از سوء تغذیه رنج می برند؟
کارگران نیشکر هفت تپه می گویند: هرکدام از ما سالهاست که در کارخانه و مزارع نیشکر سلامتی و نیروی جوانی خود را به قیمت به حرکت در آوردن چرخ این صنعت و انباشته گشتن سرمایه های سرمایه داران از دست داده ایم. باید ازامنیت شغلی برخوردار باشیم تا سرمایه داران مجاز نباشند هر زمان که اراده کنند کارگران را اخراج نموده و ما را از امرار معاشمان محروم سازند.
کارگران نیشکر هفت تپه می گویند: از بهره کشی از نیروی کار ماست که سرمایه داران در کاخها ی امن و ویلاهای مجلل به آسایش و آرامش رسیده اند. آنان می گویند: داشتن مسکن مناسب حق کارگران است.
کارگران نیشکر هفت تپه می گویند: ما و همه کارگران برای بدست آوردن خواست های خود، برای افزایش نیروی مبارزاتی و آگاهی طبقاتی، برای ایجاد همبستگی و یکپارچگی و برای مقابلۀ متحد و متشکل کارگران در برابر سرمایه داران و ارگانهای سرکوب جمهوری اسلامی نیازمند تقویت روحیۀ رزمندگی و قوای متشکل خود و نیازمند تشکل مستقل طبقاتی (مستقل از دولت، کارفرمایان، احزاب و نهادهای مذهبی) هستیم. از این رو ایجاد اتحادیه مستقل کارگری (سندیکا) حق مسلم ماست و باید برای برپایی آن تلاش کنیم.
آری پرداخت حقوق معوقه، اعتراض به اخراج و بیکارسازی، داشتن مسکن مناسب، عدم پیگری امنیتی و قضایی کارگران مبارز و آزادی کارگران زندانی و برخورداری از سندیکای مستقل حق کارگران نیشکر هفت تپه و طبقۀ کارگر ایران است.
چگونه می توانیم نسبت به منافع طبقاتی خود بی اعتنا باشیم و از دوستی و برادری میان طبقه کارگر سخن نگوییم؟
چگونه می توانیم از ظلم و ستم و سرکوب سرمایه داران و زمین داران حاکم ابراز تنفر و انزجار نکنیم و شاهد به بند کشیدن رفقای کارگر و فعالان کارگری باشیم؟
جنبش اعتراضی کارگران نیشکر هفت تپه توانائی خویش را در نمایش تظاهرات خیابانی و برداشتن گامهای مؤثر در راه تحقق بخشیدن به ایجاد تشکل صنعتی و سندیکای طبقاتی خود نمایان ساخته است. پیشتازی رفقای ما در صنعت نیشکر بستر نوینی را در گستره جنبش انقلابی کارگران گشوده است. با حمایت سراسری از این جنبش انقلابی صف متحد ارتش کار را درمقابل سرکوب گران سرمایه دار و حاکمیت ضد انقلابی آ نها برپا کنیم و پرچم انقلاب کارگران را بر تارک جنبش انقلابی کارگران و زحمتکشان برافراشته سازیم.

زنده بـاد اتحاد طبقـه کارگـر
پیش بسوی تشکیل اتحایه های مستقل کارگری (سندیکا) و تدارک انقلاب کارگری

زنده بـــــــاد سوسیالیســــــــــــــــــــم

کارگران انقلابی پروژه های پارس جنوبی
کمیته انقلابی کارگران ایران
تـــــیرماه 1387

+

بیانیه اعلام حمایت از کارگران اعتصابی نیشکر هفت تپه

ما امضا کنندگان ذیل، حمایت خود را از خواسته های کارگران اعتصابی هفت تپه اعلام داشته و مصراً خواهان آن هستیم که کارگران اخراجی بدون قید و شرط به سر کار خود باز گردند و کارگران زندانی هر چه سریعتر آزاد شوند، کلیه حقوق کارگران پرداخت شده و آزادی فعالیت سندیکایی به رسمیت شناخته شود. اعتصاب حق کارگران است و سرکوب آنها توسط نیروهای انتظامی زیر پا گذاردن حقوق اولیه کارگران است. همچنین پرداخت حقوق ایام اعتصاب بی کم و کاست باید به کارگران اعتصابی پرداخت شود.

کمپین حمایت از کارگران اعتصابی هفت تپه

کمیته پیگیری ایجاد تشکل های آزاد کارگری

برای امضا به آدرس زیر مراجعه نمایید:
+
از اعتصاب ايران خودرو متحدانه حمايت کنيم!

اعتصاب ايران خودرو عليرغم بالا رفتن تهديدات و فعاليت نيروهاى امنيتى و نظامى ادامه دارد. نفس اينکه اعتراض طبيعى کارگر براى بهبود شرايط کار و افرايش دستمزدها٬ آرامش بالائى ها را بهم ميريزد٬ نفس اينکه اعتراض و اعتصاب کارگرى لشکر قلم بدست و مواجب بگير و جاسوسان حرفه اى را به ميدان ميکشد٬ اهميت و جايگاه اعتراض متحد کارگرى را براى هر ناباورى روشن ميکند. قدرت اتحاد گسترده کارگران را هيچ قدرت اتمى و غير اتمى و هيچ ارتجاع سياه ضد کارگرى قادر به پاسخگوئى نيست. اين اعتصاب٬ سرمايه داران و سهام داران شرکتهاى ايران خودرو را٬ که بيشتر آنها تخم و ترکه هاى سران حکومتى هستند٬ به وحشت انداخته است. لذا تلاش ميکنند هر جلوه اتحاد کارگران را هدف قرار بگيرند. در سرويسهاى رفت و آمد٬ در سالنهاى توليد٬ در محوطه کارخانه و غذاخورى٬ نيروى اطلاعاتى و امنيتى مثل پاى سگ ريخته است. مزدوران حقوق بگيرى که نانشان را از جاسوسى و پرونده سازى براى کارگران ميخورند٬ به جان کارگران اعتصابى افتاده اند. کارگران را بصورت فردى احضار و سين جين ميکنند. تلاش ميکنند کارگران را از تحرک جمعى و تداوم اعتصاب بازدارند. با هر تکان کارگران اينجا و آنجا٬ حراستى ها و اطلاعاتى ها دنبال کشف و شناسائى "توطئه گران و محرکين کمونيست" هستند! تماشائى است! به هر درى ميزنند٬ به هر وسيله ضد انسانى و کثيف دست ميبرند تا تلاش شريف کارگران را به ناشريف ترين شيوه ها شکست دهند. و بدرجه اى که اعتصاب ادامه دارد- و زمزمه گسترش آن نيز هست – بى خاصيتى نيروهاى امنيتى و اطلاعاتى بيشتر برملا ميشود. نقش اين مزدوران اين است که کارگر را ساکت کنند تا توليد ادامه يابد و عاليجنابان نوکيسه از عرق و جان و جسم کارگر٬ و از گرسنگى و فقر کودکان و همسرانشان٬ سرمايه شان را فربه تر کنند. سرمايه اى که هر چه قدرتمند تر ميشود کارگر محرومتر و کارش براى مقابله با آن سخت تر ميشود. اينروزها که ادامه اعتصاب به کيسه حضرات کارفرماها ضرر ميرساند٬ چنگ و دندان امنيتى و پليسى و فضاى نظامى بيشتر و بيشتر خود را نشان ميدهد. هدف تمام اين تلاشها و تبليغات و پرونده سازيها اينست که اعتصاب را بخوابانند و به شکست بکشانند.

رفقاى کارگر اعتصابى ايران خودرو!
اعتصاب شما تا همين امروز نفس را در سينه بسيارى حبس کرده است. اگر سرمايه داران و نيروهاى مزدورشان نميتوانند وحشت خود را پنهان کنند٬ اما قلب ميليونها کارگر و خانواده کارگرى٬ و هر کسى که خبر اعتصاب و خواسته هاى آن بگوشش رسيده است٬ مملو از شور و اميد به آينده است. شما ايران خوردريها مکان مهم و محورى در جنبش کارگرى ايران داريد. اهرمى که دست شماست قوى است. موقعيت شما با صنايع ورشکسته و نيمه تعطيل يا واگذار شده تفاوت اساسى دارد. به قولى تيغ شما بسيار برنده است. همين موقعيت است که شما را پرچمدار مطالبات برحق کارگران کرده است. خواستهاى شما خواست طبقه کارگر ايران است. قدرت خود را دريابيد. انعطاف و مانور براى درهم شکستن اهداف کارفرماها و حراستى ها را وسيعا بکار گيريد. هيچ جا و سرهيچ تاکتيکى نبايد تا آخر رفت. آنجا که سياست اتخاذ شده دست و پاگير است بايد کنار گذاشته شود. آنجا که سياستى به اتحاد کارگران اعتصابى و گسترش اعتصاب لطمه ميزند بايد فورا کنار گذاشته شود. يک هدف حضور منظم نيروهاى امنيتى اينست که مانع تجمعات کارگران و تشکيل مجمع عمومى شوند. ميخواهند قدرت اجتماع کارگران را بزنند تا شايد شکستن اعتصاب ساده تر شود. تلاش ميکنند کارگران را در انفراد نسبى و کنترل پليسى نگاهدارند تا در کنار ارعاب و تهديد و پرونده سازى – و در مواردى وعده و وعيد به کارگران – خط کثيف و ضد کارگرى اعتصاب شکنى را رواج دهند. براى شما کارگران ايران خودرو روشن است که اينها براى شکستن اعتصاب و طفره رفتن از پاسخ به خواستهاى برحق و بديهى تان به هر شيوه کثيفى دست ميزنند. در مقابل با تمام اين تلاشها حفظ اتحاد و تقويت اتحاد و عزم کارگران بر تداوم اعتصاب کليدى است. يک تلاش ديگر اساسى و تعيين کننده٬ پيوستن ديگر بخشهاى ايران خودرو و شرکتهاى تابعه به اعتصاب است. زمينه گسترش اعتصاب وجود دارد و براى اين امر بايد آگاهانه و اوژانس تلاش بيشترى کرد.

رفقاى کارگر!
شرايط تحميل شده غير قابل تحمل است. اين اعتصاب درعين حال فرياد رفقاى ماست که در سالنهاى مختلف ايران خودرو تحت عنوان "سوانح کار" به قتل رسيدند٬ نقض عضو شدند و نام و خانواده آنها توسط اين جانيان حاکم جائى "فراموش" شد. نبايد بگذاريد شرايط طورى پيش برود که اين جنايات سرمايه عليه کارگران تکرار شود. تنها قدرت اتحاد شماست که ضامن پيروزى اعتصاب است.

کارگران مجموعه هاى تابعه ايران خودرو!
اگر رژيم اسلامى توانست با گسيل نيروهاى امنيتى و نظامى اش رفقاى اعتصابى ما را در پارس خودرو به خون بکشد و اعتصابشان را سرکوب و متفرق کند٬ يک دليلش اينبود که اين کارگران حمايت بقيه را همراه اعتصاب خود نداشتند. درد همه کارگران ايران خودرو مشترک است. درد طبقه کارگر ايران مشترک است. کار قراردادى و شرايط سخت و ناامن کار و بيحقوقى و فقر و فلاکت دمار از روزگار همه درآورده است. حال که نيروى وسيعى از کارگران در اعتصاب بسر ميبرند٬ شرايط براى طرح خواستهايتان آماده تر است. بايد اين مبارزه پرشور و وسيع را همراهى کرد و مانع از درهم شکستن آن شد. ورود به اعتصاب کارخانه جات تابعه ايران خودرو و ديگر سالنهاى توليد در همين مجموعه٬ اعتصاب فعلى را گامها به جلو ميراند و پيروزى را در دسترس قرار ميدهد. وقتش است که وارد عمل شويد. به همکاران و رفقايتان بپيونديد!

کارگران تهران٬ کارگران جاده صنعتى!
اعتصاب ايران خودرو يکى از تحرکات مهم کارگرى است که نتيجه آن تاثيرات تعيين کننده بر مبارزات کارگرى ميگذارد. از اعتصاب ايران خودرو به هر شکلى که برايتان مقدور است حمايت کنيد. مجمع عمومى تان را تشکيل دهيد و شيوه هاى حمايت را بررسى و راجع به آن تصميم بگيريد. اعتصاب حمايتى يا اخطارى کوتاه ميتواند يک راه باشد. حمايت از خانواده هاى کارگران اعتصابى٬ تشکيل صندوقهاى کمک به اعتصاب٬ تشکيل کميته هاى پخش اخبار اعتصاب و تبديل آن به يک موضوع مهم سياسى و اجتماعى در تهران بزرگ و کل ايران و دنيا٬ اقداماتى است که فورا بايد در دستور قرار گيرد. کارگران صنايع مختلف اما ميتوانند براى مطالبات برحق خود که ايران خودرويها مطرح کردند وارد ميدان شوند. شما هم ميتوانيد اعتصاب ايران خودرو را حمايت کنيد و هم درسها و مطالبات اين اعتصاب را در اعتراض و اعتصاب خود بکار گيريد و مطرح کنيد. حمايت کارگران تهران و بويژه سالنهاى ديگر ايران خودرو و صنايع و کارخانه جات تابعه در اين نبرد کارگرى تعيين کننده است. رهبران و فعالين کارگرى در اين مراکز صنعتى بايد نقش شايسته خود را ايفا کنند.

کارگران نفت٬ پتروشيمى ها٬ ذوب آهن و صنايع بزرگ٬ کارگران ايران!
از اعتصاب هم طبقه اى هايتان حمايت کنيد. پيروزى در ايران خودرو پيروزى کل طبقه کارگر است. دراين شرايط خطير انتظار کارگران اعتصابى اينست که صدايشان بلندتر شود. انتظارشان اينست که نيروى صف دشمن فشارش را بر روى اعتصابيون کم کند. و اين کار شماست. حمايت و اعتصاب شما در هر گوشه به اين امر کمک ميکند. صدايتان را عليه فقر و فلاکت و گرانى را بلند کنيد!

کارگران حق دارند زندگى انسانى داشته باشند! کارگران برده نيستند! چرا سهم ما از دلارهاى نجومى نفتى و ثروتى که خود توليد کرده ايم٬ فقر و گرسنگى و بيمارى و بيکارى و اعتياد و تن فروشى باشد؟ اين وضعيت را نپذيريد! حرف طبقه ما روشن است؛ ما انسانيم و حق زندگى داريم! ما گدائى نميکنيم! حق مان را ميخواهيم! اگر ما کار نکنيم کل جلال و جبروت اين سرمايه داران و عاليجنابان دود ميشود و هوا ميرود! از خون و جسم و جان ماست که اين مفت خورها براى خودشان کسى شده اند! از عرق و رنج و بدن خسته ماست که حقوق مزدوران حراستى و جاسوسها را ميدهند! ما حق داريم که اين وضعيت را تحمل نکنيم! اعتصاب ايران خودرو در شرايطى صورت گرفته که ديگر کارد به استخوان همه رسيده است.

حزب اتحاد کمونيسم کارگرى کارگران اعتصابى را به حفظ و تقويت اتحاد و تلاش دقيقتر براى خنثى کردن روشهاى رذيلانه کارفرماها و حراستيها فراميخواند. حزب٬ کارگران بخشهاى مختلف ايران خودرو و شرکتهاى تابعه را به حمايت فورى و پيوستن به اعتصاب همکارانشان دعوت ميکند. اين فرصت را بايد دريافت! حزب کارگران تهران و کشور را به حمايت فورى و عاجل و عملى از اعتصاب ايران خودرو فرا ميخواند!

زنده باد اتحاد و همسرنوشتى کارگران عليه سرمايه!
زنده باد کارگران اعتصابى ايران خودرو!
مرگ بر حکومت اسلامى سرمايه!
آزادى٬ برابرى٬ حکومت کارگرى!

 
حزب اتحاد کمونیسم کارگری
۴ جولای ٢٠٠٨ – ١۴ تير ١٣٨٧ 
 
+
تحریم اقتصادی بهانه جدید بیکارسازی

اخباری از کارخانه های فرش نقشین و نساجی کردستان

بنا به خبر دریافتی، کارفرمای کارخانه فرش نقشین سنندج به کارگران اعلام کرده است که روز چهارشنبه 12 تیر کارخانه تعطیل میشود. کارفرما به کارگران گفته روز 29 تیر ماه به کارخانه بیایند. قرار است در اینروز لیستی 30 نفره از کارگران اعلام شود که اخراج و به اداره بیمه معرفی شوند. کارفرما دلیل اخراج و بیکارسازی را تاثیرات تحریم اقتصادی بر بازار و عدم فروش کالاها ذکر کرده که همین وضعیت سیاست اخراج و بیکارسازی را الزامی کرده است!

این کارخانه 64 کارگر دارد که 20 نفر آنها دارای قرارداد یکساله و مابقی رسمی هستند. همزمان کارفرما به کارگران فشار آورده که خود را بازخرید کنند. کارگران که تجربیات مشابهی داشتند اعلام کردند که در صورت ایجاد شرایط بد کاری و تداوم سیاست فشار آوردن از طرف کارفرما، دست به تحصن خواهند زد. طی ماههای گذشته کارگران در مقابله با فشارهای کارفرما در مقابل استانداری تجمع کرده بودند که بخشا اعتراض شان با موفقیت خاتمه یافته بود.
 
بنا به خبر دیگری در ادامه فشار کارفرما و سیاست توطئه چینی توسط کمیته انظباطی، طی 3 روز گذشته 5 نفر دیگر از کارگران نساجی کردستان خود را بازخرید کردند. در دو هفته گذشته 8 نفر دیگر از کارگران این کارخانه خود را بازخرید کردند.

کارگران!
تاریخا سیاست سرمایه اینبوده که بار بحران اقتصادی را روی دوش طبقه کارگر بگذارند. حتی وقتی که دوره رونق اقتصادی است کارگر سهم بیشتری عایدش نمیشود. بهانه جدید بورژواها در مورد تاثیرات تحریم اقتصادی بر سود و زیان سرمایه ها گوشه دیگری از ماهیت ضد کارگری سرمایه را برملا میکند. کارگران مسبب تحریم اقتصادی نیستند، کارگران اعلام کردند "انرژی هسته ای نمیخواهیم، کارگران مخالف سیاست کشتار جمعی تحریم اقتصادی هستند، کارگران تنها تاوان جنگ بورژواها را با فقر بیشتر پرداختند، و امروز سرمایه داران اخراج و بیکاری و بازخرید را با این بهانه به کارگران تحمیل میکنند. کارگران باید در مقابل سیاستهای این مرتجعین بایستند و منفعت مستقیم و فوری شان را مطرح کنند. هیچ بهانه ای برای بیکارسازی قابل قبول نیست. اخراج باید ممنوع باشد. مسببین فقر و گرانی و تحریم اقتصادی باید راسا مسئولیت این اوضاع را بعهده بگیرند. همه افراد جامعه حق زندگی دارند و تامین معیشت هر فرد وظیفه جامعه است. اگر کار نیست بیمه بیکاری مکفی به هر فرد آماده به کار باید پرداخت شود. کارگران فرش نقشین و نساجی باید اهداف ضد کارگری سیاست بازخرید از جمله تسری کار قراردادی و موقت و تضعیف توان اعتراضی طبقه را بشناسند و آگاهانه با آن مقابله کنند.

حزب کارگران این صنایع و مراکز کارگری در کردستان را به متشکل شدن و طرح مطالبات رفاهی طبقه کارگر و سنگربندی علیه گرانی و فقر و بیکاری فرامیخواند.

مرگ بر حکومت اسلامی سرمایه!
آزادی، برابری، حکومت کارگری!

حزب اتحاد کمونیسم کارگری
1 جولای 2008 – 11 تیر 1387
 
+

پایان اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه و مهلت ٢٠روزه به مدیریت شرکت

 منبع سایت تریبون جوان

5 تیر 1387

بنا به گزارش سایت پیک ایران، روز چهارشنبه كارگران شركت كشت و صنعت نيشكر هفت تپه با دادن مهلتی 20 روزه به مدیران شرکت به اعتصاب خود پایان دادند.

بدنبال وعده مدیریت شرکت نیشکر هفت تپه نسبت به پرداخت مطالبات کارگران، کارگران مهتلی 3 هفته ای را برای مدیریت شرکت تعین کردند و به اعتصاب خود پایان دادند.
صدها کارگر شرکت کشت و صنعت نيشکر هفت تپه، روز ۲۷ خرداد ماه،  اعضاي هيات بازگشايي سنديکاي ‏کارگري خود را انتخاب کردند. تشکيل سنديکا، يکي از  خواسته هاي کارگران شرکت نيشکر هفت تپه در دو ‏سال اخير بوده است

 

+

گزارش

گلگشتی در "حمایت از کارگران هفت تپه "

در پی اعلام کمپین حمایت از کارگران اعتصابی هفت تپه از سوی کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای آزاد کارگری، شورای همکاری تشکلها و فعالین کارگری ، روز 24/3/1387 گلگشتی در حمایت از کارگران هفت تپه و بزرگداشت اعتصابات کوره پزخانه ها در سال 1338 بر گزار کرد .

دراین گلگشت اعضاء و نمایندگان برخی از تشکلها ی کارگری، زنان و دانشجویان حضور داشتند که طی مراسمی، نمایندگان برخی از گروهها و افراد شرکت کننده، در مورد مشکلات و مطالبات کارگران و بخصوص کارگران هفت تپه، سخنرانی نمودند. تمام این دوستان در مورد مشکلات عدیده ای که کارگران با آن روبرویند، خصوصاً در ایام اعتصا ب گفتگو کرده و بر ضرورت ایجاد یک صندوق اعتصاب، در پشتیبانی از کارگران اعتصا بی بخصوص کارگران هفت تپه تأکید نمودند. در شرایط حاظر حمایت تمام بخشهای کارگری از مبارزات یکدیگر ضروری بوده وحفظ اتحاد و همبستگی کارگران و فعالین در جهت برطرف کردن موانع، در راستای حمایت همه جانبه از کارگران اعتصابی جزء الویت های جنبش کارگری می باشد.

ازاین رو ما از شورای همکاری و همچنین دوستانی که در این گلگشت حضور داشتند تشکر و قدر دانی می کنیم و امید داریم دیگر دوستان نیز در حمایت همه جانبه از کارگران، خصوصاً کارگران اعتصابی هفت تپه هر چه در توان دارند انجام دهند.

 

پیروز باد اتحاد و همبستگی کارگران

کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای آزاد کارگری

26/3/1387

+

کارگران ایران خودرو آزادی جوانمير مرادي و طاها آزادی را به همه کارگران تبریک می گویند

 

دوستان و همکاران گرامی

   

جوانمير مرادي و طاها آزادي از اعضاي هيئت مديره اتحاديه آزاد كارگران ايران كه در مراسم روز جهاني كارگر در شهر عسلويه دستگير و به زندان منتقل شده بودند بعد از تحمل 47 روز زندان با قرار وثيقه 10ميليون توماني از زندان آزاد شدند

   

جرم این کارگران شرکت در مراسم روز جهانی کارگر واقدام به ایجاد تشکل آزاد کارگری و حمایت از کارگران اعتصابی نیشکر هفت تپه بود

   

کارگران ایران خودرو برگزاري مراسم روز جهاني كارگر را حق مسلم كارگران مي دانند و سرکوبی و دستگیری کارگران را به جرم شرکت در مراسم های روز کارگر و زندانی کردن کارگران را به جرم حق خواهی و شرکت در اعتراضات کارگری بشدت محکوم می کنند کارگران ایران خودرو آزادي جوانمير مرادي و طاها آزادي را به خانواده ، اتحاديه آزاد كارگران ايران و كليه كارگران حق طلب ايران و جهان تبريك مي گويد . و خواهان آزادی فوری همه زندانیان سیاسی و كارگران دربند بخصوص منصور اسالو رئيس هيئت مديره سنديكاي كارگران شركت واحد و کارگران هفت تپه نیشکر می باشند

   

دوستان کارگر

   

آزادی بیان وآزادی اجتماعات و شرکت در اعتراضات وایجاد تشکل های آزاد کارگری حق مسلم ما کارگران است

   

زنده باد همبستگی کارگری

   

جمعی از کارگران ایران خودرو

 

87/3/27

ikkarco@yahoo.com


+

جوانمير مرادى و طاها آزادى از زندان آزاد شدند!

جوانمير مرادى و طاها آزادى٬ فعالين کارگرى که در جريان برپائى مراسم اول مه در عسلويه دستگير و زندانى شدند٬ امروز دوشنبه ٢٧ خرداد حوالى ساعت چهار و نيم عصر٬ با ١٠ ميليون وثيقه از زندان آزاد شدند.

اين دو فعال کارگرى بيش از دو ماه صرفا به "جرم" شرکت و برگذارى مراسم اول مه زندانى شدند. در زندان تحت انواع بدرفتارى و شکنجه قرار گرفتند. با تلاش خانواده و وکيل اين کارگران٬ پرونده آنها به "دادگاه عسلويه" ارسال شد. ابتدا براى آزادى اين فعالين کارگرى وثيقه ١٠٠ ميليونى مطالبه شد٬ در حالى خود رژيم اسلامى ميداند که کارگر حقوق نگرفته و گرسنه چنين مبالغ و امکاناتى ندارد٬ ناچار شد وثيقه را به ١٠ ميليون تبديل کند.

روز سه شنبه گذشته خانواده هاى اين دو فعال کارگرى با در دست داشتن سند اين مبلغ تعيين شده به دادگسترى مراجعه کردند. مجددا دادگسترى شروع به سردواندن خانواده ها ميکند. ميگويد بايد سندها از طرف ادارات مربوطه در کرمانشاه تائيد شود تا اينجا به اجرا درآيد. نهايتا امروز و بعد از چند بار رفت و آمد و سرگردانى خانواده ها٬ جوانمير مرادى و طاها آزادى از زندان آزاد شدند.

ما آزادى اين فعالين را به خانواده آنها٬ کارگران و دوستان و همکارانشان تبريک ميگوئيم. تلاشمان را براى آزادى منصور اسانلو و کليه زندانيان سياسى گسترش دهيم.

 

مرگ بر حکومت اسلامى سرمایه!

آزادی، برابری، حکومت کارگری!
 

حزب اتحاد کمونیسم کارگری

١۶ ژوئن ۲۰۰۸ – ۲٧ خرداد ۱۳۸۷

+

بیانیۀ پایانی چهارمین کنفرانس بین المللی اتحادیه های کارگری

چهارمین کنفرانس بین المللی اتحادیه های کارگری در 23 تا 25 مه (2008) در گونن ترکیه با حضور اتحادیه های کارگری، فعالان اتحادیه های کارگری، و کارگران پیشرو از 14 کشور مختلف برگزار شد.

در طی دو روز، کنفرانس ما معضلات و مطالبات و تجارب طبقه کارگر و مبارزۀ اتحادیه ای را وارسی و ارزیابی نمود، و همچنین این فرصت را فراهم کرد تا به ارزیابی خطوط مبارزه و بسیج علیه معضلات موجود بپردازد.

در مقایسه با دوره های گذشته، تقریبا در همۀ کشورها حملات مشابهی نیاز به بسط همبستگی بین المللی و مبارزۀ مشترک را به ضرورت حادی بدل کرده است.

خط همکاری و طرفدار "دیالوگ اجتماعی" در اتحادیه های کارگری یک بن بست است. در نتیجۀ بحث های عرضه شده در کنفرانس، روشن شد که در یک سطح جهانی سیاست هایی عملی می شود که منجر به فروپاشی خدمات اجتماعی، افزایش کار موقتی، سقوط دستمزدهای واقعی، حمله به تأمین اجتماعی، خصوصی سازی، و بسیاری حملات دیگری به کارگران می شود.

مباحثات کنفرانس روشن کرد که امکان اینکه اتحادیه ها به مرکز مبارزۀ طبقه کارگر تبدیل شوند وجود دارد. در نتیجۀ آنچه در برخی کشورها تجربه شده و در کنفرانس در اختیار همه قرار گرفت، ما می بینیم که زمینه های مشخصی برای این امر وجود دارند. بنابراین توافق وجود دارد که وقتی ما به تکالیف اتحادیه های رزمنده می اندیشیم یکی از این تکالیف عمل کردن به این باور است.

در پی حملۀ 11 سپتامبر، مقولۀ "جنگ علیه ترور"، که بدوا توسط امریکا، اتحادیۀ اروپا، ناتو، و سایر نهادهای سیاسی-نظامی که موافق این مقوله بودند ساخته شد، نخست در اروپا و بعد در بسیاری دیگر از کشورها، در را بر رواج اندیشه ها و اعمال ناسیونالیستی و نژادپرستانه گشود. سرمایۀ بین المللی در این دوره ناسیونالیسم و نژادپرستی را بکار گرفته است تا دلایل واقعی بیکاری و فقر را پنهان دارد؛ سیاست های ضد دموکراتیک را اتخاذ کند؛ و حق حاکمیت ملی دولتها را نقض کند. ما می خواهیم توجه دهیم که کنفرانس ما با همۀ اشکال اندیشه ها و اعمال نژادپرستانه، با سیاست های تفرقه بیندازی که طبقه کارگر را هدف می گیرد، و با برده ساختن خلق ها مخالف است.

در آسیا و خاورمیانه و اروپای شرقی و آمریکای لاتین، نیروهای امپریالیستی هر شیوه ای را، و از جمله شیوه های نظامی را، بکار می گیرند تا هژمونی خود را تقویت و تضمین کنند. چنین تحولی منجر به افزایش بودجۀ نظامی کشورهای می شود، و آزادی های سیاسی و حقوق دموکراتیک را کاهش می دهد.

در طول کنفرانس به نکات زیر توجه ویژه ای مبذول شد:

- آزادی تشکل، رفع هرگونه مانعی برای حقوق و آزادی های اتحادیه ای، رفع همۀ اشکال سرکوب علیه فعالان اتحادیه ای، و آزادی فعالان اتحادیه ای دستگیر شده؛
- بهبود شرایط کار کارگران و اتخاذ هرگونه اقدام لازم در رابطه با بهداشت و ایمنی حین کار و برای کاهش حوادث محل کار؛
- در همۀ کشورها، در مقابله با فشار برای کاهش دستمزدها، مبارزه برای گسترش اتحادیه ها و حقوق سیاسی، و در وهلۀ اول دستمزدها و حقوق اجتماعی، باید بسط یابد؛
- سیاست هایی که باعث گسترش خصوصی سازی خدمات اجتماعی، افزایش سن بازنشستگی، و همچنین باعث خصوصی سازی بهداشت و آموزش و پرورش می شوند، می باید متوقف گردند. مبارزه برای پایان دادن به این قبیل سیاست های خصوصی سازی باید بسط یابد. حق آموزش و پرورش و بهداشت رایگان را باید پیگیرانه تأکید کرد.
- نیاز به گسترش و تقویت مبارزه علیه اتحادیه اروپا و مطالبۀ رفراندوم در مورد کنوانسیون اتحادیه اروپا.
- اتحادیه های کارگری باید به سازماندهی کارگران زن جوان که غیررسمی و بدون حمایت اند توجه ویژه ای داشته باشند؛
- علیه سیاست های تفرقه بینداز و رقابتی ای که ایدۀ تفاوت دستمزدها و موقعیت ها را تقویت می کند؛ طرح مطالبۀ "دستمزد برابر برای کار برابر"؛
- باید به مبارزه علیه بیکاری و فقر اهمیت ویژه ای داد، و توده های بیکاران را متشکل نمود؛
- حل تمام معضلاتی که کارگران زن به آن دچار اند، و پایان دادن به تبعیض جنسی؛
- به منظور غیرقانونی کردن تمام اشکال کار منعطف و موقتی باید در همۀ کشورها برای (تثبیت) روز کار نُرمال یک مبارزه پا بگیرد؛
- برای تضمین روز کار نُرمال، و برای پایدار و تضمین شده بودن روابط در محل کار و روابط در حین کار، باید یک مبارزه پا بگیرد؛
- بعنوان بخشی از مبارزه علیه بیکاری، ساعات کار می تواند همراه با حفظ میزان دستمزد و افراد محدودتر شود؛
- علیه تمام اشکال سیاست های تفرقه افکنانه که در برخی کشورها اتخاذ شده اند (مبنی بر تفاوت های قومی و افزایش احساسات خصمانه از جانب کارگران بومی علیه کارگران مهاجر و غیره) اتحادیه ها باید برادری و همبستگی بین کارگران را تقویت کنند؛
- افزایش آگاهی نسبت به تخریب محیط زیست که تولید کاپیتالیستی که تماما بر سود مبتنی است علت آن است. باید با اقدامات انحصارات بزرگ در به دست آوردن کنترل بر منابع طبیعی، و پیش از هر چیز بر منابع آب، مقابله کرد.

در کنفرانس به این نتیجه رسیدیم که فعالان اتحادیه ای که در کنفرانس حضور داشتند احساس می کنند به یک مبارزۀ مشترک تعلق دارند.

کنفرانس ما این اهداف را در برابر خود قرار داده است: سازمان دادن کنفرانس بعدی، تقویت پیوندهایی که در طی این کنفرانس ایجاد شده و ایجاد شیوه های ارتباطاتی لازم به منظور تحقق اهداف زیر:

کارگران، رنجبرن و ملت های تحت ستم به مبارزه ادامه می دهند و در برابر اشغال امپریالیستی مقاومت می کنند. کنفرانس ما خاطر نشان می کند که از تمام مبارزات ضد امپریالیستی و استقلال طلبانه، بخصوص در امریکای لاتین، خاورمیانه و آسیا، حمایت می کند. علاوه بر این، می خواهد که با شناخت حق تعیین سرنوشت، اشغال امپریالیستی عراق و افغانستان خاتمه یابد، به فلسطینی ها استقلال داده شود و مسالۀ کرد به نحوی دموکراتیک و مبتنی بر برابری حقوق حل گردد.

کنفرانس ما همبستگی خود را با همۀ کارگران در حال اعتصاب در سراسر جهان اعلام می کند و به ویژه بر همبستگی با این موارد تأکید می کند: کارگران هفت تپه در ایران؛ کارگران توزلا، یورسان، و ت.ای.جی.آ. در ترکیه؛ و کارگران فیات و آلفا رومئو در ایتالیا. همچنین کنفرانس خواهان آزادی فوری کارگرن اعتصابی دستگیر شده در مبارزۀ محلا در مصر، و منصور اسانلو در ایران است.

زنده باد اتحاد و همبستگی بین المللی طبقه کارگر

 

The Final Declaration of the
4th International Trade Union Conference

The 4th International Trade Union Conference has with the attendance of trade unions, trade unionists and progressive workers from 14 different countries gathered in Gonen-Turkey during 23-25 May.

During the two days, our conference has as well as unpacking and evaluating problems, demands and experiences of the working class and trade union struggle; also provided the opportunity to assess certain lines of struggle and mobilisation against existing problems.

In nearly all countries similar attacks take place in order to enable international capital to extract the maximum possible profit. This particular reality was demonstrated via the explanations trade unions from different countries made in their presentations vis-a-vis the liquidation of public services, examples of casualisation, the drop in real wage, attacks on social security right, privatisation and many other mentioned attacks.

Thus the character of such attacks has made the need to develop international solidarity and a common struggle, when compared previous periods, more of a dire need.

A collaborationist and pro-“social dialogue” line of trade unionism is a dead end. As a result of the presentations that have been made in the conference, it has become evident that the policies that lead to the breakdown of public services, foster casualisation, drop in the real wage levels, attacks on social security, privatisation and many other attacks directed at labourers has been practised on a world-wide scale.

The discussions in the conference have brought to daylight the possibility of making trade unions the centre of struggle for the working class. As a result of what has been experienced in certain countries and shared in the conference, we have seen that there are concrete grounds for this. Hence when we think about the duties of fighting trade union, there is a consensus that one of its duties is to practice this belief.

In the aftermath of 9/11 attacks, the concept of `war against terror`, which was constructed and pursued by to begin with the USA, EU, NATO and other politico-military institutions that were in favour of such a concept, has opened, firstly in Europe and many other countries, the door to the spread of nationalists and racist ideas and practices. International capital has used this period in order to: hinder the real causes of unemployment and poverty; implement anti-democratic policies; and injure the right to sovereignty by each state. We would like to note that our conference is against all forms of racist ideas and implementations, divisive politics that target the working class and enslavement of the people.

Imperialist forces in Asia to the Middle East from East Europe to Latin America use all necessary means, including militaristic means, to strengthen or sure up their hegemony. Such a development leads to: the rise in the amount that is spared for Defence in the budget of each country; and the minimisation of political freedoms and democratic rights.

During the conference a special reference and note was made of the following:

- The freedom to organise, removal of all stumbling blocks to trade union rights and freedoms, removal of all forms of oppression directed at trade unionists and release of detained trade unionists,
- Betterment in the work conditions of workers and, via implementing all necessary measures regarding health and safety at work, get in the way of incidents that occur at the workplaces,
- In all countries, against the pressures on wage levels, to begin with wages and social rights, the struggle for the enlargement of trade union and political rights should be developed,
- Policies that promote: the privatisation of social security and raising the pension age, as well as the privatisation of health and education and other forms privatisation should be frozen. A struggle to give an end to such privatisation policies should be developed. The right to free education and health should consistently be emphasised.
- The need to spread and strengthen the struggles against the EU and the demand of a referendum on the EU Convention,
- Trade unions should pay special attention to organising unprotected and unregistered young women workers,’
- Against the divisive and competitive policies fostered by the notion of differential pay and status; raise the demand of “equal pay for equal work”,
- A special importance should be paid to the fight against unemployment and poverty, and organising the unemployed masses,
- Resolution of all problems experienced by female workers and an end to gender discrimination,
- In order to illegalise all forms of flexible work and casualisation; a struggle should be put forward in all countries for a normal work day,
- A struggle should be put forward for the spread and protection of a normal work day; and stable, guaranteed and insured relations of and at work,
- As part of the struggle against unemployment, the hours of work could be limited in return for stable amount of wages and individuals,
- Against all forms of divisive policies that have been implemented in certain countries (based on ethnic differences and raising the feeling of animosity felt by the indigenous workers against the migrant workers and etc) the trade unions should strengthen the fraternity and solidarity amongst the working class,
- Raising awareness regarding the destruction caused to the environment by capitalist production, which is wholly based on profit. And, firstly on water resources, the initiatives by big monopolies to gain control of the natural resources should be opposed.

As a result of the conference, it has been stipulated that the trade unionists that have attended the conference share a common sense of struggle.

Our conference has put before itself the following aims: organising the next conference, strengthening the ties that have been built during this conference and developing the necessary means of communication and practices in order for these targets to materialise.

Workers, labourers and oppressed nations do continue to struggle and resist against imperialist occupation. Our conference does note that it is in support of, to begin with in Latin America, Middle East and Asia, all anti-imperialist struggles and independence movements. And further demands that via the appreciation of the right to self-determination: give an immediate end to the imperialist occupation in Iraq and Afghanistan; independence to the Palestinians and the democratic resolution of the Kurdish question based on equal rights.

Our conference, to begin with the Haft Tappeh Cane Sugar workers in Iran, Tuzla, Yorsan, Desa and TEGA workers in Turkey, Fiat and Alfa Romeo workers in Italy, is in solidarity with all workers on strike all over the world. Also it demands the immediate release of the workers detained as a result of Mahalla struggle in Egypt and Mansour Osanlou in Iran.

Long live the unity and international solidarity of the working class.

ترجمه و بازتکثیر انجمن کارگری جمال چراغ‌ویسی


www.akjch.blogfa.com
ankjch@yahoo.co.uk

+

اعضای سندیکای کارگری تومتیز ترکیه پس از برگزاری دادگاه در تاریخ 17/3/1387 تبرئه و از زندان آزاد شدند

 

تمامی اعضای دستگیر شده سندیکای کارگری تومتیز در ترکیه که در جریان برگزاری مراسم اول ماه مه دستگیر و به زندانی در شهر آنکارا منتقل شده بودند بعد از برگزاری اولین جلسه داد گاه علني و با حضور وكلاي مدافع و نماينده دادستان در شهر آنکارا تبرئه و آزاد شدند .

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه برگزاری مراسم روز جهانی کارگران را حق مسلم همه کارگران می داند و این حکم عادلانه را به تمامی کارگران ایران و جهان تبریک می گوید و امیدواریم هر چه زودتر شاهد آزادی آقای منصور اسالو رئیس هیئت مدیره سندیکا ی کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران که به خاطر دفاع از حقوق کارگران كه همان حقوق بشر است دستگیر و به 5 سال زندان محکوم شده است باشیم .

با امید به گسترش صلح و عدالت در جهان

سندیکای کارگران شرکت واحد

اتوبوسرانی تهران و حومه

17/3/1387

+

به مناسبت اولین سالگرد حزب اتحاد کمونیسم کارگری

 

یک سال از تشکیل حزب اتحاد کمونیسم کارگری میگذرد. حزب در این یک سال نه تنها قاطعانه کوشید تا آرمان ها و اهداف کمونیسم کارگری را پیگیری کند، بلکه تلاش بسیاری مصروف زنده کردن سبک کار و اصول سازمانی و انسانی کمونیسم منصور حکمت نمود.

 

حزب اتحاد کمونیسم کارگری در شرایطی تشکیل شد که ضربات بسیاری بر پیکر کمونیسم کارگری وارد آمده بود. اختلافات درون حزب کمونیست کارگری که به انشعاب سال ۲۰۰۴ انجامید، و ادامه مناسبات خصمانه میان دو حزب پس از انشعاب، جنبش کمونیسم کارگری را در شرایط بسیار دشواری قرار داد، پایه های اعتماد را در این جنبش تضعیف کرد و موجبات دلسردی و پراکندگی فزاینده را در میان صفوف آن فراهم آورد. دو حزبی که خود را به کمونیسم کارگری و منصور حکمت منتسب میکردند، الگوی مناسبی از حزبیت کمونیستی کارگری ارائه نمیدادند. سیاست های متناقض و زیگزاگ زدن های چپ و راست آنها باعث تضعیف هر چه بیشتر کمونیسم کارگری حکمتی در عرصه سیاست و سازمانیابی و اصولی گری کمونیستی شد.

 

حزب اتحاد کمونیسم کارگری بدنبال اوجگیری اختلافات سیاسی، سازمانی، سبک کاری و اصولی در حزب کمونیست کارگری که به ایجاد فراکسیون و جدایی بخشی از کادرهای رهبری حزب انجامید، تشکیل شد. حزب اتحاد کمونیسم کارگری از بدو تشکیل بر اصولی گری کمونیستی، بر پیگیری سیاست های کمونیستی، رادیکالیسم اجتماعی و زمینی کمونیسم کارگری و سبک کار اصولی و انسانی تاکید گذاشت. اکنون یک سال پس از تشکیل حزب، میتوان با افتخار اعلام کرد که حزب در پیگیری اهداف و سیاست هایی که در مقابل خود گذارده بود تا حد زیادی موفق شده است. حزب کوشیده است جای خود را تا حدود زیادی در میان طبقه کارگر و جنبش کارگری باز کند، توانسته است با پیگیری رادیکالیسم اجتماعی و کمونیستی در میان جنبش های اجتماعی پای خود را تا حدودی محکم کند. ارتباطات وسیع حزب، محبوبیت آن، علیرغم مدت کوتاهی که از تشکیل آن میگذرد، گواه این مساله است.

 

علاوه بر تلاش بر تحکیم حزبیت و دنبال کردن سیاست های سازمان گرایانه کمونیستی، حزب موفق شده است تا میزان بسیار زیادی دیوار آهنین نفرت و سکتاریسم درون جنبش کمونیسم کارگری را ذوب کند. مبارزه پیگیر علیه سکتاریسم، تلاش فشرده و متمرکز برای ایجاد اتحاد و رفاقت کمونیستی درون صفوف این جنبش، اعتماد های بسیاری را بازسازی کرده و دلسردی ها را به امید به آینده کمونیسم بدل کرده است. در این راه حزب با موانع و سنگ انداری های بسیار روبرو بود. علیرغم فضای مسموم و زهر آلودی که حککا علیه حزب و رهبری آن ایجاد کرده بود، حزب از هدف خود منحرف نشد و با هوشیاری، درایت، و صبور در جهت بازسازی فضای کمونیستی و رفیقانه کوشید. فعالیت و پیگیری حزب در این جهت فضای اعتماد و امید را تا حدود زیادی به صفوف کمونیسم کارگری بازگردانده است.

 

ما هنوز راه بسیاری تا نائل آمدن به اهداف و آرمان های ارزشمند خود داریم. راه پر نشیب و فراز و پر سنگلاخ است. به این امر واقفیم. اما اکنون اطمینان داریم که قادریم این مسیر را با قاطعیت، از خود گذشتگی و با اتکاء همیشگی به گنجینه تئوریک و سیاسی منصور حکمت پی گیریم. برقراری یک ارتباط تنگاتنگ با اعتراض سوسیالیستی طبقه کارگر و جنبش کارگری، تامین رهبری کمونیستی بر جنبش های اجتماعی رادیکال اعتراضی، رادیکالیزه کردن جنبش سرنگونی مردم، تعیین سیاست های راهگشا و عقب نشاندن نقاط توقفی که بورژوازی در مقابل این جنبش قرار میدهد کاری است که ما در مقابل خود قرار داده ایم. افق مان روشن است. برنامه مبارزاتی مان بسیار روشن، رادیکال و راهگشا است. و با تمام قوا جهت رفع ضعف ها و کاستی هایمان بعنوان یک حزب سیاسی کمونیستی که باید به حزب سیاسی کارگران بدل شود تلاش میکنیم. این حزب باید به تمام معنا به حزب سیاسی کارگران بدل شود، حزب سیاسی وسیعی که مردم برای تحقق امیدهای خود برای یک دنیای بهتر و یک جامعه آزاد و برابر به آن می پیوندند. حزب اتحاد کمونیسم کارگری پرچم کمونیسم مارکس و منصور حکمت را برافراشته نگاه داشته است. ما همه فعالین کمونیست را به پیوستن به حزب اتحاد کمونیسم کارگری فرامیخوانیم!

 

کارگران به حزب خود بپیوندید! مردم آزادیخواه و برابری طلب حزب خود را تقویت کنید تا بتوانیم با هم رژیم اسلامی را به زیر کشیم و بر ویرانه های آن جمهوری سوسیالیستی، نظام رفاه، سعادت، آزادی و برابری را بنا کنیم.

مرگ بر جمهوری اسلامی
زنده باد جمهوری سوسیالستی
آزادی، برابری، حکومت کارگری

حزب اتحاد کمونیسم کارگری
۳ خرداد ۱۳۸۷-۲۳ مه ۲۰۰۸ 

+

بیانیه کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای آزاد کارگری

به کمپین حمایت از کارگران نیشکر هفت تپه بپیوندید



کارگران، زحمتکشان، ملت غیور ایران

سرمایه داری ایران در راستای اجرای سیاست های سرمایه جهانی و به دنبال استراتژی جهانی سازی و استثمار هر چه بیشتر طبقه کارگر، در کنار خصوصی سازی و تسهیل صدور سرمایه و ارز و دیگر سیاست های نولیبرالی، مرزهای گمرکی را کمرنگ نموده و واردات بسیاری از اقلام مصرفی را آزاد نموده است. نتیجه ی چنین اقدامی تعطیلی گسترده ی بسیاری از خطوط تولیدات داخلی و در نتیجه بیکاری و اخراج ِ جمعی ِ کارگران این صنایع و رشد فقر و گرسنگی و سیر نزولی دستمزدها بوده است. اینک، در زمانیکه سرمایه داران با فروش زمین ها و کارخانه ها و ماشین آلات و اقدامات دلال صفتانه مشغول انباشت کلان ثروت های ملی می باشند، طبقه کارگر ایران مجبور است برای بقا با دستمزدهای زیر خط فقر بسازد، و بر مبنایِ قراردادهای موقت و سفید امضاء و محرومیت از کلیه ی حقوق قانونی و امکانات رفاهی کار کند، و در صورت هر اقدام اعتراضی و یا کوشش برای سازمانیابی در تشکل های مستقل کارگری با شلاق ، زور و زندان روبرو گردد. با این حال، حتی با اعمال چنین سیاست های قهرآمیزی جنبش کارگری ایران بصورت روزمره روند اعتلایی و تکامل خود را ادامه می دهد. اثبات این مدعا را می توان در هرچه گسترده تر شدن مبارزات کارگری در اقصا نقاط کشور و روند تکاملی سطوح خواسته ها و مطالبات کارگران ار آغاز اعتراضات سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه تا مبارزات کارگران کشتیرانی صدرا، فرش البرز، مبارزات کارگران صنایع نساجی و معادن، کیان تایر و صدها اعتصاب و اعتراض دیگر ، و امروز در اعتصابات کارگران کشت و صنعت نیشکر هفت تپه، که بیانگر اوج مبارزات کارگری است، مشاهده نمود.

امروز بیست و سومین روز از دور جدید مبارزات هشت ماهه یِ کارگران هفت تپه را پشت سر گذاشته ایم. هشت ماه است که کارگران پرداخت حقوق معوقه خود، احیاء سندیکای مستقل، جلوگیری از تعطیلی پروژه های شرکت کشت و صنعت هفت تپه و فروش زمین های کشاورزی، کارخانه ها و ماشین آلات این مجتمع را طلب کرده اند. اما سرمایه داری ایران با مقاومت در برابر چنین خواسته های تنها با زور ، شلاق، بند و اسلحه پاسخ کارگران را داده است. هشت ماه است که خانواده های ایشان، زن و بچه، پیر و جوان، از حصول درآمدی مستمر، هر چند قلیل نیز محروم بوده اند. هشت ماه است که بیماران شان درمان ندیده اند. کودکانشان، پوشاک و کیف و کفش و کتاب و قلم و دفتر نداشته اند. کارگرانی که تا دیرور سفره ایرانیان را شیرین می کردند، اکنون تنها تلخی زندگی را به کام خویش می یابند. در پاسخ به چنین شرایط رقت باری است که علیرغم دشواری های تحمیل شده بر کارگران ،صدای اعتراض خود را بلندتر کرده و خواهان برکناری مسئولانی گشته اند که در عاملیت سرمایه چنین اوضاعی برای ایشان بوجود آورده اند. آنها در دور جدید مبارزات خود خواست برکناری مسئولان حراست مجتمع، هیئت مدیره ی شرکت و فرماندار شهر گشته اند.

کارگران، همدردان و همیاران

همه می دانیم که شرایط کار و زندگی کارگران نیشکر هفت تپه مختص به آنان نبوده و خواست تمامی کارگران و بیانگر درد مشترک ماست. کارگران ایران در هر صنفی که شاغل بوده، یا باشند با اخراج های دستجمعی، دستمزدهای زیر خط فقر و حداقل قانونی، قراردادهای سفید امضاء و موقت و تعطیلی کارخانه ها و فقر گسترده روبرو هستند. مبارزه ی قاطعانه ی کارگران هفت تپه باید مبارزه ی همه یِ ما باشد.


کارگران ، مردم آزاد یخواه

بدینوسیله کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای آزاد کارگری آغاز کمپین حمایت و همبستگی با کارگران کشت و صنعت هفت تپه را اعلام نموده و تمام توان خود را در جهت اطلاع رسانی از شرایط وخیم کارگران ، جلب حمایت های ما دی و معنوی مردم ایران و جهان برای حما یت و همبستگی با کارگران اعتصا بی به کار خواهد برد.وازتمامی کارگران، آزادیخواهان ،جنبش های اجتماعی، حامیان کارگران و زحمتکشان، می خواهد، تا در جهت ایجاد همبستگی طبقاتی در ایران و جهان، مقابله با اعمال فشارهای سیاسی داخلی و بین المللی و جلب حمایت های مالی برای کمک به پیشبرد مبارزات و تسهیل شرایط مبارزاتی کارگران اعتصابی به ما پیوسته، ضمن اعلام حمایت معنوی اقدام به حمایت های عملی و مالی نمایند.

کمیته پیگیری ایجاد تشکل های آزاد کارگری در جهت پیشبرد اهداف یاد شده آماده پذیرش هرگونه پیشنهاد همکاری و اقدام مشترک است.


اعتصاب و تشکل مستقل، حق مسلم ماست




کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای آزاد کارگری

هفتم خرداد ماه 1387
 



برای دریافت اطلاعات بیشتر و امر اطلاع رسانی با تماس حاصل کنید:

1. خانم دارابی (سخنگوی کمیته پیگیری) با شماره یِ : 09125672058

2. آقای محمد اشرفی (سخنگوی کمپین) با شماره ی : 09358265700

3. آقای آیت نیافر (سخنگوی کمپین) با شماره یِ : 09329252275

4. آقای بینا داراب زند (سخنگویِ بین المللی – زبان انگلیسی) با شماره یِ : 09354515989

+

پرسش و پاسخ در مورد سازماندهی کارگری
 
م.  رازی


سؤالات زير بين سال های 1376 تا  1378 توسط برخی از رفقای جنبش کارگری مطرح شد، که پاسخ به آنها  توسط رفيق م.  رازی  در نشريه «کارگر سوسياليست»، تحت عنوان «سازمانده کارگری»، آن دوره انتشار يافت.  گرچه برخی از نکات شامل  مرور زمان شده؛ اما بدليل اهميت مسايل مطروحه مجموعه آن در اختيار کارگران پيشرو ايران قرار می گيرد.
8 آبان 1382


********************************


سؤال: با توجه به اينکه در اوضاع کنونی ايران مخالفان رژيم در درون جامعه هر روز افزايش می يابند، آيا می توان با مسلمانان مبارز نيز در درون يک تشکيلات سياسی همکاری کرد؟
در ابتدا بايد مفهوم خود از "مسلمانان مبارز" را روشن کرد. در ايران، طی هيجده سال گذشته، ما شاهد وجود کارگران "مبارز"ی بوديم که از مدافعان صفت و سخت رژيم سرمايه داری آخوندی بودند. برای نمونه در دوره جنگ ايران و عراق به غيراز کارگران عادی، کارگران "حزب الله"ئی نيز در جنگ فعالانه شرکت کرده و عليه ارتش صدام "مبارزه" کردند. "مبارزه" اين عده گواه بر ترقيخواهی آنها نمی توانست قلمداد شود.
بديهی است که ما به عنوان يک نيروی انقلابی نمی توانيم با هر کارگری (چه مبارز مسلمان و چه غيرمسلمان) که طرفدار يک نظام سرمايه داری ارتجاعی است، همکاری کنيم (حتی در درون يک نهاد مستقل کارگری مانند انجمن صنفی و غيره).
اما چنانچه منظور از "مسلمانان مبارز" افرادی هستند که عليه رژيم سرمايه داری به مبارزه و مقاومت پرداخته اند، موضوع فرق می کند. در اين حالت همواره دو موضع انحرافی وجود داشته است.
اول، موضع فرقه گرايانه که عمدتاً توسط گرايش های آنارشيستی ارائه داده می شود. مبنی بر اينکه هر فردی که "ماترياليزم تاريخی" را نپذيرد و يا به "خدا" اعتقاد داشته باشد، منحرف و يا "ارتجاعی" است. اين گونه استدلال ها منجر به انزوای طبقه کارگر در مبارزه ضدسرمايه داری آن می شود. مدافعان اين گونه نظريات فراموش می کنند که "طبقه کارگر" يک پديده يکپارچه و با اعتقاد منسجم سوسياليستی، نيست. اين نکته صحيح است که جهان بينی طبقه کارگر "مارکسيزم" و تنها راه رهايی کارگران "انقلاب سوسياليستی" است. اما، در عين کارگران و جوانان در يک جامعه سرمايه داری زندگی کرده و تحت نفوذ عقايد و ايدئولوژی هيئت حاکم قرار می گيرند. اگر قرار بود که کليه کارگران و زحمتکشان و جوانان در جامعه «سوسياليست» می بودند ديگر نيازی به سازماندهی و ايجاد حزب انقلابی  نمی بود. اما دنيای واقعی چنين نيست. کارگران ايران نيز تحت نفوذ ايدئولوژی هيئت حاکم قرار دارند. تبليغات مذهبی از طريق رسانه های جمعی، جرايد، مساجد، مدارس و غيره، به ويژه در جّو غيردمکراتيک و اختناق آميزی که بديل ديگری در جامعه وجود ندارد، در درون توده های وسيع مردم حتی قشر پيشروی کارگر تأثيرات خود را می گذارد. سرمايه داری عموماً تمام کثافت های خود را بر جامعه تحميل می کند.
 


ادامه مطلب
+
زنان کارگر در جنبش کارگری

وضعیت زنان کارگر و شکاف های جنسیتی *
سایت تغییر برای برابری
قبل از اینکه به موضوع اصلی سخنانم بپردازم, میخواهم اشاره کوتاهی داشته باشم به اینکه چرا ضرورت دارد در چنین روزی , در برنامه های مربوط به بزرگداشت روز جهانی کارگر, بخشی از برنامه را بطور ویژه به زنان کارگر اختصاص بدهیم. به اختصار به دو دلیل اساسی این ضرورت می پردازم:
یکم , در کلیه جوامع معاصر, بی حقوقی و ستم مضاعف ناشی از تبعیض جنسی بر زنان به شدیدترین وجه اعمال میشود و زنان حتی از همان حقوق و آزادیهای نیم بند و محدود مردان ( اگر چنانچه اصلا وجود داشته باشد) بی بهره هستند. ستمکشی زن به عنوان یک وجه مشخصه و مهم دنیای امروز باید در چنین روزهایی مورد بحث و بررسی قرار بگیرد. زیرا اگر بپذیریم که روز جهانی کارگر, روز پیکار نیروی کار بر علیه استثمار و بردگی طبقاتی است, زنان بعنوان بخش عظیمی از این نیروی کار, چه درکشورهای از نظر اقتصادی و اجتماعی عقب افتاده ( و یا عقب نگهداشته شده) و تحت نفوذ مذهب و سنن کهنه , و چه در جوامع "مدرن" سرمایه داری, در واقع در متن مکانیسم اقتصاد سرمایه داری و روابط مردسالارانه حاکم بر جامعه, از ستم و تبعیض ویژه ای رنج می برند.
دوم , دقیقا بخاطر آن واقعیاتی که در درون جوامع سرمایه داری بطور روزمره رخ مینماید, بخصوص در رابطه با وضعیت زنان کارگر, بحث در مورد زنان کارگر بدون هیچ اما و اگری ضرورت می یابد. از آنجائیکه ارتباط تنگاتنگی بین سلطه طبقاتی و سلطه جنسیتی در جوامع طبقاتی وجود دارد, و صد البته از آنجائیکه محو کامل سلطه جنسیتی و تحقق کامل برابری زن و مرد, بدون تغییرات بنیادی ساختار جامعه سرمایه داری, تخیلی بیش نیست, لذا پرداختن به فشار مضاعفی که زنان کارگر در زندگی اجتماعی و اقتصادی خود تحمل می کنند, دارای اهمیت بسیار میگردد. به عبارت دیگر از آنجایی که زنان بطور عموم و زنان کارگر بطور اخص, در واقع دست بگریبان نبرد در دو جبهه می باشند, میدان مبارزاتشان بسیار وسیعتر است. بنابراین جنبش کارگری, مدافعین این جنبش و فعالین آن, این وظیفه سنگین را بدوش دارند که بیش از همه جنبش های دیگر, به این ستم ویژه بطور اصولی برخورد کنند, تلاش برای از بین بردن آن را از آن خود بدانند و برای پیشبرد مبارزه علیه ستم جنسیتی نیرو آزاد کنند, ضمن اینکه حتی در درون خویش نیز باید, با یک خانه تکانی واقعی در رابطه با پرداختن به مسائل ویژه زنان کارگر, به مبارزه برخیزند.
در همین راستا است که تم وضعیت زنان کارگر را برای بحث در این روز بخصوص برگزیده ام. به محض اینکه میگوییم که میخواهیم در مورد زنان کارگر صحبت کنیم, اول از همه بحث هایی چون تفاوت میزان کار و دستمزد زنان کارگر نسبت به مردان کارگر به اذهان ما خطور می کند. اما ضمن اهمیت فوق العاده این بخش از موضوع , باید اذعان کنم که این تکه ای از ماجرای ستمکشی زنان است و البته ناگفته نماند بسیار واقعی هم هست. در واقع, میدان فرودستی زنان در جوامع کنونی وسیعتر از فقط تفاوت در میزان دستمزد است. این را هم در نظر داشته باشیم که این نوع تفاوت ( یعنی اختلاف دستمزد) حتی در میان خود مردان کارگر نیز به دلایل مختلف وجود دارد. زنان کارگر علاوه بر رنج و گرفتاری هایی که تمامی کارگران هم طبقه ای شان در جامعه دچار آن هستند, مصائب و مشکلات دیگری را نیز به خاطر جایگاه فرودستشان در جامعه تحمل می کنند. به عبارت دیگر, هم از مسائلی که ویژه زنان است در رنج و عذاب بسر می برند و هم از مشکلات و مسائلی که کل طبقه را متأثر مینماید و مربوط به کل مبارزات طبقه است.
در واقع از آنجایی که اکثریت زنان جامعه ما را زنان طبقه پایئن جامعه تشکیل میدهند, وقتی که از این رنج و عذاب صحبت می کنیم, باید وسعت آن را در نظر داشته باشیم و ببینیم این فرودستی تا چه شعاعی پیش میرود.
بررسی داده های آماری و پژوهشی در مورد ساختار کلی نیروی کار زنان کارگر و اوضاع آنها نشان میدهد که زنان کارگر را علی العموم میتوان به چهار بخش دسته بندی نمود:
بخش اول :
بخشی از زنان کارگر در کارخانجات تولیدی "بزرگ" به کار اشتغال دارند. متأسفانه تعداد این زنان روز بروز رو به کاهش است. کارخانجات "بزرگ" , به دلایل خاصی اصلا تمایلی به استخدام زنان ندارند و از آنجائیکه فکر می کنند زنان قادر به اضافه کاری و یا کار شیفتی نیستند, به علاوه اینکه بخاطر زایمان به مرخصی نیاز دارند, و این خود برای کارفرما هزینه بر میدارد, اکثرا ترجیح میدهند مردان را استخدام کنند. این امر, در کنار اخراج های وسیع زنان از کار, به کاهش تعداد زنان کارگر در این سطح , کمک نموده و آنرا سرعت می بخشد. در نتیجه زنان رفته رفته از کارخانجات بزرگ حذف میشوند.
بخش دوم:
تعداد بسیار زیادی از زنان کارگر در کارگاه های کوچک تولیدی کار می کنند. شرایط کاری این زنان نسبت به آنهایی که در بخش اول به کار اشتغال دارند, بسیار اسفناک تر و دردآورتر است. آنها عمدتا زیر پوشش قانون کار قرار داده نمیشوند. برای کودکان آنها مهد کودک تأمین نمیشود , از مرخصی زایمان بی بهره اند و رسما دستمزد کمتری از مردان کارگر می گیرند. و میزان دستمزد آنها - چه به عنوان کارگر ماهر و متخصص و چه به عنوان کارگر ساده - شاید حتی 60 درصد مزد مردان شاغل در همان کار هم نشود.
بخش سوم:
در این بخش زنان کارگری جای گرفته اند که که اصلا نشانی از آنها در آمار و ارقام وجود ندارد. انگار که اصلا وجود خارجی ندارند. این ها زنانی هستند که در خانه های خود بکار مشغول هستند. منظور البته خانه داری نیست, بلکه اشاره به آن کارهایی در خانه است که به عنوان صنعت خانگی شناخته شده است. مانند کار بسته بندی مواد مختلف, خشک و بسته بندی کردن میوه و سبزی, سر هم کردن قطعات, مثلا سوار کردن یک پیچ بر روی یک قطعه الکتریکی و یا انجام دیگر کارهای مشابه در خانه. سطح دستمزد این بخش از زنان کارگر آنقدر نازل است که حتی برخی از کارخانه های بزرگ هم ترجیح میدهند بخشی از کار روزانه خود را به زنانی که در خانه کار می کنند, واگذار نمایند. بدین ترتیب , کارفرمایان از سویی در برخی از هزینه های خود, مانند هزینه برق صرفه جویی میکنند, و از سوی دیگر هیچگونه مزایایی نیز به این زنان کارگر نمیدهند. تعداد این بخش از کارگران زن در حال افزایش می باشد.
بخش چهارم:
این بخش شامل زنان کارگر شرکت های پیمان کاری می باشد. پیمان کار, طبق قرارداد مابین خود و صاحب کار, قرارداد کاری را به نام خود می گیرد و بعد کارگران زن را برای انجام آن به کار میگمارد. مانند نظافت مراکز تولیدی و یا خانه های ثروتمندان . دستمزد این بخش از کارگران زن بسیار ناچیز است. بویژه که پیمان کار از دستمزد آنها آشکارا می دزدد. مثلا اگر کار را با قرارداد روزی 8 هزار تومان برای نظافت از صاحب خانه ای بگیرد , فقط 4 هزار تومان آن را به زن نظافتچی (خدمت کار ) میدهد و نصف بقیه را به جیب خود واریز میکند. نتیجه این دزدی آشکار یعنی 50 درصد سود خالص برای پیمان کار. در این نوع قرارداد کار, هیچ قانون و مقرراتی که دست و پای پیمان کاران را در این چپاول و استثمار بببند - و یا به داد این زنان برسد - وجود ندارد.
در تمام بخش هایی که در بالا برشمردم, البته مردان کارگر نیز به کار اشتغال دارند. اما همانطور که گفتم , زنان کارگر اگر که - بطور عموم - در موقعیتی فرودست قرار دارند, برای آن است که در یک مقایسه کلی در مجموعه شرایط کار و اوضاع و احوال مربوط به انواع این گونه کارها, زنان کارگر هم در رابطه با مردان کارگر در این بخشها در موقعیت پایین تری قرار دارند و هم در رابطه با زنان دیگر اقشار و طبقات در جامعه. به همین دلیل, یعنی به دلیل همین فرودستی است که مسائل کلیدی دیگری در همین بستر - یعنی بستر توضیح وضعیت زنان کارگر- دارای اهمیت میگردد و نمیشود بسادگی از کنار آن گذشت.
در اینجا دیگر صحبت از نابرابری جنسیتی در همه زمینه های زندگی زنان کارگر است. من میخواهم بیشتر از همه به دو بستر اصلی ای که نابرابری جنسیتی خود را نشان میدهد, و دارای زوایای بخصوص با نمودهای ویژه است, بپردازم . این دو بستر عبارتند از:
الف : نابرابری و شکاف جنسیتی در جامعه بطور عموم , و در تمام زمینه های بازار کار بخصوص ( امری که بهرحال جنبش عمومی زنان تاکنون به گوشه هایی از آن اشاراتی داشته است )؛ب : نابرابری جنسیتی در میان خود طبقه کارگر ( امری که کمتر به آن پرداخته شده است )؛
الف : شکاف جنسیتی در جامعه و بخصوص در بازار کار – نابرابری جنسیتی در بازار کار
شکاف های جنسیتی در سازمان اجتماعی کار, متناظر و به نسبت هر شیوه تولیدی, اشکال متفاوتی داشته اند. اما در جامعه سرمایه داری , شکاف های جنسیتی ویژگی های خود را دارد. علی الخصوص در عرصه کارکرد خانواده و رابطه آن با تولید و نقش زنان در این باره . اگرچه قدمت تاریخی مردسالاری به مثابه یکی از بسترهای بنیادی تبعیض جنسیتی, حتی به پیش از فورماسیون نظام سرمایه داری میرسد, اما با مختصات این نظام و تغییرات درونی آن همساز شده و به بخش جداناپذیری از آن تبدیل گشته است . از آنجائیکه اصولا جامعه طبقاتی بر بنیاد نابرابری و تبعیض استوار است و در همین راستا هم از ستم جنسیتی در زمنیه های مختلف , به ویژه در عرصه تولید و بازتولید بهره می برد, به همه گونه پدیده ها و بنیادهای تبعیض آمیز چنگ می اندازد. از جمله از مردسالاری بهره می گیرد تا به سیستم ستم و تبعیض جنسیتی و نابرابری تداوم ببخشد . نشانه های آنرا میتوانیم در تقسیم کار متکی بر جنسیت, در تمایز و پائین بودن سطح مزدها و به ویژه در عرصه بازتولید سرمایه, در نقش و وظایف زنان در خانواده و کارهای مربوط به امور خانگی, و همچنین در رابطه با بازتولید جسمانی نیروی کار و نقش زنان در این مورد, ببینیم.
در واقع تقسیم کار مبتنی بر جنسیت هم زمینه تاریخی دارد و هم بستر اجتماعی مشخص امروزین. برای اینکه این تقسیم به بهترین وجهی ثابت باقی بماند (بر اساس جنسیت), خدشه دار نشود و تداوم بیابد , انواع و اقسام قوانین , فرهنگ و سنن دست و پاگیر و عقب افتاده قرون وسطایی به کار گرفته میشود.
در همین راستا باید به این واقعیت هم اذعان داشت که تلاش بسیارسختی لازم است تا زنان کارگر از زیر بار قالب های جنسیتی تحمیل شده رها گشته و هویت طبقاتی خود را لمس نمایند. می گویم تلاش سخت, زیرا زمانی که خود زنان کارگر در محل کار, گونه های متفاوت ستم جنسیتی را لمس می کنند و بعد از آن هم - علاوه بر تحمل بردگی کار خانگی و مراقبت و نگهداری از فرزندان - ناچارند به نیازهای گوناگونی که همسران شان به آنها تحمیل می کنند, پاسخ گویند, رهایی از این قالب ها , به یک کار آگاهگرانه و آموزشی سیستماتیک - هم در درون زنان کارگر و هم در درون مردان کارگر – محتاج است. آموزشی که بتواند از پس تبلیغات مردسالارانه بدرستی برآید. چرا که بطور روزمره در خانواده و در محیط کار و از درو دیوار جامعه مدام به زنان گوشزد میشود که آنها شهروندانی هستند (البته از نوع درجه دوم آن) با وظایف و مسئولیت هایی در چهارچوب نورم های شناخته شده یک جامعه مردسالار و نه همکار و عضوی برابر از یک طبقه. جامعه مردسالار, این هویت و قالب جنسیتی را مرتبا به زنان تحمیل می کند: مادر, همسر, خواهر و دختر. به این ترتیب, اگر چنانچه زنان کارگر از اینگونه قالب های جنسیتی رها نگردند, بخش بزرگی از طبقه از دخالت گری برای تغییر سرنوشت خود کنار گذاشته میشود.
این قالب های جنسیتی در تمام زوایای زندگی زنان و در بسیاری از موارد بطور خشونت آمیزی , خود را برخ می کشد. چه در عرصه "خصوصی" و چه در حوزه عمومی و در اجتماع.
• هویت جنسیتی زنان در خانه و در پشت درهای بسته , پنهان از نظرها, به دور از چشم دیگران و بدون اینکه هیچ ناظری شاهد آن باشد, بطور خشونت آمیزی به آنان تحمیل می شود؛
• زنانی که حصار تنگ خانه را شکسته و بکار خارج از خانه اشتغال دارند, تداوم این خشونت را به صورت تحقیر و توهین صاحبان کار, و همچنین بصورت خشونت کلامی در محیط کار نیز تجربه می نمایند. اگر چه صاحبان کار, مردان کارگر را نیز تحقیر نموده و مورد اهانت قرار میدهند, اما این روش در مورد زنان کارگر سمت و سوی خاص خود و صد البته دلایل ویژه خود را دارد و افزون تر می باشد. زیرا زنان عمدتا بخاطر جنسیتشان نیز مورد تحقیر قرار می گیرند. اگر بطور اتفاقی, اشتباهی از آنان در محیط کار رخ بدهد, از اولین نقطه ای که مورد تحقیر قرار میگیرند, زن بودن شان است. زیرا تفکر مردسالار حاکم بر جامعه, راه خود را در محیط های کاری نیز بازیافته است و براین امر تلاش دارد که زنان را ناتوان جلوه بدهد. هدف این تفکر آن است که با تحقیر و توهین به زنان کارگر, اعتماد به نفس آنان را خدشه دار کرده و با این گونه حملات لفظی نیز آنها را از راه بدر نماید, بدین معنی که زنان کارگر را به خانه نشینی وادار نموده و از آنها شخصیت های مصرفی وابسته, بدون هیچ گونه قابلیت های حرفه ای نشان بدهد؛
• علاوه بر خشونت های کلامی کارفرمایان, زنان کارگر بدلیل شوخی های جنسی مردان کارگر در محیط کار, زیر بار فشارهای روانی نیز قرار می گیرند. اخلاقیات جنسی در محیط کار, منجر به شوخی در جمع های مردانه, به گونه ای که برای زنان کارگر قابل شنیدن باشد, میگردد. دست به دست گرداندن تصاویر سکسی از زنان, یکی از آن مواردی است که برخی از مردان کارگر از قبل آن در محیط کار خوش گذرانی می کنند. اگر نگاه های جنسی به زنان در محیط های کاری در اروپا و آمریکا به عنوان آزار جنسی (Sexual Harassment) جرم شناخته شده و مجازات قانونی دارد و شخص مرتکب این گونه اعمال (چه مرد و چه زن) دچار دردسر گشته و یا مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد, در ایران - و یا کشورهای مشابه آن - به مصداق "وصف العیش, نصف العیش" از سویی این آزار امری عادی تلقی میشود و از سوی دیگر در پی تثبیت این تفکر کهنه و بدون پشتوانه علمی است که مردان موجودات غریزی هستند و نمیتوانند خود را کنترل کنند, حتی در محیط کار, لذا هیچ ضرورتی هم برای کسب رضایت طرف مقابل برای "خوشگذرانی" وجود ندارد. در این رابطه دو طرفه, فقط مرد تصمیم گیرنده است و بس. موارد بسیاری پیش آمده است که زنان کارگر بخاطر رد پیشنهادات جنسی کارگران مرد و کارفرماهای شان, کار خود را اجبارا از دست داده و یا به اختیار آن را ترک کرده اند؛
• تبعیض در قوانین کاری موجب شده است که کارگران زن از بسیاری از فرصت ها برای رشد و ارتقای خود محروم گردند. بازار کار مرد محور, معیارهای استخدامی بخصوصی را در مورد زنان کارگر اعمال می نماید. خروج کارگاه های زیر ده نفر از شمول قانون کار ( یا بخشی از قانون کار) عمدتا زنان کارگر را در بر گرفته و شرایط فاجعه باری را برای کارگران زن به بار آورده است؛
• بسیاری از زنان در مشاغل مشابه با مردان, از دستمزد نابرابر برای کار مشابه و یکسان برخوردار هستند. تساوی مزد, یعنی حق مزد برابر برای کاری که از ارزش برابر برخوردار است. این حق یک زن کارگر است که به همان اندازه ای که به یک مرد کارگر پرداخت می شود, برای کاری که مهارت و تلاش و مسئولیت مشابه می طلبد و تحت شرایط کاری مشابه انجام میشود, دستمزد برابر دریافت نماید؛
• تاریخا, کاری را که زنان سنتا انجام داده اند, به اندازه "کار مردان" ارزشمند به حساب نیامده است. مراقبت از کودکان و سالمندان, انجام کارهای دفتری, تمیز کردن خانه و دفاتر و درس دادن, نمونه های کارهایی هستند که کم ارزش به حساب می آیند و دستمزد کمتری به آن ها تعلق می گیرد. تأثیرات منفی و پیامدهای اقتصادی – اجتماعی این بی ارزش ساختن "کار زنان" را میتوان از طریق فاکتورهای بسیاری توضیح داد. عدم تساوی مزد, به زنان کارگر و خانواده های آنها صدمه وارد می سازد؛ و زنان و کودکان را در مقابل فقر ضربه پذیرتر می نماید. زنان بیشتر از مردان در فقر زندگی می کنند و اکثر خانواده های تک والد, توسط زنانی که با درآمد پائین زندگی می کنند, سرپرستی می شوند. از آنجائیکه عدم تساوی مزد, به فقر می افزاید, می تواند نتایج مخرب بهداشتی و اجتماعی نیز به دنبال خود داشته باشد. ازجمله تغذیه نا چیز, مسکن نا مناسب, تمرکز کم در انجام کارهای مدرسه و انزوای اجتماعی. عدم تساوی مزد, همچنین به وابستگی اقتصادی مرتبط می شود, امری که بر روی توانایی یک زن در ترک رابطه آزاردهنده و مملو از ستم و تحقیر, تأثیر می گذارد. زنان کارگری که مزد کمتری دریافت می کنند, بازنشستگی کمتری نیز خواهند داشت. زنان کارگر مسن, اغلب تا پایان عمرشان دست به دهان زندگی می کنند. متدهای ارزیابی تعیین مزد در جوامع مبتنی بر تبعیض از آنجائیکه خالی از تعصبات جنسیتی نیز نیست, تاکنون صدمات بسیاری بر زندگی زنان کارگر وارد کرده است؛
• علاوه بر نکات فوق, زنان کارگر به گونه ای نابرابر به منابع تولیدی دست رسی دارند. آنها عمدتا در واحدهای تولیدی کوچک کار می کنند. علاوه بر موانع قانونی, موانع فرهنگی, سنتی و قومی نیز یکی از مهم ترین مکانیسم هایی هستند که در نوع اشتغال زنان اعمال نفوذ می کنند و به مثابه موانعی شناخته شده - که مبتنی بر نورم جاری مملکت می باشند - در فعالیت های اقتصادی زنان نقش ایفا می نمایند. از جمله نمودهای این موانع , اعتقادتی چون " کار زنان مایه سرشکستگی خانواده است" , " زن نان آور خانه نیست. نباید بیرون از خانه کار کند", " وظیفه اصلی زنان بچه داری و حفاظت از سلامت خانواده است" و باورهایی مشابه آن می باشند. این گونه اعتقادات سبب میگردد که فعالیت های اقتصادی بسیاری از زنان گاها مخفیانه صورت بگیرد و از دید مأموران سرشماری و آمارگیری هم پنهان نگاهداشته شود؛
• زنان کارگر از محدودیت در فرصت های شغلی در رنج می باشند. محدودیت های شغلی بخودی خود یافتن کار مناسب برای مردان را دشوار ساخته است , تا چه برسد به زنان که نیروی درجه دوم در بازار کار به حساب می آیند؛
• زنان کارگر دارای امکان برابر در ارتقای شغلی نیستند. اغلب کارفرماها زنان را به صورت نیمه وقت و یا برای دوره معینی بکار می گیرند. این امر سبب می گردد که زنان کارگر علاوه بر محرومیت از مزایای شغلی , فرصت ارتقا به درجات بالاتر کاری را نیز از دست بدهند. به عبارت دیگر, قبل از آنکه به درجات بالاتر شغلی برسند و از حقوق و مزایای بهتر برخوردار شوند, عذر آنان خواسته میشود؛
• در زمان کسادی بازار و رکود اقتصادی , زنان کارگر اولین قربانیان بیکار سازی می باشند. اکثر صاحبان کار قراردادهای کاری را طوری تنظیم می کنند که هروقت دلشان خواست و اوضاع را مناسب تشخیص دادند, زنان کارگر را از کار برکنار کنند, در این قراردادها از هیچگونه مزایایی برای زنان کارگر, در صورت اخراج, نام برده نمیشود. از سوی دیگر از آنجاییکه اغلب زنان کارگر به صورت پاره وقت استخدام میشوند, به هنگام تعدیل نیرو نیز جزو اولین کسانی هستند که در معرض اخراج قرار دارند؛
زنان کارگر, بخاطر شرایط سخت کار, بیشتر دچار انواع بیماری های جسمی و افسردگی روحی می گردند. بسیاری از آنان از صبح کله سحر, قبل از طلوع آفتاب راهی کار - در کارگاه هایی که اغلب در زیرزمین های تنگ و تاریک زن را استثمار می کنند - میگردند و پس از 11 ساعت کار بی وقفه و طاقت فرسا, هنگامیکه آفتاب غروب کرده است, به خانه باز می گردند. تازه مسائل خانوادگی هم بر روی آنها فشار می آورد. مشاجرات کلامی با شوهر ناسازگار که یک بند همسر خود را تحقیر می کند و از وی توقع خدمات رسانی صد در صدی را حتی پس از ساعت ها کار طاقت فرسای طولانی, دارد, نداشتن مهد کودک مناسب برای فرزندان و بسیاری از درگیری های خانوادگی دیگر نیز قوز بالای قوز زندگی زنان کارگر است. یک لحظه در نظر مجسم کنید کار کردن زنان شیر ده را و یا کار با زنان حامله در کوره پزخانه ها را و درعین حال تلاش آنان را برای انجام وظایف خانه داری, آشپزی و مراقبت از فرزندان به همراه کتک خوردن از شوهری که خود نیز زیر بار بی عدالتی اجتماعی – اقتصادی خورد شده است. گفته می شود بیش از 50 درصد طلاق ها در خانواده های کارگری رخ میدهد. شاید چنین به نظر آید که بسیاری از زنان کارگر, تن دادن به تمامی شرایط سخت و غیر انسانی کار را حتی به در خانه ماندن و شب و روز را با شوهر ناسازگار سرکردن ترجیح مب دهند. اما واقعیت این است که برای بسیاری از آنان انتخاب مفهومی ندارد. اگر فقر و فلاکت اقتصادی آنها را به اشتغال در بدترین شرایط کاری سوق می دهد, همه عواملی که در بالا بر شمردم دست بدست هم می دهند تا زنان را به طرف خانه نشینی بکشاند؛
• پاکسازی زنان از محیط های کاری از جمله اولین برنامه هایی بود که جمهوری اسلامی به محض به قدرت رسیدن در دستور کار خود قرار داد. جمهوری اسلامی, از همان ابتدا, زنان را به باز نشستگی زودرس و به بازخرید - که در واقع به نوعی در راه تحقق سیاست پاک سازی بود - تشویق نمود. در این راه , تعطیل کردن بسیاری از مهدکودک ها در ادارات دولتی نیز نیز به خدمت پاک سازی زنان و خانه نشینی آنان در آمد. این امر تا آنجا پیش رفت که با بخشنامه های دولتی همراه شد. اخیرا حتی سازمان صنایع ملی در بخش نساجی هم بخش نامه ای صادر کرده است که ناظر بر ممنوع بودن استخدام زنان می باشد. آپارتاید جنسیتی از سوی دیگر, اداره مهد کودک ها را به دست کارفرمایان سپرد. آنان نیز با تکیه بر سیاست کاهش هزینه, و بعبارت دیگر سیاست افزایش سودهای خود, در بسیاری از مهدکودک ها را تخته کرده و موجبات بیکارسازی زنان را بیش از پیش فراهم ساختند.
به هر حال اگر چه زنان کارگر ظاهرا از کار در مشاغل رسمی کنار گذاشته می شوند, اما آنها به خانه های خود باز نگشته اند. این گزینه در شرایط زیست فعلی آنها اصلا جایی ندارد. آنها بخاطر فشارهای مالی و اقتصادی, جذب مشاغل حاشیه ای غیر رسمی, قراردادی و خارج از دایره شمول قانون کار و تأمین اجتماعی, گردیده اند.
اگر بپذیریم که در واقع میزان مشارکت زنان در فعالیت های اقتصادی و اجتماعی یکی از شاخص های مهم توسعه انسانی است, هنگامیکه واقعیاتی را که برشمردم در نظر داشته باشیم, و تأثیر آنها را در میزان این مشارکت نادیده نگیریم, می بینیم که این شاخص ها در ایران بسیار پائین هستند. اگر چه زنان در ایران از نظر شاخص آموزشی در شرایط به مراتب بهتری از اکثر کشورهای منطقه بسر می برند, اما ورود زنان به بازار کار و مشارکت آنها در فعالیت های اقتصادی متناسب با آهنگ رشد تحصیلات آنها نبوده است و حضور آنها در بازار کار و سهم درآمد شان در میان کشورهای مشابه, در رتبه بسیار پائینی قرار دارد.
اگرچه آمارها نشان از این دارند که در روستاهای گیلان, زنان هفتاد و شش درصد نیروی کار در بخش برنج کاری و هشتاد درصد نیروی کار در بخش چایکاری را تشکیل میدهند؛ در روستاهای گرگان چهل درصد پنبه کاران و نود درصد سبزی کاران زن هستند؛ و در استان کرمان سهم زنان در صنعت فرش حدود هشتاد درصد کل شاغلان در این صنعت است, با این وصف در سطح کلی در جامعه ما, مشارکت زنان در فعالیت های اقتصادی, همچنان نسبت به مردان کمتر است.
این تفاوت در مشارکت در فعالیت های اقتصادی عمدتا بر بنیاد عنصر تبعیض اقتصادی , سیاسی و اجتماعی استوار است و تأکیدات خود را از مجموعه قوانین ناظر بر سازمان اجتماعی کار در ایران می گیرد. به عبارت دیگر, همه قوانین کار ایران در رابطه با زنان دارای عنصر تبعیض می باشند. ما با دولتی ایدئولوژیک در ایران روبرو هستیم که اصولا عنصر برابری طلبی و ضدیت با تبعیض بر علیه زنان در سرتاسر ایدئولوژی آن نه تنها محلی از اعراب ندارد, بلکه با هزار و یک آیه و سوره و با تکیه بر بسیاری از قوانین قرون وسطایی , زنان را در زندگی خصوصی و در زندگی اجتماعی شان و در خانه و محل کار همواره به جایگاه فرودست سوق میدهد. نتیجتا ما با هیچ اقدامی نیز از سوی دست اند